امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
499
علل شورش بر ضد عثمان چه بود؟

عثمان پس از اين كه به  خلافت رسيد نه تنها سيره نبوي بلكه سيره  دو خليفه اول را نيز زير پا گذاشت ، او دست به اقداماتي زد كه در نهايت به آشوب و شورش در جامعه اسلامي منجر شد او بدعت‌هايي را در دين به وجود آورد كه آثار مخربي در جامعه‌ي اسلامي بنيان نهاد. وي زمينه‌ساز تسلط طولاني خاندانش به قدرت بود.[1]
مدّت حكومت عثمان 12 سال بود[2] اقدامات خلاف او خصوصا در نيمه دوم حومتش  زمينه‌ساز شورش بر ضد او شد. در اين جا به پاره اي از اين موارد اشاره مي شود.
1. عدم قصاص عبيدالله بن عمر
عبيدالله فرزند عمر به بهانه كشته شدن پدرش توسط ابو لؤلؤ ،دختر  ابو لؤلؤ، جفينه و هرمزان را به قتل رسانيد[3] و عثمان از خون او گذشت و او را با احترام در كوفه منزل داد. اين مسئله در بين مسلمين و صحابه‌ روشن بود كه بر خلاف آيات قرآن و سيره‌ي نبوي است كه در مقابل قتل بايد قاتل قصاص شود و هيچ كس حق تعرض بر غير قاتل را ندارد.
2. برگرداندن حكم بن ابو العاص و مروان تبعيدي هاي  پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به مدينه.
او با برگرداندن حكم بن ابوالعاص و پسرش مروان از طائف به مدينه حكم رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را زير پا گذاشت در حالي كه خلفاي پيش از او از اين عمل امتناع كردند.[4]
3. توجه بيش از حد به ماديات و تجمل.
چنانچه براي خود كاخي ساخت كه در مدينه سابقه نداشت و اموال و املاكي به تملك خود درآورد.[5] روزى كه عثمان كشته شد اموال وى نزد خزانه‏دارش به 000/ 150 دينار طلا و 000/ 000/ 1 درم مى‏رسيد و بهاى املاك او در وادى القرى و حنين و ديگر جاها 000/ 100 دينار طلا بود و گوسفند و شتر فراوان از او بر جاى ماند.[6]
4.تسلط دادن بني اميه بر مردم و بخشش اموال فراوان به آنها.  عثمان به تدريج بني اميه را بر ديگر قبايل و قريشيان برتري مي‌داد. طبيعي بود كه چنين ترجيحي براي بسياري از خاندان‌هاي قريشي و ديگران قابل تحمل نخواهد بود، لذا به تدريج حاميان او مبدل به مخالفين شده و بر ضد او در شورش متحد شدند.[7]
در دوره‌ي او بني اميه و فرزندان ابي معيط بر تمام امور مسلط شده و داراي تيول  و مرغوب ‌ترين زمين‌ها شدند و به ستم، اموال مردم را مصادره مي‌كردند.[8] عثمان از بيت المال به خاندان خود تا مي‌توانست مي‌بخشيد. او به شهرهاي مختلف نامه مي‌نوشت و دستور مي‌داد تا والي آن شهر به منسوبين او از بيت المال مبالغ زيادي بپردازد. مثلاً به والي بصره، عبدالله بن عامر نوشت كه ششصد هزار درهم از بيت المال بصره به دامادش بپردازد.[9] او همواره به خويشاوندان خود جايزه‌اي مي‌داد ... تا جايي كه خزانه‌دار مدينه از دست عثمان و خاندانش به ستوه آمد و روزي در حالي كه عثمان در مسجد خطبه مي‌خواند وارد مسجد شد، و به مردم گفت: اي مردم عثمان گمان برده است كه من خزانه‌دار او و خويشان او هستم ... اين كليد بيت المال شماست تحويل بگيريد ...[10]
عثمان  وليد بن عقبه بن ابي معيط را كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ او را اهل جهنم شمرده بود والي كوفه كرده بود. همين والي بود كه با مستي براي مردم نماز خواند و نماز صبح را به چهار ركعت تمام نمود برخي از صحابه و مؤمنين به اين عمل او اعتراض كردند.  وليد همچنين جادوگري را كه يهودي بود براي اجراي نمايش و شعبده بازي به مسجد وارد كرد. واليان بعدي نيز همانند او با مردم بدرفتاري مي‌كردند اين امور مردم را به منظور اعتراض به سوي مدينه روانه كرد.[11]
5. بدرفتاري و جسارت به برخي از صحابه‌ي بزرگ و مورد عنايت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ
او ابوذر صديق را به ربذه تبعيد كرد و عبدالله بن مسعود را كتك زد و عمار ياسر را ناسزا گفت كه منجر به مخالفت قبيله‌ي بني مخزوم با او شد.[12]
نتيجه گيري: علل شورش بر ضد عثمان كه منجر به كشته شدن او شد رامي توان در موارد ذيل خلاصه كرد.
1. مخافت با  سيره‌ي نبوي وشيخين  وعمل بر خلاف قرآن.
2. مسلط كردن بني اميه و خويشان خود و ترجيح آنان بر تمام مسلمين و ايجاد فاصله‌ي طبقاتي فراوان.
3. اسراف و تبذير و بخشش بي حد و حصر بيت المال به خويشان.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ تحول دولت و خلافت: رسول جعفريان.
2. تاريخ خلفاء: رسول جعفريان.
3. تاريخ اسلام : اصغر منتظر القائم.

پي نوشت ها:
[1] . بلاذري، احمد بن يحيي، انساب الاشراف، تحقيق احسان عباس، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1400، ج4، ص580، و طبري، تاريخ الطبري، بيروت، چاپ اول، بي‌تا، ج4، ص 283.
[2] . مسعودي، مروج الذهب، ترجمه پاينده، تهران، علمي فرهنگي، چاپ چهارم، 1370، ج1، ص688.
[3] محمد بن جرير طبري ،تارخ طبري ،ترجمه ابو القاسم پاينده ،تهران ،اساطير ،1375،ج5،ص 2083
[4] .  مسعودي ،پيشين، ص 689 و 691.
[5] . همان، ص 690.
[6] علامه اميني ،الغدير ،جمعي از مترجمان تهران ،بنياد بعثت،بي تا،ج16،ص 84
[7] . جعفريان، رسول، تاريخ تحول دولت و خلافت، قم، دفتر تبليغات، چاپ اول، 1373، ص 126.
[8] . مسعودي،همان، ص 693.
[9] . همان، ص 62.
[10] . همان، ص 62.
[11] . همان، ص 691 ـ 694.
[12] . يعقوبي، ابن واضح، تاريخ يعقوبي، با ترجمه‌ي محمدابراهيم آيتي، تهران، علمي فرهنگي، چاپ هفتم، 1374، ج2، ص8 ـ 66.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :