امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
585
اولين شهيد ايراني كه بود؟ مختصري درباره زندگيش بنويسيد؟

اولين شهيد ايراني در تاريخ، «شهر بن باذان يا نبقلي باذام» مي‎باشد كه فرماندار رسول اكرم(ص) در صفا بود، طبري آورده است:
عبادة بن قرص ليثي گويد: (در يكي از سال ها) وقتي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از حجة الاسلام فراغت يافت و سوي مدينه بازگشت، امارت يمن را ميان كساني تقسيم كرد و پسر باذام را بر صنعا گماشت.»[1]
پس شهر بن باذان حاكم صنعا بود كه از طرف رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ حكم ولايتي آنجا را بر عهده گرفت تا موقع شهادتش.
در مورد ايراني بودن باذان و پسرش جاي ترديد نيست؛ زيرا كه اكثر مورخان به طور صريح و يا در ضمن، ديگر مطالب، به ايراني بود؛ ولي اشاره كرده­اند، از جمله طبري در تاريخ خود و ابن اثير در «تاريخ كامل» و شهيد مطهري در «خدمات متقابل اسلام و ايران». به ايراني بودن وي اشاره كردند. ابن اثير مي‎گويد: «شهر بن باذان (امير مسلمان ايراني از طرف پيغمبر) با او (اسود) مقابله و مقاتله كرد و كشته شد.»[2]

شهادت ابن باذام
وقتي پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از آخرين حج خويش برگشتند، در حالي كه از رنج سفر بيمار بودند، در اين زمان اسود عنسي ادعاي پيغمبري كرد. «ارتداد اسود عنسي» نخستين ارتدادي است كه در اسلام پديد آمد. عنسي با قبايلي از عرب كه پيرامون وي را گرفته بودند به طرف صنعا حمله آورد، شهر بن باذان كه حاكم حضرت نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود و در مركز صنعا حكومت مي‎راند، خود را براي دفع اسود كذاب كه بر ضد اسلام قيام كرده بود آماده ساخت، اسود با هفتصد سوار به جنگ شهر بن باذان آمد و بين اين دو جنگ سختي درگرفت. شهر بن باذان در اين جنگ كشته شد و اين نخستين فرد ايراني است كه در راه اسلام به شهادت رسيد.»[3]
گفتني است اسود عنسي بعد از شهادت «شهر» با همسر وي ازدواج كرد و كارش بالا گرفت. همسر شهر، او عموزاده فيروز (يكي از امراي ايراني كه به ياري شهر شتافت) بود و «آزاد» نام داشت كه با ترغيب فيروز، وعده كشتن اسود را داد. سپس در موقع مناسبي با كمك همسر اسود، فيروز و داويه، اسود را كشتند.[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. جنگ هاي ارتداد و بحران جانشيني پيامبر، نويسنده:علي غلامي دهقي.
2. المبعث و المغازي نويسنده:رسول جعفريان.

پي نوشت ها:
[1] . طبري، محمد بن جرير، تاريخ طبري، ابوالقاسم پاينده، انتشارات اساطير، چاپ دوم، 62، ج 4، ص 1354.
[2] . ابن اثير، عزالدين علي، تاريخ كامل(تاريخ بزرگ اسلام و ايران)، عباس خليلي، چاپ و نشر علمي، ج2، ص28.
[3] . مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، (خدمات متقابل اسلام و ايران)، تهران، انتشارات صدرا، چاپ اول، 75، ج 14، ص 83، بخش اول.
[4] . ابن خلدون، تاريخ ابن خلدون (العبر)، ترجمه عبدالمحمد آيتي، تهران، انتشارات مؤسسة مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ج 1، ص 465.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :