امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
كاركرد مشاوره در بالندگي انسان
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
«قال الله تبارك و تعالي: «و اللهُ أخرجَكُمْ مِنْ بُطونِ اُمّهاتِكم لا تعلمونَ شيئاً
و جعلَ لكم السّمع والابصارَ والافئدَة لعَلكُم تشكرون»
بحث مشاوره نوعي اجتهاد و تلاش در رابطه با راه‎يابي به كمال، سعادت و يافتن مسير بهتر و بهينه است. در سخنان حضرات معصومين ـ عليهم‎السلام ـ دو گونه روايت مطرح شده است: يك سري از روايات استبداد رأي، خودانديشي و تكيه به فكر فردي و ديگري هم تعامل و تفاهم و هم‎انديشي را مطرح كرده است.
روايات گروه اول معمولاً بيانگر توبيخ است. براي مثال در برخي از روايات آمده است: «مَنْ إستبَدَّ بِرَأيِهِ هَلَك» كسي كه استبداد رأي و فكر داشته باشد و از انديشه‎هاي ديگران بهره نجويد، هلاك مي‎شود؛ چرا كه انسان در فرآيندهاي علوم نمي‎تواند آن توانايي و آگاهي همه جانبه را به دست آورد، بنابراين بايد از انسان‎هاي مختلف و افراد حازق و توانا بهره‎مند شود تا بتواند در مقطع و عرصه‎ي خاصّ علمي سود برده و مسير درست را برگزيند. همچنين در رواياتي از ائمّه‎ي اطهار به اين مضمون آمده است كه اگر قرار باشد، خود انسان به همه چيز دست پيدا كند، محال است. در هر عرصه‎اي، اعم از مسايل مادي، معنوي، فكري، روحي، رواني، اجتماعي در همه‎ي امور آگاه و عالم شود بلكه بايد از آگاهي‎هاي ديگران بهره جويد. به هر روي بحث مشاوره يك امر جديدي نيست، گرچه امروز در زير مجموعه‎هاي مسايل روان شناسي رشته‎ي تخصصي مشاوره مطرح است ولي در فرهنگ و ادبيّات ديرينه‎ي ما پيشينه‎ي بسيار زيادي داشته به طوري كه در آيات و روايات درباره مشاوره مسائل فراواني يافت مي‌شود. نمي‎خواهم در اصل اهميّت مشاوره صحبت كنم، چون خود عزيزان به طور نسبي و برخي به نحو جامع آگاهي دارند. من مي‎خواهم بيشتر به كاركرد مشاوره بپردازم؛ مثلاً اگر انسان بخواهد يك سردرد ساده را خود درماني كند؛ امروز تا چهل نوع سردرد و عامل براي آن مطرح كرده‎اند. عامل بعضي از آن‎ها حساسيّت و آلرژيك و بعضي ديگر كمبود ويتامين و نوعي از سردردها برگرفته از عفونت. سبب بعضي از سردردها استرس‎ها و مشكلات عصبي است. اگر كسي واقعاًَ نداند اين سردرد از كدام مقوله است و خود درماني كند، نه تنها به نتيجه‎اي نخواهد رسيد بلكه آسيب‎هاي غير قابل جبراني خواهد ديد.
براي مثال انسان به دكتري مراجعه مي‎كند، خودش يا فرزندش تب يا سردرد دارد. مي‎بينيد كه دكتر چند نوع دارو داده است. چون نتوانسته است علّت سردرد را تشخيص بدهد، بدين روي هم داروهاي آنتي بيوتيك مي‎دهد، كه شايد علت بيماري عفونت باشد؛ هم داروهاي آلرژيك و آنتي هيستامين مي‎دهد، چرا كه شايد حساسيّت باشد. همينطور داروهاي مولتي ويتامين و بكمپلكس به گمان آنكه كمبود ويتامين، هم داروهاي آرام بخش به گمان اينكه اين سردرد به خاطر ناراحتي عصبي باشد، مي‎دهد، ولي يك دكتر حازق وقتي آن نمايه‎ها و مرز سردرد را تشخيص مي‎دهد يك دارو بيشتر نمي‎دهد. يكي از پزشك‎ها مي‎گفت: يكي از مصيبت‎هاي ما اين است كه اگر ما كم دارو بدهيم، مراجعه كننده مي‎گويد معلوم است كه اين چيزي نمي‎فهمد، من نزد فلاني رفتم، كلّي به من دارو داد. ولي امروز مي‎گويند، داروي زياد نه تنها نتيجه ندارد بلكه ضرر هم دارد، حتّي اگر ما تشخيص بدهيم كه اين مشكل يك مشكل عصبي يا عفوني است باز مي‎بينيد، گاهي قرص، گاهي شربت گاهي كپسول و گاهي آمپول مي‎دهد. گاهي شش ساعتي، گاهي هشت ده و يا دوازده ساعتي، گاهي يك و گاهي چند دارو مي‎دهد. نوع و شيوه مصرف دارو فرق مي‎كند! زيرا آن فردي كه مي‎فهمد اگر اين عفونت در كليّه باشد شربت نتيجه ندارد. اگر در معده باشد آمپول بي‎فايده است. اگر اين را شش ساعتي بخورد فايده ندارد. در يك مسأله‎ي جسمي كه خيلي از ماها اطلاعات عمومي داريم. مي‎گويند، اگر مي‎خواهيد عمل جرّاحي بكنيد، به يك دكتر بسنده نكنيد. مثل اين كه شما وقتي مي‎خواهيد اجتهاد كنيد، به نظر يك فقيه بسنده نمي‎كنيد نظر فقها را مي‎بينيد، از مجموعه‎ي آراء فقهاء نظري كه از ديدگاه خودتان بهتر است انتخاب مي‎كنيد. اين خودش يك نوع مشورت است گاهي مشورت مكتوب است و گاهي منطوق. شما مي‎گوييد، او هم مي‎گويد. او نظرش را مي‎گويد، شما هم نظر‎تان را مي‎گوييد و بعد مي‎بينيد كه دارو و راه كار صحيح تأمين مي‎شود. در مسايل روحي افسردگي‌ها، يكي از چيزهايي است كه در جامعه‎ي ما به دلايل مختلف مقداري رو به افزايش است. نشانه‎هاي افسردگي هم بحث جدايي دارد. عامل افسردگي چيست؟ ما يك سيستمي در بدن‌مان به نام غُدَد داريم. اين‎ها خيلي مهمّ و سرنوشت سازند. اگر ترشحّات و آنزيم‎هايي كه از اين غُدَد به وجود مي‎آيد يك مقدار نوسان داشته باشد آدم بي‎حال و پرخواب مي‎شود، اشتها و تمركز ندارد، علاقه‎اش كم مي‎شود. چه ارتباطي بين اين غدد و مغز، غدد و گوارش و غدد و نشاط وجود دارد؟ اين‎ها يك چيز ثابت شده‎اي است كه مثلاً غدّه‎ي تيروئيد حدود چهل نوع كارآيي در بدن آدم دارد، يعني در فرآيند چهل‎گانه نقش ايفا مي‎كند. اگر غدّه‎ي تيروئيد مقداري كم پويا شود و فعاليتش را از دست بدهد، باعث اختلال در كار بدن مي‌شود. مراجعه كننده‎اي مي‎گويد كه من اصلاً حال مطالعه و تحقيق و كلاس و فعاليّت را ندارم. فكر مي‎كنم من براي اين كار ساخته نشده‎ام، بايد رها كنم و بروم. بعد از برّرسي و آزمايش معلوم شده است كه اين اشكال از غدّه‎ي تيروييد است. حالا، اين فرد بيايد بگويد، دينم، ايمانم، عقلم، انگيزه‎ام...، نه اصلاً حرف اين حرف‎ها نيست. يك ارتباط تنگاتنگي بين عناصر فيزيكي و متافيزيكي در بدن وجود دارد كه اگر ما اين ارتباط را تشخيص ندهيم، گاهي ممكن است از ناكجا آباد سر در آوريم. اين را چه كسي بايد تشخيص بدهد. كه اگر خوابم زياد است آيا به خاطر مشكل گوارش است يا به خاطر كارهاي فيزيكي زياد و يا به خاطر افكار و اغتشاشات فكري در روز؟ بعد مي‎بينيد كه آقا اين مشكل را دارد، هر شب يك ليوان، دو ليوان، كم‎تر، بيشتر چيزهايي ضدّ خواب مثل قهوه، كاكائو، چاي پر رنگ و غيره مي‎خورد و بدتر مي‎شود. اين درست است كه الآن نمي‎خوابد امّا در دراز مدّت يك جاي ديگرش را خراب مي‎كند يا خوابش نمي‎برد. خيلي‎ها مبتلا به بدخوابي و بي‎خوابي و كم‎خوابي‎اند. و مرتب قرص‎ها و داروهاي خواب‎آور مصرف مي‌كنند. اين هيچ نتيجه‎اي ندارد گرچه به طور مقطعي خوابش مي‌برد، امّا اگر ريشه‎يابي نشود قطعاً در دراز مدّت آثار سوء خواهد داشت. اصلاً قرص‎هاي اعصاب در دراز مدت مشكلات داخلي ايجاد مي‎كند. بسياري از عفونت‎ها و زخم و ورم معده‎ها برگرفته از داروهاي عصبي است.
در عين حال، انسان ممكن است در يك مقطعي ناچار به مصرف قرص اعصاب باشد. براي مثال اگر كسي تصادف كرده و يك پايش شكست غير از استفاده از عصا چاره‎اي ندارد و بايد ابتداءاً پايش را گچ بگيرد، زيرا اگر گچ نگيرد و با عصا راه نرود پايش هرگز خوب نمي‎شود. گاهي انسان در يك شرايط خاصّي قرار مي‎گيرد كه نياز به اين قرص‎هاي آرام بخش دارد امّا نه هميشه، نه بي‎حساب، نه خود درماني. روان‎شناسان مي‎گويند كه انسان به طور طبيعي در سال چهار تا پنج مرتبه افسرده مي‎شود. و سه چهار مرتبه سرما مي‎خورد. طبيعي است. با تغيير آب و هوا ممكن است آدم سرما بخورد ريشه‎ي بسياري از بيماري‎هاي بدخيم، آلرژيك و عفوني همين سرماخوردگي ساده است. مننژيت نوعي بيماري است كه از سرماخوردگي و عدم توجّه به آن پديد مي‎آيد. بسياري از افسردگي‎هايي كه در طول سال بر اثر بي‎توجهي براي انسان به وجود مي‎آيد هميشه زاييده خستگي نيست. گاهي ممكن است برگرفته از يك جريان خرسند كننده‎ي خيلي شديد يا يك جريان اعجاب‎آور شديد و يا يك تكانه‎ي روحي باشد. خوب، اگر اين افسردگي درمان نشود به يك افسردگي غير قابل درمان تبديل شده و بايد بستري شود. اين جا، جايي است كه نمي‎دانيم از چه راهي بايد درمان كرد؟
يك مثال مادّي ملموس‎تر ذكر كنم دندان يك آيت الله العظمي، يك استاد حوزه درد مي‎گيرد، اين آقا بايد پيش دندان‌پزشكي برود؛ ممكن است كه ناچار شود به دندانپزشك ريش‎تراش و مثلاً انگشتر طلا هم در دستش باشد، مراجه كند اگر منحصر به او باشد چاره‎اي ندارد و بايد برود، و نمي‎تواند بگويد آقا، منِ آيت الله پيش اين دكتر بروم؟ خوب، درست است كه آيت الله عظمي هستي امّا اين دندان چشم و گوش را او بايد درمان كند. مراد اين است كه برخي از افراد به خاطر همين ذهنيّت‎ها يك مسايل خيلي ساده‎ي جسمي‎شان حالت مسري پيدا كرده به فرزند و خانواده‎اش هم منتقل شده است. از اين روي ما در اين مواقع بايد با كارشناس حازق، آن هم نه يك نفر، در بعضي از موارد بنابه احتياط به يكي دو نفر مراجعه و مشورت كنيم.
چون خيلي از مواقع يك پزشك نظري مي‎دهد بعد مي‎بينيد كه اصلاً كارشناسانه و از روي دقت نبوده بعد مشكلاتي را بوجود آورده است. من يك مثال اخلاقي درباره‎ي مشاوره بزنم ببينيد، ما بعضي از مسايل اخلاقي داريم كه كار كارشناسانه به نحو بايسته و شايسته در خصوص آنها انجام نشده است. براي مثال درباره‎ي غيبت در قرآن سه آيه داريم، كه دو آيه دالّ بر حرمت غيبت و يك آيه هم استثناء غيبت است. «و لا يَغتَب بعضُكم بعضاً» «ويلٌ لكل همزَةٍ لمزَة»، «لا يُحبّ الله الجهد بالسوء»، اين سه تا آيه است.@#@ امّا ما شايد نزديك پانصد فرع فقهي راجع به غيبت داريم. مواردي است كه غيبت واجب و مواردي مستحب و مواردي مكروه است. اصلاً ابزار و عوامل غيبت چيست؟ بحث‎هاي مفصّلي مطرح است... . اصلاً ما جايي كتابي نداريم كه واقعاً بتواند به تنهايي انسان را مستغني كند. انسان خيلي بايد تفحصّ كند. يك كسي واقعاً نداند كه بابا، بعضي از موارد بعضي جاها غيبت كردن واجب است. بعضي از جاها دروغ گفتن واجب است. اگر واقعاً نداند، بايد، بپرسد، مشاوره كند. بگويد آقا، من در اين‎جا بايد چه كار كنم؟ در مسايل خانوادگي بحث ازدواج و معاملات هم همين گونه است. در موارد زيادي بعضي از افراد متديّن و خلاصه سرشان به كار علمي خودشان بند شده را گول مي‎زنند. يك دفعه بندة خدا چشمش را باز مي‎كند و مي‎بيند كه تحت عنوان مضاربه و معامله و كسب و كار يك پولي را از اين آقا گرفته، بعد، هم پول و هم نتيجه‎اش را خورده است. اين، آن وقت مشورت نمي‎كند. ولي طرف مقابل به گونه‎اي كلك شرعي مي‎زند و اين فرد بر اساس آن صداقت مي‎گويد، إن شاءَ الله درست است، بعد مي‎بيند مال حرام را به اين فرد مؤمن و متديّن خورانده است و او تمام آن انديشه‎هاي معنوي‎اش را از دست داده است. اين‎ها مشورت مي‎خواهد. در معاملات، حتي در روابط، اين‎ها احتياج دارد كه انسان با افراد كارشناس مشورت كند. خوب، اين تشكيلات مشاوره در كلّ سيستم‎هاي مختلف فرهنگي و غير فرهنگي وجود دارد. در دانشگاه، آموزش و پرورش، سپاه و جاهاي مختلف است. حوزه هم يك كار اين طوري كرده است. امّا در قالب يك مجموعة موزون با فرهنگ حوزوي. ما داشته‎ايم فردي، به روان‎پزشك براي درمان مشكل رواني‎اش مراجعه كرده كه او را به گناه ترغيب كرده و گفته است اگر مي‎خواهي حالت خوب شود بايد اين كارهاي گناه را انجام دهي و او هم مانده است كه چه كار كند. بعضي وقت‎ها هم براي خودش توجيه، درست كرده است.
ما روان‎شناس و روان‎پزشك تا چهل كارشناس در رشته‎هاي مختلف: حقوق، پزشكي، روان‎پزشكي، روان‎كاوي، آموزشي، اخلاقي، خانواده، كودك به طور رايگان داريم. مطب‌ها و كلينيك‎هاي پزشكي حداكثر يك رُبع، بيست دقيقه به شما وقت مي‎دهند. آن هم با آن اعداد و قلم‎ها و پول‎هاي زياد. ما در مركز مشاوره براي هر مشاوره حداقّل نيم ساعت در نظر گرفته‎ايم. طلبه مي‎آيد، قشنگ، راحت حرفش را مي‎زند، راهنمايي‎اش را مي‎گيرد، مي‎رود. دوباره، مجدّد بار دوّم، سوّم تا... اين چيزي است كه ما در فرهنگ‎مان داشته‎ايم ولي متأسفانه استفاده نشده است و ما چه قدر به خاطر همين ضرر مي‎كشيم. ما نمي‎گوييم مشورت كنيم، تبادل نظر با افراد متديّن عالم كنيم، اين خيلي مهمّ است. در همين شهرستان افرادي بودند كه مي‌خواستند بعضي از متدينان را با گناه درمان كنند.
بعضي از افراد در رابطه با اين مسأله يك ذهنيتّي دارند. من مي‎خواهم اين را خدمت عزيزان عرض كنم. فكر مي‎كنند كه اگر اين مسألة كوچك در بدن‎شان در سيستم فكري و روحي‎شان باشد، مخفي و مكتوم بماند خوب مي‎شود. هر چه زمان مشكل، بيشتر طولاني شود و فرسايش بيشتر داشته باشيم اثرات منفي بيشتري دارد با مكتوم و خوددرماني كردن با بار كردن هم مشكل حل نمي‎شود. اين به نظر بنده يك نوع جهاد است كه بر اساس آية شريفه «مَنْ جاهَدَ فينا لَنَهْدينَّهم سُبُلَنا» انسان بيايد يك مسيري را انتخاب كند براي سلامت و كمال و خوشبختي خودش تلاش كند و اين يك عبادت بزرگي است. ما الآن در مسايل حقوقي گاهي با اين مسأله مواجه مي‎شويم مي‎بينيد، يك فرد متديّن خيلي مهذّب كه اهل كلك و دغل و يك سري مسايل نيست، به دادگاه مي‎رود. آن طرفش يك آدم كلّاش كه به هيچ چيزي معتقد نيست، دروغ و قسم و دستش را به قرآن مي‎زند و چه مي‎كند و چه مي‎كند. اين بندة خدا را محكوم مي‎كند خوب، مي‎گوييم آقاي عزيز، اين كار را نكن، شما اگر مشكل حقوقي پيدا كرده‎ايد حوزه چند نفر افراد متديّن، با تجربه را دعوت كرده است كه مادّه و تبصره و قانون برايت بخواند كه آقا اين، راهش اين است و مشكلت را حل كند چه قدر خوب است كه در مجامع ديني و حتّي واقعاً در مجامع عمومي هم اين كارها بشود. بعضي از مردم متديّن واقعاً مظلومند؛ يعني خيلي به ايشان تعدّي و ظلم مي‎شود. بعد نمي‎دانند چه كار كنند. مي‎دانيد، قاضي هم بالاخره بر اساس اظهارات حكم مي‎دهد.
يك وقت يكي از كارشناسان مركز به من گفت: گاهي اوقات برخي از دوستان متديّن براي راهنمايي نزد ما مي‎آيند مي‎گويم اگر من هم فردا قاضي شوم و شما به دادگاه بيايي بايد اين‎طور حرف بزني، نه اين كه خلاف حق و عدالت باشد. شما بايد از اين راه وارد شوي تا احقاق حقّ شود. كارشناس محترم مي‎گويد: بارها ديده‎ام يك آقا مي‎آيد، ديشب به او گفته‎ام كه فردا آمدي چه كن. وقتي مي‎آيد طرف مقابلش آن‎قدر شلوغ و شانتاژ مي‎كند كه اصلاً فراموش مي‎كند كه چه بگويد. طوري حرف مي‎زند كه محكوم مي‎شود. لذا آمديم براي بعضي از اين افراد وكيلي متديّن كه دنبال حقّ باشد، گرفتيم. تا احقاق حقّ كند و پولي هم از اين و آن آقا نگيرد. چند نفر وكيل دعوت كرديم كه با تمايل پذيرفتند. پس ما در مسايل مختلف نياز به اين هم‎انديشي و هم‎فكري داريم. در جامعه‎اي كه اين‎قدر دارند براي متديّنين مشكلات درست مي‎كنند. انگ‎هاي مختلف مي‌زنند مختلف مي‎زنند...، به قول سياسيّون دارند ترور شخصيّت مي‎كنند. ما بايد كمي توجّه داشته باشيم و از مسيرها و منابع و روش‎هاي درست استفاده كنيم تا بتوانيم ان شاء الله آن راه و مسير خدا پسندانه را طيّ كنيم. بحث بسيار گسترده‎ است. من با توجّه به وقت اندك، دوست دارم كه دوستان اگر سؤالاتي دارند مطرح نمايند. لذا به همين مقدار بسنده مي‎كنم. اميدوارم كه ان شاء الله خداي متعال ما را از اين فرهنگ ديرينة دين و مكتب بيش از پيش آشنا كرده توفيق استفادة شايسته و بايسته را به همة ما عنايت فرمايد
پيش‎درآمد[1]
بسم الله الرحمن الرحيم
مشاوره، تعاملي است بين مراجعه‎كننده و مشاور كه بدين وسيله به مراجعه كننده كمك مي‎شود تا پس از شناختن خويش، تصميمات معقول و مقبولي اتخاذ كند. به بيان ديگر، مشاوره جريان بحث و بررسي مشكلات و مسائلي است كه مراجعه‎كننده با آنها روبه روست، و علاقمند به طرح آن‎ها مي‎باشد. مُراجعه كننده از طريق بحث و گفت و گو درباره‎ي مشكلش با مشاوره در جريان رابطه مشاوره‎اي توأم با درك و تفاهم، به خودشناسي و كشف راه‎حل موفق مي‎گردد و سرانجام تصميم معقول و مناسبي اتخاذ مي‎كند.[2]
لذا مشاوره در لغت به معناي استخراج رأي صحيح است؛ يعني اين كه آدمي در مواقعي كه درباره كاري رأي صحيح از خود ندارد، به ديگري مراجعه كند و از او رأي صحيح بخواهد.
اهميّت مشاوره
با توجه به اهميّت مسئله مشاوره، در كتاب آسماني ما قرآن، چند جا به اين موضوع اختصاص يافته است: اي پيامبر! رحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوش خوي گردانيد، و اگر تندخو و سخت دل بودي، مردم از گرد تو متفرق مي‎شدند پس چون امت به ناداني درباره تو بد كنند، از آنان درگذر و از خدا بر آن‎ها طلب آمرزش كن و در كارها با آنان مشورت كن.[3]
خداوند در سوره‎ي شوري پس از مسئله ايمان و نماز، شورا را قرار داده است كه اين خود دليل بر اهميّت مسئله است كه مؤمنان بايد در كارهاي‎شان با يكديگر مشاوره نمايند و اينكه در مكه نازل شده، و حكومت اسلامي در آنجا تشكيل نشده بود، استفاده مي‎شود كه لزوم مشاوره مخصوص حكومت و اداره مملكت نيست و همه امور اعم از فردي، اجتماعي، حكومتي و... را در برمي‎گيرد.[4]
اهميّت مشورت به قدري است كه پيامبر ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَم ـ مي‎فرمايد:
هيچ پشتوانه‎اي با وثوق و استوارتر از مشورت كردن نيست.[5]
اهداف مشاوره:
درباره اهداف مشاوره بين متخصصان اين رشته، اتفاق نظر وجود ندارد و هر متخصصي با توجه به اعتقادات و ارزش‎ها و آموزش‎هاي پيشين خويش، و نگرش نسبت به ماهيت انسان، اهداف معيني را پيشنهاد مي‎كند. در عين حال تقريباً تمام مشاوران معتقدند كه: مشاوره بايد به تغيير مناسب در رفتار مراجع به منظور ايجاد زندگي مفيدتر و رضايت بخش‎تري بينجامد.
افزايش خودشناسي و رشد همه جانبه، آموزش شيوه‎هاي صحيح تصميم‎گيري و ارضاي نيازها و حل مسئله از اهداف مشاوره در آموزش به شمار مي‎آيند.
مشورت كردن هميشه دليل بر ناآگاهي نيست و در بسياري از موارد، مشورت به منظور كسب آگاهي بيش‎تر و يا به دست آوردن نظريه بهتر انجام مي‎شود.
نبي اكرم ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَم ـ مي‎فرمايد: به راستي خدا و پيامبرش از مشورت نمودن بي‎نيازند؛ وليكن خدا آن را وسيله رحمت براي امت من قرار داد؛ زيرا كسي كه به شور بنشيند، به رشد و سعادت رسد و هر كه آن را ترك كند، گمراه گردد.[6]
و در حديثي ديگر مي‎فرمايد: كسي نيست كه با ديگران مشورت كند و به سوي رشد و كمال هدايت نشود.[7]
و حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد: مشورت عين راه‎يابي است، آن كسي كه به فكر خود متكي گردد، خود را به مخاطره انداخته است.[8] و در سخني ديگر مي‎فرمايد:
هر كه با خردمندان مشورت كند با انوار خردهاي آنان روشني يابد و به راه راست و رستگاري فايز گردد.[9]
روش‎هاي مشاوره
هر رشته‌ي از علوم، متد و روش خاص به خود را دارد كه اگر درست و به جا به كار گرفته شود، نتايج مطلوبي به همراه خواهد داشت. راهنمايي و مشاوره نيز چنين است. براي آن كه بتوان استعدادهاي نهفته مراجعان را در جهت مطلوب شكوفا ساخت و آن‎ها را انسان‎هاي الهي و مفيد براي امت اسلام پرورش داد، لازم است كه مشاوران از روش‎هاي راهنمايي و مشاوره اسلامي بهره گيرند. در راهنمايي و مشاوره اسلامي با توجه به تفاوت‎هاي فردي و مقتضيات زمان از هر سه روش (مستقيم، غير مستقيم و انتخابي) استفاده شده است. با توجه به اين كه انسان موجودي پيچيده است، هيچ‎گاه نمي‎توان روش واحدي را براي همه مراجعان به كار گرفت. اسلام با توجه به تفاوت‎هاي فردي، مقتضيات زمان و بر مبناي نيازهاي مراجع از روش مناسب و خاص خودش استفاده مي‎كند.
روش‎هايي كه از منابع و متون اسلامي در راهنمايي و مشاوره برداشت مي‎شود به شرح زير است: موعظه و نصيحت، تلقين به نفس، اعطاي بينش، محاسبه‎ي نفس، اسوه‎ي حسنه، تزكيه، عبرت‎هاي تاريخي قصص، ضرب‎المثل‎ها، تبشير و انذار و ساير روش‎هاي ديگري كه ممكن است به كار رفته باشد؛ امّا پژوهش‎گر از آن بي‎اطلاع باشد كه از بين اين‎ها به توضيح چند روش مي‎پردازيم: 1. موعظه‎ي حسنه؛ 2. روش الگويي؛ 3. قصص و ضرب المثل‎ها.
ويژگي‎هاي مشاور:
1. عاقل بودن.
پيامبر ـ صلي الله عَليهِ وَ اله و سَلَم ـ مي‎فرمايند: از عاقل رهبري جوييد تا به راه راست برسيد و وي را نافرماني نكنيد كه پشيمان مي‎شويد.[10]
2. آزاد و متدين و خداترس بودن.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد:
با افرادي كه از خدا مي‎ترسند، مشورت كن تا به حقيقت برسي.[11]
3. رازدار و امانت‎دار بودن.
علي ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد: الكتمانُ ملاكُ النَحْوي؛[12] رازداري پايه و زيربناي راز سپردن است (اگر مشاور راز نگه‎دار نباشد هيچ كسي براي مشاوره به او رجوع نخواهد كرد.)
4. دور انديش و عالم و اهل عمل بودن و تقوا و تواضع و صميميت از مهمترين ويژگي‎هاي مشاوره است.
[1] . حجة الاسلام محمدعلي پاپي‎زاده شاه‎آبادي.
[2] . عبدالله شفيع آبادي، فنون و روشهاي مشاوره، ص 30 ـ 32.
[3] . آل عمران (3) آيه 159.
[4] . شوري در قرآن و حديث، ص 45.
[5] . نور الثقلين، ج1، ص 404.
[6] . تفسير درّالمنثور، ج2، ص 90.
[7] . تفسير نمونه، ج2، ص 462؛ مجمع البيان، ج9، ص 33.
[8] . نهج البلاغه، عبده، كلمات قصار، ش 161.
[9] . غررالحكم، ج2، ص 670.
[10] . نهج الفصاحه، ص 275.
[11] . غرر و درر، ج4، ص 179.
[12] . ترجمه‎ي غرر و درر، ج1، ص 409.
سئوال : آيا اطلاعاتي كه از مراجعه‎ كننده جهت مشاوره گرفته مي‎شود. محفوظ است يا اين كه به مركزي يا جاي ديگري ارايه مي‎شود؟
جواب : ما براي اين كه دوستان احساس امنيّت و اطمينان كنند، مراجعان قبلاً اسم و فاميل مي‎دادند الآن خودمان آن‎جا دفتري را گذاشته‎ايم كه افراد مي‎توانند با اسم و فاميل مستعار بيايند. و اين اسم و فاميل و كُدي هم كه به آن‎ها داده مي‎شود به خاطر اين است كه ممكن است فرد يك مسأله‎اي داشته باشد، امروز مراجعه كند، دو سال ديگر بيايد و آن دو سال بعد مشكل يا سؤال يا مسأله‎اش به اين مسألة امروز برگردد. لذا بعضي از اين مطالب در برگه‎هاي فرم مشاوره تنها به لحاظ ارتباط نوشته مي‎شود. و گرنه اگر كسي يك‎بار به اين اسم و فاميل و بار ديگر به اسم و فاميل ديگر بيايد، اشكالي ندارد و اسم و فاميل، شناسنامه، فتوكپي، عكس و اين حرف‎ها لزومي ندارد. فقط ما يك اسم و فاميل مي‎خواهيم كه خودش بداند با چه اسم و فاميلي مراجعه كرده است. چون گاهي كُد و كارتي كه به او مي‎دهيم گم مي‎كنند، اسم و فاميل‎شان را هم كه نمي‎دانند و در اين صورت بررسي سابقه‌اش ممكن نيست در عين حال اگر كسي بخواهد براي چندمين بار با چند تا اسم و فاميل هم مراجعه كند، مشكلي نيست و خود دوستان هم در مركز مقيّدند كه اين مسايل را به گونه‎اي سازمان دهي كنند كه آثار منفي براي فرد نداشته باشد. چون همة عزيزان ما معتقدند، كه وقتي يك دفعه پاي انسان شكست به اين معنا نيست كه هميشه پايش شكسته است. ممكن است بعد از يك ماه، دو ماه، سه ماه پايش خوب شود. پس اگر كسي در يك زماني مشكل روحي، جسمي، فكري و معنوي و اخلاقي داشته باشد، دليلي ندارد كه تا آخر عمر اين مشكل براي او بماند. اگر در يك زماني مشكلاتي براي انسان به وجود بيايد در مواقع بعدي با آن، ديد به آن نگاه نمي‎شود كه حالا سه سال پيش چه مشكلي داشته ما نگاه جديدي به آن فرد خواهيم داشت. به لطف خدا و عنايت اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم‎السلام ـ ما تا كنون حدود هشت هزار مراجعه كنند. ولي از نظر تعداد مشاوره از نظر فردي حدود بيست و پنج هزار مشاوره در طول پنج سال داشته‎ايم. الآن كساني كه مراجعه مي‎كنند گاهي ده، پانزده و بيست روز آينده به آن‎ها وقت داده مي‎شود. اين نشان‎گر فضايي است كه براي عزيزان به وجود آمده است ولي ما باز هم دوست داريم اين خلأها و مسايل خاصّ هر چه زودتر مرتفع شود و ما شاهد يك مجموعة پويا و با نشاط باشيم.
سئوال : سؤال ديگر اين است با توجه به كمال طلبي در نهاد و فطرت انسان از جهت مشاوره چه اقداماتي در حوزه صورت مي‎گيرد تا انسان بتواند به واسطه‎ي اين مشاوره به درجات عالي الهي و تقرّب به خداوند برسد؟
جواب : يكي از كارهاي مركز همين است كه سرويس فردي به طلبه‎ها بدهد ما در مقطع‎هاي مختلف، گروه‎هاي سنّي، حتّي مناطق جغرافيايي، گروه‎هاي علمي مشكل‎‎شناسي و آسيب‎شناسي مي‎كنيم. اگر در مقطع سنّي فرضاً در سيستم آموزشي ـ تربيتي نيازهايي احساس شود آن را برطرف مي‎كنيم. براي مثال، سال گذشته ما براي آن‎هايي كه مي‎خواستند ازدواج كنند كلاس‎هايي ترتيب داديم الآن هم برنامه‎اي براي مراحل رشد كودك براي كساني كه فرزنددار شده‎اند گذاشته‎ايم. خيلي‎ها نمي‎دانند بچه‎شان كه حالا اين كار را مي‎كند آيا واقعاً اين بزه‎كاري، شلوغ كاري يا خراب كاري است؟ آقاي دكتر فاكر از متخصصّين و كارشناسان آن‎جا، متخصّص اعصاب و روان هستند كه چند هفته راجع به همين مراحل رشد صحبت مي‎كنند؛ الحمدالله استقبال خوبي هم شده است. بحثِ مشاورة خانواده كه از اين هفته برگزار مي‎شود نيز احساس نياز شد. آن روزهاي جمعه از ساعت 11 تا يك بعد از ظهر است، اين هم روزهاي پنج‎شنبه از ساعت 11 تا يك است كه مي‎توانند با خانواده‎ها تشريف بياورند يك جلسة مشورت خانوادگي است كه آسيب‎هاي خانواده تشخيص داده و بررسي راه‎كار داده مي‎شود. در رابطه با مسايل جسمي، ما سال گذشته مدارس حوزه را چه شبانه و چه آن‎هايي كه تحت برنامه هستند از نظر چشم و گوش و دهان تست كرديم. بعضي از عزيزان مشكلات چشمي داشتند ولي خودشان خبر نداشتند، مشكل شنوايي، لوزه و مشكل عفونت‎هاي لثه‎اي و دندان داشتند كه الحمدالله بررسي شد و آن‎ها به متخصص ارجاع شدند و به مرحلة درمان رسيدند و نتايج خيلي خوبي داشت. من نمي‎خواهم آمار بدهم ولي به هر حال، ما از اين كانال هم استفاده كرديم. در بعضي از عرصه‎ها فرض كنيد برخي از نيروها آن توانايي لازم را ندارند، ما جلساتي براي مديران، مشاورين و بعضي از اساتيد و دست‎اندركاران گذاشتيم كه راه‎كارها و روش‎هاي علمي را در سيستم برنامه‎هايشان بتوانند إعمال كنند. جزوات و بروشوهايي در اختيار طلبه‎ها به صورت امانت گذاشته مي‎شود و نيز نوارهايي در موضوعات مختلف كه براي عزيزان خيلي مؤثر بوده است. مثلاً فرض كنيد نواري دربارة وسواس، دروغ، غيبت، حسادت، و غرور، عدم تمركز، اراده، افسردگي، اضطراب و مباحثي از اين قبيل كه ممكن است معمولاً مبتلا به بعضي از گروهاي سنّي هم باشد، مباحث مفصلّي توسّط كارشناسان تنظيم شده است و عزيزان مي‎توانند هم به عنوان پيش‎گيري و هم به عنوان شناخت و درمان از اينها استفاده كنند.
سئوال : طبق آمار روان‎شناسان بيشترين آمار افسردگي در زنان است. آيا نسبت به مسايل مشاوره‎اي براي خانم‎هاي طلاب و خانواده‎هاي آن‎ها فكري انديشده‎ شده است يا نه؟
جواب : در مناطق مختلف قم كلاس‎هايي به عنوان كلاس معارف، اخلاق و تربيت و تفسير و احكام و در كنار اين كلاس‎ها اردوهايي نيز براي آنها گذاشته شده است. الحمدلله قرار است، يك مجموعه‎اي كه كارهاي مقدماتي‎اش نيز انجام شده درست شود تا طلبه‎ها با خانواده‎هايشان بتوانند براي تفريح و گشت و گذار به آن‎جا بروند و فضاي متنوعّي باشد. يكي از كارهايي هم كه ما باز در همين راستا كرده‎ايم اين است كه گفتگوهايي با بعضي از مسئولين حوزه داشته‎ايم كه آقا يك فكري براي اين خانواده‎هاي طلبه‎ها داشته باشيد، حتّي براي خود طلبه‎ها؛ الحمدلله الآن بحث‎هاي اردوها يك مقدار در سطح مدارس در حال گسترش است و در سطح حوزه هم يك سري كارهايي شده است تا به صورت اردوهاي خانوادگي هم اجرا شود. در بعضي از مجموعه‎هاي تخصّصي يك مقدار بيشتر ولي در جاهاي عمومي حوزه، يك مقدار كم‎تر است، به هر حال در صدد حلّ اين مسأله هم بوده‎ايم.
سئوال : لطفاًَ بفرمائيد چه شيوه‎ها و تخصّص‎هايي براي جواب‎گويي به مشاوره دوستان هم از جهت ساختاري كه خود مركز دارد و هم از جهت تخصّصي و مشاوريني كه در جواب‎گويي به دوستان خدمت مي‎كنند وجود دارد؟
جواب : ما هشت نوع مشاوره مي‎دهيم، كارشناس‎هاي ما حداقل فوق‎ليسانس دانشگاهي و يا حوزوي دارند. اكثر كارشناسان‎هاي ما حوزوي‎اند، يعني پزشكان ما طلبه و يا از خانوادة طلبه هستند تا بتوانند آن شرايط و خصوصيات طلبه را درك كنند. مشاوره‎ي اخلاقي، آموزشي هم داريم. بعضي‎ها در بحث رساله و كارهاي مقدّماتي بايد اطلّاعات لازم را داشته باشند. ما كارشناس‎هايي را براي راهنمايي دعوت كرده‎ايم، نه به عنوان استاد راهنما و استاد مشاوره، اگر بخواهند هم كارشناس داريم. ولي به عنوان مقدّمات كارهاي پژوهشي و تحقيقاتي، از خطّ سير مطالعاتي و معرّفي منابع از آن كارشناس‎ها مي‎شود استفاده كرد. برخي از افراد در بعضي از ابعاد فكري افراط و تفريط‎هاي فكري يا بعضي از آموزه‎هاي قبل از حوزه، مسايلي در ذهنشان دارند كه افراد از طريق مشاورة فكري اين‎ها را راهنمايي مي‎كنند. بعضي‎ها ممكن است يك سري مشكلاتي در فضاهاي خانواده و جامعه‎شان داشته باشند، وارد حوزه مي‎شوند يا نه اصلاً خود اين كه از پدر و مادرشان فاصله مي‎گيرند، مخصوصاً طلبه‎هاي مبتدي، اين‎ها واقعاً وقتي كه به حوزه مي‎آيند؛ ارتباطشان با خانواده‎هايشان كم مي‎شود. بعد دچار يك سري مشكلات عاطفي مي‎شوند. كه موجب ضرر و زيان‎هاي علمي و روحي به آنان مي‎شود كه ما از طريق كارها و ارتباطاتي كه با اين‎ها انجام مي‎دهيم اين خلأهاي عاطفي را بر طرف مي‎كنيم. حالا دوستان در همان برگه‎ها مي‎توانند عناوينش را ملاحظه فرمايند. مشاورة خانواده، براي حتّي مراحل قبل و بعد از ازدواج، فرزنددار شدن، ارتباطات خانوادگي و همسر مطالبي مطرح مي‎شود. مشاورة حقوقي كه اشاره كردم. مشاورة پزشكي هم داريم كه بايد عرض كنم مشاورين ما هم خانم و هم آقا هستند. دوستان مي‎توانند هم خود و هم خانواده‎شان مراجعه داشته باشند. مشاوره‎هاي اجرايي هم داريم؛ بعضي از دوستان در برخي از فضاهاي اداري ممكن است دچار مشكل بشوند اين‎جا راهنمايي مي‎شوند. ما يكي از افرادي كه به همة مصوّبات و ضوابط حوزه آشنايي دارد را در مركز دعوت كرده‎ايم و ايشان افراد را راهنمايي مي‎كنند و مسير كار را به آن‎ها نشان مي‎دهند.
سئوال : يكي از سئوالات راجع به وسواس است كه متدينين به جهت اهميّتي كه نسبت به مسايل عبادي دارند و ممكن است بعضي‎ها گرفتار آن شوند. لطفاً راه كاري براي حلّ اين مسأله ارايه بفرماييد.
جواب : خود وسواس هشت نوع است. اولاً خود نوع وسواس بايد تشخيص داده شود. بسياري از وسواس‎ها گرچه با نمود جسمي بروز مي‎كند امّا به مسايلي ديگر و به انواع وسواس‎هاي ديگر بر‎مي‎گردد.@#@
و ما بايد تشخيص دهيم كه اين وسواس از چه نوع وسواس‎هايي است. آيا وسواس فكري، عقيدتي، استرسي و يا اضطرابي است؟ اين‎ها انواع مختلفي دارد، ولي آن‎چه كه به طور خيلي مختصر مي‎توانم عرض كنم اين است كه عامل و ريشه‎ي بسياري از وسواس‎ها جهل و خود كم‎بيني يا عُقده مي‌باشد كه خود همين هم تقريباً يازده علّت دارد كه ما در آن نوارها مطرح كرده‎ايم. يكي از علل آن ضعف است. بعضي از روايات، مي‎گويند كسي كه وسواس دارد اين غذا و دارو و گياه را بخورد. وقتي بررسي مي‎كنيم؛ مي‎بينيم، آن گياه از يك انرژي بالايي برخوردار است. يكي از عوامل وسواس ضعف جسمي، عصبي، عقيدتي و فكري است؛ پس نخست بايد نوع و بعد عامل اين وسواس روشن شود. شرايط اين فرد نيز مهم است.
گاهي ما درمان آن را مي‎گوييم امّا شرايطش به گونه‎اي است كه نمي‎تواند اين فرد با وجود آن شرايط متحوّل شود؛ مثلاً مي‎بينيد كه مادرش هم وسواس است. يا، مي‎بيني آن عامل اضطرابات روحي در خانواده وجود دارد تا آن اضطرابات روحي برطرف نشود، اين وسواس برطرف نمي‎شود. اين‎جا مي‎گويند بايد دو كار كرد: 1. درمان فردي 2. مشاورة خانواده. يعني ما با اعضاي خانواده صحبت كنيم كه شما اين حساسيّت‎ها، برخوردها تنش‎ها، توهين‎ها و بي‎احترامي‎هايي كه به اين فرد وسواسي مي‎كنيد او بدتر مي‎شود. حتي بعضي از آن طرف؛ يعني بعضي از افراد وسواسي يك كاري مي‎كنند كه تحويلشان بگيرند و به آن‎ها توجّه كنند. گاهي توجّه كردن ما به افراد وسواسي خودش موجب گسترش و ادامة وسواسي است كه عرض كردم باز اين‎ها خودش مرزهاي خاصّي دارد. ما نمي‎توانيم بگوييم پس اين وسواسي را تحويل نگيريم يا آن وسواسي را خيلي تحويل بگيريم. ممكن است اين فردي را كه تحويلش نگرفتيم بايد تحويلش بگيريم، كمك و پشتيباني روحي‎اش كنيم و آن كسي را كه كمك كرديم كمكش نكنيم. اين‎ها چيزهايي است كه نمي‎شود در يك جلسه مطرح كرد ولي به طور اشاره عرض كردم.
سئوال : اگر آماري از مراجعين يا كارهايي كه الآن در مركز صورت گرفته است تا اين كه جلوه و نمودي هم براي دوستان براي مراجعه بهتر به مشاوره داشته باشد بفرماييد؟
جواب : تقريباً پنج سال است كه مركز مشاوره تأسيس شده است. الحمدلله كارهايي كه در مركز مشاوره انجام شده است به گونه‎اي است كه حتي گاهي از دانشگاه‎ها و نهادهاي مختلف از تجربيات و امكاناتي كه آن‎جا دارد استفاده مي‎كنند و ما در روز حدود پنجاه مورد صبح و بعد از ظهر مشاوره داريم. يك دفتر در شهرك مهديّه و دفتري در مدرسة معصوميّه داريم. كه بعضي از دوستان، به آن‎جا مراجعه مي‎كنند. در مجتمع شهيد صدوقي هم يك دفتري است كه محل ارجاع است. در حال برنامه‎ريزي هستيم كه ان شاء الله از سال آينده يك دفتر هم در خود فيضيّه برقرار شود و اساتيد مرتب در آن‎جا حضور داشته باشند، زيرا دوستان با توجّه به اين كه شايد فاصلة راه يك مقداري بيشتر باشد، با مشكلات كم‎تري مواجه شوند.
چيزي كه براي ما در بحث مشاوره خيلي جالب بوده اين تأثيرات است. گاهي نامه‎هايي كه به عنوان نظر خواهي از مراجعين مي‎گيريم؛ تعابيري داريم كه بعضي‎ها مي‎گويند آقا شما معجزه كرده‎ايد! يك حرف‎ها دعاها، تشويقات و تقديراتي مي‎كنند كه ما مي‎گوييم، بارها هم گفته‎ايم واقعاً كار، كارمن و اين اعضا نيست؛ لطف خدا و امام زمان ـ عليهم‎السلام ـ است كه الحمدلله در پرتو اين حركت توانسته‎ايم آن اصالت و رسالت خودمان را در رابطه با كمك به أيتام آل‎پيغمبر كه شايد مصداق شاخصش طلّاب و حوزويان باشند عملي كنيم.