امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1130
کيفر کتمان حقّ
انس بن مالک يکي از مسلمين معروف انصار، از طائفه خزرج بود، هنگامي که پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به مدينه هجرت کرد، مادر انس، دست وي را که دهساله بود گرفت و به حضور پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آمد و عرض کرد: «هر کس براي شما تحفه اي آورد، ولي من از اموال دنيا چيزي ندارم. اين فرزند را به خدمتگذاري بپذير!» حضرت هم پذيرفت. از اين رو به عنوان «خادم پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ » معروف گرديد و ده سال در خدمت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بود تا اينکه در سال 93 هجري وفات کرد و در بصره کنار خانه اش دفن گرديد. وي از افرادي است که در جريانات سالهاي اول هجرت تا هنگام رحلت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ از نزديک شاهد و ناظر بود و احاديث بسيار از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ شنيده بود.[1]
هنگامي که طلحه و زبير با سپاه خود به بصره آمدند، و در آنجا مردم را بر ضد علي ـ عليه السلام ـ به شورش، دعوت نمودند و جنگ جمل را به وجود آوردند. امام علي ـ عليه السلام ـ به انس بن مالک فرمود: «نزد طلحه و زبير برو و آنها را به آنچه که از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در موردشان شنيده اي، تذکر بده و يادآوري کن». (تا بلکه هدايت شوند و دست از آتش افروزي بردارند).
به قول ابن ميثم، آنچه آنها از رسول خدا شنيده بودند و علي ـ عليه السلام ـ به انس فرمود که نزد آنها برو و يادآوري کن، اين بود که روزي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به طلحه و زبير فرمود: ستُقاتلانِ علياً و انتما له ظالمان: به زودي شما با علي ـ عليه السلام ـ جنگ مي کنيد، در حالي که شما به او ظلم و ستم مي نمائيد (شما ظالم و در مسير باطل قرار داريد).
انس بن مالک از فرمان علي ـ عليه السلام ـ سرپيچي کرد (و براي آنکه دنيايش به خطر نيفتد کتمان حق نمود.) و به علي ـ عليه السلام ـ عرض کرد: من آن را فراموش کرده ام.
امام علي ـ عليه السلام ـ به او فرمود: ان کنت کاذباً فضربک الله بها بيضاء لا معةً لا تواريها العمامةُ
: «اگر دروغ بگوئي خداوند سرت را به سفيدي روشن (بيماري برص) مبتلا کند که عمامه تو نتواند آن را بپوشاند».
شريف رضي مي گويد: منظور بيماري برص (پيسي) است که پس از مدتي، لکه هاي سفيد بيماري بر در چهره انس بن مالک آشکار شد و از آن پس هيچکس او را بي نقاب نمي ديد.[2]
ناگفته نماند که مطابق بعضي از روايات، نفرين علي ـ عليه السلام ـ از انس بن مالک در مورد کتمان حديث «طيرمشوي» (مرغ بريان و پخته) و يا در مورد کتمان حديث بساط بوده است، و يا در مورد کتمان حديث غدير بود.[3]
ابن ابي الحديد دانشمند معروف اهل تسنن مي گويد: مشهور اين است که علي ـ عليه السلام ـ در «رحبه» (محل معروف و وسيع) کوفه، مردم را سوگند داد و فرمود: « شما را به خدا سوگند مي دهم، آيا مردي از شما، از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ شنيده است که آن حضرت پس از بازگشت از حجه الوداع، در مورد من فرمود:
من کنت مولاه فعلي مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه
: «هر کس که من مولا و رهبر او هستم، علي ـ عليه السلام ـ رهبر اوست، خداوندا دوست بدار کسي را که علي ـ عليه السلام ـ را دوست بدارد و دشمن بدار کسي را که او را دشمن بدارد».
گروهي برخاستند و شهادت دادند، علي ـ عليه السلام ـ به انس بن مالک فرمود: تو نيز در آنجا (غدير) حاضر بودي، اينک شهادت مي دهي؟!
انس گفت: «اي اميرمؤمنان! من پير شده ام و فراموش شده هايم، بيش از محفوظاتم است».
امام به او فرمود: «اگر دروغ بگويي، خداوند سرت را به سفيدي روشني مبتلا کند، که عمامه ات نتواند آن سفيدي را بپوشاند.
او قبل از مرگ به بيماري برص (پيسي) مبتلا گرديد.[4]

[1] . سفينه البحار، ج1، ص 42.
[2] . نهج البلاغه، حکمت 311 ـ شرح خوئي، ج 21، ص 399.
[3] . بحار، ط قديم، ج 9، ص561 ـ سفينه البحار، ج 1، ص 47.
[4] . شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 19، ص 219.
محمد محمد اشتهاردي - داستان هاي نهج البلاغه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :