امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
1204
دزد بيت المال از ديدگاه علي (ع)
مصقلة بن هبيره شيباني از بزرگان قبيله «نَجد» و از دودمان بني شيبان، بود، او از جانب امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرماندار «اردشير خُرّه» (سرزميني در منطقه فارس) شد، با اين که اين سرزمين توسط قواي اسلام با جنگ و پيکار، زير پرچم اسلام درآمده بود و مي بايست غنائم و امول به دست آمده آن، بين عموم مسلمين تقسيم گردد، مصقله با بذل و بخشش هاي بي حساب به خويشان و نزديکان خود، نسبت به بيت المال مسلمين خيانت نمود و اين خبر به امام علي ـ عليه السلام ـ گزارش شد.[1]
امام براي «مصقله» پيامي اين چنين فرستاد:
«در مورد عملکرد تو، به من خبري رسيده اگر چنين باشد، تو خداي خود را به خشم آورده اي و از فرمان امام خود سرپيچي کرده اي و آن اين که: تو غنائم مربوط به مسلمانان را که با اسلحه و اسب هاي خود و جانبازي به دست آورده اند، در بين افراد خويشان خود تقسيم مي کني سوگند به خدايي که دانه را در زير خاک شکافت و انسان را آفريد اگر اين خبر راست باشد، در نزد من پوچ و خوار خواهي بود، حق پروردگارت را سبک مشمار و دينت را به دنيايت مفروش، که در اين صورت از زيانکارترين افراد خواهي بود.
الا و انّ حقّ من قبلک و قبلنا من المسلمين في قسمة هذا الفييء سواء، يردون عندي عليه و يصدرون عنه؛ آگاه باش، حق مسلمانان نزد تو و نزد من در مورد تقسيم اين اموال مساوي و يکسان است، بايد همه آن اموال به دست من آيد و مسلمين سهميه خود را از من بگيرند».[2]
به اين ترتيب امام ـ عليه السلام ـ با کساني که به حيف و ميل بيت المال مي پرداختند، قاطعانه برخورد مي کرد، و آنان را «پَست و پوچ» مي خواند که از محتواي اسلام، تهي هستند و تنها نامي از اسلام را بر خود حمل مي نمايند.

[1]. و قبلاً در داستان 20 جريان فرار و پيوستن مصقله به معاويه بيان گرديد.
[2]. نگاه کنيد به نامه 43 نهج البلاغه.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :