امروز:
پنج شنبه 3 فروردين 1396
بازدید :
1473
عزاداري از ديدگاه علما
الف) عزاداري از ديدگاه علماي شيعه
از ديد فقهاي شيعه، جزع و نوحه‌سرايي به باطل و دروغ، پاره كردن گريبان و برخي اعمال ديگري كه يادآوري مي‌شود مكروه است.
مرحوم صاحب جواهر مي‌نويسد: «لا ريب في جواز البكاء علي الميت نصاً و فتوي الاخبار التي لاتقصر عن التواتر معني من بكاء النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ علي حمزه و ابراهيم و غيرهما و فاطمه ـ عليها السلام ـ علي ابيها و اختها و علي بن الحسين علي ابيه حتي عدّوه و فاطمه من البكائين الاربعة»؛[1] شكي نيست كه گريه بر ميت به خاطر روايات متعددي كه به حد تواتر معنوي رسيده و فتاواي فقها جايز است و آن روايات عبارت است از گرية‌پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بر حمزه سيد‌الشهدا و فرزندش ابراهيم و غير آنها؛ همچنين فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بر پدر و خواهرش گريه كرد. امام سجاد بر پدر بزرگوارش گريست؛ به گونه‌اي كه حضرت فاطمه و امام سجاد از چهار گريه‌كننده معروف گرديدند.
نوحه‌سرايي در صورتي كه همراه با باطل يا دروغ نباشد جايز است و در غير اين صورت اشكال دارد.
روايت است كه حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بر پدر نوحه كرد: «فقالت يا أبتاه من ربه ما أدنا يا ابتاه الي جبرئيل انعاه يا ابتاه أجاب ربا دعاه».
از امام علي ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه حضرت فاطمه يك مشت از خاك قبر پيغمبر برداشت و بر چشمان خود نهاد، آنگاه چنين گفت:
ماذا علي المشم تربة احمد
ان لا يشم مدي الزمان غوالي
صبت علي مصائب لوانها
صبت علي الايام صرن ليايا
همچنين روايت شده است كه ام سلمه همسر پيامبر با اجازة آن حضرت بر پسر عمويش مغيره، ندبه و نوحه‌سرايي كرد كه پيش از اين به آن اشاره شد.
صاحب جواهر در ادامه مي‌گويد: «همة اين موارد گوياي اين واقعيت است كه ندبه و نوحه‌سرايي بر كساني كه داراي ويژگي‌هاي برجسته‌اند، مانعي ندارد، بلكه مستحب است تا در پرتو اين مجالس عزا، فضايل و خوبي‌هاي آنان نشر يابد و ديگران سرمشق و الگو بگيرند».[2]
امام خميني (ره) مي‌نويسد: «يجوز البكاء علي الميت بل قد يستحب عند اشتداد الحزن و لكن لا يقول ما يسخط الرب و كذا يجوز النوح عليه بالنظم و النثر لولم تشتمل علي الباطل من الكذب و غيره من المحرمات بل والويل و الثبور علي الاحوط و لا يجوز اللطم و الخدش و جز الشعر و نتفه و الصراخ الخارج عن حد الاعتدال علي الاحوط و لا يجوز شق الثوب علي غير الاب و الاخ بل في بعض الامور المزبورة يجب الكفارة ففي جز المرأه شعر في المصيبة كفارة شهر رمضان وفي نتفه كفارة اليمين»؛ گريه كردن بر اموات ـ نه تنها ـ رواست بلكه در هنگام شدت حزن و اندوه مستحب مي‌باشد ولي سخني كه باعث غضب پروردگار شود نگويد. و جايز است نوحه‌سرايي، خواه با شعر يا يا نثر؛ امّا با اين شرط كه همراه با دروغ و محرمات ديگر نباشد. همچنين بنابر احتياط در واي گفتن. و بنا بر احتياط جايز نيست سيلي زدن به صورت، زخمي كردن. بريدن و كندن موي و فريادي كه بيرون از حد اعتدال باشد. همچنين پاره كردن لباس روا نيست؛ جز براي پدر و برادر. و در برخي از امور ياد شده نظير بريدن موي سر توسط خانم‌ها در هنگام مصيبت، كفاره ماه رمضان و در كندن آن، كفاره يمين واجب مي‌شود. امام خميني (ره) در جاي ديگر مي‌نويسد: «ما بايد حافظ اين سنت‌هاي اسلامي، حافظ اين دسته‌جات مبارك اسلامني كه در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضي به راه مي‌افتند تأكيد كنيم كه مبيشتر دنبالش باشند. محرم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است. فداكاري سيدالشهداء ـ سلام الله عليه ـ است كه اسلام را براي ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتي خودش از طرف روحانيون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده‌هاي مردم با همان ترتيب سابق كه دسته‌جات مخطم و منظم، دسته‌جات عزاداري، به عنوان عزاداري راه مي‌افتاد، بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنّت‌ها را حفظ كنيد؛ البتّه اگر چنانچه يك چيزهاي ناروايي بوده است سابق و دست اشخاص بي‌اطلاع از مسايل اسلام بوده،‌ آنها بايد يك قدري تصفيه بشود، لكن عزاداري به همان وقت خودش بايد باقي بماند و گويندگان پس از اين‌كه مسايل روز را گفتند، روضه را همان‌طور كه سابق مي‌خواندند و مرثيه را همان كه سابق مي‌خواندند، بخوانند و مردم را مهيا كنند براي فداكاري».[3]
سيد محمد كاظم يزدي مي‌نويسد: «يجوز البكاء علي الميت و لو كان مع الصوت بل قد يكون راجحاً كما اذا كان مسكناً للحزن و حرقة القلب بشرط أن لا يكون منافياً للرضا بقضاء الله... و امّا البكاء المشتمل علي الجزع و عدم الصبر فجائز ما لم يكن مقروناً به عدم الرضا بقضاء الله. نعم يوجب حبط الاجر... يجوز النوح علي الميت بالنظم و انثر مالم يتضمن الكذب و لم يكن مشتملاً علي اويل و الثبور لكن يكره في الليل و لا تجوز اللطم و الخدش و جز الشعر بل و الصراخ الخارج عن حدّ الاعتدال علي الاحوط»؛[4] گرية بر مرده هر چند با صدا همراه باشد جايز است بلكه در صورتي كه براي تسكين و تألم و سوزدل باشد رحجان دارد البتّه به اين شرط كه با رضاي به قضاي الهي منافات نداشته باشد و همچنين گرية‌همراه با جزع و بيتابي نيز جايز است؛ چنانكه نوحة بر ميت همراه با اشعار و غير آن در صورتي كه با ويل و شيون همراه نباشد جايز است گرچه در شب كراهت دارد و جايز نيست زدن صورت، خراشيدن و كندن موي و بلند كردن صدا بيش از حد معمول خلاف احتياط است.
آيت‌الله خويي مي‌نويسد «احتياط واجب آن است كه در گريه‌ بر ميت صدا را خيلي بلند نكنند.
اگر زن در عزاي ميت صورت خود را بخراشد و خونين كند يا موي خود بكند بنا بر احتياط مستحب، يك بنده آزاد كند يا ده فقير را طعام دهد و يا بپوشاند و همچنين اگر در مرگ زن يا فرزند، يقه يا لباس خود را پاره كند».[5]
مرحوم محقق ناييني كه از بزرگان و فقهاي معروف معاصر است در پاسخ به پرسش اهل بصره دربارة‌حكم هيأت‌هاي عزاداري مطالب مفيدي به اين شرح ايراد فرموده‌اند:
«قد تورات علينا برقياتكم و كتبكم المتضمنه للسئوال عن الحكم المواكب العزائيه و... فها نحن نحرر الجواب عن تلك السؤالات ببيان مسائل. الاولي خروج المواكب العزائيه في عشرة عاشورا و نحوها الي الطرق و الشوارع مما لاشبهة‌في جوازه و رجحانه و كونه من اظهر مصاديق ما يقام به عزاء المظلوم و ايسر الوسائل لتبليغ الدعوة الحسينيه الي كل قريب و بعيد لكن لازم تنزيه هذا الشعار العظيم عما لايليق بعبادة مثله من غناء او استعمال آلات اللهو و التدافع في التقدم و التأخر بين اهل محلتين و لو اتفق شيئي من ذلك فذالك الحرام الواقع في البين هو المحرم و لا نسري حرمته الي الموكب العزائي»؛[6] از شما پرسش‌هاي فراواني درباره موكب‌هاي عزا كه در خيابان‌ها حركت مي‌كند و.. به ما رسيده است كه به آن پاسخ مي‌دهيم. نخست، شكي نيست كه حركت موكب عزا در عاشورا و مانند آن به سوي خيابان‌ها و راه‌ها، جايز است، بلكه رجحان دارد و از آشكارترين مواردي است كه ـ به واسطة آن ـ عزاي سيد مظلومان بپاداشته مي‌شود و آسان‌ترين وسيلة‌ تبليغ دعوت حسينيه به دور و نزديك عالم مي‌باشد؛ امّا شايسته اين شعاير بزرگ آن است كه آنچه مناسب آن نيست، نظير غنا و استعمال آلات لهو و رقابت ببين دوهيأت در سبقت و تأخر، داخل اين شعار بزرگ اسلامي نشود چنانچه يكي از اين امور پيش آيد حرام است ولي حرمتش به عزاداي و حركت موكب‌ها سرايت نمي‌كند و تنها خود اين امور حرام است.
ب) عزاداري در نگاه علماي اهل‌سنت
براي تبيين نظر فقهاي اهل‌سنت در مورد عزاداري، به نقل از سه كتاب مهم فقهي، الفتاوي الهنديه معروف به فتاوي عالمگيري و غياثيه بسنده مي‌كنيم. در فتاوي الهنديه چنين آمدهاست: «ويكره النوح و الصياح و شق الجيوب في الجنازه و منزل الميت فأمّا البكاء من غير رفع الصوت فلا بأس و الصبر افضل»؛[7] در تشييع جنازه و در منزل ميت نوحه، گريه، شيون و پاره كردن گريبان مكروه است امّا گريه بدون فرياد اشكالي ندارد؛ ولي صبر و شكيبايي بهتر است.
در جاي ديگر مي‌نويسد: «امّا النوح العالي فلا يجوز و البكاء مع رقة القلب لا بأس به و يكره للرجال تسويد الثياب و تمزيقها للتعذية و لا بأس بالتسويد للنساء و امّا تسويد الخدود و الايدي و شق الجيوب و خدش الوجوه و نشر الشعور و نشر التراب علي الرؤس و الضرب علي الفخذو الصدر و ايفاء النار علي القبور فمن رسوم الجاهلية و الباطل و الغرور»؛[8] گريه و نوحة بلند روا نيست، امّا گريه‌اي كه از سوز قلب باشد، مانعي ندارد. لباس سياه براي مردان مكروه است ولي براي خانم‌ها اشكالي ندارد. سياه كردن گونه‌ها و دست‌ها، پاره كردن گريبان، زخمي كردن صورت، پريشان كردن موي، ريختن خاك بر سر، زدن بر سينه و ران و روشن كردن آتش بر سر قبرها، از رسومات دوران جاهليت بوده و باطل است.
در فتاوي غياثيه آمده است: «يكره النوح و الصياح لنهي النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ و البكاء لابأس به كما روي ان النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ بكي ابنه ابراهيم»؛[9] شيون، زاري و فرياد زدن مكروه است و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ از آن جلوگيري فرموده است امّا گريه اشكالي ندارد زيرا روايت است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ در مرگ فرزندش ابراهيم گريست.
فقهاي اهل سنت گريه بدون فرياد زدن را مباح دانسته‌اند امّا گرية با صوت در بين ايشان محل اختلاف است. حاصل آن‌كه شافعيه و حنابله بر اين باورند كه چنين گريه‌اي اشكال ندارد امّا مالكيه و حنفيه اجازه آن را نمي‌دهند.
عبدالرحمان الجزيري مي‌گويد: «يحرم البكاء علي الميت برفع الصوت و الصياح عند المالكيه و الحنفيه، و قال الشافعيه و الحنابله انه مباح امّا هطل الدموع بدون صياح فانه مباح باتفاق»؛[10] از ديد مالكيه و حنفيه گرية با صدا و فرياد زدن حرام است امااز نظر شافعيه و حنبليها مباح و رواست، چنان كه اشك ريختن بدون صدا به اتفاق علما مباح است. سُبكي از محققان اهل‌سنت مي‌گويد: «اگر گريه براي دلسوختن بر ميت و ترس از عذاب خداوند باشد كراهت ندارد، امّا اگر براي جزع و تسليم نشدن در برابر قضاي الهي باشد مكروه و يا حرام است. اين حكم در صورتي است كه گريه با صدا باشد امّا بدون صدا هيچ اشكالي ندارد». از روايات چنين به دست مي‌آيد كه گرية پيش از مرگ جايز است؛ چنانكه پس از مرگ نيز مي‌باشد زيرا پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نزد قبر يكي از دخترانشان گريه كردند و همچنين در زيارت قبر مادر بزرگوارشان آمنه همراه اصحاب گريستند.[11]
[1] . جواهر الكلام، شيخ محمد حسن نجفي، ج 4، ص 364 و مغني ابن قدامة، ج 2، ص 547.
[2] . همان.
[3] . صحيفة نور، ج 9، ص 116.
[4] . عروة الوثقي، مكروهات دفن.
[5] . توضيح المسائل، مستحبات دفن.
[6] . عزاداري از ديدگاه مرجعيت، علي رباني خلخالي.
[7] . فتاوي الهنديه في مذهب الامام ابي حنيفه، مولانا الشيخ نظام و جماعة من علماء الهند، ج 1، ص 162.
[8] . همان.
[9] . فتواي غياثيه، ص 45.
[10] . الفقه علي المذاهب الاربعه، عبدالرحمان جزيري، ج 1، ص 484.
[11] . ارشاد الساري، ج 2، ص 414، باب قول النبي انا بك لمحزونون.
مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :