امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1888
عزاداري شيعيان ـ اقسام گريه
امروزه عزاداري در ميان مسلمانان و بويژه شيعيان به شيوه‌هاي مختلفي برگزار مي‌گردد كه برخي از آنها عبارت‌اند از:
1. برگزاري و برپايي جلسات و اجتماعاتي به نام عزاداري، روضه‌خواني و يا سال‌گشت. در اين اجتماعات چند مطلب اساسي كه در واقع دربرگيرندة اهداف برپايي اين جلسات است به چشم مي‌خورد.
الف) سخنراني پيرامون معارف اسلام اعم از اعتقادات، اخلاق، احكام و سيره و روش پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ و صحابه بزرگوار آن حضرت؛ در اين سخنراني‌ها هر گوينده و خطيبي به تناسب مخاطبان خود حقايقي را در اين موارد بيان مي‌كند.
ب) بيان وقايع و حوادث تلخي كه از طرف دشمنان بر بزرگان دين بويژه خاندان پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ وارد شده و تبيين اين مطلب كه خودكامگان و ستمگران نگذاشتند بشريت بويژه مسلمانان راه كمال را طي نمايند.
ج) بيان شجاعت‌ها، استقامت‌ها و ايثارگري‌هاي خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در سراسر زندگي‌شان متبلور است. بيان اين فضايل، شيوه‌اي است براي اراية الگو به انسان‌هاي آينده و همة عصرها و نسل‌ها تا در برابر ستم و ستمگران ساكت ننشينند و با اقتدا به اين بزرگواران، روش و راه آنان را سرمشق قرار دهند.
د) رثا يا مرثيه كه به معناي گريستن بر مرده همراه با برشمردن نيكي‌هاي او و خواندن اشعار و مديحه‌سرايي همراه با ناراحتي، گريه و ترحم است ـ به طور معمول اين اشعار حقايقي از مظلوميت و نيكي‌هاي شهيدان را در بر دارد ـ .
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ پس از شهادت حضرت حمزه ـ عليه السّلام ـ كنار جنازه وي حاضر شد و همراه اظهار تأسف و ناراحتي فرمود: «يا حمزه يا فاعل الخيرات، يا مانع يا ذات عن وجه رسول‌الله»؛ اي انجام دهندة كارهاي نيك، اي برطرف كننده غم‌ها و ناراحتي‌ها از پيامبر اسلام. تفصيل اين مطلب در بخش سيره خواهد آمد.
2. سياه پوشيدن و سياه‌پوش كردن؛ هدف از اين رفتار اعلام همدردي، اظهار ناراحتي و حزن در مصايب اهل‌بيت ـ عليه السّلام ـ و بزرگان دين است و از سوي ديگر اين اعمال نشانة تنفر از مخالفان اسلام و اعلام موضع و جهت‌گيري در برابر آنهاست و نشان‌دهندة اين‌كه سياه‌پوش كنندگان در كدام جبهه قرار دارند؛ آيا در جبهه توحيد و سردمداران آن، يا در جبهه شرك، طاغوت و...؟
3. حركت هيأت‌ها و گروه‌هاي عزادار همراه با پرچم و عَلَم در خيابان‌ها، كوچه‌ها و...؛
4. سينه‌زني و زنجيرزني همراه با سنج؛ هدف از اين حركت دسته جمعي منظم، اعلام آمادگي و طرفداري از شهيدان بويژه شهيدان كربلا و استمرار راه آنان است. سينه‌زني و زنجيرزني صرفاً در حد اعلام ناراحتي از مصايب وارده بر اهل‌بيت ـ عليهم السّلام ـ است نه در حد اضرار بر بدن زيرا اضرار بر بدن از نظر شرعي جايز نيست و لذا اگر كسي در اين مراسم يا در جاهاي ديگر ضرر قابل توجهي به خود بزند به طور مثال خود را ناقص العضو نمايد به طور مسلم فعل او حرام است؛ امّا به ضررهاي جزيي مانند سرخ شدن بدن، در عرف جامعه،‌چون براي اظهار ناراحتي است عنوان اضرار صدق نمي‌كند.
5. نذورات،‌ خيرات، سير كردن گرسنگان و غذا دادن در ايام عزا؛ بدون شك نذر و خيرات كردن در مجالس عزاداري اگر به قصد قربت و براي خداوند متعال باشد و ثواب آن را به پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ، و ائمه ـ عليهم السّلام ـ و شهيدان هديه نمايند نه تنها مطلوب بلكه مستحب است چنانكه سير كردن مردم بويژه گرسنگان و نيازمندان در ايام عزا پسنديده و راجح است و آثار ارزشمندي در جامعه اسلامي دارد.
6. گريه كردن و گرياندن؛ گريستن گاهي به علت بروز حوادث و مصايب جانسوز است كه انسان براساس طبع بشري از آن متأثر مي‌گرد و گاه در اثر تجسم و يادآوري ملال‌ها و مصيبت‌هاي گذشته است؛ به عبارت ديگر گريه گاه بدون مقدمه و گاه با مقدمه و همراه با برپايي مجالس عزا و استماع سخنان گوينده‌اي كه اين مصايب را وصف مي‌كند پديد مي‌آيد. نوع نخست آن مورد بحث ما نيست زيرا حكم آن روشن است امّا آنچه مورد بحث است گريه‌اي است كه همراه مقدمات و براساس انگيزه‌ها و اهداف خاصي حاصل مي‌شود. لازم به يادآوري است كه نوع دوم گريه را مي‌توان با عزاداري مرادف دانست و به عبارت ديگر يكي از مصاديق عزاداري را اين نوع گريه قرار داد. در اينجا مناسب است پيش از بيان حكم آن، به انگيزه‌ها و انواع گريه اشاره كنيم. به طور كلي گريه را مي‌توان به چهار نوع تقسيم نمود.
اقسام گريه:
الف) گريه‌اي كه انگيزه عقيدتي دارد؛
انسان مؤمن بر اين باور است كه همواره در محضر خدا قرار دارد و تمام اعمال و رفتار او ضبط شده و روز قيامت خوبي‌ها و زشتي‌هاي كردار و رفتار او نمايان مي‌گردد. توجه به گذشتة تاريك و گناه‌آلود، مسلمان معتقد را به گريه وامي‌دارد تا آثار شوم گناه را از دل بزدايد و خود را متحول سازد. انسان‌هاي كمال يافته و معصومان نيز از خوف و خشيّت الهي همواره اشك خوف مي‌ريختند. اين گريه نشانه ايمان كامل است.
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ فرمود: محبوب‌ترين قطره در پيشگاه خداود متعال، قطرة اشكي است كه مخلصانه در تاريكي شب و از ترس خدا ريخته شود.[1]
ب) گريه‌اي كه از علاقة طبيعي انسان به خود سرچشمه مي‌گيرد و خاستگاه آن عواطف و احساسات است؛
خداوند متعال در وجود بشر قلب را نهاده كه در رويارويي با حوادث و مصايب جانسوز دگرگون مي‌شود،‌ تكان مي‌خورد، مي‌سوزد و اشك را از چشمان سرازير مي‌كند. انسان در زيان‌هاي مالي و جاني و از دست دادن عزيزاني كه به آنها انس و الفت پيدا كرده است، اندهگين شده و دچار ناراحتي‌هاي روحي و رواني مي‌شود امّا گريه و گريستن، عقده‌هاي دروني را برطرف كرده و به انسان آرامش مي‌بخشد؛ از اين رو در علم اخلاق از اين ويژگي قلب و رقت و نرمي آن تمجيد شده است چرا كه نشانة قلب زنده آن است كه از عواطف و احساسات سازنده‌اي سرشار باشد.
ج) گريه‌اي كه از فضيلت طلبي و كمال‌خواهي سرچشمه مي‌گيرد؛
انسان در فقدان معلم، استاد و مربي اخلاق و بلكه بالاتر، در ارتحال پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ يا امام ـ عليه السّلام ـ اشك مي‌ريزد و عزاداري مي‌كند. انگيزه اين نوع گريه آن است كه با مرگ پيشواي خود احساس مي‌كند از راه كمال و رشد بازمانده و مرشد و راهنماي بزرگي را از دست داده كه بدون او دست‌يابي به كمالات بالاتر برايش دشوار است. پس از وفات رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ خليفه اول و دوم به زيارت ام‌ايمن آمدند پس از حضور آنان ام‌ايمن گريه كرد، خليفه دوم گفت: چرا گريه مي‌كني؟ براي رسول خدا كه در پيشگاه خداوند قرار دارد گريه معنا ندارد! ام‌ايمن پاسخ داد: گريه من براي از دست دادن پيامبر نيست بلكه گرية من به خاطر آن است كه دست ما از اخبار آسمان و وحي كوتاه شده است.[2] از اين رو اين نوع گريه از نوع اول ارزش بالاتري دارد. در اين نوع گريه، در واقع گريه كننده بر خود مي‌گويد.
د) اندوه و گريه بر مظلوم؛
نوع ديگر گريه، گريه بر مظلوم است به خاطر ظلم و ستمي كه بر او وارد شده مانند گريه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ بر علي ـ عليه السّلام ـ و حسين بن علي ـ عليه السّلام ـ پيش از شهادت آنان و مثل گريه و عزاداري مسلمانان در شهادت‌هاي ائمه دين كه به صورت مظلومانه به شهادت رسيدند.
ه‍( گريه و عزداري سياسي؛
امام خميني (ره) مي‌فرمايد: «زنده نگه داشتن عاشورا يك مسأله بسيار مهم سياسي ـ عبادي است. عزاداري كردن براي شهيدي كه همه چيز را در راه اسلام داده، يك مسأله سياسي است، يك مسئله‌اي است كه در پيشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. ما از اين اجتماعات استفاده مي‌كنيم. ما از آن الله اكبر‌ها، ملت ما از آن الله اكبرها استفاده كرد، آن الله اكبر‌ها را بايد حفظ بكنيم، بايد به اين مظاهر، شعاير و اموري كه در اسلام به آن سفارش شده فكر كنيد كه اينها يك مسأله سطحي نبوده است كه مي‌خواستند جمع بشوند و گريه كنند،‌خير. ما ملت گرية سياسي هستيم. ما ملتي هستيم كه با همين اشك‌ها سيل جريان مي‌دهيم و سدهايي را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مي‌كنيم».[3]
از اين ديد، ‌گريه زبان گوياي فردي است كه مورد تجاوز و ستم قرار گرفته باشد. در زماني كه با جباران به وسيله نيروي نظامي نمي‌توان مقابله كرد و حتي نمي‌گذارند سخني گفته شود؛ تنها سلاح گريه است كه نفرت و خشم را نشان مي‌دهد و با اين گريه‌ است كه اظهار تنفر و بيزاري از ستم و ستمگري آشكار مي‌شود. اين گريه‌اي است كه مردم را نسبت به ستمگران بيدار مي‌كند. شاهد اين شيوه را در زندگي امام زين‌العابدين ـ عليه السّلام ـ مي‌توان ديد. آن حضرت بيست سال در حال ماتم و گريه بود و اين حزن و گريه امام تأثير فراواني در بيداري مردم داشت؛ چرا كه با زبان رفتار از عظمت قيام عاشورا و شدت ظلمي كه بر اهل‌بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ رفته بود حكايت مي‌كرد و از تبليغات دروغين نيز پرده برمي‌داشت.
در اينجا شايسته است به سخني از شهيد مطهري (ره) اشاره كنيم. ايشان دربارة فلسفه گريه بر شهيد چنين مي‌نويسد: «شهادت از نظر اسلام از جنبه فردي.‌يعني براي شخص شهيد يك موفقيت است بلكه بزرگترين موفقيت و آرزوست. امام حسين فرمود: جدم به من فرمود كه تو درجه‌اي نزد خدا داري كه جز با شهادت، به آن درجه نايل نخواهي شد. پس شهادت امام حسين براي خود او يك ارتقاست، عالي‌ترين حد تكامل است. اگر مرگ به صورت شهادت باشد واقعاً يك موفقيت است، براي شهيد جشن و شادماني دارد؛ لذا سيد بن طاووس مي‌گويد: اگر نبود دستور عزاداري كه به ما رسيده است من روز شهادت ائمه را جشن مي‌گرفتم. از اين جنبه ما به مسيحيت حق مي‌دهيم به نام شهادت مسيح كه مي‌پندارند شهيد شده براي مسيح جشن بگيرند. اسلام هم در كمال صراحت شهادت را موفقيت شهيد مي‌داند نه چيز ديگر. امّا از نظر اسلام آن طرف سكه را هم بايد خواند. شهادت را از نظر اجتماعي يعني از آن نظر كه به جامعه تعلق دارد نيز بايد سنجيد، عكس‌العملي كه جامعه در مورد شهيد نشان مي‌دهد صرفاً به خود شهيد تعلق ندارد يعني صرفاً ناظر به اين جهت نيست كه براي شخص شهيد موفقيت يا شكستي رخ داده است.
رابطة شهيد با جامعه‌اش دو رابطه است؛ يعني رابطه‌اش با مردمي كه اگر زنده و باقي بود از وجودش بهره‌مند مي‌شدند و فعلاً از فيض وجودش محروم مانده‌اند و ديگر رابطه‌اش با كساني كه زمينة فساد و تباهي را فراهم كرده‌اند. بديهي است كه از نظر پيروان شهيد كه از فيض بهره‌مندي از حيات او بي‌بهره مانده‌اند، شهادت شهيد تأثرآور است. آن‌كه بر شهادت شهيد اظهار تأثري مي‌كند، در حقيقت به نوعي، بر خود مي‌گريد و ناله مي‌كند؛ امّا از نظر زمينه‌اي كه به شهادت شهيد در آن زمينه صورت مي‌گيرد شهادت يك امر مطلوب است به علت وجود يك جريان نامطلوب، از اين جهت مانند يك عمل جراحي موفقيت‌آميز است كه مطلوب است.
درسي كه از جنبه اجتماعي، مردم بايد از شهادت شهيد بگيرند اين است كه اولاً ‌نگذارند آن‌چنان زمينه‌هايي پيدا شود، و افراد جامعه از تبديل شدن به امثال آن جنايتكاران خودداري كنند، همچنان‌كه مي‌بينيم نام يزيد و ابن زياد و امثال آنها به صورتي در آمده كه هر كس در مكتب عزداري واقعي امام حسين ـ عليه السّلام ـ تربيت شده باشد از كوچكترين تشبه به آنها در عمل ابا دارد.
درس ديگري كه بايد جامعه بگيرد اين است كه به هر حال باز هم در جامعه زمينه‌هايي كه شهادت را ايجاب مي‌كند پيدا مي‌شود، از اين نظر بايد عمل قهرمانانه شهيد از آن جهت كه به او تعلق دارد و يك عمل آگاهانه و انتخاب‌شده است و به او تحميل نشده است بازگو شود و احساسات مردم شكل و رنگ احساس آن شهيد را بگيرد. اينجاست كه مي‌گوييم گريه بر شهيد، شركت در حماسه او و هماهنگي با روح او و موافقت با نشاط او و حركت در موج اوست. اينجاست كه بايد ببينيم آيا جشن و شادماني و پايكوبي و احياناً هرزگي و شرابخواري،‌ آن‌چنان كه در جشن‌هاي مذهبي مسيحيان ديده مي‌شود هم شكلي و هم‌رنگي و هم‌احساسي مي‌آورد يا گريه؟ معمولاً‌ دربارة گريه اشتباه مي‌كنند، خيال مي‌كنند گريه هميشه معلول نوعي درد و ناراحتي است و خود گريه امري نامطلوب است. راز بقاي امام حسين ـ عليه السّلام ـ اين است كه نهضتش از طرفي منطقي است و از ناحيه منطق حمايت مي‌شود و از طرف ديگر در عمق احساسات و عواطف راه يافته است. ائمه اطهار كه به گريه بر امام حسين سخت توصيه كرده‌اند حكيمانه‌ترين دستورها را داده‌اند. اين گريه‌هاست كه نهضت امام حسين ـ عليه السّلام ـ را در اعماق جان مردم فرو مي‌كند. روشن است كه اگر مانند مسيحيان جشن مي‌گرفتند نهضت امام حسين به انحراف كشيده مي‌شد. شايد بدين جهت بزرگان دين دستور عزداري و گريه داده‌اند».[4]

[1] . بحارالانوار، مجلسي، ج 90، ص 329، باب فضل البكاء.
[2] . دلائل النبوة، بيهقي، ج 7، ص 266، باب ما جاء في عظم مصيبته. تفصيل اين روايت در بحث‌هاي آينده خواهد آمد.
[3] . صحيفة نور، ‌ج 13، ص 154.
[4] . قيام و انقلاب مهدي (عج) به ضميمة شهيد مرتضي مطهري، ص 121.
حسين رجبي- پاسخ به شبهات عزاداري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :