امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
641
تقوا و پرهيزگاري به چه معنا است؟

1. تقوا چیست؟
تقوا در لغت به معناي حفظ و نگه داري و بازداشتن خويش، از خطر است و تفاوت نمي كند كه آن خطر چه باشد.
اما وقتي سخن از تقواي الهي است، يعني خود نگه داري و کنترل نفس از اميال و غرائز نفساني در اين جا سخن از كساني است كه در زمينه مسائل ديني و معنوي احساس خطر مي كنند.[1]
علامه طباطبايي تقواي الهي را چنين تعريف نموده است: «تقوا عبارت است از امتثال اوامر خداي تعالي و اجتناب از آنچه كه از ارتكاب آن نهي فرموده و شكر در برابر نعمتهايش و صبر در هنگام ابتلاء به بلايش»[2] بنابر اين تقوا يعني تقيد و تعهد انسان به اطاعت از قوانين و دستور هاي شرع، هر ترک  گناهي را تقوا نمي گويند، بلکه ملکه و نيروي کنترل و ضبط نفس را تقوا مي  دانند. تقوا بهترين زاد آخرت است.[3]
2. مراتب تقوا
تقوا كه از والاترين كمالات معنوي است، مانند ديگر كمالات معنوي، داراي مراتبي است كه از يك زاويه علماي اخلاق براي تقوي سه مرتبه ذكر كرده اند كه به آنها اشاره مي كنيم:[4]
1ـ نگهداري نفس از عذاب جهنم و خلود در آن؛ اين مرتبه، با انجام اعمال صالح و ترک محرمات و داشتن عقايد صحيح، حاصل مي شود چرا كه تقوا به معناي صيانت نفس و بازداشتن خود از مخالفت خدا، تنها به معناي پرهيز از گناه نيست؛ از اين جهت تقوا هم در عقائد راه دارد و هم در غير عقائد.
2ـ مرتبه دوم تقوا اين است كه علاوه بر ترك گناهان از مشتبهات و مكروهات نيز دوري گزيند.
3ـ مرتبه سوم تقوا اين است كه علاوه بر حفظ اعضاء و جوارح از محرّمات و مشتبهات و مكروهات دل را از آنچه مرضي خدا نيست، حفظ كند و انديشه گناه و كار زشت هم به دل راه ندهد.
البته انسان هر اندازه قدرت دارد، بايد در به دست آوردن تقوا تلاش نمايد كه هر كدام از اين مراتب را به دست آورد، خير و غنيمت مي باشد.
3. اهميت تقوا
درباره اهميّت اين ملكه والا، مي توان گفت كه با توجه به آيات و روايات، گمان نمي رود، در تمام هستي سرمايه­اي براي انسان ثمربخش تر از تقوا باشد، تقوا قلعه محكمي است كه هر كس به آن راه يابد، به كمال واقعي و به هدف از خلقت انسان مي رسد، و هدف از ارسال پيامبران و نازل كردن كتابهاي آسماني اين بوده كه بشر راه سعادت خويش را پيدا كند و با جدّيت آن راه را بپيمايد تا به غرض اصلي خلقت كه رسيدن به رحمت بي پايان، در جهان آخرت است نائل گردد. بنابراين آنچه كه تأثير بيشتري در رسيدن به اين هدف دارد، از اهميّت بيشتري برخوردار است.[5] و روشن است كه در رسيدن به اين هدف، هيچ عاملي به اندازه تقوا نيست.
4. چگونه با تقوا باشيم؟
براي رسيدن به تقوا لازم است، انسان در بعضي امور تفكّر و تدبّر نمايد و اعمالي را انجام دهد تا اين ملكه گرانبها و ارزشمند را در وجود خود حاكم گرداند كه در اينجا به چهار راه اشاره مي كنيم:
الف: تقوا و آينده نگري:
توجه به اينكه تقوا توشه آينده انسان است و حكم عقل به اينكه بايد براي آينده تلاش كرد، حبّ ذات، انسان را وادار مي كند كه در پي تحصيل آنچه براي آينده بي نهايت او، مفيد است برآيد،[6] از اين جهت قرآن كريم مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا بپرهيزيد، و بايد هر كس بنگرد كه براي فردايش چه چيز از پيش فرستاده است»[7]
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «همانا که تقوا در اين دنيا براي تو پناهگاه است و بعد از مرگ سعادت مي باشد.[8]
ب: تقوا و نگرش به فوائد آن:
تقوا فايده هاي دنيوي و اخروي زيادي دارد كه توجه و دقت در آنها، آدمي را براي بدست آوردن ملكه تقوا آماده تر مي كند. در اينجا به چند فائده از فوائد تقوا اشاره مي كنيم:
1ـ فوائد اخروي:
الف) تقوا موجب درك حقايق و تمييز حق از باطل و آمرزش گناهان انسان مي شود. در قرآن مي خوانيم: «اي كساني كه ايمان آورده ايد اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براي شما وسيله اي جهت شناختن حق از باطل قرار مي دهد و گناهانتان را مي پوشاند و شما را مي آمرزد».[9]
ب) تقوا موجب جلب محبت خداوند مي شود، خداوند مي فرمايد: «آري كسي كه به پيمان خود وفادار باشد و پرهيزگاري پيشه نمايد (خدا او را دوست مي دارد، زيرا) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد.»[10]
ج) تقوا، ترس و اندوه را از انسان دور مي سازد، خداوند حكيم مي فرمايد: «كساني كه پرهيزگاري پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين مي شوند.»[11]
2ـ فوائد دنيوي:
بعضي از فايده هاي تقوا عبارتند از:
الف) تقوا موجب گشايش در روزي مي شود، چنانکه در آيه مباركه آمده است: «هر كس تقواي الهي پيشه كند خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي كند و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي دهد.»[12]
ب) تقوا موجب نزول بركات زمين و آسمان و نيز آسان شدن امور زندگي مي شود. خداوند مي فرمايد: «اگر اهل شهرها و آباديها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مي گشوديم.»[13] و نيز مي فرمايد: «هر كس تقوا پيشه كند، خدا براي او در كارهاش آسايش و راحتي فراهم مي كند.»[14]
ج) تقوا و در محضر خدا بودن:
راه ديگر براي کسب تقوي توجه به آگاهي خداوند بر اعمال و رفتار انسان است. خداوند مي فرمايد: «تقواي الهي پيشه كنيد كه خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است.»[15]
اين روش تربيتي مناسبي است كه خداوند براي اينكه به انسان كمك كند تا در صدد كسب تقوا بر آيد برگزيده است، چون انسان داراي ويژگيهاي رواني خاصي است، از جمله اين كه، اگر بداند كه ديگري ناظر اعمال اوست، از انجام اعمال ناشايست خودداري مي كند.[16]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. استاد مصباح يزدي، ره توشه ـ پندهاي پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) به ابوذر، ج دوم، ص 351 تا 374.
2. علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج 2 و 3.
3. حسين انصاريان، عرفان اسلامي شرح مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقة، ج 12، ص 176 تا 213.

پي نوشت ها:
[1] . مصباح يزدي، محمد تقي، ره توشه، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (ره)، چاپ اول، 1375، ص 352 ـ 354.
[2] . طباطبائي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، انتشارات اسلامي، 1364، ج 3، ص 569.
[3]. اميني، ابراهيم، خود سازي و تزکيه نفس، انتشارات شفق، چاپ دوم، 1369، ص 114.
[4] . مصباح يزدي، محمد تقي، ره توشه، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، 1375، ص 361 و 362.
[5] . مصباح يزدي، ره توشه، ص 355 و 356.
[6] . مصباح يزدي، ره توشه، ص 355 و 356.
[7] . حشر/ 18. «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفسٌ ما قدّمت لغد و اتقوا الله خبيرٌ بما تعملون».
[8]. آمدي، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، انتشارات دفتر تبليغات، 1366، ص 274.
[9] .  انفال/ 29. «يا ايها الذين آمنوا ان تتقوا اله يجعل لكم فرقاناً و يكفّر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم و اللّه ذوالفضل العظيم».
[10] . آل عمران/ 76. «بلي من اوفي بعهده و اتّقي فانّ الله بحب المتقين».
[11] . اعراف/ 154. «فمن اتّقي و اصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون».
[12] . طلاق/ 2 و 3. «و من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب».
[13] . اعراف/ 96. «و لو انّ اهل القري آمنوا و اتقوا لَفَتَحنا عليهم بركاب من السماء و الارض».
[14] . طلاق/ 4. «و من يتق اله يجعل له من امره يسراً».
[15] . حشر/ 18. «و اتقوا الله انّ الله خبيرٌ بما تعملون».
[16] . مصباح يزدي، ره توشه، قم، مؤسسه آموزشي پژوهشي امام، چاپ اول، 1375، ص 357.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :