امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
505
آيا شيعه با فتوحاتي كه در آغاز تاريخ اسلام و در زمان خلفاء انجام شده موافق مي‎باشد يا خير؟

حضرت علي(ع) براي حفظ و ترويج اسلام در هر جا كه لازم بود با خلفا همكاري نمود تا كار دين متوقف نشود و تفرقه در بين مسلمين سبب نابودي اسلام نگردد. چنان كه در نهج البلاغه و در تمام منابع تاريخي آمده است كه خليفه دوم با ايشان درباره حضورش در جنگ با ايران مشورت كرد،  آن حضرت وي را از حضور در آن منع نمود، و فرمود: «پيروزى و شكست اين امر (اسلام) به انبوهى سپاه يا اندك بودن آن نبود. دين خدا بود كه خدا چيره‏اش ساخت و سپاه او بود كه آن را آماده و يارى كرد تا بدان جا رسيد كه رسيد. و پرتو آن آن‏جا را روشن كرد كه كرد. از جانب خدا به ما وعده پيروزى داده شده است و او به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانيد و سپاه خويش را يارى خواهد كرد. جايگاه زمامدار، همچون رشته‏اى است كه مهره‏ها را به هم فراهم آرد و پيوند دهد. اگر رشته بگسلد، مهره‏ها پراكنده گردد و ديگر هرگز به تمامى جمع نشود.عرب امروز اگرچه اندك است، ليكن با پيوستگى به اسلام، فراوان و با اتّحاد و اجتماع و هماهنگى، عزيز و قدرتمند است. بنابراين تو همانند محور آسيا بر جاى بمان و آسيا [ى جنگ‏] را به وسيله عرب بگردان و به آنان آتش جنگ را برافروزان كه اگر تو از اين سرزمين برون شوى، عرب از هر سو تو را رها كند، و پيمان بسته را بشكند؛ و چنان شود كه نگهدارى مرزها كه پشت سر گذاشته‏اى برايت مهم‏تر از آن شود كه پيش رو دارى. فردا غير عرب اگر تو را ببينند، گويند: اين اساس و ريشه عرب است، اگر او را از بين ببريد، آسوده خواهيد شد، و اين انديشه، حرص ايشان را در مبارزه با تو و طمعشان را در نابود كردن تو سخت‏تر و زيادتر خواهد كرد. امّا اين‏كه گفتى آن قوم به جنگ مسلمانان خواهند آمد، ناخشنودى خداى سبحان از عزم آنان به جنگ با مسلمانان از تو بيش‏تر، و او بر دگرگون ساختن آن‏چه خود ناپسند مى‏دارد تواناتر است. امّا آن‏چه از شمار آنان گفتى، [بدان كه‏] ما در روزگار گذشته به اتّكاى انبوهى سپاه نمى‏جنگيديم، بلكه به يارى و كمك پروردگار نبرد مى‏كرديم.»[1]
به نظر مي رسد با توجه به مواضع علي ـ عليه السلام ـ در برابر فتوحات نظامي خلفاء آن حضرت با كليت آن موافق بوده و از آن جا كه شيعه نيز تابع امير المؤمنين مي‎باشد موضعي غير از موضع حضرت ـ عليه السلام ـ نخواهد داشت.
در برخي از منابع تاريخي مطالبي گزارش شده كه حكايت از تشويق اميرالمؤمنين به فتوحات مي‎باشد. به عنوان نمونه ابن اعثم مي‎نويسد: خليفه دوم نامه‎اي به فرمانده سپاه اسلام نوشت كه او را از فتح خراسان باز دارد در اين مجلس اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ حضور داشت خليفه را از اين كار منع نمود و او را دربارة فتح خراسان ترغيب و تشويق نمود و فضائلي درباره مناطق مختلف خراسان براي او بيان كرد پس خليفه خيلي خوشحال شده نامه‎اش را عوض نمود و فرمانده سپاه را ترغيب به فتح نمود.
در برخي از منابع نيز ما مي‎بينيم كه فردي چون عمار و سلمان[2] در رأس سپاه اسلام بوده و مناطقي را فتح نمودند كه بطور حتم بدون مشورت امامشان نبوده است اين حضور نيز دليل بر موافقت آن حضرت و در نتيجه موافقت شيعه است.
دليل ديگر آنكه در برخي از منابع تاريخي حضور امام حسن و امام حسين ـ عليهما السلام ـ در بين سپاه اسلام گزارش شده است مانند آفريقا كه حكايت از تأييد رهبر شيعه مي‎نمايد و مورخاني مانند طبري و ابن عساكر و ابن خلدون و ...اين مطالب را گزارش نموده‎اند.[3]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قضاوت‎هاي علي ـ عليه السلام ـ
2. فتوحات مسلمين در آفريقا.
3. الفتوح، ابن اعثم كوفي.

پي نوشت ها:
[1] . نهج البلاغه، خطبه‎ي 146.  دلشاد تهراني مصطفي،سيره نبوى،تهران دريا،1385،ج‏3،ص:545
[2] . ابن اعثم كوفي، الفتوح،ترجمه مستوفي هروي، تهران، انقلاب اسلامي، چ اول، 72، ص 8ـ261.
[3] . مجلسي، بحارالانوار، تهران، اسلاميه،  چ 2،63، ج40، ص 30ـ218؛ و عماد زاده، چهارده معصوم، تهران، نشر طلوع، چ10، 67، ج1، ص633؛ به نقل از تاريخ ابن عساكر، ج 4؛ و تاريخ طبري، حوادث سال 49 هجري، ج 6؛ و ابن خلدون در العِبَر، ج2، ص 149 و 128 و ج 1، ص 39؛ و طبري، حوادث سال 27، ج5، ص57؛ و ابن اثير، ‌الكامل، ج 3، ص 37، و حوادث سال 27؛

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :