امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
508
آيا فتوحات بعد از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ همان انگيزه‌هاي زمان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را دنبال مي‌كرد؟

اگر مقصود از انگيزة فتوحات پس از پيامبر انگيزة خلفايي كه دست به فتوحات زده‌اند باشد بايد گفت يقيناً انگيزة نوع خلفا با توجه به ظرفيّت وجودي‌شان همان انگيزه‌هاي نبي اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نمي تواند باشد، اما اگر منظور از آن روح حاكم بر فاتحين مي‌باشد آن هم به طور كلّي ، در اين صورت بايد اشاره نمود كه برخي از افراد انگيزه‌هاي متعالي داشته‌اند. به عنوان نمونه ربعي بن عامر در پاسخ رستم، فرمانده سپاه ايران كه پرسيد: چه چيزي شما را به اين‌جا آورده، گفت:« خدا ما را آورده و مأمور كرده تا هر كه از بند‌گانش را كه او بخواهد از تنگناي دنيا به آسايش و فراخي منتقل نموده و از جور اديان به عدالت اسلام رهنمون سازيم.»[1]
هدف پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از جنگ‌ها، گسترش اسلام و پرستش خدا بوده و مي‌خواست مردم را از چنگ سلاطين جور برهاند (جهاد آزادي‌بخش) تا آزادانه بينديشند و حق را انتخاب كنند. هدف اصلي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نفي شرك و برطرف ساختن موانع گرايش مردم به توحيد بود و مسئله جزيه گرفتن و يا جنگيدن و فتح كردن و غنيمت جمع كردن هدف نبوده است لذا اگر قبيله‌اي بدون جنگ دعوت آن حضرت را مي‌پذيرفت جان و مالش در أمان بود. براي نمونه وقتي مشركان هَمْدان بدون جنگ مسلمان شدند سپاهيان اسلام هيچ تعرضي به آنها نكرده خون و مالشان در أمان ماند.
گاهي كه غنائم گران بها و ارزشمند وارد مدينه مي‌شد و چشم‌هاي اصحاب را خيره مي‌كرد آن حضرت با يادآوري نعمت‌هاي گرانبهاي بهشتي ارزش آنها را كم و كوچك جلوه مي‌داد. خالد بن وليد در سال نهم هجري از سرية دومة الجندل پارچه زربفتي به غنيمت گرفته براي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرستاد، مسلمانان از مشاهدة آن به شگفت آمدند و با تعجب آنرا لمس مي‌كردند، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ خطاب به آنها فرموده: «از اين قباي زربفت به شگفت آمده‌ايد به خدايي كه جانم در دست اوست: دستارهاي سعد بن معاذ در بهشت از اين بهتر است»[2]
پس از رحلت نبي اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ به هر حال به طور طبيعي ابعاد جهادي فتوحات كم‌رنگ شد و انگيزه‌هاي مادّي فاتحين افزايش يافت.
در فتح قادسيه دو تن از فرماندهان سپاه اسلام، منذر بن حسان ضبّي (فرمانده هشت هزار نفر از قلب لشكر سعد بن ابي وقاص) با جرير بن عبدالله جبلي (فرماندة قريب به ده هزار نفر از جناح راست لشكر) بر سر تصاحب لباس‌هاي قيمتي يكي از بزرگان سپاه ايران با يكديگر درگير شدند.[3]
در فتح قنسرين، نزديك حلب سورية كنوني، مردم در پناه قلعه و حصن‌هاي شهر قرار گرفته بودند، پس از مدتي تصميم به صلح گرفته و با خالد بن وليد فرمانده سپاه اسلام صلح كردند، خالد نيز با آنها مصالحه كرد،‌ و از اين رو طبق موازين اسلام و تعهدات معمول انساني ديگر حق حمله و تجاوز به آنان را نداشت ولي پس از مصالحه و خلع سلاح، عهد خود را شكست و شهرشان را ويران كرد.[4] به طور قطع اين عمل ناجوانمردانه با انگيزة الهي گسترش اسلام هيچ سازگاري نداشت . بعضا فاتحين به منظور به دست آوردن غنائم بيشتر دست به چنين اقداماتي مي زدند.
هم چنين در زمان عمر كوفيان و بصريان در جريان فتح تستر و قلعة هرمزان بر سر تقسيم غنائم با يكديگر درگير شده هر يك فتح را به خود نسبت مي‌داد تا غنائم افزون‌تري نصيبش گردد.[5]
همان گونه كه در دوران خلافت عثمان هنگام فتح ارميّه در نبرد شمشاط بين سپاه كوفه و شام براي تصاحب غنائم اختلاف پيش آمد و كار به جايي رسيد كه كساني كه ظاهراً براي نشر وتبليغ اسلام در خارج بلاد اسلامي مي‌جنگيدند براي به دست آوردن اموال به روي يكديگر شمشير كشيدند و سرانجام عراقي‌ها پيروز شدند.[6]
شواهد موجود نشان مي‌دهد وضع فتوحات در دوران سه خليفة اول بهتر از فتوحات دوران بني‌اميّه بوده زيرا در دوران بني‌اميّه فتوحات كاملاً رنگ كشورگشايي‌هاي شاهانه به خود گرفت لذا گزارش‌هايي نشان مي‌دهد اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ به خلفا اوليه در فتوحات كمك فكري داده و در مشاوره‌هايي كه از آنها مي‌خواستند شركت مي‌كردند.[7]
در جمع‌بندي مطالب فوق بايد گفت في‌الجمله اصل فتوحات در دوران خلفاي اوليه همچون فتوحات دوران پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ مورد تأييد اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ بوده ولي و به دليل عدم نظارت صحيح بر روند  فتوحات و بي‌مبالاتي ،جنبه‌هاي فرهنگي و معنوي سپاهيان اسلام كم‌رنگ و يا مغفول واقع گرديد و از زمان معاويه به بعد، جنبة كشورگشايي پيدا كرد.

معرفي منبع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ دكتر ابراهيم آيتي.

پي نوشت ها:
[1] محمد بن جرير طبريتاريخ الطبري ،بيروت،دار التراث،1387،ج3،ص 320
[2] . ر.ك: آيتي، محمد ابراهيم، تاريخ پيامبر اسلام، تهران، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1369ش، ص633.
[3] . ر.ك: كتاب الفتوح، پيشين، ج 2-1، ص 159.
[4] . محمد بن جرير طبري، تاريخ الامم و الملوك، بيروت، دارالكتب العلميه، 1408، ج 2، ص 301.
[5] . الفتوح، پيشين، چ 2-1، ص 286.
[6] . كتاب الفتوح، ج 2-1، ص 341 تا 343.
[7]

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :