امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1714
آرامش علي (ع) در ميدان جنگ
ابوحيان تيمي از پدرش نقل مي کند که گفت: همراه علي ـ عليه السلام ـ در جبهه صفين بودم. آن حضرت گردانها را آماده مي کرد و به خط مقدم جبهه مي فرستاد، در نبردگاه، معاويه را ديدم بر پشت اسبي لميده، آنچنان که نزديک است به زمين بيفتد و علي ـ عليه السلام ـ را ديدم که در چند قدمي او سوار بر اسب شده و شمشير پيامبر را به دست گرفته است و رجز مي خواند.
در اين هنگام يکي از سربازان سپاه علي ـ عليه السلام ـ به پيش آمد و به علي ـ عليه السلام ـ گفت: « اي اميرمؤمنان! خود را حفظ کن! گمانم اين ملعون (اشاره به معاويه) حيله کرده که تو را غافلگير کند».
امام فرمود: «نه جانم، کفي بالاجل حارساً: اجل و سرنوشت قطعي براي حفاظت انسان کافي است»[1] هر انساني به وسيله فرشتگان مخصوص پاسداري و حفاظت مي شود. وقتي اجل انسان فرا رسيد، آن فرشتگان انسان را رها مي سازند.[2]
اين مطلب در نهج البلاغه در خطبه 62 آمده: در آن هنگام که آن حضرت را تهديد به قتل کردند، فرمود:
و انّ علي من الله جنّةً حصينةً، فاذا جاء يومي انفرجت عنّي، و اسلمتني ...
: «خداوند براي من، سپر محکمي قرار داده (که همان اجل است) که مرا از حوادث، حفظ مي کند و هنگامي که روز (پايان عمر) من فرا رسيد، آن سپر از من دور مي شود و مرا تسليم حوادث مي سازد و در آن روز نه تير به خطا مي رود و نه زخم خوب مي شود».
و در کلمات قصار شماره 201 چنين آمده:
انّ مع کلّ انسان ملکين يحفظانه، فاذا جاء القدر خلّيا بينه و بينه و انّ الاجل جنّةٌ حصينةٌ: «همراه هر انساني دو فرشته است. که او را پاسداري مي کنند، ولي هنگامي که مقدّرات فرا رسد او را رها مي سازند. اجل سپري محکم است».

[1] . امام با اين توکل و اطمينان خاطر و آرامش قلب، در نبردگاه عبور مي کرد، گوئي هيچ اتفاقي رخ نداده است، و به ما اين درس را آموخت که اجل (و پايان عمر) به تنهايي کافي است که نگهدار انسان باشد تا اجل نيامده کسي نمي ميرد (و اين همان اجل مسمّي است که در آيه 2 سوره انعام ذکر شده).
[2] .بحارالانوار، ج41، ص1ـ2 جمله «و کفي بالاجل حارساً» در نهج البلاغه، حکمت 306 آمده است.
محمد محمد اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :