امروز:
چهار شنبه 1 شهريور 1396
بازدید :
672
مفهوم و معناي اين حديث چيست؟ و از كدام معصوم ـ عليهم السّلام ـ نقل شده است؟ سه چيز است كه همه گرفتار آن هستند: اول گمان بد، دوم فال بد، سوم حسد، و من به شما مي گويم چه كنيد كه به عذاب آنها گرفتار نشويد. موقعي كه دربارة كسي گمان بد بردي تفحص و تفتيش مكن كه گمان بد در اختيارت نبوده و براي خودِ گمان بدون تحقيق كيفر نمي شوي.

روايت فوق از پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ وارد شده است كه مي فرمايد: «ثلاثٌ لا ينجوا منهنّ احدٌ، الظنُّ والطّيرةُ والحسدُ و سأحدثكُم باالمخرج من ذلك : اذا ظنَنْتَ ‌فلا تُحقِّق و اذا تطيَّرت فآمْضِ و اذا حسدتَ فلا تبغِ.[1] سه خصلت است كه هيچ كسي از آنها رهايي ندارد؛ سوء ظن و بدگماني و فال بد زدن و حسد كردن. و به شما راه گرفتار نشدن به آنها را خبر خواهم داد : هر وقت گمان بد كرديد، به آن جامة عمل نپوشانيد (و در نتيجه جستجو نكنيد) و هر موقع فال بد زدي به آن هيچ اعتنايي نكن، و هر زمان كه حسادت ورزيدي در مورد آن شخص ظلم نكن و از حق تجاوز نكن.».
 احاديث زيادي شبيه و در معني اين حديث شريف وارد شده كه در بعضي از آنها موارد ديگري از گناهان نيز ياد شده است. براي استفادة بهتر از اين حديث توضيحات مختصري ارائه مي گردد.
الف) سوء ظن
سوء ظن يا گمان بد اين است كه، انسان نسبت به برادر مؤمن خود يا كار او گمان بد كند و از گمان خود پيروي كرده و به احتمال صحيح و جهت صلاح در آن كار اعتنايي نكند؛ كه اين خود يكي از عوامل گناه كبيرة ديگري به نام بهتان - نسبت دادن كاري بد يا عيبي به ديگري بدون اينكه در او باشد - ، است. لذا در قرآن و احاديث، مسلمانان از بدگماني نهي و به حمل بر صحت كردن كار مسلمانان، امر شده اند. در سورة حجرات مي فرمايد: «اي كساني كه به خدا ايمان آورديد از بسياري گمانهاي بد (گمان بد دربارة برادر مؤمن) اجتناب ورزيد، چرا كه بعضي از گمانها گناه است و از امور مخفي مردم تجسس نكنيد.»[2]. در حديثي از حضرت اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ آمده كه: «كار برادر ديني خود را بر بهترين وجه نگه دار تا آنكه دليلي بدستت بيايد كه بر تو غالب شود و راه توجيه را بر تو ببندد و به هيچ سخني كه از برادرت مي شنوي بدگمان مباش تا زماني كه مي تواني آن را توجيه كرده و حمل بر صحت بكني. سوء ظن حرام است و منظور از گمان حرام اين است كه برادر مؤمنت را پيش خودت بدون دليل قطعي بد بداني، اما مجرد خطور وگذشتن به دل (بدون اينكه در دل نگه بداري) چون اختياري نيست حرام نبوده و از آن عفو شده است.»[3]
ب) حسد
حسد از گناهان كبيره بوده و انسان را از عدالت ساقط مي نمايد. حسد حالتي است نفساني و دروني كه در اين حالت حسود آرزو مي كند نعمت يا كمالي كه در ديگري وجود دارد، از بين برود. چه آن نعمت را خود دارا باشد يا خير و چه بخواهد به خودش برسد يا نه. حسد غير از غبطه است؛ زيرا در غبطه شخص اوّلاً نعمت يا كمالي را كه در غير توهم كرده براي خود مي خواهد و ثانياً به از بين رفتن اين نعمت يا كمال از غير خود ميل ندارد.[4] غبطه گاهي واجب است و آن غبطه در واجبات است. در مستحبات غبطه مستحب است و غبطه در محرمات، حرام است؛ اما تا آن حرام را مرتكب نشده اين گناه مورد بخشش است.[5] حسد نوعاً از پست و ذليل شمردن خويش بوجود مي آيد. چون وقتي ديگري را كامل فرض كرد در او يك حالت ذُلّ و انكساري رخ دهد كه اگر نيكي هاي دروني در شخص نباشد، حسد به وجود مي آيد. از امام باقر ـ عليه السّلام ـ نقل شده اسنت كه: حسد همانند آتشي كه هيزم را مي خورد ايمان را مي خورد و نابود مي گرداند. علاج عمليِ حسد اين است كه به شخصي كه نسبت به او حسادت مي ورزيم محبت كنيم، با تبسم و خوبي با او رفتار كنيم و از خدا براي او طلب توفيق و ياري بكنيم. اين مسأله در مورد تمام گناهان به همين صورت است كه اگر ضد آن را انجام دهيم به تدريج گناه از وجود ما زايل مي شود.[6]
ج) تطَيُّر
«تطيُّر» فال بد زدن است كه پيامبر و ائمه ـ عليهم السّلام ـ آن را به شدّت مذمت كرده اند و آن را در رديف شرك به خدا قرار داده اند. از پيامبر گرامي اسلام نقل شده كه: هر كس فال بد زدن او را از كارش باز دارد، شرك ورزيده است[7]. «تفأل» كه ممدوح است، به معني فال خوب زدن و در مقابل «تطيّر» است.[8] خوب است انسان نسبت به هر چه اتفاق مي افتد يا در نظرش مي آيد، فال خوب بزند. به عنوان نمونه اگر نام شخصي «محمد» است بگويد ان شاء الله تو با حضرت پيامبر محشور خواهي شد. پيامبر گرامي همواره فال خوب را دوست مي داشتند و فال بد را مكروه مي شمردند و همواره امر مي كردند كه اگر شخصي از چيزي اكراه داشت و به آن فال بد زد بگويد: الّلهم لايؤتي الخيرَ الاّ انتَ و لايدفعُ السيئاتِ الاّ انتَ و لا حولَ و لا قوّةَ الاّ بك : خداوندا غير از تو كسي خير نمي رساند و غير از تو كسي بدي ها را دفع نمي كند و حول و قوه اي غير از تو نيست.[9]

نتيجه:
1. حسد جزو گناهان كبيره است. 2. بدگماني و سوء ظني كه فقط به ذهن خطور كند و زايل شود گناه نيست. 3. فال خوب زدن نيكو و فال بد زدن در رديف شرك به خدا است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تحف العقول، حسن بن شعبه حراني، جامعه مدرسين، قم، 1404 هـ ق، ص 50.
2ـ معراج السعادة، ملا احمد نراقي، انتشارات كشف الغطاء، چاپ اول، 82، ص 182 و 362.
3ـ اخلاق (ترجمه الاخلاق)، سيد عبدالله شبر، مترجم: محمد رضا جباران، انتشارات هجرت، چاپ دوم 77، ص 254.
4ـ وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، مؤسسة آل البيت، قم 1409 هـ ق، ج 15، ص 366.
5ـ الكافي، كليني، دارالكتب الاسلاميه، 1365 ش، ج 8، ص 108.

پي نوشت ها:
[1] . ر. ك: ورام ابن ابي فراس، مجموعة ورام، قم، انتشارات مكتبة الفقيه، ج1، ص127.
[2] . حجرات/12.
[3] . ر. ك: دسغيب، سيد عبدالحسين، گناهان كبيره، تهران، انتشارات جهان، چاپ ششم، ج2، ص398 الي 401.
[4] . ر. ك: موسوي خميني، روح الله، شرح چهل حديث، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام، چاپ چهارم، 1373، ص105.
[5] . ر. ك: گناهان كبيره، همان، ج2، ص347.
[6] . ر. ك: شرح چهل حديث، ص108 الي 113.
[7] . محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ترجمه حميد رضا شيخي، دارالحديث، چاپ اول، 1377، ج7، ص3344.
[8] . صالح عضية، معناشناسي واژگان قرآن، ترجمه سيد حسين سيري، انتشارات آستانه قدس رضوي، چاپ اول، 1380، ص143 الي 148.
[9] . ميزان الحكمة، همان، ج7، ص3344.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :