امروز:
جمعه 27 مرداد 1396
بازدید :
1592
تعريف عزاداري
واژة عزاداري و سوگواري مانند واژه‌هاي صلاه،حج و زكات اصطلاحي شرعي نيست كه شناخت آن نياز به تعريف شارع مقدس داشته باشد بلكه واژه‌اي است آييني كه نشان‌دهندة رفتار و مراسم خاصي است كه در مواقعي بخصوص توسط اقوام و ملل گوناگون انجام مي‌شود. البتّه در روايات و ديگر منابع تاريخي الفاظي وجود دارد كه مي‌توان آنها را با معناي عزاداري برابر دانست ـ مانند عزا، ماتم، نوحه و يا نائحه، تسلي، رثا و مرثيه ـ و ما در ابتدا سعي خواهيم كرد آنها را با استفاده از عرف و لغت بررسي كنيم.
1. عزا؛ اين واژه به معناي صبر و شكيبايي در ماتم و به معناي سوگ و مصيبت آمده است.[1]
2. عَزّي؛ «تعزية الرجل» از باب تفعيل به معناي تسلي و توصيه به صبر؛ «عزي بعضهم بعضاً» يعني توصيه به صبر مي‌كنند و مي‌گويند: «أحسن الله عزاءك»؛ خداوند به تو صبر و نيكي روزي فرمايد.[2]
3. تسلي؛ خرسندي يافتن، آرام گرفتن و شخص عزادار و مصيبت‌زده را تسلي دادن.[3]
4. ناحت يا نوحه؛ گريه و زاري و شيون بر مردن؛ «ناحت المرأة علي الميت نوحاً من باب قال، ربما قيل النياح هي نائحة»[4]، النياحة «بكت عليه بصياح و عويل و جزع»؛[5] نياحه، يعني گريه با آواز، ناله و زاري و بيتابي. در لغت‌نامه دهخدا ذيل لغت نوحه آمده است «بيان مصيبت، گريه كردن با آواز، آواز ماتم، شيون و زاري، مويه‌گري، زاري بر مرده، شعري كه در ماتم و سوگواري با صوت حزين و ناله و زاري خوانند، ‌اعم از سوگواري براي كسي كه تازه مرده يا براي امامان شيعه.[6] خود امامان بر سيدالشهدا مي‌گريستند و دستور به نوحه‌خواني مي‌دادند. بر حمزة سيدالشهدا و بسياري ديگر نوحه‌خواني شد و مرثيه‌سرايي كردند و آنچه از كراهت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحه‌گري در روايت ياد شده، ناظر به نوحه‌گري‌هاي جاهلي است كه آميخته به باطل و گاهي حرام بوده كه تفصيل آن در مباحث آينده بيان خواهد شد.
5. ماتم؛ جمع:‌ مَآتم، اسم مصدر يا اسم زمان و مكان، به معناي اجتماع گروهي از مردان يا زنان براي اندوه و عزا و يا سرور و شادي. اين لغت در عرف عامه براي اجتماع بانوان به هنگام عزا به كار رفته است، چنان كه ابن منظور مي‌نويسد: «اَلماتُم في الاصل: مجتمع الرجال و النساء في الغم و الفرح ثم خص به اجتماع النّساء للموت... و هو عند العامه المصيبة يقولون: كنا في مَأتم فلان. و الصواب أن يقال كُنّا في مناحة فلان»؛[7] ماتم عبارت است از اجتماع مردان و زنان در غم و شادي. اين واژه به مرور زمان در اجتماع زنان در مرگ و اندوه به كار برده شده است. وي سپس مي‌نويسد: «قال ابن بري: لا يمنع أن يقع المأتم بمعني المناحه و الحزن و النوح و البكاء لان النساء لذلك اجتمعن و الحزن هو السبب الجامع. و علي ذلك قول التيمي في منصور بن زياد: و الناس مأتمهم عليه واحدٌ في كال دار رنة و زفيرٌ. و قال آخر:
أضحي بنات النبي، اذقتلوا في ماتمٍ و السباع في عُرس».
ابن بري گفته است: اشكالي ندارد كه ماتم به معناي نوحه‌سرايي، اندوه و گريه باشد زيرا اجتماع زنان بدين جهات است؛ و اندوه، انگيزه جامعه و فراگيري است. از اين رو تيمي در مرگ منصور بن زياد گفت: مردم در يك مكان اجتماع كرده بودند و از هر خانه‌اي فرياد و صدايي بلند بود و نيز شاعري سروده است: پيامبر عزيزانشان در ماتم نشستند در حالي كه درندگان در سرور و شادماني بودند.
فيومي گفته است: «المأتم: مجتمع الناس عموماً‌و قد غلب علي مجتمعهم في حزن»؛[8] يعني هر نوع اجتماع مردم را ماتم مي‌گويند ولي به مرور زمان بر اجتماعي به كار برده شده كه داراي حزن و اندوه مي‌باشد. بنابراين مأتم به معناي عزاداري و مصيبت و عزاست و برگزار كردن آيين سوگواري، ماتم گرفتن و به ماتم نشستن مي‌گويند در آداب اسلامي، اقامة عزا براي متوفي و رسيدگي به بازماندگان و تغذيه داغديدگان آمده است.[9]
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
سيد رضي در اشعارش از سوگواري‌هاي سرزمين عراق ياد مي‌كند كه شاميان، همان‌ها را روز عيد و جشن مي‌دانستند.
كانت مآتم بالعراق تعدّها أمويّة بالشام من أيادها
6. رثا؛ به معناي گريستن بر مرده و بر شمردن نيكويي‌هاي او و شعر گفتن دربارة مرگ كسي با اظهار دلسوزي چنان كه لغويون به آن اشاره كرده‌اند:
«رثيت: الميت أرثيه از باب رمي، مرثيه، ورثيت له: ترحمت و رققت له» رثا: رَثواً الميّت: بكاه و عدّد محاسنه. نظم فيه شعراً. الرثاية: النواحة: المرثية: ما يرثي به الميت من يشعر و سواه؛[10] يعني مرثيه به معناي مهرباني و دلسوختن، گريستن بر مرده و بر شمردن نيكويي‌هاي او همراه با شعر و غير آن است.
مرثيه: مرده‌ستايي،‌ عزاداري، شرح محامد و اوصاف مرده، چكامه‌اي كه در عزاي از دست رفته‌اي سرايند، در عزاي كسي شعر سرودن، گريستن بر مرده و بر شمردن ذكر محاسن وي، سوگواري، روضه، مراسم عزايي كه با ياد شهيدان راه دين و بخصوص ايام محرم و يا واقعة كربلا برپا كنند، اشعاري كه در ذكر مصايب و شرح شهادت پيشوايان دين و بخصوص شهيدان كربلا سرايند و خوانند.[11]
از جمله برنامه‌هايي كه از سوي ائمه دين مورد تشويق قرار گرفته تا از اين طريق خاطره رشادت‌ها و مظلوميت‌هاي شهداي كربلا و فرهنگ عاشورا زنده بماند، سرودن مدح و مرثيه است. قالب شعر.‌ به لحاظ برخورداري از وزن و آهنگ و بعد عاطفي، مؤثرتر و ماندگارتر است. از اين رو به عنوان سلاحي مؤثر در دفاع از حق و اسلام به كار گرفته شده است. نمونه‌هايي از آن را در مباحث آينده نقل خواهيم نمود.
از واژه‌هاي مذكور دو واژه با عزاداري و برپايي مجالس عزا هم معناتر است؛ يكي ماتم و ديگري رثا و مرثيه. واژه‌هاي تسلي، تعزي، و نياحه نيز هر كدام در برگيرندة آثار و لوازم برگزاري مجالس عزاست زيرا عزاداري عبارت است از اجتماع گروهي از مردم كه در آن سعي مي‌شود با قرائت قرآن، خواندن مرثيه، سرودن شعر، بازماندگان را تسلي دهند و به صبر توصيه نمايند.
از روزي كه بشر به دنيا آمد و سپس با پديده مرگ و حوادث تلخ روبرو شد با اين واژه‌ها آشنا گرديد. انسان موجودي است كه آنچه را با وجود و هستي خويش ناسازگار ببيند، ناپسند داشته و با آن مبارزه مي‌كند و اگر نتوانست در مقابل آن دست به دفاع بزند با ابزار اندوه، گريه و... به مقابله با آن و آرام‌سازي دل خود مي‌پردازد.
گاهي نيز اين مراسم براي احياي شعاير الهي و خاطره زندگي پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ و ساير امامان ـ عليهم السّلام ـ برگزار مي‌شود كه آثار فراوان و ثمرات بسياري به همراه دارد.

[1] . فرهنگ عميد، عميد، واژة عزا.
[2] . مصباح المنير، فيومي، ص 504.
[3] . فرهنگ عميد، واژة تسلي.
[4] . مصباح المنير، ص 629.
[5] . المنجد، ماده «نيح».
[6] . لغت‌نامه، دهخدا، لغت نياحه، نائحه.
[7] . لسان العرب، ج 1، ص 62 و مجمع البحرين، ماده ماتم.
[8] . مصباح المنير، ص 3.
[9] . فرهنگ عاشورا، جواد محدثي، ص 395.
[10] . همان، ص 218.
[11] . لغت‌نامة دهخدا.
حسين رجبي- پاسخ به شبهات عزاداري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :