امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
591
کيفيت تأسيس و گستره جغرافيايي خلافت عثماني را نوشته و فرجام آن را بيان کنيد.

حکومت عثماني به حکومتي گفته مي شود که ترکان گريخته از هجوم مغول ها که در اصل از ترکمن هايي بودند که در قرن ششم هـ .ق از جنگ ملازگرد به سوي شبه قاره پراکنده شدند، در محدوده جغرافيايي خاص به تشکيل حکومت پرداختند و پس از مدتي دامنه قلمرو حکومت خود را گسترش داده و تقريباً علاوه بر در اختيار گرفتن قلمرو حکومت خلفاي فاطمي و عباسي،  بخش هايي از اروپا را نيز به قلمرو خود ضميمه کردند و قرن ها به همين نام و با شهرت خلافت عثماني حکومت راندند.[1]
تا تأسيس ترکيه فعلي حکومت آنها استمرار داشت، يعني تا زماني که اروپا و غرب بر عليه امپراطوري عثماني توطئه نموده و آن را تجزيه و مستعمره خود نمودند؛ بر اساس بررسي هاي تاريخي و آداب و رسوم بدون ترديد عثمانيان از نظر تبار و خاستگاه قبيلگي از تيره «قايي» اغوزها و منسوب به شاخه راست اين تيره يعني شاخه گون خان هستند.[2]
البته اختلافات زيادي درباره خاستگاه قبيلگي آنها و ساير مسائل نژادي عثماني ها وجود دارد که در اين مجال نمي گنجد.
قلمرو اوليه حکومت عثماني، مربوط به سلجوقيان بود که آنها عشاير مربوط به خود را در مراحل مختلف در نقاط مختلف آناتولي اسکان داده بودند. که تيره قايي از جمله آنها بود که پس از فوت جلال الدين خوارزمشاه در برخي از نواحي آناتولي مستقر شدند که بخشي از اين قايي ها حاکم نشين عثماني را تأسيس کردند.[3]
بر اساس قراين تاريخي آنها در زمان علاء الدين کيقباد اول (1219 ـ 1236 م) در حوالي قرجه داغ واقع در غرب آنکارا مستقر شدند و بعدها سگوت و دمينيچ را اشغال کردند؛ آنها در قرن چهاردهم به رهبري ارطغرل چهارصد خانوار بودند[4] او در سال 680 هـ بيش از نود سال داشت که با قبيله خود در اطراف آنکارا ساکن بود در زمستان ها و تابستان ها ييلاق و قشلاق مي کردند.[5]
پس از وفات ارطغرل از بين عشاير مختلفي که تابع او بودند (يکي از عوامل اين پيروي از عشاير مرزي بودن ارطغرل بيگ و نيز انتساب او به قايي ها يعني پر افتخارترين شاخه اغوزها بود) پسر کوچکش عثمان بيگ به سبب کفايت و لياقت اقتدار مآبانه اش به رياست عشاير برگزيده شد، عثمان يا اوتمان بيگ در اواخر عمر پدرش در اداره امور با او همکاري مي کرد. فردي بنام دندار برادر ارطغرل نيز مدعي رياست عشيره بود که با عثمان به اختلاف افتادند، غير از عشيره قايي، بقيه عشاير به رياست دندار که سالمند و با تجربه بود علاقه مند شدند، به علت قدرت و فزوني جمعيت عشيره قايي دندار تسليم عثمان شده ، ولي در پنهان عليه برادرزاده اش فعاليت مي نمود تا اين که به قتل رسيد؛
بدين ترتيب عثمان يکه تاز رياست عشاير اُغُوز گرديد؛ محل تولد عثمان بيگ سگوت و در سال 656 قمري بود (1258 م) که در حدود 23 سالگي رهبري قوم را عهده دار شد، اين زمان مقارن حکومت غياث الدين کيخسرو سوم است که به دستور ايلخانان کشته شد و پسرش غياث الدين مسعود به سلطنت رسيد.[6]
مرکز حکومت عثمان بيگ از شهر ازنيق به استانبول منتقل شد، عثمان به خاطر جنگ با روميان وکفار به غازي عثمان شهرت يافت، او جنگ هاي فراواني کرد و قلمرو فرماندهي خود را افزود و با دختر رهبر طريقت اخيگري ازدواج کرد و از آنها در رواج حکومت عثماني و استقرار و گسترش آن استفاده فراوان برد.[7]
با تدابير و لياقتي که عثمان غازي در اين منطقه از خود نشان داد، قلمرو او توسط حکمرانان سلجوقي نيز افزوده مي شد و از رياست عشيره به حکمران مرزي ارتقاي مقام يافت.[8]
حاکم رومي واينه گول از فزوني قدرت او در هراس بودند که براي او توطئه چيني کردند، ولي او با هوشياري تمام بر آنها فائق آمد ؛ يکي از علل موفقيت و پيشرفت عثمان بيگ مؤسس خلافت عثماني وفاداري به سلاجقه و ايلخانان آل چوپان و... بود.[9]
بدين ترتيب بود که عثمان غازي اساس تشکيل خلافت بزرگ عثماني را با درايت و اعتدال و مديريت و کارداني که تاريخ از او سراغ دارد، بنيان گذاشت.[10] و فرزندان وي جانشين وي شدند و با تصرف کردن شهرهاي بيزانس (امپراطوري بيزانس)[11] و شهرهاي بزرگي نظير ازمير، آنکارا (آنقره) ازنيق نخستين تشکيلات عثماني را به وجود آوردند و به ضرب سکه و تأسيس ديوان وزارت و ايجاد نيروهاي مسلح مخصوص نظامي حافظ شهرها، دست زدند و بدين ترتيب به امور مختلف سامان دادند.
بعدها فتوحات آنها در بالکان، اروپاي شرقي و بلغارستان، صربستان آلباني، بوسني، اغوزه و...[12] استمرار يافت که بدين ترتيب تمام اروپا را تحت تأثير قرار داد، دول اروپايي براي جلوگيري از پيشرفت قلمرو جهان اسلام دو چاره انديشيدند:
1. ايجاد جنگ هاي صليبي به رهبري پاپ و تحريک او که مردم مناطق عثماني را بر عليه عثماني ها مي شوراند.
2. ايجاد اختلاف بين کشورهاي اسلامي (اختلاف داخلي).
بدين ترتيب با ايجاد تنش از درون و هجوم از بيرون امپراطوري بزرگ اسلامي را تجزيه و تقسيم نمودند و بعنوان مستعمرات خود سال ها به غارت تمام ذخاير مادي و معنوي اين کشورها و تضعيف فرهنگي ديني اين مناطق با برنامه هاي از پيش تعيين شده پرداختند و پس از ايجاد بحران هويت فرهنگي و اقتصادي نخبگان جوامع اسلامي را مجذوب خود کرده و از نظر علمي نيز خلاء بزرگي در کشورهاي اسلامي بوجود آوردند و اين روند تخريبي باعث شد که کشورهاي اسلامي از حرکت به سوي رشد علمي و معنوي بازماند و به عنوان کشورهاي عقب مانده يا توسعه نيافته يا کشورهاي جهان سوم معروف شد که به نوعي تحقير محسوب مي شد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تاريخ امپراطور عثماني و ترکيه جديد؛  استانفورد جي شاو، : محمود رمضان زاده.
2ـ تاريخ عثماني ؛ پرفسور اسماعيل قعي اوزون چارشي لي، ترجمه : ايرج نوبخت.

پي نوشت ها:
[1] . استفان فورد جي، شاو، آزال کورال شاو، تاريخ امپراطور عثماني و ترکيه، ترجمه:  محمود رمضان زاده، مشهد، آستان قدس، چاپ اول، 1370ش، ج1، ص56  - 21 و ص107.
[2] . پرفسور اسماعيل حقي، تاريخ عثماني، ترجمه :  ايرج نوبخت، تهران، مؤسسه کيهان، چاپ اول، 1368ش، ج1، ص117.
[3] . همان، ص 119.
[4] . همان .
[5] . همان، ص 123.
[6] . همان، ص 123  .
[7] . همان، ص 126.
[8] . همان، ص 127.
[9] . همان، ص 132.
[10] . همان، ص 135.
[11] . همان، ص 141.
[12] .  رک : همان، از ص141 تا ص 258.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :