امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
668
در كلمات قصار حضرت علي ـ عليه السّلام ـ شماره 210 - از نهج البلاغه آمده است كه: «قُرنت ... الحياء بالحرمان» اين حديث شريف چطور با مسئله حجاب تعارض ندارد؟

مسئلة حجاب يكي از با ارزش ترين مسائل دين مبين اسلام مي‌باشد و در قرآن آياتي بدان پرداخته است از جمله آية «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ »[1] : زنها بايد روسري‌هاي خود را بر سينة خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود). روايات فراواني هم از طرف معصومين ـ عليهم السّلام ـ پيرامون اين مسئله نقل شده‌اند، به عنوان نمونه حديثي از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه فرمودند: «و اكففْ عليهنّ من أبصارهنّ بحجابك إيّاهنّ، فإنّ شدّةَ الحجابِ أبقي عليهنّ»[2] : حجاب پرهيز و تقوي بر چشمشان گذار چون چنين حجاب و پوشش براي آنان اطمينان بخش‌تر است. به طور كلي هر چيز از قبيل طلا و جواهرات و... كه ارزش آن زياد باشد در دسترس همگان نيست بلكه پنهانش مي‌كنند. در مورد زن هم كه يكي از مخلوقات باارزش الهي است همين معنا صدق مي‌كند.
رهبر عظيم الشأن انقلاب فرمودند: «مسئلة حجاب به معناي منزوي كردن زن نيست، اگر كسي چنين برداشتي از حجاب داشته باشد اين يك برداشت كاملاً غلط است، مسئلة حجاب به معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي‌قيد و شرط زن و مرد در جامعه است».[3]
چادر زن تاج سلطاني بود                                    حافظش از شرّ شيطاني بود
حفظ چادر بهر زنها جوشن[4] است             تير جانسوزي به چشم دشمن است[5]
امّا حديث شريف: «قرنت ... الحياء بالحرمان»؛ شرم و حيا با محروميت مقرون شد. به معناي آن است كه كسي كه در به دست آوردن چيزي بيش از حد خجالت بكشد از رسيدن به آن محروم مي‌ماند» و حيا هر چند صفتي به غايت محمود است لكن در برخي مواقع ناكامي به بار مي‌آورد.
محمد عبده در شرح نهج البلاغه مي‌گويد: كسي كه در طلب چيزي زياد خجالت بكشد از آن محروم مي‌ماند و افراط در حيا مثل ترك آن مذموم است، آن چه كه از حيا مورد پسند است آن است كه متوسط باشد نه زياد و نه كم.[6]
ابن ميثم مي‌گويد: شرم، همراه نوميدي است به دليل همراهي شرم با فروگذاردن خواسته و ابراز نكردن آن.[7]
محمد جواد مغنيه مي‌گويد: حيا از انجام دادن كاري كه دين و عقل آن را تأييد نكرده جزء دين و سنتي از سنّت‌هاي انبياء و رسولان است و امّا حيا از حلال به خصوص چيزي كه به مردم نفع مي‌رساند اين نوع از حيا عجز و ناتواني و خوف است و از اخلاق ضعفاء و ترسويان است.[8]
ابن ابي الحديد مي‌گويد: حيا ، بريدن و فاصله گرفتن نفس از كارهاي زشت است و همچنين حيا از خصوصيات انسان مي‌باشد چون در اسب و گاو و گوسفند و مانند آنها از انواع حيوانات يافت نمي‌شود، حيا مانند خنده است كه اختصاص به انسان دارد، و اول چيزي كه از قوة فهم در بچه‌ها ظاهر مي‌شود حيا است و خداوند آن را در انسان قرار داده تا فاصله بگيرد از چيزي كه نفس او از آن منزجر است و تا اين كه انسان مثل بهيمه نباشد، و حيا و شرم خلق مركب از ترس و عفت است و لذا باحيا فاسق نيست و فاسق هم باحيا نمي‌شود، چون عفت و فسق با هم جمع نمي‌شوند.[9]
بياويزد به چهره برقع شرم                      شود در عرض حاج سوي آزرم[10]
مرحوم كليني در كافي حديثي از پيغمبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمودند: «الحياء حياءان : حيا عقل و حيا حمق، فحياء العقل هو العلم و حيا الحمق هو الجهل»[11] : حيا دو قسم است : يكي حيا عقل است ديگري حيا حماقت، حيا عقل علم است و حيا حماقت جهل است.
مرحوم مجلسي در بحار الانوار بعد از نقل حديث مذكور از پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌گويد: فرموده پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ دلالت مي‌كند بر اين كه حيا بر دو قسم است، يكي ممدوح و آن حيايي است كه ناشي از عقل و خردمندي است، به اين كه شخصي از چيزي شرمنده باشد كه عقل صحيح يا شرع به زشتي آن حكم كند مانند شرمندگي از گناهان و ناشايسته‌ها، و ديگري مذموم و آن حيايي است كه ناشي از حماقت و بي‌خردي است، به اين كه شخص شرمنده شود از كاري كه عوام مردم آن را زشت پندارند و در واقع زشت نيست و عقل صحيح و شرع به آن حكم مي‌نمايند، مانند شرمندگي از پرسش مسايل علمي يا به جا آوردن عبادات شرعيه.[12]
حياء و شرم تقسيمات ديگري هم دارد از قبيل: حيا عارفان، حيا حق شناسان، حيا پارسايان، حيا گناهكاران، حيا بلند نظران، حيا نجيبان، حيا بخيلان، حيا خودخواهان و... كه در اين مقال جاي تفصيل آن نيست.
امّا در رابطه با سؤال كه چطور اين حديث با مسئلة حجاب تعارض ندارد؟
جواب اين كه اين حديث نه تنها با مسئلة حجاب تعارض ندارد بلكه كاملاً توافق دارد، زيرا همان طور كه حفظ حجاب در حد معمولي تا حدي محدوديت ايجاد مي‌كند (مثلاً از بي‌بند و باري جلوگيري مي‌كند) حيا هم در حد معمول خود داراي محدوديت است (مثلاً جلوي بسياري از مفاسد را مي‌گيرد) فرد با حجاب و با حيا خيلي از كارهايي را كه آدم‌هاي لاابالي دست به آن مي‌زنند انجام نمي‌دهد، با اين بيان هيچ گونه تعارض در اين دو مورد وجود ندارد.
در نتيجه:
حجاب يك عمل با ارزش است و عقل و شرع به عمل با ارزش توصيه دارند، و حيا هم يك صفت پسنديده‌اي در بين همه است و يكي از فرقهاي بين انسان و غير انسان مي‌باشد، و اين دو هيچ گونه تعارضي با هم ندارند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ مساله حجاب، مرتضي مطهري.
2ـ زن در آيينه جمال، جوادي آملي.
3ـ زينب بانوي حيا، مجله مبلغان، شماره 42.

پي نوشت ها:
[1] . نور/32.
[2] . نهج البلاغه، فيض الاسلام، ج5، ص939، ن31.
[3] . محمدي نيا، اسدالله، بهشت جوانان، چاپ مهديه، چاپ اول، 1378، ص226، نقل از فرهنگ و تهاجم فرهنگي، ص254.
[4] . زره.
[5] . بهشت جوانان، همان، ص522.
[6] . محمد عبده، شرح نهج البلاغه، تهران، مؤسسه اعلمي، دو جلدي، ج2، ص147.
[7] . ابن ميثم، شرح نهج البلاغه، ترجمة قربانعلي محمدي مقدم، پژوهش‌هاي آستان قدس، چاپ اول، 1375، 5 جلدي، ج5، ص422.
[8] . في ظلال نهج البلاغه، دار العلم للملايين، 1972م، 4 جلدي، ج4، ص228.
[9] . ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم، 1385ق، ج19، ص45.
[10] . انصاري، محمد علي، نهج منظوم، انتشارات علمي، 1327، 10 جلدي، ج9، ص25.
[11] . محمد بن يعقوب کليني، اصول كافي، دارالكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، 1365ق، ج2، ص106، ح6.
[12] . مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق، ج68، ص331ـ332، ذيل حديث 6.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :