امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
2180
عزاداري در سيره ائمه اطهار(ع)
بدون ترديد در مصيبت‌ها و بويژه مصيبت امام حسين ـ عليه السّلام ـ شيوه‌هاي امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ اين بوده كه عزاداري و مجالس سوگواري داشته باشند. در اينجا به نمونه‌هايي از آن اشاره مي‌شود:
الف) امام زين‌العابدين ـ عليه السّلام ـ :
بزرگي شخصيت امام سجاد، بلكه ساير امامان ـ عليهم السّلام ـ بر كسي پوشيده نيست؛ از اين رو تمامي مسلمانان رفتار و گفتار آنان را الگو و سرمشق زندگي خويش قرار داده‌اند. ويژگي‌هاي امام سجاد ـ عليه السّلام ـ صبر و شكيبايي ايشان در برابر سختي و مصايب بوده است. حادثه جانسوز عاشورا و جريان اسارت آن حضرت در دست دژخيمان پسر ابي‌سفيان و دفاع از آرمان‌هاي شهداي كربلا در برابر يزيد؛ استواري ايمان و شجاعت آن حضرت را مي‌رساند. ايشان به ديگران نيز توصيه مي‌فرمايند كه در برابر ناملايمت زندگي شكيبا و مقاوم باشند؛ «يا بني اصبر علي النوائب».[1] امّا با وجود اين شكيبايي، آن حضرت زياد گريه مي‌كرد به گونه‌اي كه ايشان را يكي از بكائون ناميدند. آن حضرت در سجده‌هاي طولاني آن چنان اشك مي‌ريخت كه سنگ‌ريزه‌ها خيس مي‌شد امّا اين گريه خوف الهي بود. آن حضرت بر مظلوميت پدر بزرگوارش حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ نيز بسيار گريه ميكرد. سال‌ها اشك ريخت و ديگران را نيز تشويق فرمود تا بر حسين بن علي بگريند و از اهرم گريه براي افشاي چهره ستمگران اموي استفاده نمايند؛ بدين جهت آن بزرگوار از هر فرصتي براي رسوايي ستمكاران استفاده مي‌كردند. گاهي كه نوبت غذا و طعام مي‌رسيد، چشمان مباركشان پر از اشك مي‌شد. روزي يكي از خدمتگزاران آن حضرت عرض كرد: يا رسول‌الله! آيا هنوز پايان حزن و اندوه شما فرا رسيده است؟ فرمود: «ويحك! ان يعقوب ـ عليه السّلام ـ كان له اثني عشر ابناً فغيب الله واحداً منهم فابيضت عيناه من الحزن و كان ابنه يوسف حياً في الدنيا و انا نظرت الي أبي و أخي و عمي و سبعة عشر من اهل‌بيتي و قوماً من انصار أبي مصر عين حولي فكيف ينقضي حزني؟»[2] واي بر تو! يعقوب ـ عليه السّلام ـ داراي دوازده فرزند بود. خداوند يكي از آنان را از جلوي چشمش دور و پنهان نمود ـ در حالي كه ـ فرزندش حيات داشت، چشمان يعقوب از اندوه سفيد شد. امّا من در جلو چشمانم شاهد بودم كه پدرم، برادرم، عمويم، هفده تن از اهل‌بيتم و گروهي از ياران پدرم را به قتل رساندند و سرهايشان را از تن جدا كردند. چگونه اندوه من پايان يابد؟
در روايت ديگر فرمود: «كيف لا أبكي و قد منع ابي من الماء كان مطلقاً للسباع و الوحوش»؛[3] چرا گريه نكنم در صورتي كه پدرم را از آبي منع كردند كه براي تمام درندگان و حيوانات آزاد بود؟
امام صادق فرمود: «بكي علي بن الحسين عشرين سنة و ما وضع بين يديه طعام الا بكي»؛[4] امام سجاد ـ عليه السّلام ـ بيست سال گريه كرد و هرگاه در جلو آن حضرت غذايي گذاشته مي‌شد مي‌گريست.
روزي خدمتكار آن حضرت به ايشان گفت: «به فدايت اي پسر رسول خدا! مي‌ترسم كه اگر به اين صورت گريه را استمرار دهيد تلف شويد! فرمود: در پيشگاه خداوند اندوه دارم و مي‌دانم آنچه را تو نمي‌داني. هرگاه جريان شهادت فرزندان فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را به ياد مي‌آوردم،گريه گلويم را مي‌گيرد به گونه‌اي كه نزديك است گلوگير شوم».
با فرا رسدن ماه رمضان، هر افطار آن حضرت به ياد شهداي كربلا و شهادت پدر مي‌افتاد و مي‌فرمود: «وا كربلا! وا كربلا!» و اين جمله را همواره تكرار مي‌كرد: كه «كشته‌ شد پسر رسول خدا در حالي كه خايف بود! كشته شد پسر رسول خدا در حالي كه تشنه بود!». اين جمله‌ها را با خود زمزمه مي‌كرد و اشك مي‌ريخت تا اين‌كه لباس آن حضرت از اشك خيس مي‌شد.[5]
ب) امام باقر ـ عليه السّلام ـ :
وضعيت دوران امام باقر ـ عليه السّلام ـ به گونه‌اي بود كه جلسات عزا بسيار سخت و دشوار برگزار مي‌شد. بني‌اميه روشي اتخاذ كرده بود كه از هر نوع حركت و برنامه‌اي كه در راستاي بيداري امت اسلام و افشاگري چهره ستمگران اموي باشد، جلوگيري گردد؛ به همين جهت امام باقر ـ عليه السّلام ـ مجالس عزاداري را در خفا و با حضور افراد خاصي برگزار مي‌كردند و از شعراي معروف آن زمان دعوت مي‌نمودند تا اشعاري بسرايند. يكي از آن شاعران كميت بن زيد اسدي (م 126 ه‍ ق) بود كه بيشتر شعرهاي خود را در مدح بني‌هاشم و يادآوري مصايب آل‌رسول مي‌سرود.
مالك جهني مي‌گويد امام باقر ـ عليه السّلام ـ درباره روز عاشورا فرمود: «وليندب الحسين و يبكيه و يأمر من في داره بالبكاء عليه و يقيم في داره مصيبته باظهار الجزع عليه و يتلاقون بالبكاء عليه بعضهم في البيوت و ليعزبعضهم بعضاً بمصاب الحسين فأنا ضامن علي الله لهم اذا احتملوا ذلك أن يعطيهم ثواب الفي حجة و عمرة و غزوة مع رسول‌الله و الائمة الراشدين.»؛[6] در روز عاشورا براي امام حسين مجلس عزا برپا نموده و بر مصايب آن حضرت همراه با خانواده بگرييد و جزع و ناراحتي خويش را ابراز كنيد. ضمن ديدار و ملاقات همديگر بر آن حضرت گريه كنيد و يكديگر را تعزيت دهيد و بگوييد: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين ـ عليه السّلام ـ و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدي من آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ». هر كس اين عمل را انجام دهد، براي او در نزد خدا ثواب دو هزار حج و عمره و جهاد در ركاب رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و امامان راشدين را ضمانت مي‌كنم.
در يكي از مجالس عزا با حضور امام باقر ـ عليه السّلام ـ ، كميت شعر مي‌خواند، وقتي به اينجا رسيد كه: «و قتيل بالطف غودر منهم بين غوغاء أمة و طعام»، امام باقر ـ عليه السّلام ـ گريه زيادي كرد فرمود: «لو كان عندنا مال لاعطيناك و لكن لك ما قال الرسول ـ صلي الله عليه و آله ـ لحسان ثابت، لازلت مؤيداً بروح القدس ما ذببت عنا اهل‌البيت»؛[7] اگر سرمايه‌اي داشتيم در پاداش اين شعر كميت به او مي‌بخشيديم امّا جزاي تو همان دعايي است كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ درباره حسان بن ثابت شاعر معروف صدر اسلام فرمودند كه همواره به خاطر دفاع از ما اهل‌بيت مورد تأييدات فرشته روح‌القدس خواهي بود.
شيخ طوسي مي‌گويد امام باقر ـ عليه السّلام ـ وظيفه ما را در روز عاشورا چنين بيان مي‌فرمايد: «ان البعيد يؤمي اليه بالسلام و يجتهد في الدعا علي قاتله و يصلي من بعده ركعتين قال ذلك في صدر النهار قبل ان تزول الشمس ثم ليندب الحسين و ليبكه و يأمر من داره ممن لا يتبعه بالبكاء عليه و يقيم في داره المصيبة باظهار الجزع عليه»؛[8] كسي كه در راهي دور قرار دارد، ـ جهت زيارت ـ كافي است كه به سوي كربلا اشاره نمايد و سلام و درود بفرستد و در دعا و نفرين كشندگان شهداي كربلا بكوشد، آنگاه دو ركعت نماز بپا دارد، بايد اين اعمال را پيش زوال خورشيد انجام دهد و پس از آن اهل خانه را جمع كند و مجلس عزا برگزار نمايد و بر آن حضرت همگي بگريند.
ج) امام صادق ـ عليه السّلام ـ :
ابو بصير از ياران خاص امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌گويد: در محضر آن حضرت بودم، ناگاه يكي از دختران امام حسين وارد شد، حضرت فرمودند: «مرحبا! آنگاه او را مورد نوازش و مهرباني قرار داده و بوسيد. فرمود: حقر الله من حقركم و انتقم ممن وتركم و خذل الله من خذلكم و لعن‌الله من قتلكم و كان الله لكم ولياً و حافظاً و ناصراً فقد طال بكاء الانبياء و الصديقين و الشهداء و ملائكة السماء ثم بكي و قال يا أبا بصير اذا نظرت الي ولد الحسين أتاني مالا أملكه بما اوتي الي ابيهم واليهم يا ابا بصير ان فاطمة لتبكيه؛[9] خداوند كوچك و پست گرداند كسي را كه شما را تحقير كرد و انتقام گيرد از كسي كه نسبت به شما ستم روا داشت و خوار گرداند آن كه را كه شما را خوار كرد. ـ خداوند ـ لعنت كند كساني را كه پدران شما را به شهادت رساندند. خداوند متعال سرپرست و نگهدار و ياور شماست. همانا پيامبران، صديقان، شهدا و فرشتگان الهي بر حسين فراوان گريستند. آنگاه خود حضرت گريه كردند و فرمودند: اي ابوبصير هر زمان چشمم به يكي از فرزندان و نسل حسين مي‌افتد و به خاطر آن حادثه‌اي كه براي پدران و يارانش پيش آمد حالتي به من دست مي‌دهد كه نمي‌توانم تاب بياورم. اي ابوبصير حتي فاطمه ـ سلام الله عليها ـ نيز بر فرزندش حسين مي‌گريد».
معاوية بن وهب يكي ديگر از ياران امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌گويد: روز عاشورا خدمت مولاي خودم جعفر بن محمد ـ عليه السّلام ـ رسيدم و آن حضرت را در محراب عبادت و سجده يافتم. انتظار كشيدم تا عبادت آن حضرت پايان يابد. سجده امام بسيار طولاني بود. در حال سجده گريه مي‌كرد و با پروردگار خويش مناجات مي‌نمود و براي خود و برادران و زايران امام حسين ـ عليه السّلام ـ طلب آمرزش داشت. آنگاه به من فرمود: «يا ابن وهب زر الحسين من بعيد أقصي و من قريب أدني و جدد الحزن عليه و اكثر الكباء عليه» ... ثم بكي الصادق ـ عليه السّلام ـ حتي أخضلت لحيته بدموعه و لم يزل حزيناً كئيباً طول يومه ذلك و أنا ابكي لبكائه و أحزن لحزنه؛[10] پسر وهب! حسين را از راه دور و نزديك زيارت كن، اندوه و حزن خود را تجديد و زياد گريه كن. آنگاه خود امام ـ عليه السّلام ـ بسيار گريستند، به گونه‌اي كه قطرات اشك محاسن مباركشان را فرا گرفت. آن روز تا پايان محزون و اندوهناك بود. من نيز همراه آن حضرت گريستم و بر اندوه ايشان اندوهناك بودم.
زيد شحام مي‌گويد: همراه جماعتي از اهل كوفه در خدمت امام صادق ـ عليه السّلام ـ بوديم يكي از شعراي عرب به نام جعفر بن عفان وارد شد آن حضرت او را احترام نموده و در نزديك خود جاي داد، آنگاه فرمود اي جعفر! عرض كرد: لبيك! به فدايت گردم. فرمودند به من گفته‌اند كه تو اشعار نيكي درباره حسين ـ عليه السّلام ـ سروده‌اي. عرض كرد: اري. فرمود: اشعار خود را بخوان. او شعر مي‌خواند و امام و اطرافيان مي‌گريستند، به گونه‌اي كه قطرات اشك به صورت و محاسن آن حضرت جاري بود. سپس امام فرمودند: «يا جعفر والله لقد شهدت ملائكة الله المقربين هاهنا يسمعون قولك في الحسين و لقد بكوا كما بكينا أو اكثر و لقد أوجب الله تعالي لك يا جعفر في ساعته الجنة يأسرها و غفرالله لك»؛[11] اي جعفر! فرشتگان الهي حضور دارند و صداي تو را شنيدند و چنانكه ما گريه كرديم، آنها نيز گريستند بلكه بيشتر از آن. خداوند در اين ساعت براي تو بهشت را واجب كرده و تو را ببخشد.
ابن قولويه مي‌گويد: «هرگز ديده نشد كه نام امام حسين ـ عليه السّلام ـ در نزد امام صادق برده شود و آن روز بر لب مباركش خنده مشاهده شود».
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: «حسين مايه عبرت و گريه هر مؤمني است»؛ «ان البكاء و الجزع مكروهٌ للعبد في كل ما جزع ما خلا البكاء علي الحسين بن علي ـ عليه السّلام ـ فانه فيه مأجور».[12]
مرحوم محدث قمي نوشته است: «ابو هارون مردي نابينا و شاعري توانا و از اصحاب امام صادق ـ عليه السّلام ـ بود و گاهي براي امام حسين مرثيه مي‌خواند او مي‌گويد: روزي خدمت امام صادق ـ عليه السّلام ـ رسيدم، فرمود: ابوهارون از آن شعرهايي كه در مرثيه جدم سروده‌اي براي ما بخوان. عرض كردم:‌ اطاعت مي‌شود. آن حضرت فرمود: بگوييد زنها هم پشت پرده بيايند و استفاده ببرند. ابوهارون اشعار خود را كه تازه سروده بود آغاز كرد با آن‌كه پنج مصرع بيشتر نبود،‌ غلغله‌اي از خانه امام صادق ـ عليه السّلام ـ بلند شد و اشك از چشمان مبارك امام جاري بود، شانه‌هاي مباركش به شدت حركت مي‌كرد و فرياد ناله و گريه از منزل به گوش مي‌رسيد.
اي باد صبا! گذر كن به قبر حسين و پيام دوستان و عاشقان او را برسان.
اي باد صبا پيام ما را به استخوان‌هاي مقدس و پاك حسين برسان.
بگو، اي استخوان‌ها! شما هميشه با اشك دوستان حسين سيراب هستيد.
اين اشك‌ها مي‌ريزند و شما را سيراب مي‌كنند. اگر يك روزي شما را از آب منع كردند و اگر حسين را با لب تشنه شهيد كردند اين شيعيان و دوستان، اشك خود را نثار شما مي‌كنند.
أمرر علي جدت الحسين فقل لاعظمه الزكيّة
ءاْعظماً لازلت من و طفاء ساكبة روية
و اذا مررت بقبره فاطل به وقف المطية
و أبك المطهر للمطهر و المطهرة النقية
كبكاء معولة أتت يوماً لواحدها المنية
اي باد صبا! اگر از جسد اين پاكان گذر كردي، تنها به رساندن پيام قناعت مكن؛ بلكه آنجا مركبت را نگهدار، خيلي هم بايست، و ياد مصايب حسين را در خاطرت زنده كن و اشك بريز، مانند آن زني كه يك فرزند بيشتر ندارد، او چگونه در مرگ تنها فرزندش اشك مي‌ريزد، تو هم آن‌گونه اشك بريز و گريه كن براي آن انسان پاك، فرزند پاك و مادر پاك.
د) امام كاظم و امام علي بن موسي الرضا ـ عليهما السّلام ـ :
دوران امام كاظم ـ عليه السّلام ـ دوران فشار و مراقبت بني‌عباس بود. از اين رو آن حضرت بيشتر زندگي خود را در زندان سپري نمود. عزاداري‌ها رونق و نمودي نداشت. با فرا رسيدن ايام عاشورا آن حضرت محزون و غمناك بود و آن روز را، روز غم، اندوه و گريه مي‌دانست.
امام رضا ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «كان ابي اذا دخل المحرم لايري ضاحكاً و كانت الكآبة تغلب عليه حتي تمضي منه عشرة ايام فاذا كان اليوم العاشر منه كان ذلك اليوم يوم مصيبته و حزنه و بكائه»؛[13] با فرا رسيدن ماه محرم پدرم موسي بن جعفر با چهرة خندان ديده نمي‌شد و حزن و اندوه سراسر وجودش را فرا مي‌گرفت تا روز دهم فرا مي‌رسيد. آن روز روز مصيبت، اندوه و گريه آن حضرت بود.
دعبل خزاعي از شعراي بزرگ علاقمند و به اهل‌بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ است. وي در سال 198در شهر مرو به خدمت امام رضا ـ عليه السّلام ـ رسيد. او مي‌گويد: «در شهر مرو به آقايم علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ وارد شدم در حالي كه ياران آن حضرت پيرامون او نشسته بودند. حزن و اندوه از چهره امام پيدا بود. با ورود من به مجلس فرمود: خوشا به حالت اي دعبل كه ما را به وسيله دست و زبانت ياري مي‌نمايي! آنگاه مرا احترام نموده و در نزد خود جاي داد و فرمود: «دوست دارم كه براي من شعر بگويي، اين روزها، روز حزن و اندوه ما اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ و روز شادي دشمنان ما بويژه بني‌اميه است؛ فان هذه الايام ايام حزن كانت علينا اهل‌بيت و ايام سرور كانت علي اعدائنا خصوصاً بني‌اميه ثم انه نهض و ضرب ستراً‌بيننا و بين حرمه و أجلس أهل بيته من وراء الستر ليبكوا علي مصاب جدهم الحسين ثم التفت الي و قال يا دعبل ارث الحسين فَأنت ناصرنا و مادحنا ما دمت حياً قال دعبل فاستعبرت و سألت دموعي وأنشات».
أفاطم لو خلت الحسين مجدلا و قد مات عطشاناً‌ بشط الفرات... و بكي الامام الرضا حين أنشد دعبل القصيدة و بكت معه النسوة و الاطفال.[14]
پس از آن امام رضا ـ عليه السّلام ـ پرده‌اي را جهت حضور خانواده در مصيبت جدشان حسين ـ عليه السّلام ـ آويزان كرد و به من فرمود: «‌اي دعبل مرثيه‌سرايي كن. تا تو زنده هستي ياور و ستايشگر اهل‌بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ خواهي بود»! آنگاه گريستم به گونه‌اي كه قطرات اشك بر صورتم جاري شد و اين شعر را سرودم.
أفاطم لو خلت...
امام رضا ـ عليه السّلام ـ و خانواده و فرزندان آن حضرت به شدت گريستند.
نمونه‌هايي كه از سيره امامان ارايه مي‌شود، گوياي اين واقعيت است كه بزرگان دين با همه سختي‌ها و دشواري‌ها، عزاداري سالار شهيدان را پاس داشته و از آن به خوبي نگهداري مي‌نمودند؛ اگرچه در سير تحول تاريخي آن فراز و نشيب‌هايي بسيار ديده مي‌شود.
ه‍ : امام جواد، امام هادي، امام حسن عسكري و امام زمان ـ عليهم السلام ـ :
در عصر امام جواد ـ عليه السّلام ـ عزاداري براي امام حسين ـ عليه السّلام ـ به صورتي آشكار در منازل علويان برگزار مي‌شد، امّا پس از معتصم عباسي ديگر جانشينان وي از اقامه عزاداري و حتي از زيارت قبور امامان و شهيدان كربلا به شدت جلوگيري كردند.
امام هادي ـ عليه السّلام ـ در محيطي خفقان‌آور زندگي مي‌كرد. متوكل عباسي ـ حاكم وقت ـ دشمني خاصي بر امام و شيعيان آن حضرت داشت. وي به اندازه‌اي در زشتكاري پيش رفت كه قبر امام حسين ـ عليه السّلام ـ را ويران ساخت و آثار آن را از ميان برد.[15]
ابوالفرج اصفهاني مي‌گويد: «متوكل نسبت به خاندان ابوطالب بسيار سخت‌گير بود و به شدت از رفتار و اعمال علويان مراقبت مي‌كرد، بغض و كينه فراواني از ايشان در سينه داشت و بر اين اساس تهمت‌هاي ناروايي به آنان نسبت مي‌داد.سخت‌گيري متوكل به جايي رسيد كه هيچ يك از خلفاي پيش به اندازه وي تندروي نكرده بودند. به دستور وي قبر امام حسين ـ عليه السّلام ـ را تخريب كردند به طوري كه هيچ آثاري از آن برجاي نماند. وي پايگاه‌هايي در مسير قبر آن حضرت ساخته بود تا هر كسي را كه به زيارت آن حضرت مي‌رود دستگير و مجازات نمايند».[16] اين وضعيت تا عصر امامت امام حسن عسكري استمرار داشت امّا شيعيان و علويان هرگز ترس به خود راه ندادند وهمواره در طول تاريخ با ستمگران اموي و عباسي مبارزه كردند خواه از راه مبارزه مثبت و يا منفي؛ از راه زيارت قبور و نفرين بر كشندگان آنان، يا از راه عزاداري و گريه بر مظلوميت شهيدان بويژه شهداي كربلا. بي‌شك امام زمان (عج) سيره پدران بزرگوار خود را استمرار بخشيده و بر جد بزرگش حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ مي‌گريد. چنان‌كه در زيارت ناحيه مقدسه آمده است كه آن حضرت خطاب به جدشان امام حسين ـ سيد شباب اهل الجنه ـ مي‌فرمايد: «لاندبنك صباحاً‌و مساًء و لابكين عليك بدل الدموع دماً»؛[17] هر صبحگاه و شامگاه بر تو اي جد بزرگوار مي‌گريم و آن‌چنان گريه مي‌كنم كه به جاي اشك خون از چشمانم جاري شود.
و اين شيوه تا ظهور حضرتش ادامه خواهد داشت و انشاءالله با ظهورش جهان را پر از عدل و داد نموده و ريشه ظلم و ظالمان را از جهان خواهد كند.

[1] . مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 179، فصل في كرعه و صبره و بكائه ـ عليه السّلام ـ .
[2] . همان، ج 4، ص 180، همان فصل.
[3] . همان.
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . كامل الزيارات، ص 174، باب 71، ثواب من زار الحسين ـ عليه السّلام ـ يوم العاشورا و مصباح المتهجد، زيارت عاشورا.
[7] . مصباح المهتجد، ص 713.
[8] . همان.
[9] . كامل الزيارات، باب 28، ص 88 و بحارالانوار، ج 45، ص 208، باب ما ظهر بعد شهادة الحسين ـ عليه السّلام ـ.
[10] . تاريخ النياحة علي الحسين، ص 157.
[11] . بحارالانوار، ج 44، ص 282، باب و تاريخ النياحة علي الحسين، ص 160.
[12] . همان، ج 44، ص 291، باب ثواب البكاء علي مصيبته و كامل الزيارات،ص 100.
[13] . امالي، صدوق، مجلس 27 و بحارالانوار، ج 44، ص 284، ثواب البكاء علي مصيبته.
[14] . بحارالانوار، ج 45، ص 257. باب من قيل من المراثي فيه و تاريخ النياحة علي الحسين ـ عليه السّلام ـ ، ص 164.
[15] . كامل ابن اثير، ج 5، ص 287 ذكر ما فعله المتوكل لمشهد الحسين بن علي ابن ابيطالب ـ عليه السّلام ـ و زندگي تحليلي پيشوايان ما، ص 256.
[16] . مقاتل الطالبين، 478، ذكر ايام متوكل جعفر بن محمد المعتصم.
[17] . بحارالانوار، ج 98، ص 320، باب كيفية زيارة الحسين ـ عليه السّلام ـ يوم عاشوراء.
حسين رجبي- پاسخ به شبهات عزاداري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :