امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
610
در حديث است كه پيامبر فرموده: شب معراج تمام انسان هاي گذشته و آينده را ديده است و فرموده مي دانم چه كسي بهشتي و چه كسي جهنمي است ، آيا انسان هايي كه هنوز به عالم ماده نيامده اند چگونه در جهنم يا بهشت بوده اند؟ آيا اين جبر نيست؟ و آيا صور مثالي بوده اند؟

از جمله ضروريات دين مقدس اسلام معراج جسماني حضرت ختمي مرتبت است كه مطابق نصّ صريح قرآن مجيد مي باشد و در نخستين آيه از سوره اسراء و آيات دوازدهم تا پانزدهم سورة نجم به اين مهم اشاره شده و مورد اتفاق همه فرقه هاي اسلامي است. البته فهم و تشريح جزئيات اين مسأله مانند كيفيت وقوع آن و مشاهدات پيامبر در اين سفر امري است نيازمند تحقيق و دقت كه بحث هاي فراواني نيز در اين رابطه انجام گرفته است. به طور اجمال بايد مسايل ذيل را در حل اين مسأله در نظر دداشت:
1. خلقت فعلي بهشت و جهنم و همچنين وجود بهشت و دوزخ برزخي.
2. وجود عوالمي ديگر براي انسان مانند عالم ملكوت عالم مثال و .....
3. توجه به رابطه علم و إخبار الهي با مسئلة اختيار انسان.
طبق برخي از روايات معتبر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در شب معراج در اثناء راه به اتفاق جبرئيل در سرزمين مدينه نزول كرد و در آنجا نماز گذارد و نيز در مسجد الاقصي با حضور ارواح انبياي بزرگ مانند ابراهيم و موسي و عيسي ـ عليهم السّلام ـ نماز گذارد و امام جماعت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود. سپس از آنجا سفر آسماني رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ شروع شد و آسمانهاي هفتگانه را يكي پس از ديگري پيمود در هر آسمان با صحنه هاي تازه اي روبرو شد. در برخي با پيامبران و فرشتگان و در برخي آسمانها دوزخ و دوزخيان و در بعضي با بهشت و بهشتيان برخورد كرد و پيامبر از هر يك از آنها خاطره اي پر ارزش و بسيار آموزنده در روح پاك خود ذخيره فرمود و عجايبي مشاهده كرد كه هر كدام رمزي و سرّي از اسرار عالم هستي بود و پس از بازگشت اينها را با زبان كنايه و مثال براي آگاهي امت در فرصت هاي مناسب شرح داد و براي تعليم و تربيت از آن استفاده مي نمود. اين امر نشان مي دهد كه يكي از اهداف مهم اين سفر استفاده از نتايج عرفاني و تربيتي اين مشاهدات بود و تعبير پر معني قرآن كه : « لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى »[1] (او پاره اي از آيات و نشانه هاي بزرگ پروردگارش را ديد) مي تواند اشاره اي اجمالي و سر بسته به همه اين امور باشد.[2]
يكي از مفسرين امور مطرح شده در روايات معراج را به چهار گروه تقسيم كرده است:
1. آنچه كه به دليل تواتر قطعيت به صحتش وجود دارد.
2. اموري كه در مورد اين مسئلة وارد شده و عقل آنرا جايز مي شمارد و با اصول منافاتي ندارد.
3. آنچه ظاهرش مخالف بعضي اصول است اما مي توان آنرا تأويل نمود.
4. آنچه ظاهرش صحيح نيست و امكان تأويل ندارد مگر با دشواري بسيار كه بهتر است اين دسته را قبول نكنيم.
دستة اول كه قطعيت به آن وجود دارد اين است كه پيامبر اكرم معراجي داشته است. گروه دوم اين است كه در آسمانها سير نموده و انبياي الهي، «عرش»، سدرة المنتهي و بهشت و جهنم را ديده است. گروه سوم مانند اينكه گروهي را ديد كه در بهشت متنعمند و قومي را در آتش جهنم ديد كه عذاب مي شوند. اين موارد بر اين حمل مي شود كه آن حضرت صفت و حال آنها يا اسماء آنها را ديده است. دسته چهارم مثل آنچه روايت شده كه پيامبر با خداوند آشكارا صحبت كرد و او را ديد و با او نشست و .... از چيزهايي كه موجب تشبيه مي شود كه خداوند مقدس از اينهاست.[3] پس با خارج كردن دستة اول (به دليل قطعي بودن و عدم نياز به بحث) و چهارم (به دليل مخالفت با اصول و عدم امكان تأويل) بحث را بر امور مطرح شده در روايت گروه دوم و سوم متمركز مي نمائيم.
در ميان امور مذكور در روايات گروه دوم آنچه بيشتر مورد سؤال است ديدن بهشت و دوزخ مي باشد هر چند برخي آنرا بهشت و دوزخ برزخي يا مثالي حمل كرده اند اما وجود فعلي بهشت و دوزخ خود يكي از اعتقادات راستين است كه آياتي هم بر آن دلالت دارد. شيخ صدوق در اين باره مي فرمايد: «و اعتقادنا في الجنّةِ و النّارِ اَنّهما مخلوقَتانِ و اَنّ النبيَّ ـ صلّي الله عليه و آله ـ قدْ دخَلَ الجنّةَ و رأي النارَ حينَ عُرِجَ به.»[4] (اعتقاد ما دربارة بهشت و دوزخ اين است كه اين دو آفريده شده است و پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ هنگام معراج وارد بهشت شد و دوزخ را مشاهده فرمود).
شيخ مفيد نيز مي فرمايد: بهشت و دوزخ آفريده شده است، اخبار در اين باره موجود است و اجماع و اتفاق نيز مؤيد مطلب است.[5] علامه مجلسي نيز در اين رابطه چنين نظر داده است: «و اَمّا كونُهما مخلوقَتان الآن فقدْ ذَهبَ اليه جُمهورُ المُسلمين اِلاّ شِرْذِمَةٌ مِنَ المعتزلةِ فانَِّهم يقولونَ سيُخلَقان في القيامةِ و الآياتُ و الاخبارُ المتواترةُ دافعةٌ لقولهم.»[6] : آفريده شدن كنوني بهشت و دوزخ را همه مسلمانان پذيرفته اند تنها برخي از معتزله گفته اند اين دو روز قيامت آفريده خواهد شد در حالي كه آيات فراوان و روايات يقيني سخنشان را دفع مي كند.
آيات فراواني نيز بر خلقت كنوني بهشت و جهنم دلالت دارد كه از جمله آنها آيات : (نجم/15ـ13) ، (رحمن/44ـ43) ، (آل عمران/133) ، (بقره/24) ، (عنكبوت/54) ، (تكاثر/7ـ5) و ... .
اما در مورد قسم سوم از مطالب مذكور در روايات كه ظاهر آن مخالف برخي از اصول است اما مي توان آنرا تأويل نمود و مواردي از آن نيز در سؤال بوده است كه چگونه انسانهايي كه هنوز به عالم ماده نيامده اند در بهشت يا جهنم بوده اند؟ ، جواب آنست كه آنچه را كه بعداً واقع مي شود صورتش را به پيامبر نشان دادند مثلاً منظرة اهل بهشت و اهل جهنم را كه بعداً واقع مي شود خداوند آنها را با صورت ملكوتيه شان به آن حضرت نشان داد.[7] و اين نكته را در نظر داشت كه انسانها قبل از آمدن به دنيا و اين منشأ وجودي ، منشأ وجودي ديگري داشته اند كه عالم ذر و ميثاق الهي را مي توان گواهي روشن بر اين امر دانست. اينكه خداوند بتواند آن منشا وجوديِ قبل از مادة انسانها را به پيامبرش ارايه كند امري ممكن و پذيرفتني خواهد بود.[8] آري خداوند طبق آيه قرآن خواست آيات بزرگ الهي اش را بر او بنماياند.
اما پاسخ اينكه آيا دانستن اين كه كدام افراد بهشتي و كدام جهنمي اند موجب جبر مي شود يا كاملاً با اختيار انسان سازگار است، اين است كه اين امر جبر نيست و منافاتي با اختيار انسان ندارد. آيات متعددي از قرآن از جمله آيه شريفه: « مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الأرْضِ وَلا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ »[9] : (هيچ مصيبتي در زمين و نه در وجود شما روي نمي دهد مگر اينكه همة آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است و اين امر براي خدا آسان است.) ، دلالت بر اين دارد كه مرتبة علم الهي مقدم بر مرتبة وقوع امور است و كيفيت وقوع امر در لوح محفوظ ثبت شده است اما بايد دانست كه اين دانستن الهي و ثبت در آن كتاب به معناي جبري بودن آن امور نيست ؛ چون حوادث همانگونه كه واقع مي شوند ثبت شده اند. بنابراين در مورد آنچه كه با اختيار ما انجام مي شود ثبت شده است كه اين با اختيار واقع مي شود و صرف اينكه خدا مي داند كه شخصي در وقت معيني فلان كار را انجام مي دهد و در اثر اين كارها مثلاً دچار فلان سرنوشت مي شود و حتي آن را به كساني مثل پيامبرش اعلام مي كند موجب جبر نمي شود. علت آن اين است كه خدا مي داند كه اين عمل با اختيار خود فرد انجام مي گيرد و اين بدان جهت است كه حيثيت علم حيثيت نمايش واقعيت به همان صورت كه هست مي باشد نه تغيير واقعيت.[10]
مثالي در اين زمينه مي تواند روشنگر باشد. به عنوان مثال فرض كنيم كه معلمي با توجه به شناختي كه از اوضاع و احوال شاگرداش دارد چند ماه مانده به پايان سال تحصيلي مي گويد اين دانش آموز مردود است. آيا اين اعلام معلم موجب جبري و حتمي شدن مردود شدن دانش آموز مي شود يا مردودي او بستگي به امور ديگري و از جمله عملكرد خود او دارد؟

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تفاسير الميزان و نمونه، ذيل آيات ابتدايي سورة اسراء و سورة نجم آيات دوازده به بعد.
2ـ معارف قرآن استاد محمد تقي مصباح يزدي ـ خداشناسي مبحث علم الهي ـ انسان شناسي بحث اختيار.
3ـ خداشناسي، سيد احمد فقيهي، ص124 به بعد.

پي نوشت ها:
[1] . نجم/19.
[2] . فصلنامه قرآني كوثر، ش10، ص39؛ سيد حسين حُرّ، معراج از ديدگاه قرآن.
[3] . طبرسي، مجمع البيان، ج4ـ3، ص511.
[4] . اوائل المقالات، ص141.
[5] . همان.
[6] . بحار، ج8، ص205.
[7] . دستغيب شيرازي؛ معراج (تفسير سورة نجم)، تهران، انتشارات گلي، چاپ اول، 1362، ص53.
[8] . تفسير جامع، ج4، ص79.
[9] . حديد/23.
[10] . فقيهي، سيد احمد، خداشناسي، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، 1381، ص124.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :