امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
632
احاديثي داريم كه مي‌گويند اگر تا هفتاد مرتبه چيزي بر ضد برادر مؤمنت شنيدي آن را قبول نكن، يا اين كه بين حق و باطل چهار انگشت فاصله است. از طرفي گاهي چيزي را در مورد يكي از دوستان از كساني مي‌شنويم كه به سادگي احتمال دروغ را نمي‌توان مد نظر داشت. ضمن تفسير اين احاديث موضوع را باز كنيد كه تكليف ما روشن شود.

اين روايت و روايات ديگر به انضمام آيه شريفة: «...  اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ...»[1] : از بسياري از گمان‌ها اجتناب كنيد كه قطعاً برخي از گمان‌ها گناه است، درس‌هاي زيادي به ما مي‌دهد، از جمله اين كه فقها قاعده «كار مسلمان درست است» (حمل بر صحت كردن كار مؤمن) را از همين ادله استفاده كرده‌اند، آيت الله مكارم شيرازي در «القواعد الفقهيه» اثر تربيتي اين قاعده را اين گونه بيان مي‌كند:
«هدف از همة اين تأكيدها محكم كردن پايه‌هاي برادري بين مؤمنان و امر به همزيستي شايسته است... اين (سفارش‌ها) مخصوص كساني است كه ريسمان‌هاي دوستي و برادري بين‌شان محكم پيچيده شده است».[2]
با اين مقدمه به سراغ سوال مي­رويم چگونه دوستي با برادر ايماني ادامه پيدا كند،‌ در حالي كه از گفتار ديگران اطمينان پيدا كرده‌ايم كه كار ناشايستي انجام داده است كه با ايمان ومحبت سازگاري ندارد؟
در سؤال طيف گوناگوني از مباحث فردي و اجتماعي وجود دارد كه بايد با بيان آيات و روايات ناظر به هريك روشن شود؛ اما به طور خلاصه راه حل رفع اين «ناسازگاري عملي» با آن «اعتقاد قلبي» به اين صورت است :
اگر انسان با كسي رابطه دوستي برقرار كرد نمي‌تواند به اندك چيزي از او جدا شود و چنانچه اين دوستي بر پاية ايمان بود وظيفة حفظ دوستي بيشتر مي‌گردد. اگر اين دوستي، دوستي فردي بود فوايد آن و عوارض ناشي از قطع آن محدود است؛ اما اگر دوستي اجتماعي بود، اهميت وظيفة حفظ دوستي، به اندازه اهميت اجتماع مي‌رسد. دوستي اجتماعي يعني ارتباط آحاد اجتماع براي رسيدن به هدف اجتماعي‌شان بر مبناي محبت و مواسات (تقسيم شادي‌ها و دردها).
حال، اگر دوست، شرايط دوستي فردي يا اجتماعي را در جامعة ديني ما از دست داد چه بايد كرد؟
جواب اين است آيا مي‌توان اين شرط را دوباره در او احيا كرد، آيا مي‌توان فرصت دوباره به او داد؟ آيا اعطاي اين فرصت مصالح بزرگ‌تر فردي يا اجتماعي را به مخاطره نمي‌اندازد؟ در صورتي كه فرصت دوباره مصالح مهمتر را به خطر مي‌اندازد و نابود مي‌كند، چه بايد كرد؟ جبران نبود فرصت ارتباط فردي و اجتماعي را بايد با ايجاد زمينة انديشه و تأمل دوباره به او داد. حفظ خودآگاهي و خود باوري و خود بازسازي او حداقل كاري است كه بايد براي او به خاطر تاريخ طولاني (يا كوتاه) دوستي با او ايجاد كرد و به طور خلاصه حداقل آبروي او بايد حفظ شود. در همة مسائل فوق حفظ شخصيت برادر مؤمن بر اظهار نظر ديگران مقدم است. زيرا خداوند رفتارهاي فرد انساني را سيال و در حال تكامل و همراه با افت وخيز قرار داده است تا ثبات شخصيت و باروري او به مرحلة قطعي و غير قابل خدشه برسد. نظر باغبان دربارة نهال در حال رشد با نظر ديگران (كه زيبايي و باروري آني و فعلي نهال را مي‌بيند و اظهار نظر مثبت و منفي مي‌كنند) كاملا متفاوت است.
بر فرض که ديگران درست بگويند، اما با انتقال اين اظهار نظرها به برادر مؤمن (چه با گفتار چه با رفتار) ممكن است در سير ثبات شخصيت او و خودباوري و خود باز سازي او خللي جبران ناپذير وارد آيد و او دست به كارهاي بدتر بزند. براي حل كامل اين سوال دربارة مفاهيمي مثل پرده پوشي خداي تعالي و حكمت‌هاي آن، حكمت حرمت غيبت و استهزاء و بردن آبروي مؤمن، توبه و مراحل شخصيت ساز آن، دوستي و برادري در قاموس دين و... بايد بيشتر تأمل شود.[3]
بنابراين در روايات آمده است: «انّ المصلحَ ليسَ بكذّابٍ انّما هو الصلحُ ليس بكذبٍ؛ همانا اصلاح گر دروغگو نيست واين (اصلاح بين دو نفر به كيفيتي كه مردم آن را دروغ مي‌پندارند) آشتي است، دروغ نيست».[4]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ سخن يك شخص را به سه دسته تقسيم كرده‌اند: «الكلام ثلثة صدقٌ و كذبٌ و اصلاحٌ بينَ الناسِ قال : قيل له : جعلت فداك ما الاصلاحُ بينَ الناس؟ قال : تسمع من الرجل كلاما يبلغه فتخبث نفسه فتقول : سمعت من فلان فيك من الخير كذا و كذا خلاف ما سمعت منه.» : سخن بر سه نوع است: راست و دروغ و آشتي دادن بين مردم. از معني اصلاح بين الناس سؤال شد. آن حضرت ـ عليه السّلام ـ جواب فرمود: كسي دربارة ديگري سخن بگويد كه به گوش طرف برسد و از او بدش بيايد سپس تو برخلاف آن چه از گوينده شنيده بودي، به آن شخص بگويي : از فلاني درباره‌ات چيز هاي خوبي چون ... و ... شنيدم ».[5]
هر چند اين روايت مربوط به اصلاح كلامي بين دو نفر است، اما براي اصلاح يك نفر آن هم از نوع اصلاح رفتاري نيز قابل سرمشق گيري است. پرواضح است كه اين رفتار مصلحانه بسيار با ظرافت است، بنابراين بايد دقت شود كه به تأييد معصيت و ترويج آن (كاري ناشيانه كه اكنون، عده‌اي از مدعيان فكر و انديشه كاربردي ديني را براي جذب به دين مبتلا كرده است) منجر نشود. در همة امور و به ويژه در اين وظيفه به خداي توانا توكل مي‌كنيم و از او ياري مي‌خواهيم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ معراج السعاده، مرحوم نراقي.
2ـ اخلاق حسنه، فيض کاشاني.
3ـ چهل حديث، امام خميني.

پي نوشت ها:
[1] . حجرات/13.
[2] . برنامه كامپيوتري معجم كتب فقهي آيت الله گلپايگاني؛ مكارم شيرازي، ناصر، القواعد الفقهيه، ج1، ص117.
[3] . كتب اخلاقي و حديثي در اين باره بسيار است، از باب نمونه ر.ک: نراقي، احمد، معراج السعاده، محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه.
[4] . قمي، عباس، سفينه البحار، چاپ افست سنگي، ج2، ص40.
[5] . همان.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :