امروز:
چهار شنبه 26 مهر 1396
بازدید :
1586
کشته شدن پايه گذار فرقه خوارج
حرقوص بن زهير مشهور به «ذو الثّديه» صاحب دو پستان، پايه گذار مقدس نماهاي خوارج نهروان و رئيس آن ها بود، و او را «مخدج» نيز مي خواندند.
در مورد سابقه او نقل مي کنند: در جنگ «حنين» ( که در سال هشتم هجرت بين سپاه اسلام و لشکر کفر در طائف واقع شد) مسلمانان پيروز شدند و غنائم بي شماري بدست مسلمين افتاد پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مشغول تقسيم غنائم بين مسلمانان بود، ناگاه همين حرقوص (که از قبيله بني تميم بود و او را ذو الخويصره نيز مي گفتند) نزد رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمد و با کمال گستاخي گفت: «اي رسول خدا، عدالت را رعايت کن».
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به او فرمود: «واي بر تو اگر من، عدالت را رعايت نکنم، چه کسي آن را رعايت خواهد کرد؟!».
عمر بن خطاب از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ خواست که اجازه بدهد تا او را بکشد.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: او را به حال خود بگذار، او اصحابي دارد، که اگر نماز و روزه آن ها را بنگريد، نماز و روزه خودتان را کوچک مي شمريد. آن ها همواره قرآن مي خوانند، ولي قرآن از مرز گلوگاهشان بيرون نمي رود، از اسلام آن چنان خارج مي گردند که تير از کمان خارج مي پوشد و پوچ و تو خالي هستند مرد سياه چهره اي که بالاي يکي از بازوانش، گوشت اضافي مانند پستان زن قرار دارد که اگر آن را حرکت دهي به جلو و عقب حرکت مي کند، به سوي اصحابش مي آيد و آن ها را از امت اسلامي جدا مي سازد.[1]
امام امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ اين شخص را که ايدئولوگ خوارج بود[2] در جنگ نهروان کشت، و در فرازي از «خطبه قاصعه» مي فرمايد:
«و امّا شيطان الرّدهة فقد کفيته بصعقة سمعت لها وجبة قلبه، ورجّة صدره؛ اما شيطان ردهه ( ذو الثّديه) را با صاعقه اي که قلبش را به طپش در آورد و سينه اش را بلرزاند، سر به نيست کردم»[3]
امام علي ـ عليه السلام ـ در اين عبارت از او به عنوان «شيطان ردهه» ياد کرد، زيرا او هم چون شيطان، مردم را از راه حق گمراه مي کرد، و کلمه «ردهه» به معني گودالي است که در آن آب جمع مي شود، نظر به اين که اين شخص در جنگ نهروان به گودالي افتاده بود و کشته شده بود، از اين رو علي ـ عليه السلام ـ او را به آن گودال نسبت داد.
و منظور از «صعقه»، صاعقه و صداي غراّ و نعره پلنگ افکن علي ـ عليه السلام ـ بود که آن چنان بر «ذو الثّديه» رعب و وحشت افکند که شتابزده فرار کرد و بي آن که اسلحه اي به او بخورد، به حفره افتاد و مرد.[4]
در جريان کشته شدنش نقل شده: سپاه علي ـ عليه السلام ـ به جنگ خوارج نهروان رفت و با آن ها جنگيد و همه آن ها ـ جز 9 نفر فراري ـ کشته شدند، بعد از جنگ، علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
در ميان کشته شدگان خوارج عبور کنيد ببينيد که «مخدج ذو الثّديه» کشته شده است يا نه؟
عده اي رفتند هر چه در ميان کشته ها به جستجو پرداختند او را نيافتند، و جريان را به علي ـ عليه السلام ـ گزارش دادند. آن حضرت خود به ميان کشته شدگان آمد و در يک جا که پيکرهاي آن ها انباشته شده بود، آن ها را کنار زد و در ميان آن ها جسد ناپاک «ذو الثّديه» را يافت و فرمود: «الله اکبر، من هرگز نسبت دروغ به محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نداده ام» (چرا که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ خبر داده بود که علي ـ عليه السلام ـ ذوالثديه را مي کشد) سپس علي ـ عليه السلام ـ به کنار آمد و سجده شکر به جا آورد،
آن گاه سوار بر مرکب شد و از ميان کشته هاي دشمن گذشت و فرمود: لقد صرعکم من غرّکم: «آن کس که شما را مغرور ساخت، اين چنين شما را به خاک هلاکت افکند» از آن حضرت سوال شد: چه کسي آن ها را مغرور کرد؟
فرمود: «شيطان و هوس هاي زشت».[5]

[1] . اعلام الوري، ص 127 ـ 128.
[2] . مانند ميشل عفلق که امروز ايده ئولوگ حزب بعث عراق است.
[3] . نگاه کنيد به خطبه 192 نهج البلاغه.
[4] . اقتباس از شرح نهج البلاغه خوئي، ج 12، ص 25.
[5] . تتمه المنتهي، ص 21.
محمد محمدي اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :