امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
1143
خبر از آينده بني اميه
در زمان عثمان و سپس معاويه، کم کم رگ و ريشه کشور اسلامي بدست مهره هاي طايفه بني اميه افتاده بود، و آن ها اسلام را پلي براي رسيدن به هدف هاي نفساني و عياشي خود قرار داده بودند، و پس از معاويه، خلفاي بني اميه يکي پس از ديگري بر مسند خلافت تکيه زدند و به نام اسلام بر کشور پهناور اسلامي حکمراني نمودند.
امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ در ضمن گفتاري، آن ها را مخاطب قرار داد و چنين فرمود:
«يا بني امية، عمّا قليل لتعرفنها في ايدي غيرکم و في دار عدوّکم...؛ اي خاندان اموي، سوگند به خدا به زودي اين مسند خلافت را در دست ديگران و در خانه دشمنان خود مي بينيد».[1]
همان گونه که امام علي ـ عليه السلام ـ خبر داده بود، پس از مدّتي آن چنان فوّاره قدرت بني اميه سرنگون شد، که نام و نشاني از بني اميه در صحنه باقي نماند، و با بروي کار آمدن بني عباس، تخت و تاج بني اميه، واژگون گرديد، مروان حمار، اخرين خليفه بني اميه، هم چون سگ پا سوخته در به در شهر ها و بيابان ها گشت، تا اين که مأموران سفّاح (اوّلين خليفه عباسي) شبانه او را در قريه اي محاصره کردند و در اين درگيري، نيزه اي به تهيگاهش زدند که به دوزخ روانه گرديد.
از عجائب اين که: يکي از غلامان مروان، رازي را نزد دشمن آشکار کرده بود، مروان زبان او را بريد و نزد گربه اي انداخت گربه آن را خورد، وقتي که سر مروان را از بدنش جدا کردند، زبانش را بريدند و به دور انداختند و همان گربه، سر رسيد و آن زبان را خورد.[2]
سديف از شاعران قوي دل و مبارزان نستوه در عصر خلفاي بني اميه بود، و مکرر مورد آزار آن ها قرار گرفته بود، او فرصت را غنيمت شمرد و خود را نزد سفّاح رساند.
او در يک اجتماعي که بني اميه حاضر بودند، در حضور سفّاح، جنايات بني اميه را بر شمرد، و ماجراهاي کربلا و جنايات يزيد را يکي يکي بيان کرد، اشعاري حماسي خواند و به گونه اي سفّاح را تحريک کرد، که سفّاح اختيار باز ماندگان بني اميه را به او داد، او نيز هم چون مختار، آن قدر از آن ها را کشت که خون نا پاک آن ها نهر بزرگي را تشکيل داد، و بقيه آن ها را در خانه هائي که زير بنايشان از سنگ نمک بود، جا داد، و آب رود را به طرف آن خانه ها سرازير کردند، خانه ها بر روي آن ها ويران شد، و همه آن ها با کمال ذلّت و نکبت، به کيفر دنيوي خود رسيدند، و ريشه هزار فاميل پليد بني اميه را بر کنده شد.[3]

[1] . نگاه کنيد به خطبه 105 نهج البلاغه.
[2] . حبيب السّير، ج2، ص201.
[3] . شرح بيشتر واژگوني بني اميه و انتقام سُديف را در کتاب منهاج البراعه، ج 7، ص 222 تا 245 بخوانيد.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :