امروز:
جمعه 28 مهر 1396
بازدید :
1114
رحمت بر طرفدار حق
طلحه و زبير، دو نفر ازشخصيت هاي معروف قريش بودند و از اصحاب بزرگ رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به شمار مي آمدند.
و اين دو نفر در ماجراي بيعت با امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ پس از قتل عثمان، اولين افرادي بودند که با آن حضرت بيعت کردند، و نقش به سزائي در بيعت مردم باعلي ـ عليه السلام ـ داشتند.
ولي پس از آن که علي ـ عليه السلام ـ زمام امور رهبري را بدست گرفت، و بر اساس عدل اسلامي به رسيدگي امور پرداخت؛ اين دو نفر در مواردي، به خصوص در دو مورد به علي ـ عليه السلام ـ اعتراض کردند و همين موجب تيرگي پيوند اين دو نفر با علي ـ عليه السلام ـ شد:
1ـ مي گفتند: چرا علي ـ عليه السلام ـ در شئون سياسي کشور با ما مشورت نمي کند؟
2ـ مي گفتند: چرا آن حضرت، در تقسيم بيت المال، ما را با ديگران فرق نمي گذارد و همه را به يک چشم ديده و بيت المال را به طور مساوي بين مسلمين تقسيم مي نمايد، با اين که ما از شخصيت هاي با سابقه اسلام هستيم و...
اگر سياست به معني حيله و تزوير باشد، علي ـ عليه السلام ـ مي بايست آن ها را زير پر خود نگهدارد، و حق السّکوت به آن ها بپردازد. ولي سياست در اسلام به معني تدبير امور بر اساس عدل و قسط اسلامي است، بنابر اين نمي توان با امتياز طلبان، ملاحظه کاري کرد و حق ديگران را به آن ها داد.
امام علي ـ عليه السلام ـ در پاسخ اعتراض اين دو نفر مطالبي فرمود، از جمله فرمود:
«لقد نقمتما يسيرا، و ارجاتما کثيرا، الاّ تخبراني، اي شيء کان لکما فيه حقّ دفعتکما عنه، ام اي قسم استاثرت عليکما به ام اي حقّ رفعه الي احد من المسلمين ضعفت عنه ام جهلته ام اخطات بابه ...؛ شما براي امور جزئي، خشمگين شديد، و خوبي هاي فراوان را ناديده گرفتيد، آيا ممکن است به من اطلاع بدهيد که من چه حقّي از شما را پايمال نموده ام؟! يا کدام سهم شما را تصاحب نموده ام؟! (که در نتيجه به شما ظلم کرده باشم؟ و يا کدام حق و شکايتي از مسلمين بوده که نزدم آورده اند و من در رسيدگي به آن، اظهار ضعف وعجز کرده ام؟، و يا کدام حکم الهي بوده که من از آن ناآگاه هستم، و يا در طريق آن، اشتباه کرده ام؟» ....
سپس در مورد خلافت و رهبري که احراز آن از هر نظر از علي ـ عليه السلام ـ بوده، و خود مردم آن حضرت را برگزيدند، بي آن که او تمايل نفساني به آن داشته باشد، سخن گفت و در آخر فرمود: رحم الله رجلا رأي حقّا فاعان عليه، أو رأي جوراً فردّه و کان عونا علي صاحبه: «خدا رحمت کند کسي را که حقي را بنگرد و آن را کمک کند و ظلمي را بنگرد و آن را رد کند و صاحب حق را ياري نمايد».[1]

[1] . نگاه کنيد به خطبه 205 نهج البلاغه.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :