امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
1007
ايمان امام علي ـ عليه السّلام ـ
دانشمند سنّي: اين مطلب ثابت است واحدي اين معنا را انكار نكرده كه علي ـ عليه‎السّلام ـ اسبق از همة امت، در اسلام بوده و خلفاي معظم (ابوبكر و عمر و عثمان) مدتي بعد از آن حضرت ايمان آوردند ولي ايمان آنها با ايمان علي ـ عليه‎السّلام ـ فرق داشت وقطعاً ايمان آنها از ايمان علي ـ عليه‎السّلام ـ افضل بوده زيرا علي ـ عليه‎السّلام ـ طفلي نابالغ بود ولي ابوبكر و عمر و عثمان هرسه شيخي كبير و با عقلي كامل بودند و بديهي است كه ايمان صاحب عقل كامل از ايمان طفلي نورسيده و نابالغ أفضل است؛ بعلاوه اينكه ايمان علي ـ عليه‎السّلام ـ از روي تقليد بوده زيرا قطعاً بچة نابالغ و غير مكلّف ايمان نمي‎آورد مگر از روي تقليد و ما مي‎دانيم كه علي ـ عليه‎السّلام ـ هنگامي كه ايمان آورد، طفلي دوازده يا سيزده ساله بوده و تكليفي بر او نبوده و لذا بايد گفت قطعاً تقليداً ايمان آورده ولي ايمان ساير خلفاء تحقيقي و از روي فكر و انديشه بوده و ايمان تحقيقي از ايمان تقليدي افضل است.
مرحوم سلطان الواعظين: از شما سؤالي مي‎كنم كه آيا ايمان علي ـ عليه‎السّلام ـ در حاليكه طفل بود به ميل وارادة خودش بوده يا به دعوت رسول الله ـ صلي‎الله عليه و آله ـ ايمان آورد؟
دانشمند سنّي: جواب شما مسلم است كه به دعوت رسول خدا ـ صلي‎الله عليه و آله ـ بوده نه به ميل و ارادة خود.
مرحوم سلطان الواعظين: آيا رسول اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ، علي ـ عليه‎السّلام ـ را دعوت به اسلام نمود و مي‎دانست كه تكليفي بر طفل قبل از بلوغ نيست يا نمي‎دانست؟ اگر بگوييد نمي‎دانست، نسبت جهل به آن حضرت داده‎ايد و اگر مي‎دانست كه طفل صبّي را تكليفي در دين نمي‎باشد، ولي مع ذلك او را دعوت به اسلام كرده، در اين صورت بايد بگوييد كار لغو و عبث و بي جايي كرده و بديهي است كه نسبت دادن لغو و عبث به رسول الله ـ صلي‎الله عليه و آله ـ محققاً كفر است، زيرا كه پيامبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ مبرّا و به دور از عبث و لغو است و خداوند در مورد او فرموده است: «و ما يَنْطِقُ عن الهوي، إن هو الّا وَحيٌ يُوحي»[1]
پس بايد گفت كه رسول گرامي اسلام ـ صلي‎الله عليه و آله ـ قطعاً علي ـ عليه‎السّلام ـ را لايق و آمادة دعوت مي‎دانسته و لذا او را به اسلام دعوت كرده؛ علاوة بر اين، صغر سنّ منافي با كمال عقل نيست، زيرا بلوغ دليل بر وجوب تكليف نيست بلكه بلوغ در احكام شرعيه مراعات مي‎شود نه در امور عقليّه و ايمان از امور عقليّه است نه تكليف شرعي؛ پس ايمان علي ـ عليه‎السّلام ـ در كوچكي از فضايل آن حضرت مي‎باشد.
نظير اين مطلب را خداوند متعال دربارة حضرت عيسي بن مريم ـ عليه‎السّلام ـ كه تازه به دنيا آمده بود چنين خبر مي‎دهد كه گفت: «إنّي عَبدُاللهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني نَبِيّاً وَ جَعَلَني مُبارَكاً»[2]
و دربارة حضرت يحيي ـ عليه‎السّلام ـ مي‎فرمايد: «و آتيناهُ الْحُكْمَ صَبيّاً»[3]
علاوه بر تمام اينها، بسياري از علماي بزرگ اهل سنّت به اين مطلب اعتراف كرده‎اند؛ مثلاً سليمان بلخي از احمد بن عبدالله شافعي از عمر بن خطاب نقل مي‎كند كه گفت: «من و ابوبكر و ابو‎عبيده جرّاح و جماعتي از صحابه خدمت رسول خدا ـ صلي‎الله عليه و آله ـ بوديم؛ پس آن حضرت دست مبارك را بر شانة علي بن ابيطالب ـ عليه‎السّلام ـ زد و فرمود: «يا عليّ! انتَ اَوَّلَ المؤمنينَ ايماناً وَ اوَّلُهُمْ اسلاماً وَ أنْتَ مِنّي بمنزلةِ هارونَ مِنْ موسي»[4]
و نيز امام احمد بن حنبل در مسند نقل مي‎كند كه ابن عباس گفت: «من و ابوبكر و ابوعبيدة جراح و جمع ديگري از صحابه در خدمت رسول خدا ـ صلي‎الله عليه و آله ـ بوديم، پس آن حضرت دست مبارك را به كتف علي بن ابيطالب ـ عليه‎السّلام ـ زد و فرمود: «يا عليّ! انتَ اَوَّلُ المسلمينَ إسلاماً و ؤنتَ اوّلُ المؤمنينَ ايماناً وَ أنْتَ مِنّي بمنزلةِ هارون مِنْ موسي؛ كًذَبَ يا عليُّ مَنْ زَعَمَ انَّه يُحِبُّني وَ يُبْغِضُكَ»
پس علاوه بر آنكه علي ـ عليه‎السّلام ـ اسبق از همة مسلمين ايمان آورد، فضليت ديگري نيز براي او در اين باب ثابت مي‎شود و آن از خصائص مخصوصة اوست و آن اين است كه اسلام علي ـ عليه‎السّلام ـ از روي فطرت بود ولي اسلام ابوبكر و عمر و عثمان از كفر بوده؛ چرا كه آنها ساليان سال در مقابل بت‎ها سجده مي‎كردند و بيش از نيمي از عمر خود را مشرك بودند، در حاليكه علي ـ عليه‎السّلام ـ طرفة العيني ميل به كفر و شرك ننمود؛ چنانچه خود آن حضرت در نهج البلاغه فرموده است: «فَإنَي وُلِدّتُ عَلي الْفِطْرَةِ وَ سَبَقْتُ إلي الايمانِ وَ الْهجْرَةِ»
دانشمند سنّي چون اين دلائل محكم و متقن را شنيد، دم فرو بست و چيزي نگفت.
[1] . سورة نجم آيه 3و4
[2] . سورة مريم آيه 19.
[3] . سورة نجم آيه 3و4
[4] . ينابيع المودّه، ص202.
دانشمند سني با سلطان الواعظين
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :