امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1376
توبيخ از کميل!
يکي از شيعيان خاص و نزديک امام علي ـ عليه السلام ـ «کميل بن زياد نخعي» بود، که دعاي کميل را او از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ نقل نموده و بدين علت منسوب به او است.
او از شخصيت هاي وارسته و لايقي بود که علي ـ عليه السلام ـ مطالب بلند پايه علمي و عرفاني را به او آموخت و او در اين مدرسه به قدري رشد کرد که به عنوان «صاحب سرّ» (يا رازدار علي ـ عليه السلام ـ ) به حساب مي آمد. او در عبادت و شب زنده داري و پارسايي و توجه به خدا در ميان ياران امام نمونه بود و امام علي ـ عليه السلام ـ خبر شهادت او را به او داد و او در سن نود سالگي به دست حجاج بن يوسف ثقفي (دژخيم و استاندار عراق از طرف عبدالملک) به شهادت رسيد.[1]
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ در زمان خلافت خود، کميل را فرماندار «هيت»(يکي از آبادي هاي عراق) کرد.
دانشمند معروف اهل تسنن «ابن ابي الحديد» مي گويد: در قتل و غارت هايي که از ناحيه سپاهيان معاويه در بلاد و آبادي هاي عراق مي شد، او بر اثر ضعف جلو آنها را نگرفت و بعد به جاي جبران آن، به «قرقيسا» (يکي از شهرهايي که تحت تصرف معاويه بود و نواحي آن حمله کرد. از اين رو مورد توبيخ علي ـ عليه السلام ـ قرار گرفت[2] (چنان که در نامه ذيل آمده است).
به هر حال، سخن «ابن ابي الحديد» درست باشد و يا درست نباشد، نامه توبيخ آميز زير، که در نهج البلاغه آمده نشانگر ضعف سياسي و نظامي کميل است، و حاکي از اين است که افراد وارسته و پارسا، هر قدر هم داراي زهد باشند، به تنهايي کفايت نمي کنند. و از ديدگاه اسلام، يک فرد مسلمان بايد در تمام ابعاد، قدرتمند و برازنده بوده و به اصطلاح «پارساي شب و شير روز» باشد، اينک اصل نامه:
اما بعد: «سستي انسان در انجام آن چه بر عهده او گذارده شده و اصرار بر انجام آن چه در قلمرو وظيفه او نيست، يک ناتواني روشن و رأي باطل و هلاک کننده است (اي کميل) تو به اهل «قرقيسا» حمله کردي ولي از نگهباني مرزهايي که تحت ولايت تو است، چشم پوشيدي. اين کار عملي ناصحيح است، تو در واقع پلي براي دشمنانت شده اي که مي خواهند دست به غارت و قتل دوستانت بزنند، غير شديد المنکب ولا مهيب الجانب...؛ نه بازوي سطبر و توانمندي داري و نه هيبت و ترس در دل دشمن ايجاد مي کني و نه مرزي را حفظ مي نمايي و نه شوکت و شاخ و شانه دشمن را درهم مي شکني و نه از اهل شهر و ديارت، پاسداري خوب انجام مي دهي و نه رهبرت را از دخالت در امور آنجا بي نياز مي سازي».[3]

[1]. سفينة البحار، ج2، ص497.
[2]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج17، ص149.
[3]. نگاه کنيد به نامه 61 نهج البلاغه ـ به راستي آنان که به کنج عبادت خزيده اند و در صحنه هاي مبارزه با دشمن، حضور ندارند، در برابر اين پيام علي ـ عليه السلام ـ چه پاسخي دارند؟!
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :