امروز:
پنج شنبه 5 اسفند 1395
بازدید :
2098
شفاعت در احاديث اسلامي
پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و جانشينان راستين راه به پيروي از قرآن مجيد موضوع شفاعت را در سخنان خود ياد كرده و آن را بصورت يك اصل مسلم اسلامي كه داراي حدود و شرائطي مي‌باشد بيان نمو‌ده‌اند.
روايات مربوط به شفاعت بيش از آن است كه بتوان در چند صفحه گردآوري كرد و ما در اين بخش فقط يكصد حديث از احاديث اين باب را انتخاب و نقل كرده‌ايم و چون اين روايات از نظر اثبات اصل شفاعت متواتر و قطعي است ديگر نيازي ندارد كه در اسناد آن بحث و گفتگو كنيم، آري اگر روايتي داراي نكته‌اي باشد كه در ديگر احاديث موجود نباشد، اثبات آن نكته به اثبات صحت سند آن روايت بستگي خواهد داشت.
از اين صد روايت ، چهل و پنج روايت را از كتابهاي اهل تسنن كه همه آنها از پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل شده و پنجاه و پنج روايت را از كتابهاي شيعه كه از پبامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و اميرمؤمنان و فرزندان معصوم او ـ عليه السّلام ـ روايت شده است انتخاب كرده‌ايم.
در انتخاب روايات سعي شده است از آوردن روايات طولاني و نيز از آوردن رواياتي كه مربوط به شفاعت در آخرت نبوده، و نيز رواياتي كه متن آنها احتياج به شرح و توضيح داشته باشد و يا احياناً متن آنها از جهتي مورد اشكال بوده، خودداري شود، و ضمناً روايات انتخاب شده هم گاهي تلخيص شده و همان قسمتي را كه مربوط به مسأله مورد بحث بوده، ذكر نموده‌ايم، اما در عين حال كوشش شده كه مضامين همه روايات اين باب در اين صد حديث گنجانيده شود، تا در نتيجه گيري از روايات نقصي در كار نباشد و در ترجمه روايات هدف اين بوده كه معناي حديث به طور مفهوم نوشته شود گرچه از ترجمه تحت الفظي خارج باشد.
- برخي از احاديث از كتابهاي اهل تسنن پيرامون شفاعت
1 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «لكل نبي دعوه مستجابه فتعجل كل نبي دعوته و اني اختبات دعوتي شفاعه لامتي فهي نائله من مات منهم لايشرك بالله شيئاً»[1]
خداوند بزرگ براي هر پيامبري دعاء مستجايي قرار داده است، پيامبران گذشته در همين دنيا از آن استفاده كردند، اما من آن دعا را براي شفاعت كردن امت خود در آخرت نگاه داشته‌ام، شفاعت من نصيب افرادي از امت خواهد شد كه، با ايمان از دنيا بروند و مشرك نباشند، (زيرا شرك مانع از شفاعت مي‌گردد)».
2ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « اعطيت خمساً .... واعطيت الشفاعه فادخرتها لامتي فهي لمن لا يشرك بالله شيئاً».[2]
خداوند بزرگ به من پنج امتياز اعطا كرده است، ... يكي از آنها شفاعت است كه آنرا براي امت خود نگاه داشته‌ام، شفاعت براي كساني است كه مشرك نباشند».
3 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «شفاعتي نائله ان شاءالله من مات لايشرك بالله شيئاً»[3]
«شفاعت من بخواست خدا به كساني مي‌رسد كه با ايمان از دنيا بروند و مشرك نباشند».
4 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «قوله عسي ان يبعثك ربك مقاماً محمودا؛ هوالمقام الذي اشفع لامتي فيه».[4]
«مقام محمود كه در آيه 79 سوره بني اسرائيل آمده است، همان مقامي است كه در آن براي امت شفاعت مي‌كنم».
5 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « انا اول شافع و اول مشفع» .[5]
من نخستين كسي خواهم بود كه شفاعت مي‌كند و اولين كسي خواهم بود كه شفاعت او پذيرفته مي‌شود».
6 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «شفاعتي لمن شهد ان لا اله الا الله مخلصاً يصدق قلبه لسانه و لسانه قلبه».[6]
شفاعت من براي كسي است كه به خداي يگانه ايمان داشته باشد و زبان و قلبش يكي باشد.
7 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «ان شفاعتي يوم القيامه لاهل الكبائر من امتي».[7]
شفاعت من در روز قيامت براي كساني از امتم خواهد بود كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند».
8 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن حديثي فرمود: «رايت ماتلقي امتي بعدي (اي من الذنوب) فسألت الله ان يوليني شفاعه يوم القيامه فيهم ففعل ...» [8]
چون ديدم كه امت من از پس من به گناه آلوده مي‌شوند از خداي متعال خواستم كه به من مقام شفاعت بدهد تا در روز قيامت براي آنها شفاعت كنم و خداي متعال هم خواسته مرا برآورد».
9 ـ پيامبر فرمود: «اسعد الناس بشفاعتي يوم القيامه من قال لا اله الا الله خالصاً من قلبه او نفسه».[9]
بيش از همه كساني به شفاعت من در روز قيامت خوشبخت مي‌شوند كه قبلاً و از روي اخلاص به خدا ايمان داشته باشند.
10 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن حديثي فرمود: «انا اول شافع في الجنه» .[10]
«من اولين كسي هستم كه در بهشت شفاعت مي‌كند».
11 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن حديثي فرمود: « شفاعتي لكل مسلم».[11]
< هر كس مسلمان باشد از شفاعت من بهره‌مند خواهد شد.»
12 ـ پيامبر فرمود: «اذا كان يوم القيامه كنت امام النبيين و خطيبهم و صاحب شفاعتهم غير فخر».[12]
هنگامي كه قيامت بر پا شود من پيشواي پيامبران، و سخن گوي ايشان، و صاحب شفاعت ايشان خواهم بود، ولي بخاطر داشتن اين مقامها به كسي فخر نمي‌كنم. »
13ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « انا سيد ولد آدم ....و اول شافع و اول مشفع و لافخر....»[13]
من آقاي فرزندان آدمم ..... و اولين كسي هستم كه شفاعت خواهد كرد و اولين كسي هستم كه شفاعت او پذيرفته خواهد شد ولي براي داشتن اين مقامها به كسي فخر نمي‌كنم».
14 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «اني لا رجوان اشفع يوم القيامه عدد ما علي الارض من شجره و مدره».[14]
من اميدوارم كه به عدد درختان و كلوخهائي كه روي زمين است در روز قيامت از مسلمانان شفاعت كنم».
15 ـ پيامبر فرمود: « ليخرجن قوم من امتي من النار بشفاعتي يسمون الجهنميين».[15]
گروهي از امتم به شفاعت من از آتش خارج مي‌شوند و به اين نام « جهنميان» ناميده مي‌شوند».
يعني كساني كه اهل جهنم بودند و در پرتو شفاعت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نجات يافتند.
16 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن حديثي فرمود: «خيرت بين الشفاعه و بين ان يدخل نصف امتي الجنه فاخترت الشفاعه لانها اعم واكفي اترونها للمتقين لا ولكنها للمذنبين الخطائين المتلوثين». [16]
مخير شدم ميان دو موضوع 1 ـ شفاعت 2 ـ اين كه نيمي از امتم بهشتي باشند پس من شفاعت را برگزيدم زيرا شفاعت دامنه‌اش وسيعتر و براي نجات امت كافي تر بود، آيا شما فكر مي‌كنيد كه شفاعت براي پرهيزگاران است؟ نه بلكه براي كساني است كه گناهكار و خطا كار و آلوده باشند».
17ـ ابوذر مي‌گويد: « صلي رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ليله فقرأ بآيه حتي اصبح يركع بها و يسجد بها: « ان تعذبهم فانهم عبادك و ان تغفرلهم انت العزيز الحكيم» فلما اصبح قلت يا رسول الله مازلت تقرء هذه الايه حتي اصبحت تركع بها و تسجد بها قال: اني سألت ربي عزوجل الشفاعه لامتي فاعطانيها فهي نائله ان شاء الله لمن لا يشرك بالله عزوجل شيئا».[17]
شبي تا صبح رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نماز مي‌خواند و ركوع و سجود مي‌كرد و پيوسته آيه 119 سوره مائده را مي‌خواند چون صبح شد جهتش را پرسيدم پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: من از پروردگار عزوجل شفاعت امتم را خواستم و او خواسته مرا برآورد پس شفاعت من به خواست خدا به كساني مي‌رسد كه مشرك نباشند و ايمان به خدا داشته باشند».
18 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در حديثي فرمود: «يشفع النبيون و الملائكه و المؤمنون فيقول الجبار بقيت شفاعتي».[18]
پيامبران و فرشتگان و مؤمنان شفاعت مي‌كنند آن گاه خداي متعال مي‌فرمايد: شفاعت من باقي مانده است.»
يعني گروهي از آنها كه به شفاعت شفاعت كنندگان نجات نمي‌يابند باز مشمول رحمت الهي خواهند شد.
19 ـ پيامبر فرمود: «ان الله يخرج قوماً من النار بالشفاعه».[19]
خداوند گروهي را به وسيله شفاعت شفاعت كنندگان از آتش جهنم خارج مي‌كند.
20 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «يشفع يوم القيامه الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء».[20]
روز قيامت به ترتيب پيامبران و سپس دانشمندان و سپس شهيدان در راه خدا شفاعت مي‌كنند.
21 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در حديثي فرمود: « فاذا فرغ الله عزوجل من القضاء بين خلقه و اخرج من النار من يريدان يخرج امرالله الملائكه و الرسول ان تشفع فيعرفون بعلاماتهم ان النار تاكل كل شي من ابن آدم الاموضع السجود ....»[21]
هنگامي كه خداوند از داوري ميان بندگان فراغت يافت، و آنان را كه مي‌خواست از آتش در آورد؛ امر مي‌كندكه فرشتگان و پيامبران، شفاعت كنند و كساني كه بايد شفاعت شوند نشانه‌اي دارند كه با آنان نشانه شناخته مي‌شود، و آن اين است كه چون اهل سجده و نماز بوده‌اند آتش دوزخ پيشاني آنان را نمي‌سوزاند».
22 ـ پيامبر گرامي ضمن حديثي فرمود: «فيؤذن للملائكه والنبيين والشهداء ان يشفعوا فيشفعون و يخرجون من كان في قلبه مايزن ذره من ايمان»[22]
پس اجازه داده مي‌شود كه فرشتگان و پيامبران و شهداء شفاعت كنند، آنگاه آنان شفاعت مي‌كنند و هر كس را كه ذره‌اي ايمان در قلب او باشد از آتش جنهم خارج مي‌كنند».
23 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « اذا ميزاهل الجنه و اهل النار فدخل اهل الجنه الجنه و اهل النار النار قامت الرسل فشفعوا».[23]
هنگامي كه اهل بهشت و جهنم از هم جدا شوند و اهل بهشت به بهشت و اهل جنهم به جهنم جاي گيرند؛ در آن هنگام پيامبران به شفاعت مي‌پردازند. »
24 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ضمن حديثي فرمود: « يشفع الانبياء في كل من كان يشهدان لا اله الا الله مخلصاً فيخرجونهم منها »[24]
«پيامبران براي كساني كه از روي اخلاص به يگانگي خدا گواهي مي‌داده‌اند شفاعت مي‌كنند و آنان را از جهنم خارج مي‌كنند. »
25 ـ «انه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ذكر الشفاعه فقال ان الناس يعرضون علي جسرجهنم ... و بجنبتيه الملائكه يقولون اللهم سلم سلم ....».[25]
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ از موضوع شفاعت ياد كرد، آنگاه فرمود: هنگامي كه مردم مي‌خواهند از پل جهنم بگذرند فرشتگاني كه در دو طرف پل هستند آنان را دعا مي‌كنند (و شفاعت مي‌كنند) كه از اين موقف خطرناك به سلامت بگذارند».
26 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در حديثي فرمود: «اما اهل النار الذين هم اهلها فلا يموتون فيها ولا يحيي ولكن ناس اصابتهم نار بذنوبهم او بخطاياهم فاماتتهم اماته حتي اذا كانوا فحماً اذن في الشفاعه فيخرجون ضبائر ضبائر».[26]
اما آنان كه مشرك و اهل جهنم هستند كه براي هميشه در آن مخلد خواهند بود، نه مي‌ميرند و نه زنده مي‌شوند، ولي آنان كه ايمان بخدا داشته‌اند اما بخاطر گناهان و خطاهاشان گرفتار آتش جهنم شده‌اند مدتها در جهنم مي‌مانند تا اجازه شفاعت داده مي‌شود، و آنگاه به توسط شفاعت شفاعت كنندگان، گروه گروه از آتش خلاص مي‌گردند».
27 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در حديثي فرمود: « فيشفعون حتي يخرج من قال لااله الا الله ممن في قلبه ميزان شعيره».[27]
آنگاه شفاعت مي‌شوند تا آنكه هركس كه حتي يك جو ايمان واقعي داشته باشد از آتش جهنم خلاص مي‌شود».
28 ـ پيامبر گرامي فرمود: «يشفع الشهيد في سبعين انساناً من اهل بيته». [28]
شهيد در راه خدا براي هفتاد نفر از خويشاوندان خود شفاعت مي‌كند».
29 ـ علي ـ عليه السّلام ـ از پيغمبر گرامي نقل مي‌كند: « من تعلم القرآن ( من قرأ القرآن ) فاستظهره فاحل حلاله و حرم حرامه ادخله الله به الجنه و شفعه في عشره من اهل بيته كلهم قد وجبت له النار». [29]
« كسي كه قرآن را ياد بگيرد ( كسي كه قرآن را بخواند) و آن را حفظ كند و حلال آن را حلال، و حرام آن را حرام بداند( مقيد به احكام قرآن باشد) خداوند او را به واسطه اهل قرآن بودن، اهل بهشت قرار مي‌دهد و شفاعت او را درباره ده نفر از خويشاوندانش كه همه مستحق آتش باشند مي‌پذيرد».
30ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن حديثي فرمود: « اذا بلغ الرجل التسعين غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تأخر و سمي اسيرالله في الارض و شفع في اهله ».[30]
«هنگامي كه يك انسان (مؤمن) به نود سالگي برسد خداوند گناهان او را مي‌آمرزد و شفاعت او را درباره خويشاوندانش مي‌پذيرد». « ربيعه و مضر» يا به اندازه جمعيت هر دوي آنها وارد بهشت مي‌شوند.
31 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود: «ان الرجل من امتي ليشفع للفئام من الناس فيدخلون الجنه و ان الرجل ليشفع للقبيله و ان الرجل ليشفع للعصبه و ان الرجل ليشفع للثلاثه و للرجلين و للرجل». [31]
« مردي از امت من براي گروههاي زيادي از مردم شفاعت مي‌كنند. و مردم براي يك قبيله و طايفه، و مردي براي خويشاوندان خود، و مردي براي سه نفر، و مردي براي دو نفر، و برخي براي يك نفر شفاعت مي‌كنند».
يعني هركه نزد خدا مقرب‌تر باشد بيشتر شفاعت مي‌كند.
پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «يصف الناس (اهل الجنه ) صفوفاً‌ فيمر الرجل من اهل النارعلي الرجل فيقول يا فلان اما تذكر يوم استقيت فستقيتك شربه قال فيشفع له و يمرالرجل فيقول اما تذكر يوم ناولتك طهوراً فيشفع له» . [32]
« اهل بهشت در صفهائي صف مي‌كشند. آنگاه يكي از اهل جهنم بر يكي از اهل بهشت مي‌گذرد و به او مي‌گويد: آيا يادداري كه يك روز از من آب خواستي و من ترا سيراب كردم (پس اينجا بمن كمك كن) در اين موقع آن شخصي كه اهل بهشت است براي او شفاعت مي‌كند. و همچنين يكي از اهل جهنم بر يكي از اهل بهشت مي‌گذرد و به او مي‌گويد: آيا به خاطرداري كه روزي آب وضو به تو دادم (پس اينجا مرا ياري كن) پس آن شخص او را شفاعت مي‌كند».
32 ـپيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در حديثي فرمود: « لا يصبر علي لاوائها (اي المدينه) و شدتها الا كنت له شفيعاً يوم القيامه»[33]
«هر كس در شهر مدينه بماند و برگرسنگي و سختي آن صبر كند من در روز قيامت شفيع يا گواه او خواهم بود.»
يعني اگر گناهكار باشد شفيع او، و اگر اهل طاعت باشد گواه او مي‌باشم.
33 ـ از پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ضمن حديثي نقل شده است: < قال لخادمه ما حاجتك قال: حاجتي ان تشفع لي يوم القيامه قال و من ذلك علي هذا قال ربي قال اما فاعني بكثره السجود».[34]
«كه به خادم خود فرمود: حاجت تو چيست گفت: حاجتم اين است كه در روز قيامت مرا شفاعت كني فرمود: اين مطلب را كه به تو آموخت؟ گفت: پروردگارم (به دلم الهام شد) فرمود پس مرا با كثرت سجده بر اين كار ياري كن. يعني عبادت تو موجب مي‌شود من بهتر بتوانم تو را شفاعت كنم.»
34 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « من صلي محمد و قال اللهم انزله المقعد عندك يوم القيامه وجب له شفاعتي».[35]
«هر كسي بر من صلوات و دورد بفرستد و بگويد: بارلها! او را در روز قيامت به مقام قرب خود جاي ده شفاعت من براي او واجب مي‌شود.»
يعني حتماً او را شفاعت مي‌كنم.
35 ـ پيامبر گرامي فرمود:«من قال حين يسمع النداء « اللهم رب هذه الدعوه التامه و الصلواه القائمه آت محمد الوسيله و الفضيله وابعثه مقاماً محموداً الذي وعدته حلت له شفاعتي يوم القيامه»[36]
«هر كس هنگامي كه اذان را مي‌شنود اين دعا را «اللهم رب ...» بخواند بر من لازم مي‌شود در روز قيامت او را شفاعت كنم».
36 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «اذا سمعتم المؤذن فقولوا مثل ما يقول ثم صلوا علي فانه من صلي علي صلواه صلي الله عليه عشراً ثم سلوا الله عزوجل لي الوسيله... فمن سأل الله لي الوسيله حلت عليه الشفاعه»[37]
«هنگامي كه صداي مؤذن را شنيد پس هر چه او مي‌گويد شما هم بگوئيد (جمله‌هاي اذان را بازگو كنيد) سپس بر من صلوات بفرستيد زيرا هر كس يك بار بر من صلوات بفرستد خداي متعال ده بار بر او دورد و رحمت مي‌فرستد. سپس از خدا براي من «مقام وسيله» كه مقامي است بس بلند بخواهيد هر كس اين مقام را براي من بخواهد شفاعت من به او مي‌رسد» .
- و اينك برخي احاديث از كتابهاي شيعه پيرامون شفاعت
1 ـ پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: « اني لاشفع يوم القيامه فاشفع و يشفع علي فيشفع و يشفع اهل بيتي فيشفعون».[38]
من در روز قيامت شفاعت مي‌كنم و شفاعتم پذيرفته مي‌شود و علي هم شفاعت مي‌كند و شفاعت او نيز پذيرفته مي‌شود و اهل بيت من نيز شفاعت مي‌كنند و شفاعت آنان هم پذيرفته مي‌شود».
2 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «اعطيت خمساً .... اعطيت الشفاعه».[39]
خداوند به من پنج امتياز اعطا كرده است .... يكي از آنها شفاعت است».
3 ـ ابوذر و سلمان از پيامبر روايت مي‌كنند: « قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ان الله اعطاني مسأله فادخرت مسألتي لشفاعه المؤمنين من امتي يوم القيامه ففعل ذلك» [40]
«كه آن حضرت فرمود: خداوند به من يك درخواست برآورده عطا كرد، (دعاء مستجاب) پس من آن را براي شفاعت افراد باايمان امتم در روز قيامت نگاه داشتم. و خداي متعال هم پذيرفت».
4 ـ پيامبر فرمود: « ان من امتي من سيد خل الله الجنه بشفاعته اكثر من مضر».[41]
«در امت من كساني هستند كه براي جمعيتي بيش از جمعيت قبيله (مضر) (قبيله‌اي پر جمعيت از عرب) شفاعت مي‌كنند».
5 ـ پيامبر (ص) فرمود: «انما شفاعتي لاهل الكبائر من امتي».[42]
همانا شفاعت من براي گناهكاران امتم خواهد بود كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند».
6 ـ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «الشفعاء خمسه القرآن و الرحم و الامانه و نبيكم و اهل بيت نبيكم». [43]
شفاعت كنندگان پنج چيزاند: 1 ـ قرآن 2 ـ خويشاوندان 3ـ امانت 4 ـ رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ5 ـ اهل بيت ـ عليهم السلام ـ».
7ـ علي ـ عليه السّلام ـ در حديثي فرمود: «لنا شفاعه و لاهل مودتنا شفاعه»[44]
«ما شفاعت مي‌كنيم و دوستان ما هم شفاعت مي‌كنند».
8 ـ علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «ثلاثه يشفعون الي الله عزوجل فيشفعون الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء».[45]
«سه دسته هستند كه در پيشگاه خداوند شفاعت مي‌كنند و شفاعت آنان پذيرفته مي‌شود: 1 ـ پيامبران 2ـ دانشمندان ديني. 3 ـ شهداي راه خدا».
9ـ علي ـ عليه السّلام ـ به فرزندش محمد بن الحنيفه سفارش مي‌كند: « اقبل من متنصل عذره فتنالك الشفاعه».[46]
«پوزش كسي را كه از تو عذر خواهي مي‌كند بپذير تا شفاعت نصيب تو گردد».
10 ـ علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: «اعلموا انه (اي القرآن) شافع و مشفع و قائل و مصدق و انه من شفع له القرآن يوم القيامه شفع فيه».[47]
«بدانيد كه قرآن شفاعت كننده‌اي است كه شفاعت او پذيرفته مي‌شود، و گوينده‌اي است كه گفتار او تصديق مي‌شود، و قرآن براي هر كس در روز قيامت شفاعت كند شفاعتش درباره او پذيرفته خواهد شد».
11 ـ علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: «قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ اذا قمت المقام المحمود تشفعت في اصحاب الكبائر من امتي فيشفعني الله فيهم والله لا تشفعت فيمن اذي ذريتي» [48]
«رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: هنگامي كه در مقام محمود (مقام شفاعت) قرار گيرم، براي آن افراد از امتم كه مرتكب گناهان بزرگ شده‌اند شفاعت مي‌كنم. و خداي متعال شفاعتم را درباره آنان مي‌پذيرد. به خدا سوگند براي كساني كه ذريه و فرزندان مرا آزار كرده باشند شفاعت نمي‌كنم».
12 ـ امام حسن ـ عليه السّلام ـ فرمود: « ان النبي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ قال في جواب نفر من اليهود سألوه عن مسائل: و اما شفاعتي ففي اصحاب الكبائر ما خلا اهل الشرك و الظلم».[49]
«رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در ضمن پاسخ آن دسته از يهود، كه مسائلي از آن گرامي پرسيده بودند فرمود: شفاعت من براي كساني است كه مرتكب گناه شده باشند، غير از شرك به خدا و ستمكاري» (كه اين دو مانع از شفاعت مي‌گردد).
13 ـ از امام حسين ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه هنگام خروج از مدينه (در داستان كربلا) رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در خواب به آن گرامي فرزند خود فرمود: « حبيبي يا حسين كأني اراك عن قريب مرملابد مائك مذبوحاً بارض كربلاء علي ايدي عصابه من امتي و انت مع ذلك عطشان لا تسقي و ظمآن لا تروي و هم مع ذلك يرجون شفاعتي يوم القيامه».[50]
اي حسين گويا تو را مي‌بينم كه به همين زودي بخون خود آغشته مي‌شوي، و در زمين كربلا با لب تشنه بدست گروهي از امت من كشته مي‌شوي، اينان با اين عملشان باز اميد به شفاعت من دارند خدا شفاعت مرا نصيبشان نگرداند.
14 ـ در دعاي دوم صحيفه سجاديه چنين آمده است: «عرفه في اهله الطاهرين و امته المؤمنين من حسن الشفاعه اجل ما وعدته».[51]
«آنچه به او نويد دادي از شفاعت نيكو درباره خاندان پاك و امت با ايمان او بيشتر از آن عطا فرما».
15 ـ و در دعاي ديگر مي‌گويد: « اللهم صل علي محمد و آل محمد و شرف بنيانه و عظم برهانه و ثقل ميزانه و تقبل شفاعته».[52]
«خدايا درود بر محمد و آل محمد فرست و پايه او را والا، و حجت او را بزرگتر، و ترازوي او را سنگين‌تر گردان، و شفاعت او را بپذير».
16 ـ امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: « ان لرسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ شفاعه في امته» [53]
همانا براي رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ است شفاعت كردن در امتش».
17 ـ و نيز آن حضرت فرمود: «من تبع جنازه مسلم اعطي يوم القيامه اربع شفاعات ....»[54]
«هر كس جنازه مسلماني را تشييع كند در روز قيامت چهار شفاعت به او داده مي‌شود».
18 ـ امام باقر در ضمن حديثي فرمود: «يشفع الرجل في القبيله و يشفع الرجل لاهل البيت و يشفع الرجل للرجلين علي قدر عمله فذلك المقام المحمود».[55]
«هر كس به قدر عمل خود شفاعت مي‌كند، ممكن است يك فرد قبيله اي را شفاعت كند، و يا فقط خويشاوندان خود را شفاعت كند؛ و يا دو نفر را شفاعت كند، و اين شفاعت كردن همان مقام محمود است. » (كه در قرآن ذكر شده است)
19 ـ از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده است: «والله لنشفعن لشيعتنا والله لنشفعن لشيعتنا والله لنشفتعن لشيعتنا حتي يقول الناس: فما لنا من شافعين و لا صديق حميم».[56]
به خدا سوگند كه شيعيان خود را شفاعت مي‌كنيم، بخدا سوگند آنان را شفاعت مي‌كنيم، بخدا سوگند آنان را شفاعت مي‌كنيم تا اين كه اهل جهنم مي‌گويند: پس براي ما شفاعت كنندگاني نيست...»
20 ـ امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «لكل مؤمن خمس ساعات يوم القيامه يشفع فيها».[57]
«براي هر مؤمني در روز قيامت پنج ساعت است كه در آن پنچ ساعت شفاعت مي‌كند».
21 ـ امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: « شفاعتنا لاهل الكبائر من شيعيتنا و اما التائبون فان الله عزوجل يقول ما علي المحسنين من سبيل».[58]
«شفاعت ما براي كساني از شيعيان ما است كه مرتكب گناهان بزرگ شده باشند، اما كساني كه از گناهشان توبه كرده باشند (نيكوكارند و نيكوكاران را ايرادي نيست و) خداي متعال در آيه 91 سوره توبه مي‌فرمايد: (ما علي المحسنين من سبيل بر نيكوكارن راه اشكالي نيست).
22 ـ امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: «من انكر ثلاثه اشياء فليس من شيعتنا: المعراج و المسائله في القبر و الشفاعه ».[59]
«هر كس سه چيز را انكار كند، از شيعيان ما نيست 1 ـ معراج 2 ـ سؤال قبر 3 ـ شفاعت.»
23 ـ معاويه بن عمار مي‌گويد: «قلت من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه قال نحن اولئك الشافعون». [60]
از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسيدم از جمله‌اي كه در آيه الكرسي است (كيست كه بدون اذن خدا نزد خدا شفاعت كند) فرمود ما هستيم آن شفاعت كنندگان» (كه به اذان خدا شفاعت مي‌كنند).
24ـ از امام صادق ـ عليه السّلام ـ سؤال شد:« عن المؤمن هل يشفع في اهله قال نعم المؤمن يشفع فيشفع». [61]
«آيا مؤمن مي‌تواند براي خويشاوندان خود شفاعت كند؟ حضرت فرمود: آري، مؤمن شفاعت مي‌كند و شفاعت او پذيرفته مي‌شود».
25ـ امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: « اذا كان يوم القيامه نشفع في المذنب من شيعتنا فاما المحسنون فقد نجاهم الله».[62]
« در روز قيامت ما براي شيعيان گناهكارمان شفاعت مي‌كنيم، اما نيكوكاران را خدا نجات داده است» ( و شفاعت نمي‌خواهند).
چند حديث از امام كاظم ـ عليه السّلام ـ
26- ابي بصير مي‌گويد: « قال ابوالحسن الاول عليه السلام انه لما حضرابي الوفاه قال لي يا بني انه لاينال شفاعتنا من استحخف بالصلوه» . [63]
«امام هفتم ـ عليه السّلام ـ فرمود: پدرم امام صادق هنگام وفاتش به من فرمود اي فرزند! شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي‌رسد».
27ـ امام كاظم ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: « كان رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ يقول: لا تستخفوا بفقراء شيعه علي فان الرجل منهم ليشفع لعدد ربيعه و مضر». [64]
«رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: به فقراء و تنگدستان شيعيان علي ـ عليه السّلام ـ استخفاف و بي‌اعتنائي نكنيد. زيرا هر يك از آنها براي جمعيتي به اندازه عده دو قبيله ربيعه و مضر (دو قبيله پر جمعيت و عرب) شفاعت مي‌كنند.»
28 ـ امام كاظم ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: « شعيتنا الذين الصلواه و يؤتون الزكوه و يحجون البيت الحرام و يصومون شهر رمضان و يوالون اهل البيت و يتبرؤن من اعدائهم ... و ان احدهم ليشفع في مثل ربيعه و مضر فيشفعه الله فيهم لكرامته علي الله عزوجل».[65]
29 ـ امام رضا ـ عليه السّلام ـ از علي ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند: «من كذب بشفاعه رسول الله لم تنله».[66]
«كسي كه رسول خدا را تكذيب كند و به آن اعتقاد نداشته باشد شفاعت آن حضرت به او نمي‌رسد».
30 ـ امام رضا ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: « مذنبوا اهل التوحيد لايخلدون في النار و يخرجون منها و الشفاعه جائزه لهم ...»[67]
«گناهكاراني كه موحد و خداشناس باشند مخلد در آتش نخواهند بود پس از مدتي از آتش خارج مي‌شوند و شفاعت براي آنها رواست».
31 ـ امام رضاـ عليه السّلام ـ از پدرانش از اميرمؤمنان و او از پيامبر نقل مي‌كند كه رسول گرامي فرمود: « اربعه انالهم شفيع يوم القيامه المكرم لذريتي و القاضي لهم حوائجهم و الساعي في امورهم عند ما اضطروا اليه و المحب لهم بقلبه و لسانه».[68]
«چهارنفرند كه من در روز قيامت شفيعشان خواهم بود:
1 ـ كسي كه ذريه و فرزندان مرا گرامي دارد و احترام كند.
2 ـ كسي كه حوائج آنها را بر آورد.
3 ـ كسي كه در انجام كار آنها سعي و كوشش كند هنگامي كه به آن كار احتياج و اضطرار دارند.
4 ـ كسي كه آنها را با زبان و دل دوست داشته باشد.»
32 ـ امام هشتم از پدرانش از اميرمؤمنان از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل مي‌كند: « من لم يؤمن بشفاعتي فلا انا له شفاعتي ثم قال ـ عليه السّلام ـ انما شفاعتي لاهل الكبائر من امتي فاما المحسنون فما عليهم من سبيل قال الحسين بن خالد فقلت للرضا ـ عليه السلام ـ يا بن رسول الله فما معني قول الله عزوجل « و لا يشفعون الا لمن ارتضي» قال لا يشفعون الا لمن ارتضي الله دينه».[69]
« هركس به شفاعت من ايمان نداشته باشد او را شفاعت نمي‌كنم سپس فرمود شفاعت من براي آن افراد از امت من است كه مرتكب گناهان بزرگ شده‌اند و اما نيكوكاران كه خود اهل نجات هستند. حسين بن خالد راوي حديث مي‌گويد: به امام هشتم ـ عليه السّلام ـ گفتم پس معناي اين آيه «لا يشفعون الا لمن ارتضي: شفاعت نمي‌كنند مگر براي كسي كه مورد رضايت خدا باشد» چيست؟ حضرت فرمود: معنايش اين است كه شفاعت نمي‌كنند جز براي كسي كه دين او مورد رضايت و پسند خدا باشد»، (و مسلمان هر چه گناه كار باشد دين او مورد پسند خداوند است).
33 ـ امام دهم ـ عليه السّلام ـ در زيارت جامعه مي‌فرمايد: « ولكم الموده الواجبه و الدرجات الرفيعه و المقام المحمود عندالله عزوجل و الجاه العظيم و الشأن الكبير و الشفاعه المقبوله ....».[70]
براي شما (ائمه اطهار) است مودتي كه قرآن واجب كرده است، و درجه‌هاي بلند و مقام محمود و مقام معلوم در نزد خدا و قدر و منزلتي بزرگ و شفاعت مورد قبول».
34 ـ از امام حسن عسكري از اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ روايت شده است كه در ضمن حديثي فرمود: « لا يزال المؤمن يشفع حتي يشفع في جيرانه و خلطائه و معارفه...». [71]
«مؤمن پيوسته شفاعت مي‌كند تا شفاعت او درباره همسايه‌ها و دوستان و آشنايانش پذيرفته مي‌شود»
35 ـ امام زمان در صلواتي كه از آن حضرت رسيده است مي‌فرمايد: « اللهم صل علي سيد المرسلين و خاتم النبيين و حجه رب العالمين ... المرتجي للشفاعه».[72]
« بارلها! درود بفرست بر آقاي پيامبران مرسل و آخرين پيامبران و حجت خداي عالميان ... همانكه اميد به شفاعت او هست».
- توضيحاتي درباره روايات شفاعت
1ـ از روايات بخوبي بر مي‌آيد كه پيامبر گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و پيشوايان معصوم ـ عليه السّلام ـ نخواسته‌اند با اين گفتارها مردم را به گناه و خلافكاري جري كنند و به آنان جرأت معصيت بدهند، بلكه منظور بيان يك واقعيتي است كه در جهان پس از مرگ واقع خواهد شد و از اين رو در برخي از روايات تصريح يا اشاره شده است كه مردم نبايد به اتكاء شفاعت، خود را به گناه آلوده كنند و از انجام وظائف ديني سر پيچي نمايند. به حديث 21 و 26 و 37 و 55 و 73 و 85 و 88 و 91 مراجعه شود.
2ـ در روايت2 و 47 كه از طريق شيعه و سني هر دو وارد شده است مقام شفاعت از امتيازات رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ شمرده شده، با اينكه در روايات ديگر، ساير پيامبران ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ هم به عنوان شفاعت كننده معرفي شده‌اند. جمع بين اين دو دسته از روايات به اين است كه؛ مي‌توان گفت مقام شفاعتي كه براي رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ثابت است؛ عموميتي دارد كه عموميّت از امتيازات آن حضرت است و به عبارت ديگر در موارد ويژه‌اي رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي‌تواند شفاعت كند كه ساير پيامبران اجازه شفاعت كردن ندارند و كوتاه سخن اين كه چون مقام آن حضرت از همه بالاتر است مقام شفاعت آن حضرت هم از همه بالاتر و گسترده‌تر مي‌باشد، از اين رو در حديث 12 خوانديم كه پيامبر فرمود: هنگامي كه قيامت برپا شود من پيشواي انبياء و سخن گو و صاحب شفاعت ايشان هستم.
3 ـ اين كه در روايات مربوط به شفاعت مؤمنين عبارات مختلفي آمده است در برخي آمده است كه، مؤمن جمعيتي بيش از جمعيت دو قبيله بزرگ عرب را شفاعت مي‌كند (حديث 32) و در برخي آمده است بيش از يك قبيله بزرگ (حديث 31) و در برخي يك قبيله (حديث 34) و در برخي 40 نفر (حديث 54) و در برخي 30 نفر (حديث 71) و در برخي 10 نفر (حديث 29) و در برخي دونفر و يك نفر؛ گويا به خاطر درجات ايمان و بيش و كمي اعمال صالحه آنها است چنانچه در روايت (70) خوانديم: « يشفع لرجل في القبله و يشفع الرجل لاهل البيت و يشفع الرجل للرجلين علي قدرعمله»
4 ـ اين كه در قمستي از روايات خوانديم روزه، امانت، تقوي، صلوات و درود بر محمد و آل او فرستادن، قرائت قرآن و توسل به رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ از انسان شفاعت مي‌كند بنابر تجسم اعمال معنايش بسيار روشن است و احتياجي به توضيح ندارد.
5 ـ در برخي از روايات مانند (حديث 89) آمده است كه روز قيامت همه مردم به شفاعت رسول اكرم نيازمند هستند؛ و درمقابل از برخي روايات مانند (حديث 76 و 80 و 97 )‌برمي‌آيد كه، كساني كه گناهكار نباشند و يا از گناه توبه كرده باشند بدون شفاعت اهل نجات هستند جمع ميان اين دو دسته روايات به اين است كه بگوئيم رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ دو جور شفاعت دارد.
الف ـ شفاعتي كه عمومي است و دامنه‌اش حتي پيامبران را هم مي‌گيرد يعني همه افراد حتي پيامبران به توسط آن بزرگوار از رحمت الهي برخودار مي‌شوند و نتيجه آن ترفيع درجه و نيل به مقامات بلند خواهد بود و شفاعت به اين معني درباره همه متصور است.
ب ـ شفاعت به معناي خاص كه مربوط به گناهكاراني است كه بدون توجه از دنيا رفته باشند. و واضح است كه نيكوكاران و كساني كه اهل گناه نبوده و يا اگر بوده‌اند توبه كرده‌اند بدون شفاعت وارد بهشت مي‌شوند و بلكه همانطور كه از روايات استفاده مي‌شود خودشان، ديگر افراد را شفاعت مي‌كنند.
6 ـ روايات شفاعت چهار دسته است:
دسته اول ـ رواياتي است كه مي‌گويد شفاعت باعث مي‌شود كه شخص گناهكار از رفتن به جهنم بخشوده شود.
دسته دوم ـ رواياتي است كه دلالت مي‌كند بر اين كه شفاعت موجب مي‌شود گناهكاري كه به جهنم رفته است از جهنم نجات يابد.
دسته سوم ـ رواياتي است كه از آنها استفاده مي‌شود برخي از گناهكاران پس ازآنكه مدتها در جهنم مي‌مانند آنگاه اذن داده مي‌شود كه شفاعت كنندگان، آنان را شفاعت كنند (به روايت 26 مراجعه شود).
دسته چهارم ـ رواياتي است كه مي‌گويد عده‌اي اصلاً شفاعت نمي‌شوند و براي هميشه بايد در عذاب و جهنم باشند.
بنابراين رواياتي كه مي‌گويند هركس ذره‌اي ايمان داشته باشد شفاعت مي‌شود با رواياتي كه مي‌گويند كسي كه مثلاً نماز را سبك بشمارد شفاعت نمي‌شود منافات ندارد زيرا كسي كه ايمان به خدا داشته باشد سرانجام شفاعت خواهد شد اما ممكن است ساليان دراز به خاطر برخي از گناهان و خلافكاريهايش معذب باشد تا اجازه شفاعت او صادر گردد.
7 ـ برخي از رواياتي كه در اين بخش نقل شد مورد قبول همه مسلمانان است و واضح است كه چنين روايتي براي هر شخص با انصافي اطمينان آور است مثلاً مرحوم طبرسي در مجمع البيان، ج 1، ص 104 درباره حديث « ادخرت شفاعتي لاهل الكبائر من امتي» كه از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده مي‌نويسد: اين روايت را همه مسلمين (سني و شيعه ) قبول كرده‌اند.
8 ـ پس از مطالعه و دقت در اين روايات به اين نتيجه مي‌رسيم كه روايات تفصيل همان مطالبي هستند كه اجمالاً از آيات قرآن مجيد استفاده مي‌شود (به بحث شفاعت از نظر قرآن مراجعه كنيد) و رواياتي كه در قرآن مجيد مضامين آنها را تأكيد كند احتياج به بحث در سند ندارند به ويژه كه در اين مقاله در صدد اثبات جزئياتي كه در روايات آمده است نبوده و نيستم.
4 ـ مدارك روايات شفاعت
در پايان لازم است به نام خصوصيات كتابهائي كه متون احاديث را، ازآن كتابها گرفته‌ايم اشاره كنيم تا روشن گردد كه اين روايات از مدارك معتبر و دست اول شيعه و سني نقل شده است.
كتابهاي شيعه:
1 ـ كافي، تأليف محمد بن يعقوب كليني، متوفاي 328 چاپ آخوندي.
2 ـ من لا يحضره الفقيه، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381 چاپ نجف.
3 ـ تهذيب الاحكام، تأليف شيخ طوسي، متوفاي 460 چاپ نجف.
4 ـ صفات الشيعه، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381چاپ نجف.
5 ـ فضائل الشيعه، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381 چاپ نجف.
6 ـ ثواب الاعمال، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381 چاپ غفاري.
7 ـ امالي، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381 چاپ قم.
8 ـ عيون اخبار الرضا، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381 چاپ قم.
9 ـ خصال، تأليف شيخ صدوق، متوفاي 381 چاپ غفاري.
10 ـ امالي، تأليف شيخ طوسي، متوفاي 460 چاپ قديم.
11 ـ تفسير علي بن ابراهيم قمي، (سده سوم) چاپ خشتي.
12 ـ تفسير عياشي، (سده سوم) چاپ قم.
13 ـ نهج البلاغه علي ـ عليه السّلام ـ ، تأليف سيد رضي، متوفاي 406 چاپ مصر با شرح عبده.
14 ـ تفسير مجمع البيان، تأليف شيخ طبرسي، متوفاي 548 چاپ اسلاميه.
15 ـ مناقب ابن شهر آشوب، متوفاي 588 چاپ نجف.
16 ـ بشاره المصطفي، تأليف عمادالدين طبري، (سده ششم) چاپ دوم نجف.
17 ـ محاسن برقي، (سده سوم) چاپ تهران.
18 ـ تفسير فرات كوفي، (سده سوم) چاپ نجف.
19 ـ اختصاص، تأليف شيخ مفيد، متوفاي 413 چاپ تهران.
20 ـ صحيفه سجاديه، دعاهاي حضرت سجاد ـ عليه السّلام ـ ، چاپ آخوندي.
21 ـ مصباح المتهجد شيخ طوسي، متوفاي 460 چاپ قديم.
و بدين ترتيب مدارك ما از كتابهاي شيعه مربوط به سده سوم تا ششم هجري مي‌باشد.
كتابهاي اهل تسنن:
22 ـ صحيح بخاري، تأليف محمدبن اسماعيل بخاري متوفاي 256 چاپ كتاب الشعب 9 جزء درسه جلد.
23 ـ صحيح مسلم،متوفاي 261 چاپ مصر 1334 هـ .ق 8 جزء در دوجلد.
24 ـ مسند احمد حنبل، متوفاي 241 چاپ مصر در شش جلد.

[1] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1440. و در كتابهاي زير به همين عبارت يا با مختصر تفاوت بر مي‌خوريد. مسند احمد، ج 1، ص 281. موطأمالك، ج 1، ص 166. سنن ترمذي، ج 5، ص 238. سنن دارمي، ج 2، ص 328. صحيح مسلم، ج 1، ص 130. صحيح بخاري، ج 8، و ج 9، ص 170.
[2] . مسند احمد،‌ج1، ص301. و به همين عبارت يا با مختصر تفاوت در كتاب‌ةاي زير بجوييد. سنن نسائي،‌ج1، ص172،‌سنن دارمي،‌ج1، ص323 و ج2،‌ص224. صحيح بخاري،‌ج1، ص92، 119، مسند احمد، ج4، ص416.
[3] . مسند احمد، ج2، ص426.
[4] . مسند احمد، ج 2، ص 528. و با مختصر تفاوت در ج 2، ص 444 و 478. و در سنن ترمذي، ج 4، ص 365، وجود دارد.
[5] . سنن ترمذي، ج 5، ص 248 و سنن دارمي، ج 1 ، ص 26 و 27.
[6] . مسند احمد، ج 2، ص 307 و 518.
[7] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1441. و در كتابهاي زير با مختصر تفاوت همين عبارت وجود دارد. مسند احمد ج 3، ص 213. سنن ابي داود، ج 2، ص 537. سنن ترمذي، ج 4، ص 45.
[8] . مسند احمد، ج 6، ص 428.
[9] . صحيح بخاري، ج1، ص36.
[10] . صحيح مسلم، ج 1، ص 130. سنن دارمي، ج 1، ص 27.
[11] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1444.
[12] . سنن ترمذي، ج 5، ص 247. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443.
[13] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1440 و با مختصر تفاوت در صحيح مسلم، ج 7، ص 59، و مسند احمد، ج 2، ص 540.
[14] . مسند احمد، ج 5، ص 347.
[15] . سنن ترمذي، ج4، ص114. و سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443. و با مختصر تفاوت در مسند احمد، ج 4، ص 434، و سنن ابي داود، ج 2، ص 537. و شايد ترجمه حديث اين باشد: «گروهي از امتم كه به اين نام «جهنميها» ناميده‌ مي‌شوند به شفاعت من از آتش جنهم آزاد مي‌شوند» .
[16] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1441.
[17] . مسند احمد،‌ج5، ص149.
[18] . صحيح بخاري، ج 9 ص 160 . و با مختصر تفاوت در مسند احمد، ج 3، ص 94.
[19] . صحيح مسلم، ج 1، ص 122، و با مختصر تفاوت در صحيح بخاري، ج 8، ص 143.
[20] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1443 .
[21] . سنن نسائي، ج 2، ص 181.
[22] . مسند احمد، ج 5، ص 43 با اختصار .
[23] . مسند احمد، ج 3، ص 325.
[24] . مسند احمد، ج 3، ص 12.
[25] . مسند احمد، ج 3، ص 26.
[26] . مسند احمد، ج 3، ص 79، و با مختصر تفاوت در كتابهاي زير مي‌باشد سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1441. و سنن دارمي، ج 2، ص 332. و نيز مسند احمد، ج 3، ص 5.
[27] . مسند احمد، ج 3، ص 345.
[28] . سنن ابي داود، ج 2، ص 15. و با مختصر تفاوت در ضمن حديثي در مسند احمد، ج 4، ص 131، و سنن ترمذي، ج 3، ص 106. وجود دارد.
[29] . سنن ترمذي، ج4، ص 245. سنن بن ماجه، ج1، ص 78. مسند احمد، ج1، ص148و149.
[30] . مسند احمد، ج2، ص89. و با مختصر تفاوت در ج3، ص 218 همين عبارت وجود دارد.
[31] . مسند احمد، ج3، ص20، و با مختصر تفاوت نيز در مسند احمد، ج3 ص63. و سنن ترمذي، ج4 ص 46 وجود دارد.
[32] . سنن ابن ماجه، ج2،ص1215.
[33] . موطأمالك، ج 2، ص201. مسند احمد، ج 2، ص 19 و 133. و در چند جاي ديگر از همين كتاب اين عبارت وجود دارد.
[34] . مسند احمد، ج 3، ص 500. و با مختصر تفاوت در ج 4، ص 59، وجود دارد .
[35] . مسند احمد، ج 4، ص 108.
[36] . صحيح بخاري، ج 1، ص 159. و با مختصر تفاوت در كتابهاي زير وجود دارد. مسند احمد، ج 3، ص 354. سنن ابن ماجه، ج 1، ص239. سنن ترمذي، ج 1، ص 136. ستن تسائي، ج 2، ص 22. سنن ابي داود، ج 1، ص 126.
[37] . سنن ابي داود، ج 1، ص 124. صحيح مسلم، ج 2، ص4، ستن ترمذي، ج 5، ص 246 ـ 247. سن نسائي، ج 2، ص 22. مسند احمد، ج 2، ص 168.
[38] . مناقب ابن شهر آشوب ج 2، ص 15، و با مختصر تفاوت در مجمع البيان، ج 1، ص 104 وجود دارد.
[39] . من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 155.
[40] . امالي شيخ طوسي، ص 36.
[41] . مجمع البيان، ج 10، ص 392.
[42] . من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376.
[43] . مناقب، ج 2، ص 14.
[44] . خصال صدوق، ص 624.
[45] . خصال، ص 156.
[46] . من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 279.
[47] . نهج البلاغه، خطبه 171.
[48] . امالي صدوق، ص 177.
[49] . خصال، ص 355.
[50] . مكاتيب الائمة، ج 2، ص 41.
[51] . دعاي دوم سجاديه.
[52] . دعاي چهل و دوم صحيفه.
[53] . محاسن برقي، ص 184.
[54] . تهذيب، ج 2، ص 455.
[55] . مناقب، ج 2، ص 14.
[56] . مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 14.
[57] . صفات الشيعه صدوق، ص 181، حديث سي و هفتم.
[58] . من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376.
[59] . امالي صدوق ص 177.
[60] . تفسير عياشي، ج 1، ص 136. و با مختصر تفاوت در محاسن برقي ص 183 وجود دارد.
[61] . محاسن برقي، ص184.
[62] . فضائل الشيعه صدوق ص159، حديث چهل و پنجم.
[63] . كافي، ج3، ص270، وج6، ص104، و تهذيب ج9، ص 107، و با مختصر تفاوت در من لايحضره الفقيه، ج1، ص133، و همين روايت با مختصر تفاوت از امام صادق ـ عليه السّلام ـ از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ در تهذيب، ج9، ص 106 وجود دارد.
[64] . بحار الانوار، ج8، ص59، چاپ جديد، و با مختصرات تفاوت در امالي طوسي، ص63، و بشارة المصطفي، ص55، وجود دارد.
[65] . صفات الشيعه، ص 164، حديث پنجم.
[66] . عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 66.
[67] . عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 125.
[68] . عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 24، و با مختصر تفاوت در بشارة المصطفي، ص 140 وجود دارد.
[69] . امالي صدوق، ص 5.
[70] . من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 616.
[71] . بحار الانوار، ج 8، ص 44، چاپ جديد.
[72] . مصباح المتهجد شيخ طوسي، ص 284.
جعفر سبحاني- منشور جاويد، ج 8، ص 154
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :