امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
576
لطفاً در مورد اين حديث توضيح بدهيد؛ «يا ابن آدم، إذا رأيت ربّك سبحانه يتابع عليك نعمه و أنت تعصيه فاحذره».

گاه عده اي از افراد در برابر نعمتي كه خداوند عطا مي كند و به خاطر امتحان و آزمايش است، مغرور شده و گمان مي كنند كه اين نعمت الهي به خاطر ويژگي و خصوصيتي است كه در آن ها وجود دارد، به فرمودة خداوند : « فَأَمَّا الإنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ  : اما انسان، هنگامي كه پروردگارش او را براي آزمايش، اكرام مي كند و نعمت مي بخشد (مغرور مي شود و) مي گويد: پروردگارم مرا گرامي داشت[1]» ؛ در حالي كه اين چنين نيست. درحديث مذكور حضرت علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: اي فرزند آدم! هرگاه ديدي خداي سبحان نعمت خود را پي در پي به تو مي دهد اما تو معصيت مي كني از او بترس، و نعمت ها را به وسيله شكر و سپاسگزاري نگه دار. امام ـ عليهم السّلام ـ در اين بيان، آدمي را از نافرماني خدا، در حالي كه نعمت هاي الهي پياپي به او مي رسد، بر حذر داشته است.
سپاس دائمي زمينه ساز فزوني نعمت است، و ناسپاسي در برابر نعمت، موجب كاستي نعمت و نزول بلا است، چنان كه خداوند فرموده است: « وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ  ، هنگامي كه پروردگارتان اعلام داشت: اگر شكر گزاري كنيد (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود، و اگر ناسپاسي كني مجازاتم شديد است.»[2]
شكر نعمت نعمتت افزون كند                 كفر نعمت از كفت بيرون كنــد
فزوني نعمت هاي الهي گاه به خاطر اين است كه خداوند به شخص مهلت مي دهد و گناهانش زيادتر مي شود، چنان كه در قرآن آمده: « أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِينَ (56)نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لا يَشْعُرُونَ[3]، آن ها گمان مي كنند اموال و فرزنداني كه به عنوان كمك به آنان مي دهيم براي اين است كه درهاي خيرات را با شتاب به روي آن ها بگشاييم (چنين نيست) بلكه آن ها نمي فهمند (كه اين وسيلة امتحان شان است)». و در آية ديگر مي فرمايد: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ [4]، آن ها كه كافر شدند (و راه طغيان پيش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مي دهيم به سودشان است، ما به آنان مهلت مي دهيم فقط براي اين كه بر گناهان خود بيفزايند، و براي آن ها عذاب خوار كننده اي (آماده شده) است».
بنابراين فراواني نعمت هميشه به خاطر اين نيست كه خداوند به صاحب نعمت لطف كرده باشد بلكه در بعضي از موارد تهديد بزرگي است، چنان كه خداوند مي فرمايد: « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ  [5]، آنان را از آن جا كه نمي دانند به تدريج به سوي عذاب پيش مي بريم».
ز يــــزدان چون كه بر فرزند آدم                     رســـد نعمت فراوان و دمـــادم
در رحمــــت بــه رويش آمده باز                     شود هر دم به يك نعمت سـرافراز
ز ايـــــزد بايد آن مــوقع بـترسد                    نمايد شكر نعمت را بـر از حــــد
شـود انـــــدر دلش پيـدا هـراسي                    كـــه ننمايد بـــــا يزدان سپاسي
بـه نعمت هاي يزدان هر كه كفران                      كنــــد، يزدانش اندازد بــه نيران[6]
در بعضي از موارد فزوني نعمت بخاطر آزمايش و امتحان بندگان است كه آيا نعمت هاي الهي را در راه رضاي خدا مصرف مي كند يا در مسير خلاف شرع و عرف ؛ زيرا در انسان هم زمينة رشد و تعالي و هم زمينة پستي و خلاف مقررّات شرعي وجود دارد پس بايد سعي شود تا گوهر معنوي و ارزش واقعي خود را با عمل كردن به دستورات الهي آشكار سازد و برسد به مرتبة عالي انسانيت.
در نتيجه لازم است انسان نعمت هاي الهي را در مسيري كه رضاي خدا در آن است صرف كند. و از اين غافل نباشد كه نعمت ناگهان از دستش برود و وزر و بال آن باقي بماند. حديث فوق اشاره به اين مطلب دارد که هرگاه در حال معصيت نعمت خدا بر انسان نازل شد بترسد که اين نعمت باعث غفلت و بيچارگي او نشود، و به تدريج او را در طغيان و انجام گناه بيشتر وادار نکند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ شرح غررالحكم، جمال الدين محمد خوانساري، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1366ش، ج6، ص460.
2ـ شرح نهج البلاغة سيد عباس موسوي، دارالرسول الاكرم ـ دارالمحجة البيضاء، چاپ اول، 1376ش، ج5، ص222و223.
3ـ شرح نهج البلاغه ابن ميثم، مترجم قربان علي محمدي ـ علي اصغر نوايي يحي زاده، بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1375ش، ج5، ص425.

پي نوشت ها:
[1] . فجر/16.
[2] . ابراهيم/8.
[3] . مؤمنون/56ـ57.
[4] . آل عمران/179.
[5] . اعراف/183؛ قلم/45.
[6] . انصاري، محمد علي، شرح نهج البلاغه منظوم، ناش محمد علي آقا علمي، چاپ تهران، ج9، ص28.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :