امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
583
تأثير پذيري رضاخان در كشف حجاب و اصلاحات از آتاتورك چگونه بود؟

حجاب به معني پوشش و پرده و حاجب می­باشد و هر پوششي را نمي‎توان حجاب دانست، بلكه به پوششي حجاب گفته مي‎شود كه به سبب پشت پرده واقع شدن صورت گيرد.[1]
مقصود از حجاب در اينجا نوعي پوشش كامل و سراسري است كه چادر يا مقنعه و يا چيزي است كه بانوان خود را با آن بپوشانند، تا در معرض ديگران نمايان نشوند، مصداق بارز و متبادر عرفي آن چادر مي­باشد و مقصود از كشف حجاب كه در عصر رضاخان صورت گرفت باز داشتن بانوان از اين نوع حجاب بود.
بر اساس آيات قرآني و سنت نبوي و سيره اهل‎بيت پوشش و حجاب يكي از ضروريات اسلام است.[2] رضاخان ميرپنج كه از قزاق­هاي سپاه ايران در عهد قاجار بود، با زيركي خاصي كه داشت خود را به هرم قدرت نزديك و با حمايت­هاي دول بيگانه خصوصاً انگليس خود را به بالاترين مقامات سياسي در ايران رساند و پله پله تا دست‎يابي به سلطنت صعود او تخت احمد شاه آخرين پادشاه سلسله قاجار را با دادن شعارهاي اصلاحاتي و تظاهر به جمهوري‎خواهي و رفتارهاي عوامفريبانه و حمايت انگليس تصاحب كرد، رضاخان سوادكوهي قزاق، سردار سپه و وزير كابينه شد. او با طي اين مراحل در ايران دوره­ي مستبدانه­ي جديدي را پايه­گذاري كرد.[3]
او با تظاهر به مذهب و رياكاري توانست تا حدي حمايت علماء كه اهل فرهنگ و ذي نفوذ در اجتماع بودند را، جلب كند.[4] انگليس با به قدرت رساندن چهره‎هايي ضعيف مثل سيد ضياء و ناامن نمودن اوضاع داخلي كه از حضور بيگانگان نيز سرچشمه مي‎گرفت، زمينه را مساعدتر مي‎نمود، تا قدرت‎گيري رضاخان مقبوليت بيشتر و ضعف‎ها متوجه قاجاريه شود، تا كودتاي آرام صورت پذيرد.[5]
او پس از سوار شدن بر اريكة قدرت، اميال دروني خويش و خواسته‎هاي اربابان، بيگانه خود را با هدايت برخي از درباريان؛ مثل فروغي اظهار و دشمني‎هاي خويش را با مظاهر اسلام آشكار و با تبليغات جنجال برانگيز اين خيانت‎ها را به نام اصلاحات مطرح كرده و به طور علني مخالفت صريح خود را با نمادهاي مذهبي و باورهاي ديني و هنجارهاي عرفي و شرعي آغاز نمود.[6] او پس از مسافرت به تركيه كه اولين و آخرين سفر خارجي او در مدت 20 ساله حكومتش بود، اين مفاسد را با نام اصلاحات آغاز كرد، مسافرت او به تركيه نيز با تحريك‎ و ترغيب محمد علي فروغي انجام ‎گرفت، تا رضاخان بي‎سواد، تحت تأثير افكار و رفتار آتاتورك قرار گيرد و از نزديك شيفته­ي كارهاي او شود آتاتورك همان كسي بود كه امپراطوري عظيم اسلامي را با افكار غرب‎گرايانة خويش منقرض و بهترين خدمت را به جهان غرب و اربابان غربي خود انجام داد و نام اسلام را از كشورهاي اروپايي برافكند و وحدت و يكپارچگي جهان اسلام را از بين برده و زمينه‎هاي حضور مستمر استعمارگران را در كشورهاي اسلامي و منطقه را فراهم كرد.
رضاخان پس از ديدار با آتاتورك در مراجعت به ايران چنين اظهار داشت: «... اين چادر، چارچوها را چطور مي‎شود از بين برد، دو سال است كه اين موضوع فكر مرا به خود مشغول داشته... از وقتي كه به تركيه رفتم «زنهاي آنجا را ديدم كه... حجاب را دور انداخته و دوش بدوش مردها كار مي‎كنند، ديگر از هر چه زن چادري بود بدم آمد...»[7]
بنابراين نمي‎توان گفت كه رضاخان منع حجاب را به تحريك آتاتورك در ايران آغاز كرد؛ بلكه محرك اصلي رضاخان در مخالفت با اسلام، غربيان بودند كه نماينده آنها در دربار شاه محمد علي فروغي بود و او رضاخان را تحريك به مسافرت نمود. رضاخان با تقليد از آتاتورك به انجام اين امور با نام اصلاحات دست زد كه در حقيقت نمي‎توان به آن نام اصلاحات نهاد؛ بلكه او با اين عملكرد و با اجراي چنين قوانيني در پي رسيدن به اهداف قلدرمآبانه خود و راضي كردن اربابان خويش بود كه مي‎خواستند، ايران بعنوان مستعمره مشترك آنها باشد و يكي شيلات شمال را در اختيار داشته باشد و ديگري نفت جنوب را و معادن و آثار باستاني را به يغما ببرد و همزمان فرهنگ اسلامي را به تحليل برده و از ريشه بركنند و ايران را همانند كشور تركيه يكي از مستعمرات پايدار خود نمايند، او با ايجاد ارتش نوپا[8] و جديد و اجراي طرح سراسري خط آهن از غرب تا جنوب و اصلاحات ارضي و متحدالشكل نمودن روحانيت كه هر يك از اينها را به عنوان اصلاحات ياد مي‎كرد، به دنبال هدف خاصي بود كه استقلال كشور را به طور كامل محو بنمايد و اساس دين را از ريشه بر كند؛ چون اصلي‎ترين مانع را روحانيت مي‎دانست كه به نوعي مي‎خواست آنها را قلع و قمع نمايد.[9]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ بيست سالة ايران، نويسنده:مكي.
2. از انقلاب مشروط تا كودتاي رضا خان نويسنده:علي محمد بشارتي.
3. تاريخ سياسي معاصر نويسنده:سيد جلال الدين مدني.

پي نوشت ها:
[1] . مطهري، مرتضي، مسئلة حجاب، تهران، صدرا، چاپ مكرر، 1368، ص 77.
[2] . نور/27 تا 31، 59 تا 61.
[3] . خزعل و پادشاهي رضاخان، سرپرسي لورين وزيرمختار انگليس، خاطرات سياسي، تهران، فلسفه، چاپ اول، 1363، ص 124.
و مدني، سيد جلال الدين، تاريخ سياسي معاصر، قم، جامعة مدرسين، چاپ سوم، بي‎تا، ص 230 ـ 170 و 239.
[4] . مكي، حسين، تاريخ بيست ساله ايران، تهران، انتشارات علمي، چاپ اول، 1374، جمعه 1، ص 268 و 433.
[5] . مدني، پيشين، ص 238 و خاتمي، محمد، رضاخان در مطبوعات ديروز، تهران، مدبر، چاپ اول، 1377، ص 22، 19.
[6] . مدني، پيشين، ص 243.
[7] . بشارتي، علي محمد، از انقلاب مشروطه تا كودتاي رضاخان، تهران، سوره مهر، چاپ اول، 1381، ج 2، ص 176.
[8] . استفان كرونين، ارتش و حكومت پهلوي، ترجمة علي بابائي، تهران، انتشارات خجسته، چاپ اول، 1377، ص 37 و 65، 201 و رازي، عبدالله، تاريخ ايران، تهران، اقبال، 1317، ص 902، 799.
[9] . مدني، پيشين، ص 249.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :