امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
969
جواز توسّل و تبرّك اهل قبور
اشاره:
دكتر سيّد محمّد تيجاني سماوي از اهالي شهر«قفصه» (يكي از شهرهاي تونس) است، وي مطابق دين خاندان و همشهري‌هاي خود‌، پيرو مذهب مالكي، از اهل تسنن بود، پس از گذراندن دورة تحصيلات، در صف دانشمندان درآمد، و دربارة مذهب حق از مذاهب اسلامي، پژوهشي پي‌گير و هوشمندانه و خستگي ناپذير نمود، و در اين راه مسافرت‌ها كرد، و در نجف اشرف به محضر آيت‌اللّه العظمي خوئي‌(ره) و شهيد آيت‌اللّه سيّد محمّد باقر صدر(ره) رسيد و پس از بررسي‌هاي فراوان،‌ عميقاً به تشيّع گرويد و رسماً شيعه شد، و شرح گرايش خود را در كتاب ارزشمندي كه تأليف كرده به نام «ثُمَّ‌اهْتَدَيتُ»[1] تبيين نموده است و كتاب ديگري نيز تأليف كرده به نام «مع‌الصادقين» كه در اين كتاب با طرح چندين بحث و استدلال، حقّانيت مذهب تشيّع را ثابت نموده است (البته كتاب‌هاي ديگري نيز در اين موضوع تأليف نموده است).
ـ مناظره:
دكتر تيجاني كه سُنّي و پيرو مذهب مالكي بود، از كشور تونس به نجف اشرف رفت و توسط دوستش به محضر آيت‌اللّه العظمي سيّد محمّد باقر صدر رسيد، در محضر ايشان به پژوهش و مناظره پرداخت، نخست چنين پرسيد:
«علماي سعودي مي‌گويند: دست بر قبر كشيدن و توسّل به صالحين و تبرّك جستن از آنان، شرك به خدا است، نظر شما چيست؟»
آيت‌اللّه صدر فرمود: «هرگاه دست كشيدن بر قبر و توسّل جستن به اين نيّت باشد كه آن‌ها (بدون اذن خدا) نفع و ضرر مي‌رسانند، چنين كاري شرك است، ولي مسلمانان يكتاپرست مي‌دانند كه: تنها خدا نفع و ضرر مي‌رساند، و اولياء خدا، وسيله و واسطه هستند، بنابراين با اين نيّت كه آن‌ها واسطه هستند، هرگز شرك نيست.
همة مسلمانان از سنّي و شيعه، از عصر رسول‌خدا‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ تا كنون در اين امر اتّفاق‌نظر دارند، به استثناي «وهابيّت و علماي سعودي» كه در همين قرن جديد پيدا شده‌اند و برخلاف اجماع مسلمين رفتار كرده و خون مسلمانان را مباح مي‌دانند و بين آن‌ها فتنه‌انگيزي مي‌كنند، و دست بر قبر كشيدن و توسّل را شرك مي‌دانند، سپس فرمود:
آقاي سيّد‌ شرف‌الدّين (محقّق بزرگ اسلامي صاحب كتاب ارزشمند «اَلْمراجعات») از علماي شيعه است، در عصر حكومت «عبدالعزيز سعودي» در عربستان سعودي به مكّه براي زيارت خانة خدا رفت، در عيد قربان در كنار ساير علماء به كاخ پادشاه سعودي دعوت شد، تا طبق معمول در عيد قربان، به او تبريك بگويند، او به كاخ رفت، هنگامي كه نوبت به او رسيد، دست شاه را گرفت و هديه‌اي به او داد، و هديه يك قرآن بود كه داراي جلدي پوستين بود، شاه عربستان آن هديه را گرفت و بوسيد و به عنوان تعظيم و احترام، بر پيشاني خود گذاشت.
سيّد‌شرف‌الدّين (از اين فرصت استفاده كرده) ناگهان گفت: «اي پادشاه! چرا اين جلد را مي‌بوسي و از آن تعظيم مي‌كني، با اين كه جلد چيزي جز پوست بز نيست».
شاه گفت: «غرض من از بوسيدن جلد، قرآني است كه داخل آن قرار دارد، نه خود جلد».
آقاي شرف‌الدّين، فوري فرمود: «احسنت اي پادشاه! ما شيعيان نيز وقتي كه پنجره يا در اطاق پيامبر‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ را مي‌بوسيم، مي‌دانيم كه آهن هيچ كاري نمي‌تواند بكند، ولي غرض ما آن كسي است كه ماوراي اين آهن‌ها و چوب‌ها قرار دارد، ما مي‌خواهيم رسول‌خدا‌ـ صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ را تعظيم و احترام كنيم، همان‌گونه كه شما با بوسه‌زدن بر پوست بز مي‌خواستي قرآني را تعظيم نمايي كه در درون آن پوست قرار دارد».
حاضران تكبير گفتند،‌ و او را تصديق نمودند، در اين هنگام مَلِك‌عبدالعزيز ناچار شد تا به حاجيان اجازه دهد كه از آثار رسول‌خدا‌ـ‌صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ تبرّك بجويند، ولي آن شاهي كه بعد از او آمد، از قانون گذشته‌شان برگشت.
بنابراين، شركي در كار نيست، وهّابيان با مطرح كردن اين موضوع، بر اساس سياست خود مي‌خواهند كشتار مسلمانان را مباح عنوان كنند و حكومتشان بر مسلمين باقي بماند، و تاريخ بزرگ‌ترين گواه است كه وهّابيان، چه بر سر امّت محمّد‌ ـ‌صلّي‌ اللّه عليه وآله‌ـ آوردند.
[1] . اين كتاب به فازسي به نام «آن‌گاه ... هدايت شدم» ترجمه و با استقبال كم‌نظيري روبرو شده است.
دكتر تيجاني با آيت الله صدر
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :