امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
1092
دين به دنيا فروش سرشناس
عمروعاص از نيرنگبازهاي دين به دنيا فروش، و از عالمان هتّاک درباري تاريخ است که در ميان سالوس بازان بي همه چيز، شهرت زيادي داشت.
هنگامي که اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ از مدينه به کوفه آمد، براي معاويه که در شام بود، نامه اي نوشت و او را به بيعت دعوت کرد، معاويه از اين دعوت، پريشان شد، چرا که حاضر نبود زير پرچم علي ـ عليه السلام ـ برود، در اين باره با برادرش «عتبة بن ابي سفيان» صحبت کرد، او گفت: در اين راه بايد از «عمروعاص» که يک سياست باز کهنه کار است کمک بگيري، او کسي است که اگر در برابر دينش، بهاي دنيا را به او بدهي، دين خود را خواهد فروخت.
معاويه نامه اي براي «عمروعاص» نوشت و او را به شام دعوت کرد، عمروعاص دعوت او را پذيرفت و به شام آمد، و معاويه در مورد جريانات با او به اين ترتيب مذاکره نمود:
معاويه ـ مي خواهم تو را به جنگ کسي که فتنه و آشوب به پا کرده و بين مسلمانان اختلاف افکنده و خليفه مسلمين (عثمان) را کشته بفرستم.
عمروعاص ـ او کيست؟
معاويه ـ علي!
عمروعاص ـ به خدا سوگند تو هيچ يک از فضائل او را نداري و همطراز او نيستي، و در همه امتيازات، مانند علم، هجرت، جهاد، مصاحبت با پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و علم و تقوي، او بر تو مقدم است.
سوگند به خدا او آن چنان در جنگ برتري دارد که هيچ کس را ياراي جنگيدن با او نيست. در عين حال اگر من بخواهم از نعمت هاي خدا روي بگردانم (و دينم را به دنيا بفروشم) و دست به خطر جنگ با علي ـ عليه السلام ـ بزنم، چه امتيازي به من مي دهي؟
معاويه ـ هر چه بخواهي مي دهم.
عمروعاص ـ حکومت بر ايالت مصر را مي خواهم.
معاويه ـ من دوست ندارم اين موضوع شايع گردد که تو به خاطر دنيا به من پيوسته اي!
عمروعاص ـ دَعني عَنکَ: «اين حرف ها را کنار بگذار».[1]
به اين ترتيب عمروعاص دين به دنيا فروش، به عنوان يک همکار و مشاور نيرنگباز در خدمت معاويه درآمد.
وقتي اين خبر به امام علي ـ عليه السلام ـ رسيد، به افشاگري پرداخت و مردم را به جهاد بر ضد اين سالوسگران دين فروش دعوت کرد، و در ضمن خطبه فرمود: «ولَمْ يُبَايِعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ يُؤْتِيَهِ عَلَى الْبَيْعَةِ ثَمَناً فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ وَ خَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا؛ عمروعاص با معاويه بيعت نکرد، مگر اين که بر او شرط کرد که در برابر آن بهايي بگيرد، و در اين معامله، هيچ گاه دست فروشنده به پيروزي نرسد، و آرزوي خريدار به رسوايي کشد، اکنون که چنين است، خود را براي نبرد با اين ناکسان آماده سازيد، و تجهيزات جنگ را فراهم کنيد».[2]

[1]. اقتباس از شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج2، ص62 و 65؛ وقعة الصفين، ص42ـ52.
[2]. نگاه کنيد به خطبه 26 نهج البلاغه.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :