امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1463
پاسخ به سوال بي موقع
جنگ صفين بود، و سپاه علي ـ عليه السلام ـ با سپاه معاويه، از هر سو درگير جنگ بودند. در اين هنگامه پرغوغا ناگهان يکي از بستگان سببي امام علي ـ عليه السلام ـ بنام «ابن دودان» به حضور علي ـ عليه السلام ـ آمد و گفت: «شما از نظر نسب و پيوند به پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و فهم قرآن، از همه نزديک تر به رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ هستيد، بنابر اين چرا شما را از اين مقامي که سزاوار تر به آن هستيد، بر کنار نمودند؟!»
(گر چه ابن دودان، حسن ظن داشت، وانگهي از خويشان بود، از اين نظر که احتمالاً يکي از همسران علي ـ عليه السلام ـ از طايفه بني اسد بود[1] ولي سوال بي موقع کرد)
امام علي ـ عليه السلام ـ به او فرمود: اي برادر اسدي، تو شخصي شتابزده و مضطرب هستي که بي موقع سوال مي کني؟ ولي در عين حال احترام خويشاوندي از يک سو و رعايت حق پرسش کننده از سوي ديگر، موجب مي شود که پاسخ تو را بدهم. تا آن چه مي خواهي بداني.
اينک بدان که استبداد افراد نسبت به من در مورد مقام رهبري ـ با اين که نسبت ما به پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ از همه بالاتر، و پيوند ما به آن حضرت از همه بيشتر است ـ از اين رو بود که عده اي بر اين مقام بخل ورزيدند (و آن را تصاحب کردند) و گروهي (خودما) هم سخاوتمندانه از آن صرف نظر کرديم، حاکم و داور خداست وهمه ما در روز قيامت به سوي او باز مي گرديم.
از گذشته بگذر و از مسأله اي که امروز با او روبرو هستيم (جنگ با معاويه) بپرس! روزگار پس از آن که مرا گريانيد، اينک مرا به خنده (تعجب) در آورده است، پس بيائيد تعجب کنيد به اين امر عجيب و عظيم که ديگر تعجبي را باقي نگذاشت ... اگر اين مشکلات رفع شود، آن ها را به سوي حق خالص سوق مي دهم و گرنه «فلا تذهب نفسک عليهم حسرات ان الله عليم بما يصنعون: «بنابر اين جان خود را از روي حسرت بر آنان تباه مساز که خداوند به آن چه مي کنند آگاه است» (فاطر ـ 8)[2] بنابر اين علي ـ عليه السلام ـ به سوال کننده و پرسش او اين چنين اهميت مي دهد، هر چند که اين پرسش در آن هنگام ممکن است مشکلاتي را بوجود آورد.

[1] . و بعضي گويند: «زينب دختر جحش يکي از همسران رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ، از بني اسد بود، ولي آن چه در بالا گفته شد، مناسب تر به نظر مي رسد (منهاج البراعه، ج 10، ص 6).
[2] . نگاه کنيد به نهج البلاغه، خطبه 162، المسترشد طبري، ص 64 ـ ارشاد مفيد ص 172.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :