امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1115
خواب يا شب زنده داري؟
يک چهارم از شب گذشته بود که امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ از مسجد کوفه بيرون آمد و به سوي منزل رهسپار گرديد. کميل بن زياد که از اصحاب خاص و مخلص آن حضرت بود، همراه آن حضرت حرکت مي کرد، در راه به در خانه مردي رسيدند، صداي قرآن از خانه وي شنيدند.
او نيمه شب برخاسته بود و قرآن مي خواند، علي ـ عليه السلام ـ و کميل شنيدند او اين آيه را با صداي دلنشين و پرسوز مي خواند: «امّن هو قانت آناء اللّيل ساجداً و قائماً يحذر الاخرة و يرجو رحمة ربّه...؛ آيا کسي که در دل شب به اطاعت خدا و سجده و قيام به سر برد و از آخرت ترسان و به رحمت خدا اميدوار است، با کسي که با گناه و کفر زندگي مي کند يکسان مي باشد؟!» (سوره زمره، آيه 9).
کميل در دل خود آهي کشيد. صداي دلنشين قرآن، آن هم در دل شب و از لبان يک انسان شب زنده دار، او را به نشاط آورد، ولي چيزي نگفت.
امام به کميل توجه کرد و فرمود: «صداي دلنشين اين شخص تو را نفريبد، اين قاري قرآن، ازاهل جهنم است که به زودي راز اين مطلب را به تو خبر خواهم داد».
کميل در حيرت و تعجب فرو رفت، از اين رو که امام ـ عليه السلام ـ از فکر و نيّت او آگاه گشته و گواهي مي دهد که آن قاري قرآن از اهل دوزخ است!!
مدتي از اين جريان گذشت، تا اين که ماجراي خوارج نهروان پيش آمد و آنها بر ضد علي ـ عليه السلام ـ اعلام جنگ کردند و در سرزمين نهروان، جنگ خونيني بين سپاه علي ـ عليه السلام ـ با سپاه خوارج درگرفت و همه خوارج ـ جز 9 نفر فراري ـ کشته شدند.
کميل در جبهه همراه علي ـ عليه السلام ـ بود، علي ـ عليه السلام ـ در حالي که از شمشيرش خون مي چکيد، به کميل رو کرد و فرمود: با من بيا سپس هر دو نفر به اتفاق هم کنار کشته ها و سرهاي بريده که به زمين افتاده بود رفتند، علي ـ عليه السلام ـ سرشمشيرش را بر سر کشته ها مي نهاد، تا اين که نوک شمشير را بر سر همان قاري قرآن نهاد و فرمود: اي کميل امّن هو قانت آناء اللّيل... اين سر همان شخصي است که نيمه شب اين آيه قرآن را مي خواند و تو را مجذوب ساخته بود.
کميل امام را بوسيد و از آرزوي جاهلانه خود استغفار کرد.[1]
اينک به نهج البلاغه بنگريم:
امام علي ـ عليه السلام ـ شنيد، مردي از خوارج «حَروُريّه» (منسوب به حروراء نزديک نهروان) نماز شب خوانده و قرآن تلاوت مي کند، فرمود: «نومٌ علي يقينٍ خيرٌ من صلاة في شکِّ؛ خواب همراه يقين و ايمان، بهتر از نماز با شک است».[2] احتمال دارد که اين گفته مربوط به همان قاري باشد که در جنگ نهروان به هلاکت رسيد.

[1]. سفينة البحار، ج2، ص492ـ493.
[2]. نهج البلاغه حکمت 97.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :