امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1480
برتري مرگ با عزّت، از زندگي ذلت بار
قبل از آن که امام علي ـ عليه السلام ـ با سپاه خود براي سرکوبي و جلوگيري سپاه معاويه، از کوفه بيرون بروند، سپاه معاويه، پيش دستي کرده با 85 هزار نفر عازم سرزمين صفين شدند، و نخست شريعه فرات را (که در آن سرزمين تنها محل براي گرفتن آب از فرات، به حساب مي آمد) تصرف کردند و «ابوالاعور اسلمي» را با چهل هزار نفر مأمور نگهباني شريعه نمود، و به اين طريق، آب بر روي سپاهيان علي ـ عليه السلام ـ بسته شد.
با اين که عمرو عاص اين کار را دوست نداشت و به معاويه گفت: علي ـ عليه السلام ـ کسي نسيت که تشنه بماند و شما سيراب باشيد، وانگهي علي ـ عليه السلام ـ براي هدفي غير از آب آمده بنابر اين، شما را تاب مقاومت نيست، ولي معاويه سخن عمرو عاص را گوش نکرد و دست به اين عمل ناجوانمردانه (ممنوعيت آب) زد.
خبر تصرّف فرات را به علي ـ عليه السلام ـ گزارش دادند، آن حضرت نخست «صعصعه بن صوحان» را خواست و او را نزد معاويه فرستاد، تا به او بگويد ما قبل از صحبت و اتمام حجّت، شروع به جنگ نمي کنيم، و بسته شدن شريعه آب از طرف تو، دليل اعلام جنگ است.
صعصعه، پيام امام را به معاويه رساند، معاويه با اصحابش مشورت کرد، وليد بن عقبه و عبد الله بن سعيد گفتند: بايد آب را از آن ها منع کرد تا تشنه بميرند».
معاويه نيز اين نظريه را قبول کرد و براي ابو الاعور پيام داد که کاملاً مواظب شريعه باشد.
در اين جا امام علي ـ عليه السلام ـ براي سپاه خود خطبه اي به شرح زير ايراد کرد:
اي مردم! سپاهيان معاويه با بستن شريعه فرات، با شما اعلام جنگ کرده اند، اکنون شما بر سر دو راهي هستيد، يا قبول ذلّت و يا سيراب کردن شمشيرهايتان از خون آن جنايتکاران، آن گاه اين جمله بسيار عميق را فرمود: «فالموت في حياتکم مقهورين، و الحياة في موتکم قاهرين؛ اگر مغلوب شويد و در برابر آن ها شکست بخوريد، به مرگ نکبت بار تن داده ايد، و اگر در اين راه با کمال عزّت و افتخار جان دهيد، به زندگي جاويد خواهيد رسيد.
آگاه باشيد که معاويه، گروهي از گنهکاران گمراه و سيه دل خود را از شام به ميدان آورده، و حقيقت را از آنان پنهان داشته، تا اين نگون بختان، گلوي خود را آماج تير مرگ آفرين شما کنند.[1]
با اين سخنان جذاب و پر معناي امام، سپاهيان اعلام آمادگي کردند و به دنبال آن، چهار هزار نفر به فرماندهي اشعث، و سپس چهار هزار نفر ديگر به فرماندهي مالک اشتر فرستاده شدند و خود امام نيز با بقيه سپاه حرکت نمود، و در کنار شريعه، جنگ سختي درگرفت که در پايان سپاه معاويه با از دست دادن هزاران نفر از افراد خود، عقب نشيني کرده، و سپاهيان علي ـ عليه السلام ـ بر شريعه فرات مسلّط شدند.
در اين هنگام، اصحاب علي ـ عليه السلام ـ از آن حضرت خواستند، که ما نيز آب را بر سپاه معاويه ممنوع کنيم.
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: نه، بگذاريد در آب بردن آزاد باشند، ما کار جاهلان را نمي کنيم، شما فقط وظيفه داريد، اسلام و قرآن را بر دشمن عرضه کنيد و آن ها را به راه راست هدايت و دعوت نمائيد، اگر پذيرفتند که غائله تمام مي شود، و گرنه به خواست خدا، با شمشير، آن ها را کيفر خواهيم داد».
وقتي سپاه معاويه شنيدند که در بردن و آشاميدن آب، آزاد هستند، گروه گروه براي برداشتن آب به طرف شريعه فرات سرازير شدند.[2]
آري امام علي ـ عليه السلام ـ حتي در چنين موقعيتي، از مرز جوانمردي و بلند نظري، بيرون نرفت.

[1] . نگاه کنيد به خطبه 51 نهج البلاغه.
[2] . منهاج البراعه، ج 4، ص 306 تا 310، تتمه المنتهي، ص 13 و کتاب وقعه الصفين.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :