امروز:
پنج شنبه 27 مهر 1396
بازدید :
1110
قاطعيت، براي اجراي عدالت
پس از عثمان، مردم مسلمان اجتماع كردند و با علي ـ عليه السلام ـ به عنوان خليفه و رهبر مسلمين، بيعت نمودند، و آن حضرت به خاطر برپائي حق و عدل و نابودي باطل و ظلم، زمام امور رهبري را بدست گرفت.
چندان نگذشته بود كه گروهي دنياپرست كه رد بيعت خود با علي ـ عليه السلام ـ نيز هدفشان دنيا و امور مادي بود، وقتي ديدند، با برپائي حكومت علي ـ عليه السلام ـ به هدف نامشروع خود نمي رسند، بيعت خود را شكستند، و در هر فرصتي نغمه مخالفت با علي ـ عليه السلام ـ سر دادند، مانند: طلحه، زبير، عبدالله بن عمر، سعد بن ابي وقاص، محمد بن مسلمه و... .
پر واضح است كه علي ـ عليه السلام ـ بيعت آنها را بر اين اساس كه حامي دين و عدالت باشند پذيرفته بود، ولي آنها هدف مادي داشتند، و هدفشان با هدف علي ـ عليه السلام ـ متفاوت بود، بنابر اين پيوند آنها با علي ـ عليه السلام ـ در كانال ديگري بود، و طبيعي است كه چنين پيوندي، ناپايدار است، از اين رو خواه ناخواه بزودي آنها از علي ـ عليه السلام ـ جدا مي شدند و با مرام او مخالفت مي كردند.
امام علي ـ عليه السلام ـ آنها را مورد سرزنش و خطاب قرار داد و فرمود: «لم تكن بيعتكم اياي فلته، وليس امري و امركم واحدا اني اريدكم لله و انتم تريدونني لانفسكم» «بيعت شما با من، بدون مطالعه و ناگهاني نبود، و اكنون هدف من و شما يكسان نيست، من شما را براي خدا و در خط خدا، مي خواهم، ولي شما مرا براي اهداف(شوم) خود مي خواهيد».
بنابر اين، با اين دوگانگي نمي توانم، با شما باشم، سپس فرمود:« اي مردم مرا در راه اصلاح و سامان يافتن جامعه خودتان كمك كنيد، و ايم الله لانصفن المظلوم من ظالمه و لاقودن الظالم بخزامته، حتي اورده منهل الحق وان كان كارها؛ سوگند به خدا داد مظلوم را از ستمگر مي گيرم، و افسار ستمگر را مي كشم، تا او را به آبشخور حق، وارد سازم، هر چند ناخوشايند او باشد».[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ در اين ماجرا، كه بيعت شكنان و گمراهان را مورد خطاب قرار داده، به چند مطلب اشاره مي كند:
1. شما با من از روي مطالعه و فرصت بيعت كرديد، و مانند بيعت ديگران زور و شتابزدگي در كار نبود، بنابر اين چرا به اين زودي بيعت شكني مي كنيد؟
2. هدف من خدا و اجراي فرمان اوست ، و شما راه ديگري مي پيمائيد.
3. بيائيد و از مركب غرور پياده شويد، و عاقلانه بينديشيد تا با هم و با كمك هم، به اصلاح جامعه بپردازيم و نابساماني ها را سامان بخشيم.
4. اين را بدانيد كه قطعاً من به داد مظلوم مي رسم، حق مظلوم را پايمال نمي كنم.
5. آن كس كه ظلم مي كند (و مي خواهد بيش از ديگران و شايستگي خويش از بيت المال و شئون ديگر حكومت، بهره مند شود) گلويش را مي گيرم و او را به سوي آب زلال عدالت و حق مي كشانم، گرچه او با كراهت به اين راه آيد.
به اين ترتيب قاطعيت علي ـ عليه السلام ـ را در راه دفاع از حق، و سركوبي ظلم و ظالم، در اين سخنان جاودانه مشاهده مي كنيم.

[1] . نگاه كنيد به خطبه 136 نهج البلاغه.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :