امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
491
چرا مهاجرين و انصار در برابر ابوبكر و عمر سكوت كردند ولي در برابر عثمان به مخالفت پرداختند؟

علت اساسي اين مسئله اين است كه دوران خلافتِ ابوبكر و عمر كارهاي آنها كاملا با عثمان متفاوت بوده است ظلم و ستم عثمان و كارهاي نارواي او مردم را به شورش عليه خويش وادار كرد.
در داستان شورش عليه عثمان با توجه به كارهاي ناشايست او اكثر مسلمانان معترض بودند و ظلم عثمان و عمال وي به قدري بالا گرفت كه از مردم تحمل و تاب و توان رفت لذا شورش كردند.
از جمله عللي كه مردم را عليه عثمان شورانيد و مورخين به آنها تصريح كرده اند عبارتند از:
1ـ تبيعد ابوذر غفاري صحابي بزرگ پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم : علت تبعيد ابوذر اعتراض به عملكرد عثمان بود،  ابوذر پايمال شدن سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم توسط وي و عمالش را به مردم مي گفت چنانكه يعقوبي مي نويسد:
چون شش سال از خلافت عثمان سپري شد، مردم از او بدگويي كردند و كساني درباره او به سخن آمدند و گفتند: خويشان خود را برگزيد و چراگاه ما را قرق كرد و با مال خدا و مسلمين خانه ساخت و مزرعه ها براي خود تهيه كرد و ثروت اندوخت و ابوذر صحابي بزرگ پيامبر خدا صلی الله عليه و آله و سلم و عبدالرحمن بن حنبلي را تبعيد كرد و دو تبعيد شده پيامبر خدا صلی الله عليه و آله و سلم: حكم بن ابي العاص و عبدالله بن سعد بن ابي سرح را از تبعيد بازگرداند كه تعدي آشكار به سنّت پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم بود، خون هرمزان را پايمال كرد،[1] عبيدالله بن عمر را براي قصاص هرمزان نكشت، وليد بن عقبه را والي كوفه كرد كه در حال مستي نماز گزارد و زني را كه شش ماهه زائيد سنگسار كرد كه آشكارا بر خلاف آيه قرآن بود كه علي عليه السلام  در اين رابطه به او تذكر داد. [2]
2ـ به كار گماشتن بني اميه:  همان طوري كه در تواريخ آمده، او بني اميه را بر مقدّرات مردم حاكم كرد; تمام چراگاه ها را در اطراف مدينه و طائف و غيره به بني اميه واگذار كرد اين اعمال ظالمانه زمينه را براي شورش عليه عثمان مهيا كرد.
3ـ درگيری بين عمان و عايشه : يكي ديگر از عوامل كه تأثير بسزايي داشت، درگيري و رنجشي بود كه ميان عثمان و عايشه بوجود آمد و عايشه پيراهن يا نعلين پيامبرصلي الله عليه و آله را در روزي كه عثمان بر فراز منبر خطبه مي خواند به مردم نشان داد و گفت اين جامه پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم است كه هنوز كهنه نشده، ولي عثمان سنت پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم را كهنه كرده و به فراموشي سپرده است.
4ـ دادن بيت المال و زكات مسلمين به خويشان خود:  چنانكه وي دستور داد كه از خزانه بيت المال به دامادهاي خود و پسر عموهايش و برادر زادگان و اقربايش مقدار قابل توجهي عطا نمايند كه گاهي سبب اعتراض خزانه دار مي شد. به طوري كه يعقوبي نوشته است:
آن قدر عثمان از خزانه دار مدينه مقرري خواست و به او حواله داد كه آخر كار خزانه دار در روز جمعه كليد خزانه را در حين خطبه خواندن به عثمان داد و گفت: اي مردم ]عثمان[ گمان برده است كه من خزنه دار او و خويشان او هستم با اينكه من خزانه دار مسلمين بودم و اين هم كليدهاي بيت المال شماست و آنها را انداخت; سپس عثمان كليدها را برداشت و به زيدبن ثابت داد.[3]
5ـ مورد اذيت قرار دادن صحابه:چون عبدالله بن مسعود، قاري بزرگ قرآن توهين كرد و همچنين مزاحمت هايي به ساير صحابه و بزرگان آنها داشته است از جمله عمار ياسر را نيز مورد اذيت قرار داد و به او اهانت نمود.
خلاصه اينكه: اكثر مورخين و محدّثين اماميه و عامه نوشته اند كه عثمان به عنوان خليفه ي پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم به قدري از نظر مردم از حيث منزلت و جايگاه تنزل كرد كه نه تنها خانه اش را محاصره كردند و آب بر روي او بستند، بلكه او را كشتند و در نماز وي نيز كسي جرأت يا رغبت شركت نداشت و عايشه در قتل وي خدا را شكر كرد و بر او نفرين و لعن نمود.[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيري در نهج البلاغه، شهيد مطهري، ص 166 .
2. تاريخ يعقوبي، ج2.
3. تاريخ طبري، ج2.

پي نوشت ها:
[1] . يعقوبي، احمدبن ابي يقوب ابن واضح، تاريخ يعقوبي، ج2، ص 61 .
[2] . همان.
[3] . همان، ص73.
[4] . كوفي، اعثم، احمد، الفتوح، ترجمه مستوفي هروي، 386.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :