امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
1075
ساده زيستي علي
زمان رهبري و خلافت امام علي ـ عليه السلام ـ بود و مسلمين بر اثر فتوحات، داراي امکانات خوبي بودند و غنائم بي شمار از هر سو به سمت کوفه سرازير بود و طبعاً مردم، در وضع اقتصادي مطلوبي بودند، و فرماندهان و ديگران لباس نو و زيبا مي پوشيدند.
ولي شخصي ديد، امام علي ـ عليه السلام ـ لباس کهنه و وصله دار پوشيده است، از روي تعجب با امام ـ عليه السلام ـ در اين مورد، گفتگو کرد.[1]
امام ـ عليه السلام ـ در پاسخ فرمود:
يخشعُ لهُ القلبُ، و تذلُّ بهِ النّفسُ و يقتدي بهِ المؤمنون؛ «پوشيدن اين لباس کهنه، دل را خاشع و نفس امّاره را خوار مي کند و مؤمنان از آن سرمشق مي گيرند».[2]
در اينجا تناسب دارد به داستان ذيل توجه کنيد:
در روايات آمده: علي ـ عليه السلام ـ شمشيرش را به بازار آورد و اعلام کرد که: «کيست اين شمشير را از من خريداري کند؟!»
شخصي به پيش آمد و با آن حضرت در مورد فروش شمشير، صحبت کرد.
امام فرمود: «سوگند به خدا اگر به اندازة يک پيراهن پول مي داشتم، شمشيرم را نمي فروختم!»
آن شخص گفت: «من حاضرم که پيراهني نسيه به تو بفروشم و هنگامي که سهمية حقوق تو رسيد، پول پيراهن را به من بپرداز».
امام اين پيشنهاد را پذيرفت و پيراهن را از وي نسيه خريد و وقتي بعد از مدتي سهميه اش را دادند، پول پيراهن را به فروشنده پرداخت.[3]
با اينکه هزار و هزارها درهم و دينار و اموال ديگر، از بيت المال در اختيار امام قرار داشت، آن حضرت آنچنان در مصرف بيت المال، احتياط مي کرد که شبي عمرو عاص به حضور آن حضرت رسيد و با هم به گفتگو نشستند، امام چراغ را که از بيت المال بود خاموش کرد و از نور مهتاب استفاده نمود.[4]

[1] . شرح خويي، ج 21، ص 152.
[2] . نهج البلاغه، حکمت 103.
[3] . بحار الانوار، ج 41، ص 136.
[4] . مدرک قبل، ص 116.
محمد محمد اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :