امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
907
امام زاده حمزه و امام زاده طاهر (ع)
وقتي كه به گوشه و كنار سرزمين عزيزمان ايران نگاه مي كنيم در اكثر نقاط شاهد قُبة امامزاده اي هستيم كه بيشتر آنها از ذرية پاك ائمه اثني عشر و از خاندان پيامبر مي باشند كه در زمان خودشان به خاطر ظلم و ستم حكام غاصب از وطن اصلي خود كوچ كرده و به سرزمين ديگري رفتند و از آنجائي كه ايرانيان از همان ابتداي مسلمان شدنشان به خاندان پيامبر و ائمه ـ عليهم السلام ـ ارادت خاصي داشتند لذا اكثر اين امامزادگان به ايران آمده و در ايران ساكن شدند و باز هم از ظلم و ستم حكام دست نشانده در امان نمانده و اغلب شهيد شدند. يكي از اين بزرگان كه در ري مدفون است امام زاده حمزه هست كه فرزند امام موسي كاظم ـ عليه‎ السلام ـ هفتمين امام شيعيان است كه به احتمال زياد در سال 151 هجري قمري متولد شده و درحدود سالهاي 201 تا 204 به شهادت رسيده و حدوداً 53 سال عمر كرده هر چند در مورد تاريخ وفات و تولد آن حضرت بين مورخين اختلاف هست ولي اين احتمال طرفداران بيشتري دارد.[1]
در مورد مادر امامزاده حمزه دو احتمال دارد يكي اينكه مادرش ام ولد (كنيزي) بوده كه امام بعد از خريد آن كنيز با او ازدواج مي كند.[2]
احتمال ديگر اينكه مادرش زني بنام ام احمد بود و بنابراين با امامزاده احمد شاه چراغ كه در شيراز، مقبره دارد از يك مادر بودند[3] كه اين زن خانمي محترم و مورد توجه امام موسي كاظم ـ عليه‎ السلام ـ بود
در رابطه با هدف آمدن امامزاده حمزه به ايران نيز نظريه هاي مختلفي بيان شده كه در مجموع اشاره به اين دارد كه وقتي امام رضا توسط مأمون از مدينه به ايران انتقال داده شد و ولايت عهدي ظاهري را پذيرفت لذا برادران و عموزادگان حضرت به ايران سفر كردند اين در صورتي است كه قبل از شهادت امام رضا به ايران آمده باشند.[4] اما اگر بعد از شهادت امام رضا به ايران آمده باشند به خاطر فشار حكومت غاصب مأمون بوده كه بيشتر امامزادگان از وطن خود كوچ كردند و چون ايرانيان هم از همان ابتدا دوستدار خاندان پيامبر و سادات بودند لذا اين امامزاده ها به ايران هجرت نموده و به تبليغ و ارشاد مردم ايران مي پرداختند.
گفته شده كه وقتي كارواني كه امامزاده حمزه و برادرش احمد (شاه چراغ) هم در آن بوده به نزديكي شيراز رسيدند از طرف قتلغ خان كه يكي از امراي مأمون بوده مورد حمله قرار گرفته كه در اين هجوم شاه چراغ شهيد شده و امامزاده حمزه مجروح مي شود و مخفيانه خودش را به ري رسانده و با همان زخم در ري به شهادت مي رسد.[5]
در مورد امامزاده حمزه و مقام منزلت او گفته شده كه حضرت عبدالعظيم حسني وقتي كه در ري بوده به زيارت آن حضرت مي رفته و دوستداران اهلبيت را نيز به زيارت آن حضرت دعوت مي كرد و مي فرمود: «اين قبر بهترين مرد از فرزندان موسي بن جعفر است كه من زيارت مي كنم.[6]
امامزاده حمزه مردي عالم و فاضل، متقي و محدث بوده و گفته شده كه سه پسر داشته بنامهاي حمزة بن حمزه، قاسم بن حمزه و علي بن حمزه.
امامزاده طاهر:
بايد گفت كه متأسفانه در رابطه بيشتر امامزاده ها كه با چند واسطه به ائمه ـ عليهم السلام ـ مي رسند در منابع تاريخي اطلاعات دقيق و بيشتري نيامده و اين امر يا بخاطر زندگي مخفي آن بزرگان بوده كه بر اثر اختناق حكومت جور امويان و عباسيان صورت مي گرفته. امامزاده طاهر هم از اين قاعده بيرون نيست زيرا كه در مورد آن حضرت نيز به اطلاعات اندكي در منابع بر مي خوريم.
امامزاده طاهر كه نام اصليش عبدالله است از نوادگان امام زين العابدين ـ عليه‎ السلام ـ و با هشت واسطه به آن حضرت مي رسد يعني طاهر پسر محمد پسر محمد پسر حسن پسر حسين پسر عيسي پسر يحيي پسر حسين پسر زيد پسر امام زين العابدين مي باشد[7] كه باين صورت نام پدرش محمد بوده و نام مادرش زينب كه به جعفريه مشهور بوده.[8]
امام زاده طاهر از جمله علماي اوايل قرن چهارم هجري قمري بوده و در شهر ري داراي وجهه و شخصيت تامي بوده و معمولاً مردم براي رفع مشكلات اجتماعي به اين حضرت مراجعه مي كردند و او سيدي بزرگوار و جليل القدر بود و داراي كرامت مي باشد. از كيفيت و دلايل هجرت امام زاده طاهر و نحوه زندگي و اولاد و خصوصيات ديگر وي متأسفانه مدركي در دست نيست ولي احتمال دارد كه در نيمه نخست قرن چهارم هجري با پدر بزرگوارش يعني محمد كه ملقب به مبرقع به ري هجرت كرده و در آنجا ساكن گشته.[9]

[1] . محمدمهدي فقيه بحرالعلوم، امامزادگان ري، ج 1، مؤسسه فرهنگي انتشارات گرگان، چاپ اول، 79، قم، ص 336.
[2] . محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 48، مؤسسه وفاء بيروت لبنان، چاپ دوم، 1403، ص 285.
[3] . بحرالعلوم، پيشين، ص 334.
[4] . همان، ص 363.
[5] . همان، از صفحه 338 تا 350.
[6] . همان از صفحه 338 تا 350.
[7] . محمد شريف رازي، اختران فروزان ري و طهران، انتشارات مكتبة الزهرا، ص 530.
[8] . احمد صادق اردستاني، زندگاني حضرت عبدالعظيم، انتشارات حافظ، چاپ اول، 68، ص 145.
[9] . همان، ص 140.
مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :