امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
633
در زيارت عاشورا اولين، دومين، و چهارمين ظالم در حق محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه مورد لعن قرار گرفته‌اند؛ چه كساني هستند؟

تولّي و تبرّي از فروعات ديني ما هستند كه جزء واجبات ديني به شمار مي روند. تولّي يعني دوست داشتن دوستان خدا و تبرّي يعني بيزاري جستن از دشمنان خدا. اگر به دقت بنگريم تبرّي بر تولّي مقدم است. خداوند در قرآن طبق آية : « قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى »[1]: من هيچ پاداشي از شما براي رسالتم درخواست نمي‌كنم، جز دوست داشتن نزديكانم (اهل بيتم)، مزد رسالت را حبّ اهل بيت پيغمبر قرار داده است.
در زيارت عاشورا دو تعبير به چشم مي‌خورد كه با بررسي آنها و پيدايش مصداق آن پاسخ پرسش، آسانتر خواهد شد:
الف. كلمة «ظالم» كه از ريشة ظلم است كه در لغت به معناي ستم كردن، ستم‌گري[2] است و ظالم نيز به معناي ستمگر، ظلم كننده و مردم آزار است.[3]
ب. كلمة «لعن» در لغت به معناي نفرين كردن، راندن[4] (دورباش از رحمت خدا) است.
طبق بيان قرآن كريم ظلم شامل چند چيز است و كسي كه مرتكب آن شود به او ظالم گفته مي‌شود :
1. براي خدا شريك قرار دادن: « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »[5] شرك ظلم بزرگي است.
2. مردم را از راه حق بازداشتن: « الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »[6] همانها كه (مردم را) از راه حق باز مي‌دارند.
3. راه حق را كج و معوج نشان دادن: « وَ يَبْغُونَهَا عِوَجًا »[7] و راه حق را كج و معوج نشان مي‌دهند.
4. به خداوند افترا بستن: « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا 4»[8] چه كسي ستمكارتر از
كساني كه بر خدا افترا مي‌بندد؟
ملعون نيز در زبان قرآن داراي مصاديقي متعدد مي‌باشد از جمله:
1. كسي كه به خداوند افترا مي‌بندد: « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا ».[9]
2. كسي كه خدا و رسول خدا را اذيت مي‌كند: « إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ »[10] آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مي‌دهند خداوند آنها را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته است.
3. كسي كه به نداي كساني كه دعوت به گمراهي مي‌كنند لبّيك گويد: « وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً »[11] در اين دنيا نيز لعنتي به دنبال آن قرار داديم.
با توجه به مطالب فوق به اين نتيجه مي‌رسيم كه طبق آيات : « أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ »[12]لعنت خدا بر ظالمان باد! و « إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ »[13] ، هم ظالمين مورد لعن خداوند هستند و هم كسي كه خدا و رسول خدا را اذيت كند مورد لعن خداوند است.
حال با گذري بر تاريخ مصاديق ظالمان معين و مشخص مي ‌شود. در تاريخ دو حادثة مهم در كنار حوادث ديگر به چشم مي‌خورند كه در جهت نشان دادن راه راست و انحراف نقش بسيار مهمي داشتند:
الف. تعيين جانشين به دستور خداوند توسط رسول خدا(ص) در روز 18 ذيحجه سال 10 هجرت، كه طبق آن، حضرت علي ـ عليه السّلام ـ به امامت منصوب و آن حضرت عهده‌دار ادامة خط مشي رسالت، بعد از پيمبر خدا شد. اين مطلب از نظر تاريخي مورد قبول شيعه و سنّي مي‌باشد و به حدّ تواتر رسيده است[14] و به بيان قرآن كريم از با عنوان به كمال رسيدن دين و اتمام نعمت تعبير شده است.[15]
ب. تعيين جانشين پيامبر كه توسط شورا در مكاني به نام سقيفه بني‌ساعده در 28 صفر سال 11 هجري يعني در روز وفات پيمبر خدا كه در حالي كه هنوز پيكر پاك آن حضرت به خاك سپرده نشده بود به وقوع پيوست. در صورتي كه نصب امامت از طرف خداوند است نه از ناحية مردم.
حال با توجه به مطالب فوق، به تطبيق مصداق چهارتن از مورد لعن قرار گرفته‌گان زيارت عاشورا از روي آيات قرآن مي‌پردازيم:
1. همان طور كه ذكر شد ظلم به معني چيزي را در غير جاي خود قرار دادن است، حال مي‌بينيم خليفة اوّل برجايي تكيه زده است كه حقّ او نبود و اولين كسي بود كه در اين جايگاه نشست و آن را غصب نمود و به آل محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ ظلم روا داشت، ‌پس اولين ظالم است و خداوند فرمود: «لعنة الله علي الظالمين».[16]
نشستن او بر اين مسند چند فاجعة ديگر را نيز در پي داشت:
الف. مردم را از رسيدن به حقيقت واقعي منع كرد: « الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »[17].
ب. راه حق و حقيقت را كج و معوج نشان داد: « وَ يَبْغُونَهَا عِوَجًا »[18].
ج. نقل حديث را منع نمود.[19]
د. از همه مهمتر فرزند رسول خدا كه پارة تن او بود را مورد اذيت و آزار قرار داد كه آخر الامر به شهادت رسيد، در حالي كه پيامبر خدا فرمود: «فاطمةُ بضعةٌ منّى مَنْ آذاها فقدْ آذاني و مَنْ آذاني فقدْ آذا الله»؛[20] هر كس فاطمه را اذيت كند مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند خدا را اذيت نمود.
2. بعد از خليفة اول، خليفة دوّم به صورت انتصابي بر سر كار آمد و به اين ظلم ادامه داد و حق علي ـ عليه السّلام ـ را ناديده گرفت و برجايي نشست كه جاي او نبود و او نيز دومين ظالم است.
3. بعد از خليفة دوم خليفة سوم برمسند خلافت نشست كه نه تنها با ظلم به جايگاه خلافت تكيه داد بلكه ظلم را به حدّي آشكار كرد كه با اعتراض مسلمانان روبه رو شد و اين منجر به قتل او توسط مسلمانان گرديد.
4. و بعد خليفة سوّم شخصي كه راه ايشان را ادامه داد معاويه بن ابي‌سفيان بود كه در مقابل حجت خدا و جانشين رسول خدا(ص) يعني علي ـ عليه السّلام ـ ايستاد و سه جنگ ناخواسته را بر آن حضرت تحميل كرد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ نقش ائمه در احياي دين، سيد مرتضي عسكري، ج 1، ص 148.
2ـ ارشاد مفيد، ج 1، ص 174.

پي نوشت ها:
[1] . شوري/24.
[2] . عميدي، حسن، فرهنگ عميد، تهران، موسسه انتشارات امير كبير، چاپ سوّم، 1369، ص900.
[3] . همان، ص889.
[4] . همان، ص1059.
[5] . لقمان/14.
[6] . هود/20.
[7] . همان.
[8] . هود/19.
[9] . همان.
[10] . احزاب/58.
[11] . قصص/43.
[12] . هود/19.
[13] . احزاب/58.
[14] . مفيد، ارشاد مفيد، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج1، ص174ـ177.
[15] . مائده/4.
[16] . هود/19.
[17] . هود/19.
[18] . همان.
[19] . عسكري، سيد مرتضي، نقش ائمه در احياي دين، مجمع علمي اسلامي، چاپ چهارم، 1374، ج1، ص148.
[20] . محمد بن علي بن الحسين بن بابويه القمي، من لايحضره الفقيه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ پنجم، 1390ق، ج4، ص125، ح5258.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :