امروز:
شنبه 1 مهر 1396
صدا و سیما و ارزش های دینی
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
جايگاه حوزه‎ي علميّه‎ي قم براي اسلام و آينده‎ي اسلام در جهان، جايگاه بسيار پر اهميّتي است كه بايد قدر آن را دانست و حدود كار را شناخت و از اين جمعيّت عظيم كه مي‎تواند ـ با زمينه‎ها و بسترهايي كه برايش فراهم مي‎شود ـ اسلام حقيقي را به مردمِ دنيا معرفي كند، استفاده كرد. شايد ما امروز بيش از هر زمان ديگري نيازمند حضور انديشمندانه‎ي علما و دانشمندان اسلامي در عرصه‎هاي مختلف، من جمله در رسانه‎ها هستيم. و من واقعاً آن اندازه‌اي كه ـ هم به دليل آشنايي قبلي و هم، به دليل كار در راديو، تلويزيون ـ اطلاع دارم، حضور صاحب‎نظران حوزه در صدا و سيما حاله‎اي از فكر و انديشه‎ي صحيح اسلامي را در بخش‎هاي مختلف ايجاد مي‎كند كه جامعه و انديشه‎هاي اسلامي در جامعه را صيانت مي‎كند و من اميدوارم كه اين بسترها هر روز فراهم‎تر شود، تا فكر حقيقي اسلام به بشريّت عرضه گردد؛ مخصوصاً امروز كه شايد ما بيش از گذشته به آن نياز داريم. اگر تا ديروز تفكر روشن‎فكري در جامعه‎ي ما با نوعي گرايش به ماركسيسم آغشته بود، امروز تفكّرهاي ديگري وجود دارد كه بايد اين نِحله‎ها را شناخت و به نحو دقيقي به آنها پاسخ داد و روشنگري كرد. پيچيدگي اين نحله‎هاي فلسفي، امروز كار را سخت‎تر از گذشته مي‎كند. ماركسيسم فلسفه‎ي بي‎بنيادي بود و طرف‏دارانش هم بيش‎تر آن‎ها را با سرنيزه اداره مي‎كردند؛ امّا تفكّرات سكولار و ليبراليستي در دنياي امروز در قالب نحله‎هاي خوش آب و رنگ به عرصه‎هاي مختلف از فلسفه‎ي حقوق، فلسفه‎ي دين، و اخلاق ارائه مي‎شود و پاسخ‎گويي به اين‎ها به شناخت خود اين نحله‎ها احتياج دارد واين جز از حوزه‎هاي علميّه كه دست‎رسي كافي به منابع دارند، بر نمي‎آيد.
در مورد راديو، تلويزيون، و بحث ارزش‎ها من يك مقدمه‎اي را بايد عرض بكنم كه براي نگاهي كه ما به اين موضوع در صدا و سيما داشته‎ايم راه‎گشاست. راديو و تلويزيون در سده‎هاي اخير با پيش‎رفت تكنولوژي در غرب به وجود آمد و اين دقيقاً مقارن بود با تغيير مشي فكري؛ يعني ايجاد گرايش سكولاريستي بعد از رنسانس در غرب. تبعاً اين زادگاه با آن مبناي فكري كمك مي‎كرد كه جايگاهي براي راديو ـ تلويزيون تعريف بشود؛ يعني حدود كاري راديو ـ تلويزيون تئوريزه شد؛ مثلاً اطلاع‎رساني و ورود به صحنه‎ي مسائل ديني را از آن جدا كردند. در همه‎ي نظريه‎پردازي‎هايي كه در غرب درباره‎ي راديو و تلويزيون و رسانه‎ها هست، قلمرو دين مربوط به راديو ـ تلويزيون نيست. ممكن است در فرنگ شب‎هاي يكشنبه يك كشيشي هم نيم ساعت صحبت كند؛ امّا عرصه‎ي كار در همه‎ي شئونات كاملاً از دين جداست. ارزش‎هايي هم كه تبليغ مي‎كنند اين گونه است. اين را تئوريزه كرده‎اند. فلسفه‎اي ايجاد كردند كه اصلاً اين مديا (MEDIA)[1] مدياي دين نيست. بنابراين عرصه‎هايي براي آن ايجاد كردند؛ مثلاً گفتند يك وظيفه‎ي رسانه و يك عرصه‌ي كاركرد راديو ـ تلويزيون اطلاع‎رساني است و تئوري‎اش را مدوّن كردند و شيوه‎هايش به صورت علمي مشخّص شد. امروز اگر از بيرون يك نگاهي به راديو ـ تلويزيون‎هاي مختلف بكنيم، تأييد خواهيم كرد كه اين وضع حاكم است. يك بخش، بخشِ اطّلاع رساني است كه البته ميزان حقيقت‎نما بودنش بحث ديگري است كه خودش فصل مفصّلي دارد. اين‎ها با شگردهايي از روش‎هاي اطلاع رساني استفاده مي‎كنند، تا حقايق را طور ديگري نشان دهند كه حالا در قضاياي مختلف سياسي، مثل فلسطين، خيلي عيان است.
بخش ديگر، تقويت فردگرايي است؛ يعني اگر همه‎ي شبكه‎هاي راديو ـ تلويزيون دنيا را ببينيد، حتّي در فيلم و سريال آن‎ها جريان فردگرايي غلبه دارد و اين هم با تئوري فلسفه‎ي سياسي آن‎ها كاملاً سازگار است. شايد كشورهايي كه مرام بلشويكي داشتند مي‎خواستند اين را تا حدّي عوض كنند، قهرمان داستان آنان هيچ وقت فرد نبود، بلكه توده را قرار مي‎دادند؛ ولي دوامي نداشت. در واقع الآن اساس كار رسانه‎اي در دنيا، جريانِ فردگرايي است.
نكته‎ي سوّم گسترش نظريه‎ي سكولاريزم است؛ يعني درست است كه آن‎ها مي‎گويند ما ايدئولوژي نداريم و اصلاً رسانه‎ها بايد از ايدئولوژي جدا باشند، امّا كاملاً تفكر سكولاريزم را دنبال مي‎كنند و جا مي‎اندازند، به طوري كه حتي در غرب واكنش به وجود آمده است كه اگر فرزندان ما تفكر سكولاريزم را نخواهند، شما با هجمه‎اي كه در رسانه‎ها و نظام آموزشي به وجود آورده‎ايد، اين‎ها براي عرضه‎ي فكر خودشان آزادي ندارند؛ به همين دليل از روش‎هايي كه آن‎ها را از عرصه‎ي كارهايي كه روي‎كرد ديني دارند جدا كند، پرهيز و به عكس عمل مي‎كنند.
بخش ديگر مسئله‎ي لذّت‎گرايي است كه در نظام‎هاي غربي به صورت اصل الاصول در آمده است و فيلسوفان مختلفي هم براي اصل قرار گرفتن لذت‎گرايي فلسفه‎بافي كرده‎اند. گاهي لذت‎گرايي را در قالب سِكس (SEX) به وجود مي‎آورند. شايد تعجّب كنيد كه الآن درغرب واقعاً يك ركن فيلم‎سازي و برنامه‎هاي تلويزيوني استفاده از سِكس است؛ چون اين را لذت‎بخش مي‎دانند و مي‎گويند افراد بايد از هر لحظه‎شان استفاده كنند. هر وقت هم بخواهند به بحث آرامش‎بخشي بپردازند از اين زاويه نگاه مي‎كنند. به ياد دارم كه خودم در تلويزيون عدّه‎اي از همين علماي رسانه را جمع كرده بودم كه ما چگونه مي‎توانيم برنامه‎هاي آرامش‎بخش داشته باشيم؟ خوب اين‎ها بيش‎تر همين تئوري‎هاي غربي را دنبال مي‎كردند، يكي از اين آقايان به من گفت:
«آقاي لاريجاني دنبال چيزهاي بي‎خودي نگرد، آرامش‎بخشي از اين روش‎ها به وجود نمي‌‎آيد. تا شما رقص را در راديو ـ تلويزيون راه نيندازيد آرامش‎بخشي ايجاد نمي‎شود.»
اين همان تقليد از روش غربي‌هاست. روش آن‎ها همين است؛ يعني فرد را لحظه‎اي از خودش جدا كنند و يك لذّت آني به او بدهند.
نكته‎ي ديگر، مسئله‎ي خشونت است. شايد اگر امروز در فيلم‎هاي سينمايي و سريال‎هاي غربي بگرديد، كم‎تر سريالي پيدا مي‎كنيد كه خشونت در آن نباشد. براي اين هم تئوري‎اي درست كرده‎اند كه بايد اين فَوَرانِ احساسات و خلجانات ذهني جوان‎ها را اين طوري جدا كرد. به اضافه‎ي اين كه بايد ذهن اين‎ها را به سمت‎هاي ديگري معطوف كرد.
نكته‎ي ديگر مسئله‎ي تبديل كردن راديو ـ تلويزيون و رسانه‎ها به يك قدرتي است كه امروز در بحث جهاني كردن يا جهاني‎سازي مي‎خواهند از آن استفاده كنند. «يك بخش از بحث جهاني‎سازي يا جهاني‎كردن، بخش سياسي و يك بخش آن فرهنگي و بخش ديگر اقتصادي است. البته ممكن است ادبيّات آن را طور ديگري درست كنند كه مثلاً ما به دهكده‎ي جهاني مي‎رسيم و بايد همه همسان بشويم؛ ولي تهِ قضيه يك قدرت است كه مي‎خواهد در بعد اقتصادي مشخّص كند كه ما يك سري كشورهاي هسته داريم، يك سري كشورهاي پيراموني.
تصميم‎گيري براي جهان مربوط به كشورهاي هسته است. اگر كشور كوچكي در خاورميانه بخواهد تصميم بگيرد كه تكنولوژي خاصّي داشته باشد و يا موشك بسازد، فضولي موقوف. اين كشورهاي هسته‎اند كه در مركزيّت عالم هستند و عبارت‌اند از آمريكا و كشورهاي اروپايي. اين‎ها بايد تكنولوژي اصلي را داشته باشند و به كشورهاي پيراموني بگويند كه چه داشته باشند. آن‎ها حق ندارند در گندم خودشان خودكفا بشوند. اگر گندم مي‎خواهند ارزان‎ترش را ما مي‎دهيم؛ امّا اگر خواستند مثلاً سبزيجات و يا هندوانه بكارند مانعي ندارد. اگر تكنولوژي بخواهند ما به آن‎ها مي‎دهيم، مرغوبش را هم مي‎دهيم، تكنولوژي را براي چه مي‎خواهند؟ امّا اگر خواستند ربّ گوجه و آب‎ميوه درست بكنند، مانعي ندارد. اين نظام را دارند جا مي‎اندازند، كه هر كشوري حق ندارد از نظر اقتصادي هر كاري بكند. شما فكر مي‎كنيد فشاري كه امروز بر ايران مي‎آورند كه «چرا شما سلاح پيشرفته در زمينه‎ي موشك داريد» براي چيست؟ آرام آرام همان تئوري را مي‎خواهند جا بيندازند.
ايران حق داشتن موشك را ندارد. و گر نه خودشان كه موشك زياد دارند. نبايد اين كشورها موشك داشته باشند! اين تكنولوژي نبايد در دست‎رس آن‎ها باشد!در زمينه‎ي فرهنگي هم همين طور است؛ شما اين متني را كه شصت دانشمند آمريكايي نوشته‎اند ديده‌ايد، با صراحت مي‎گفتند فرهنگ آمريكايي، فرهنگ برتر است.
كم كم حرف‎‎هايشان ظاهر مي‌شود؛ قبلاً پنهان بود، حالا علني مي‎گويند. آنان مي‎گويند ما بايد اين فرهنگ را جهاني كنيم. فرهنگ با تمدّن ماييم.
در زمينه‎ي سياسي هم همين طور بحث مستوفا دارد و من نمي‎خواهم وقت‎تان را بگيرم. اين را رسانه‎ها چگونه مي‎خواهند جا بيندازند؟ راديو ـ تلويزيون‎هاي جهاني‎اي را كه به وجود آوردند مأمور اين كارند؛ بنابراين، مأموريّت ديگر اين‎ها اين است كه بتوانند تئوري جهاني‎سازي و يا آن ابزار قدرتي را كه امروز براي آنان مي‎سازد، فراهم كنند.
خوب اوّلين گامي كه ما با آن مواجه بوديم اين بود كه تئوري ما در مورد رسانه چيست؟ چالش‎هاي نظري مختلفي در داخل وجود داشت و ما با يك جريان كاملاً قوي در داخل مواجه بوديم. افراد صاحب‎نظري كه الآن حرف هم مي‎زنند، و مقاله هم زياد مي‎نويسند، نظرشان در واقع همين روي‎كرد غرب بود. بعضي‎ها هم ظاهري اسلامي دارند، ولي مي‎گفتند:
مأموريّت اين رسانه دين نيست.
[1] . (رسانه‎ها) MEDIA.
@#@ شما اشتباه مي‎كنيد؛ مثلاً برنامه‎ي ديني در راديو ـ تلويزيون مي‎گذاريد؛ اصلاً اين براي دين ساخته نشده است.
تئوري‎هاي مختلفي هم براي اين درست كرده‎اند و كساني كه با كارهاي رسانه‎اي آكادميك آشنا باشند، اين كاملاً جا افتاده است كه اين رسانه‎ها مبلّغ دين نيستند، و وظيفه‎ي ديني ندارند. خوب در داخل هم گروهي همين حرف را مي‎زدند و گاهي هم مي‎گفتند مضرّ است. عد‎ّه‎اي ديگر از نگاه ديگري مخالف رابطه‎ي دين و رسانه بودند. آن‎ها مي‎گفتند:
اين رسانه زاييده‎ي دوران مدرنيته است و كاركردش هم براي آن مأموريّت است. شما مي‎خواهيد از يك چيزي كه براي كار ديگري ظرفيّت دارد و گنجايش فكر الهي را ندارد، آن كاركرد را بكشيد! اين امكان پذير نيست. شما مي‎خواهيد حقايق الهي را در قالب رسانه‎ي راديو ـ تلويزيون قرار بدهيد؟! اين كار آن حقايق را متنازل و تخريب مي‎كند .
گاهي اين حرف را دل‎سوزانه مي‎زدند! افراد متديّني اين نظر را مي‎دادند و براي آن هم يك تئوري ساخته بودند. مسئله‎ي اوّل ما اين بود كه بايد صاحب يك نظريه در اين قضيّه باشيم. نمي‎توانيم كه هر روز يك سمت برويم؛ چون اين افراد جزو مديران هم بودند. به هر حال، مديران كشور هم تحت تأثير همين حرف‎ها قرار مي‎گيرند. ما اين دو نظريّه را مورد نقد قرار داديم. اين حرف كه اين رسانه به دليل اين كه در غرب ساخته شده و مثلاً مال دوران مدرنيته است، بنابراين نمي‎تواند با دين نسبت داشته باشد، خيلي حرف منطقي‎اي نيست؛ يعني در دوران مدرنيته چيزهاي زيادي به وجود مي‎آيد. بايد ديد كه آيا اين نظراز يك الزام منطقي برخوردار است يا خير. اين حرف‌ها از يك مبناي عقلايي و منطقي برخوردار نيست. بعضي از فيلسوفان هم از همين حرف‎ها مي‎زدند، ولي من واقعاً يك مبناي عقلايي نمي‎ديدم كه اين راديو ـ تلويزيون، مخصوصاً بعد هنري‎اش، ظرفيّت كار ديني را نداشته باشد.
ترديدي نيست كه حقايق علوي را بما هو حقّه و بدان گونه كه در شأنش باشد، نمي‎شود در راديو ـ تلويزيون مطرح كرد؛ امّا صورت‎هاي متنازلش را كه مي‎توانيم داشته باشيم. مگر وقتي حقايق ديني را در كتاب مي‎نويسيد عين همان حقيقت است؟ آن حقيقت كه نيست. صورت متنازلش را مي‎نويسيد. در تلويزيون هم با روي‎كرد هنري مي‎شود اين طور نگاه كرد. آن روي‎كرد غربي هم واقعاً مبناي عقلايي ندارد. چون اين رسانه‎ها در غرب فكر سكولاريستي داشته‎اند اين‎ها را از هم جدا كرده‎اند. بر آن مبنا غربي‎ها درست فكر كرده‌اند و آن يك فلسفه‎ي سياسي درستي داشت با آن نظام رسانه‎ي آن‎ها هم بايد سكولار بشود.
سؤال ما اين بود كه چرا در حكومت ديني ما بايد آن تئوري رسانه را اين جا وصله و پينه كنيم. ما بايد ببينيم در تئوري ديني و حكومت اسلامي اين رسانه چگونه بايد كار كند. برداشت ما اين بود كه مبناي اصلي رسانه بايد بيداري و آگاهي يا يَقضه و بيداري باشد. در شئونات مختلف (اطلاع رساني، كارهاي هنري، چه زمينه‎هاي سرگرمي و...) بايد از اين ابزارها براي امر بيداري استفاده كرد.
اگر ما قايل هستيم كه دين هم در ساحت اجتماع و هم در ساحت فرد سعادت مي‎آورد، راديو ـ تلويزيون بايد به اين امر توجه كند و نقطه‎ي كانوني‎اش بايد اين باشد. جداسازي غربي‎ها بر اساس مبناي خودشان درست بود. ما بايد با تئوري خودمان از نظر حكومت اسلامي اين را سازگار كنيم؛ لذا ما با اين اصل كه در كليّه‎ي برنامه‎هاي راديو ـ تلويزيون بايد يك نوع بيداري نهفته باشد كه آن متّخذ از تفكّر اسلامي و اهل بيت است بايد شكل‎هاي مختلفش را پيدا كند. يك شكل‎ آن در نمادها و يك بخش در شعارها و يك بخش آن مباحث نظري و بخش ديگر، استفاده از ساختار هنري است. من نمي‎خواهم بگويم نمادها اصل كارند، ولي نمادها هميشه سوگري‎هاي يك بخش را نشان مي‎دهند. اگر ما در تلويزيون حجاب را رعايت كنيم خودش يك سمت‎گيري است. اگر ما «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را در ابتداي كار بگوييم اين سمت‎گيري است. من مي‌ديدم كه عرب‎ها معمولاً در شروع صحبت‎هايشان وقتي «بسم الله» را مي‌گويند بعدش صلوات بر پيامبر مي‎فرستند، گفتم چرا ما ايراني‎هاي شيعه اين كار را نمي‎كنيم؟ با بخش‎هاي خبري صحبت كردم كه وقتي مجري بسم الله مي‎گويد، صلوات بر پيامبر و اهل بيت هم بفرستد. در يك دانشگاهي رفتم. يكي از آقايان گفت: آقاي لاريجاني اين يك جمود است. گفتم كه استدلالتان براي جمود چيست؟ گفت: چرا بايد در هر جايي كه سخنوري صحبت مي‎كند فوري اين را بگويد؟ گفتم اگر هر سخن‎راني از «بسم الله الرّحمن الرّحيم» شروع نكند، آيا شما او را تشويق مي‎كنيد؟ اين كه يك چيزي تكرار شود عيب ندارد، اين يك نماد است؛ يعني ما اين سمت‎گيري را داريم، و هم چنين نمادهاي ديگر. شعارها هم همين طورند؛ يعني يك رسانه نمي‎تواند بي‎شعار باشد. اين شعارگاهي بايد در بطون كارش نهفته باشد، گاهي هم بايد ظاهر شود. هر دو شكل آن براي يك رسانه نياز است. كما اين كه براي يك اجتماع هم نياز است. اگر به قيام امام حسين(ع) نگاه كنيد مي‌بينيد كه رجز مي‎خواندند. حقيقت قيام كه اين نبود؛ اين سمت‎گيري را نشان مي‎داد. رسانه‎ها هم همين طورند. در غرب هم همين طور است. آن‎ها هم شعارهايي براي خودشان دارند.
قسمت استفاده از مسائل هنري را هم بعد عرض مي‎كنم و همين طور مباحث نظري كه هر كدام جايگاه خود را دارد و بايد در راديو ـ تلويزيون ظهور داشته باشد. مسائل نظري متناسب با شرايط روز بايد تعريف بشود، من مخالف اين هستم كه ما با زبان يك قرن قبل در راديو ـ تلويزيون حرف بزنيم؛ مثلاً كتاب شرح التجريد در علم كلام كتاب بسيار خوبي است، ولي اين علم كلام امروز نيست. امروز بايد علم كلام طور ديگري نوشته شود. بايد توجه داشت كه راديو ـ تلويزيون رسانه‎ي روزآمدي است. و در مقام بحث نظري دين بايد كاملاً به روز باشد.
گام اوّل تئوري‎پردازي اين قضيه بود كه هنوز هم روي آن كار مي‎كنيم. من كلّي‎اش را عرض كردم، ولي بخش بخش است؛ يعني ما احتياج به مانيفستي در راديو ـ تلويزيون داشتيم كه بخش‎ها و مأموريّت‎هاي خاصّ خودمان را مدوّن كنيم، كه همه‎ي اجزاي ما از قضيه مطلع باشند، كه اين تدوين شد.
گام دوّم ما شناخت ارزش‎ها و ضد ارزش‎ها بود. قبول داريد كه در جامعه‎ي ما بعضي چيزها ارزش است، بعضي چيزها شايد من غير وجه ارزش است؛ يعني سنّت هايي در جامعه‎ي ما بوده، كه به ارزش‎هاي واقعي اسلام چفت شده است. ما اوّل بايد حساب خودمان راجدا بكنيم، نه بدين معنا كه با هر سنّتي مبارزه كنيم. بعضي از سنّت‎ها هم بايد باشد؛ ولي احتياج به يك وارسي داريم؛ در سمت‎گيري راديو ـ تلويزيون بايد ارزش‎هاي واقعي را از غير واقعي تشخيص بدهيم.
قسمت سوّم شناسايي طبقات مخاطبين بود؛ اين يك مطلب فوق العاده مهمّي بود كه ما با چه روي‎كردي مي‎خواهيم در راديو ـ تلويزيون برنامه بگذاريم. فرض كنيد راجع به دين مي‎خواهيم صحبت بكنيم؛ مخاطب‎ما كيست كه مي‎خواهيم برايش راجع به دين صحبت كنيم؟ براي يك جوان دبيرستاني يك طوري بايد صحبت كنيم، يك عنصر دانشگاه يك طور، براي قصّاب در خيابان هم بايد يك طور ديگري صحبت كنيم. نمي‌توان با يك شيوه با هم صحبت كرد. همه از آن بهره نمي‎گيرند. ما از اين بحث كه اصولاً جامعه‎ي ما درچه طبقاتي از نظر سطح‎بندي قرار دارد به يك نظريّه از نظر توسعه‎ي راديو ـ تلويزيون رسيديم كه اصولاً ما نمي‎توانيم با يك يا دو شبكه جامعه را از نظر رسانه‎اي به سمت درستي سوق دهيم. حداقل به پنج شش سطح در راديو ـ تلويزيون رسيديم كه بايد متناسب با آن رسانه تعريف مي‎كرديم. شايد براي برخي اين سؤال مطرح بود كه چرا ما در راديو ـ تلويزيون تكثّر به وجود آورديم؟ اگر امكانات نداريم، خوب يك شبكه‎ي خوب درست كنيم. واقعاً اين طور نيست؛ يعني اگر شما يك شبكه را خيلي خوب هم درست بكنيد، از شما مي‌پرسند با چه زباني مي‎خواهيد صحبت بكنيد؟ براي كدام مخاطب صحبت مي‎كنيد، شما بايد پاسخ داشته باشيد. اين هم يك فصل بود كه به هر حال لازم بود كه ما به يك نتيجه برسيم.
بحث ديگر در واقع نوعي نگرش‎سنجي بود كه بتوانيم فرهنگ جامعه را بشناسيم. مي‎خواهيم با يك تحليل نظري به فرهنگ جامعه برسيم؛ اين براي خود انسان و خانواده‎اش خوب است. بنده مي‎توانم متناسب با سليقه و فكر خودم خانواده‎ام را اداره كنم، ولي وقتي سخن از يك رسانه‎ي بزرگ است، بايد يك تحليل پايه‎اي نسبت به فرهنگ جامعه داشته باشيم؛ بايد عناصر مقوّم فرهنگي آن جامعه را بشناسيم. اگر طبقات را تعريف مي‎كنيم بايد عناصر مقوّم آن طبقه را بشناسيم. چه فكري مي‎كنند؟ فرهنگشان چيست؟ فرهنگ غالبشان چيست؟ مثلاً مختصّات فرهنگي‎ جامعه‎ي روشن‎فكريِ ما چيست؟ اگر اين را ندانيم، به عنوان كسي كه در رسانه مي‎خواهيم با آن ديالوگي داشته باشيم، نمي‎دانيم از چه زباني بايد استفاده كنيم. پس جداي از آن كه مخاطبان‎ خود را دسته‎بندي مي‎كنيم، احتياج داريم كه فرهنگ آن‎ها را دقيق‎تر بشناسيم كه آن هم با كارهاي تحقيقي ميداني و تحليل امكان‎پذير است كه يك فصل ديگري داشت. (من به خاطر اين كه به بحث برسيم عناوين اين‎ها را عرض مي‎كنم).
نكته‎ي بعدي اين كه ما تمايلات و طبقات مردم را بشناسيم.@#@ اين غير از فرهنگ است؛ يعني با نظرسنجي‎ بايد ببينيم كه ميل آن‎ها به چيست. شما وقتي منبر هم كه مي‎رويد بايد ببينيد كه تمايل مخاطب چيست تا حرفي را كه مي‎خواهيد بزنيد بر بستر تمايل او سوار بشود. در كار رسانه‎اي اين مسئله‎ي مهمّي است. نمي‌توان با تمايل شاخ به شاخ شد؛ بايد ميل مخاطب را شناخت و با او همساز شد؛ مثلاً اگر جامعه‎ي ما به هر دليل خستگي دارد و اين احتياج به برنامه‎هاي مفرّح دارد، اگر غالب برنامه‎ي دينمان را مفرّح نگيريم ضرر كرده‎ايم؛ پس بايد اين تمايل را در انحاي مختلفش شناخت.
قسمت ديگر بحث، شناخت تحوّلات و ‌آسيب‎هاي اجتماعي بود؛ يعني اگر جامعه‎ از يك بعدي صدمه خورده باشد ممكن است اين اقتضا نكند كه هر حرفي را به او بزنيم. او با مختصّات ذهني خودش مطلب را مي‎شناسد؛ مثلاً اگر در يك جامعه‎اي پديده‎ي اعتياد زياد بشود، نوع بحث‎هايي كه مطرح مي‎كنيم بايد براي او هم جاذبه داشته باشد. نمي‎توانيم او را حذف كنيم. يا اگر جامعه‎اي نسبت به مقوله‎اي حساسيّت داشته باشد.
اين آسيب‎ها را بايد شناخت و از طريق درستش عمل كرد. ما حداقل بيش از ده آسيب مهم را در اين زمينه شناسايي كرديم و از مجموع اين بررسي‎ها به دو چيز دست يافتيم: يكي مدل كار رسانه‎اي و دوّم اولويت؛ يعني ما از مجموع آسيب‎ها و مسائل فرهنگي جامعه و تمايلات و مسائل ديگري كه عرض كردم، به دو نكته رسيديم:
اوّل اين كه مدل كار رسانه‎اي ما بيش‎تر بايد بر چه تمركز داشته باشد؟
دوّم اين كه اولويّت‎هاي ما چيست؟
از نظر مدل و ارزش‎هاي ديني چندين نكته را ما در مسير كارمان دنبال كرديم كه اين را فرض مي‎كنم كه با همه‎ي اين مختصاتي بود كه من عرض كردم. نكته‎ي اوّل اين بود كه ما از ساعات و ايّام پيك[1] و فراغت بايد حداكثر استفاده را بكنيم. يعني چه؟ يعني ممكن است در شب مردم بيشترين فرصت استفاده از راديو ـ تلويزيون را داشته باشند. ما بايد براي اين يك برنامه‎ي ويژه داشته باشيم. نمي‎توانيم جامعه را رها كنيم و آن چيزي را كه خودمان خوب مي‎دانيم بگذاريم. بايد چيزي را كه متناسب با نياز و مصلحت باشد و ميل آن‎ها را ارضا كند؛ مثلاً براي ماه مبارك رمضان يك اصلي داشتيم كه حتماً از قشرهاي فرهنگي‎اي كه سنّتاً در جامعه وجود دارند بايد استفاده كنيم. معمولاً در ماه مبارك رمضان چهره‎ي راديو ـ تلويزيون يك چهره‎ي بسته بود؛ يعني برنامه‎هاي مفرحي نداشت؛ يا يك روحاني مي‎آمد سخن‎راني مي‎كرد و ساعت ده، يازده هم برنامه تعطيل مي‎شد. اين بهترين راه نيست. اگر ما مي‎‎خواهيم مفاهيم ديني را به آن‎ها بدهيم بايد از بخش‎هاي مختلف استفاده كنيم. براي ماه مبارك اگر ماه مباركي است، بايد سرمايه‎گذاري ويژه مي‎كرديم. نمي‎شود مكرّر مجري بيايد بگويد ماه مباركي است، امّا مردم شهد اين را نچشند. به همين دليل گفتيم سرمايه‎گذاري ما بايد در اين سمت باشد؛ يعني اگر مي‎خواهيم سريال خوب بسازيم، بايد به موضوع ماه مبارك رمضان نزديك شود و در ماه مبارك رمضان بيش‎ترين سرمايه‎گذاري رسانه‎اي را انجام بدهيم. شما امسال ديديد كه ما چهار سريال سي قسمتي براي ماه مبارك رمضان ساختيم كه به نوعي با موضوع ماه مبارك مربوط مي‎شد و يك نكته‎ي ديني در آن نهفته بود. ممكن است از نظر منطق رسانه‎اي اين درست نباشد. ما مثلاً چند ميليارد براي ماه مبارك خرج كرديم، و اين از آن منظري كه ما براي خودمان يك مدلي طرّاحي كرديم حرف درستي بود؛ يعني سرمايه‎گذاري ما بايد به سمت نقاط و ساعات و ايّام پيك مي‎رفت. براي ماه محرّم نيز ما سال گذشته يك سرمايه‎گذاري ويژه‌اي كرديم. بنا نيست كه در ماه محرم فقط سينه زني پخش كنند. اگر برنامه‎ي خوبي هم در زمينه‎ي سريال داريم، بايد سوگيري محرّم داشته باشد. ما سال گذشته مشكلي داشتيم و آن اين كه ايّام عيد و ماه محرم مصادف بودند، و خيلي‎ها مي‎گفتند: يك چيز پارادوكسيكال است، نمي‎شود جفت و جورش كرد. ما با همان تئوري توانستيم سريالي بسازيم. سريال‎هايي كه هم به موضوع ماه محرّم بپردازد و هم مردم خسته نشوند؛ يعني احساس نكنند كه دارند خفه مي‎شوند. يا دهه‎ي فجر فقط نشان دادن تانگ و توپ نيست؛ يعني فرصت مغتنمي است كه ما يك نگاهي به گذشته داشته باشيم؛ مثلاً ما امسال يك سريال فقط براي همين ايّام درست كرديم. سرمايه‎گذاري سنگيني هم شده است، و همين طور عيد نوروز كه مردم فراغت دارند.
نكته‎ي دوّم اين بود كه ابزارهاي هنري نبايد از عرصه‎ي دين جدا باشند؛ يعني نمي‎توانيم يك چيزي به نام محصولات هنري داشته باشيم و يك چيزي هم به نام دين؛ دين فقط اين نيست كه يك روحاني بيايد صحبت بكند و عرصه‎ي هنري را هم به دست هنرمندها بدهيم و بگوييم كار خودتان را به عنوان سرگرمي بكنيد. در ابتدا كه من به راديو ـ تلويزيون آمدم ديدم هرچه فيلم و سريال است در بخش سرگرمي است. از نظر مدلي كه ما به آن رسيده بوديم، اين درست نبود. همه‎ي بخش‎ها بايد سمت‏‎گيري ديني داشته باشند؛ البته نمي‎خواهم بگويم كه همه‎ي كارهاي ما توانسته است به دين نزديك شود، ما از ديد نظريّه به اين سمت رفتيم و نيز تلاش مي‎كنيم كه عملاً به اين سمت برويم. موسيقي هم همين طور است. ـ جداي از اين كه بعضي‎ها موسيقي را حلال نمي‎دانند، امّا كساني كه موسيقي غيرمطرب را حلال مي‎دانند ـ موسيقي هم بايد مسئوليّت خودش را در قبال اين نظريّه‎ي ديني از نظر رسانه بپذيرد و دنبال كند؛ يعني ما مي‎توانيم حتّي موسيقي پاپ داشته باشيم، امّا سمت‎گيري راجع به بسيج و امام زمان(عج) و مسائل ديني داشته باشد. حدود چهار سال پيش، ما موسيقي پاپ پخش نمي‎كرديم؛ يعني موسيقي عمومي؛ موسيقي ما موسيقي سنّتي يا كلاسيك بود. در يك بررسي آماري‎اي كه كرديم ديديم حدود هفتاد درصد جوان‎هاي ما موسيقي پاپ گوش مي‎دهند. ما هم داريم يك موسيقي‎ پخش مي‎كنيم، امّا آن موسيقي از كجا دارد ارتزاق مي‎كند؟ از آن طرفِ آب‎ها. ما آن جا احساس مسئوليت كرديم كه ما تصلّبي روي ساختار موسيقي نداريم كه مثلاً بگوييم حتماً بايد موسيقي سنّتي بگذاريم، بله موسيقي سنّتي را بايد حفظ كرد، امّا نه به اين معنا كه همين است و غير اين نيست. گفتيم اين ساختار موسيقي را مي‎گيريم، امّا محتوايي به آن مي‎دهيم كه راجع به دين و شهيد و امام زمان و بسيج باشد؛ امّا عده‎اي مخالف بودند. مي‎گفتند اصلاً ساختار موسيقي پاپ به اين امور نمي‎خورد. ما اين را قبول نداشتيم. الآن هم قبول نداريم. بعد از شش ماه كه اين را شروع و پخش كرديم، در نظرسنجي بعدي، آن مخاطب هفتاد درصدي‎اي كه موسيقي را از آن طرف آب گوش مي‎داد، به بيست درصد رسيد و اين كار مهمّي بود؛ البته فُحش خورديم. عدّه‎اي گفتند آقا لاابالي‎گري و فلان است؛ ولي مقصود ما اين بود و در اين قضيّه توفيق داشتيم؛ البته بايد كار متوازن انجام داد و به موسيقي‎هاي ديگر هم توجه كرد. در مورد تئاتر و طنز هم همين طور است؛ يعني طنز به اين معنا نيست كه مردم فقط بخندند. بايد داراي محتوا باشد. طنز يك نوع انفجار حقيقت است. دين بايد موضوعات اجتماعي و سياسي را رصد كند و با آن مواجه شود؛ البته ظرايف زيادي دارد. ما يك مسيري را طي كرديم تا به اين جا رسيديم؛ البته هنوز كاستي‎هايي داريم. طنزپردازِ تلويزيوني كم داريم، امّا از آن ابتدا كه نگاه مي‎كنيم يك سير تكاملي پيدا كرده‎اند. هيچ وقت در ساحت طنز ما بحث سياسي ـ اجتماعي وارد نمي‎شد؛ امّا حالا فهميده‎اند كه بعضي از موضوعات اجتماعي مثل بي‎نظمي، چشم و هم چشمي، بي‎عدالتي، ظلم، بداخلاقي نسبت به زن و بچه و بعضي از مسائل سياسي، حتّي در رابطه با آمريكا و ديگران مي‎تواند موضوع بحث باشد، منتها اين ظرفيت‎سازي مي‎بايست مي‎شد. امروز در بحث طنز بعضي از اين‎ها وجود دارد و البته اشكالاتي هم دارند كه بايد كمكشان كرد تا اين راه را طيّ كنند. پس همه‎ي بخش‌هاي ظرفيّت‎هاي هنري مي‎تواند متوجه مسائل ديني باشد. وقتي مي‎گوييم مسئله‎ي ديني همه‎ي موضوعاتي مثل عدالت‎خواهي، نظم داشتن، توجه به اقربا، و... بخشي از دين است. دين كه يك چيز قلمبه‎اي نيست، بايد مؤلفه‎هاي آن را شناخت.
نكته‎ي سوّم اين بود كه ما بايد در حوزه‎ي كودك و نوجوان تمركز وسرمايه‎گذاري خاصّي مي‎كرديم. يكي از جاهاي آسيب‎پذير ما اين بود؛ يعني ما مرتّب از برنامه‎‎ي كارتون و چيزهاي غربي استفاده مي‎كرديم. الآن هم استفاده مي‎كنيم و اين يك نسلي را تربيت مي‎كند؛ از آن طرف، كساني كه بتوانند انيميشن و كارتون در ايران بسازند بسيار كم بودند و اين كار بسيار هم پرهزينه بود و كسي در آن وارد نمي‎شد. ما سرمايه‎گذاري خاصّي انجام داديم و يك بخشي به نام صبا فيلم درست كرديم كه مأموريّتش ساخت انيميشن بود؛ آن هم راجع به چيزهايي كه ما خلأ داريم؛ مثل توجّه به مسأئل ديني و اولياي دين و... الآن مي‎توانند حدود چهار هزار دقيقه انيميشن بسازند؛ ‌البته هر دقيقه‎ي انيميشن بيش از يك ميليون تومان هزينه دارد. براي حضرت ابراهيم(ع) و هم چنين شهيداني چون شهيد مطهري، شهيد باهنر، شهيد رجايي، و امسال نيز راجع به امام علي(ع) مي‎سازند. در مورد انقلاب چند برنامه ساخته‎اند كه در دهه‎ي فجر پخش مي‎شود. من فكر مي‎كنم الآن ظرفيتش به پنج برابر اين هم موجود است.
[1] . (لحظة بي تكليفي) Pike.
امسال براي امام يك فيلم بسيار خوب ساختيم كه دوران جواني امام است. براي شيخ بهايي و همين طور راجع به حضرت معصومه (س) هم سريالش در حال نگارش است. ما اين جريان را به عنوان الگوسازي دنبال مي‎كنيم.
در زمينه‎ي انقلاب هم همين طور. انقلاب يك چيز جداي از دين نيست. پايگاه انقلاب ما ديني بود؛ بنابراين اگر هر چه ما روي اين كار بكنيم، نگاه ديني خواهيم داشت؛ مثلاً «كلاه پهلوي» را، كه سريال بسيار خوبي است، در دست اقدام داريم. «شب چراغ» كه الآن دارد پخش مي‎شود. امسال يك سريال براي گوهرشاد دارد ساخته مي‎شود. راجع به شهيد رجايي ساختيم و پخش شد. راجع به شهيد مطهري درحال انجام است.
راجع به جنگ تحميلي هم همين طور. يك قلمرو از كار ما راجع به جنگ تحميلي و شهداست، چه در سپاه و چه در ارتش. «خاك سرخ» كه الآن دارد پخش مي‎شود سريال خوبي است كه به موضوع جنگ، فداكاري و دفاع از كشور خوب نگاه كرده است. سريال ديگري به نام «آتش شبنم» امسال در حال ساخت است.
در زمينه‎ي فلسطين و افغانستان ـ دو جايي كه ما خيلي حساس بوديم زورگويي آمريكا و اسراييل به امت اسلامي را نشان بدهيم ـ حداقل سه فيلم سينمايي و دو سريال در مورد فلسطين، و يك فيلم هم در مورد افغانستان در حال ساخت است. گرايش به موضوع ساخت فيلم‎ها با موضوعاتي كه به نحوي با موضوعات ديني مربوط مي‎شود را پايه‎گذاري كرديم. من فكر مي‎كنم امروز هنرمندان كشور ما يك سبك‎ها و مدل‌هايي پيدا كرده‎اند؛ البته اين بايد تئوريزه بشود؛ مثلاً ماركسيست‎ها هفتاد سال در شوروي سابق بودند؛ به هر حال صاحب سبك شدند، رمّانشان صاحب سبك شد. شما هم آثار ماركسيستي بوركي و تولستوي و... را نگاه مي‎كنيد؛ يك سبك به وجود آوردند؛ در فيلم و موسيقي‎شان هم همين طور. ما در انقلاب خودمان كه ظرفيتش از نظر ديني خيلي بيش‎تر از آنهاست بايد صاحب يك سبك هنري مي‎شديم؛ چون در سنّت ما مسائل هنري در قلمرو فيلم و سريال و موسيقي خيلي سابقه نداشت، در اين زمينه ديرتر دارد به محصول مي‎رسد؛ ولي من فكر مي‎كنم كه در شرايط فعلي مي‎توان داراي تئوري شد؛ يعني كم كم با كارهايي كه انجام شده داريم به نتيجه‎ مي‎رسيم. خبر خوشي هم به شما بدهم كه يكي از آرزوهاي من اين بود كه راجع به حضرت محمد(ص) يك سريال خوب ساخته بشود. علّت تأخير اين كار اين بود كه كمي تمرين كنيم تا اشكالاتمان را بفهميم و در اين موضوع كار كم‎نقص‎تر بشود و خوش‎بختانه امسال ديگر مشغول نگارش فيلم‎نامه‎اش هستيم. اميدواريم كه ان شاء الله سال آينده بتوانيم فيلم‎برداري‌اش را آغاز كنيم. نبايد راجع به ساحت مقدّس ايشان، ديگران فيلم بسازند و جمهوري اسلامي يك سريال دقيق و با نگاه عميق شيعي نداشته باشد، ان شاء الله اين هم ساخته خواهد شد. به هر حال، اين روي‎كرد باعث شد كه ميزان سرمايه‎گذاري ما سمت و سو بگيرد؛ يعني ما در سال 72 صد و بيست ساعت سريال مي‎ساختيم، الآن سه هزار ساعت سريال مي‎سازيم. به اين سمت سوگيري كرديم كه از طريق سريال‎ها مسائل ديني را به جامعه بدهيم. چون در تمام نظرسنجي‎ها و نگرش‎سنجي‎هايي كه كرديم، ديديم كه تمايل مردم اين است كه از اين ساختار استفاده كنند. با اين تمايل نمي‎شود جنگيد. يك مقدار آن هم ذوقي و طبيعي است؛ البته كار مشكلي است، افت و خيز و مشكلات و خرج زياد هم دارد؛ ولي اگر مي‎خواهيم تأثير بگذاريم از اين زبان بايد استفاده كنيم.
قدم و مسئله‎ي بعدي مقدورات نيروي انساني ما بود. به هر حال ثقل كار هنر روي نيروي انساني است. در نيروي انساني بايد پذيرفت كه بين جامعه‌ي فكر ديني و روش‎فكران ديني و طبقه‎ي هنرمندان يك گپي وجود دارد. اين‎ها بايد همديگر را اِشراب مي‎كردند. اين واقعاً يك مقدار زمان مي‎برد. آدم بايد يك مقدار دندان روي جگر بگذارد و گفت وگو كند تا آدم تربيت كند. ما چند كار را شروع كرديم: يكي مركز پژوهش‎هاي اسلامي صدا و سيما در قم بود، كه طلّاب بسيار فاضل و خوبي در اين جا جمع شدند و كارهاي بسيار فاخري انجام مي‎دهند. سير تكاملي كار اين‎ها نشان مي‎دهد كه ظرفيت حوزه چه قدر هست و نشريات اين‎ها به تمام بخش‎هاي راديو ـ تلويزيون خط مي‎دهند؛ يعني محرم كه مي‎شود اين‎ها مباحث خوبي را از حاقّ دين مي‎گيرند و متناسب با زبان رسانه‎اي در اختيار اين‎ها قرار مي‎دهند. هر تهيه‎كننده‎ي ما از اين استفاده مي‎كند. اوايل من بايد اين‌ها را به زور به خورد بخش‎هاي راديو ـ تلويزيون مي‎دادم؛ امّا الآن اين طور نيست؛ خودشان مشتري‎اند. آن‌جا صف مي‎بندند كه چه داريد به ما بدهيد؛ يعني جاي خودشان را باز كرده‎اند. همين الآن ترقّي پيدا كرده است. در مهم‎ترين مسائل روز و مسائل فكري و نظري اين‎ها مسائل نظري و هم چنين نقدش را مطرح مي‎كنند. نشريات بسيار وزين و خوبي توليد مي‎كنند كه واقعاً جايش در تمام جمهوري اسلامي و شهرهاي مختلف خالي است.
الآن ظرفيتي پيدا كرده‎اند كه دارند راجع به يك فيلم‎نامه كار مي‎كنند. اخيراً يك فيلم نامه‎اي راجع به داستان عاشورا نوشته‎اند، كه مدير آن، آقاي دكتر صادقي به من داد. خودم خواندم؛ واقعاً بايد به آنان تبريك گفت كه يك نسلي از روحانيّت به وجود آمده است كه مي‎تواند يك فيلم‎نامه در يك سطح بسيار خوب و جذّاب هنري بنويسد و اين را بايد پاس داشت. از آن طرف، ملجئي براي تمام شبكه‎هاي ما شدند كه كارهاي ديني‎شان را به اين‎جا رجوع كنند و اين‎ها نقد كنند و اشكالاتش را رفع كنند. همين سريال شيخ مفيد، كه الآن پخش شد، وقتي ساخته شد اشكالات بسيار زيادي داشت؛ چون آن زمان يك چنين پتانسيلي همراه نبود. چهار پنج سال همين مركز پژوهش‎ها روي اين كار كرد و اشكالاتش را گفت و آن‎ها اصلاح كردند، تا اين شد كه الآن در شبكه‎ي دو پخش شد و ديديد كه به نظر من حداقل خيلي كم اشكال بود.
نكته‎ي دوّم اين كه، ما فوق ليسانسي را در قم تعريف كرديم تا طلبه‎هايي كه سطح را گذرانده‎اند، بتوانند آموزش‎هاي رسانه‎اي ببينند و بعد متولّي اين كار بشوند. به هر حال شاخ و دُم ندارد. اگر راديو ـ تلويزيون مسئوليّت ابلاغ دين را دارد، آدم‎هايي هم كه آن جا كار مي‎كنند بايد يك مقدار مُلّا باشند، معطي شيء نمي‎تواند فاقد شيء باشد. لازمه‎اش اين است كه افرادي كه مي‎آيند در اين فنون وارد باشند. علماي محترم وقتي كه از بغل راديو ـ تلويزيون رد مي‎شوند اَباي خودشان را جمع مي‎كنند. چون مي‎گويند اين جا موسيقي و... است. تا وقتي اين باشد نمي‎شود؛ يعني اگر از شما بپرسند كه آقا آيا همشيره‎ي خودتان و والده‎ي خودتان را حاضر هستيد كه بيايند و در راديو ـ تلويزيون كار كنند، مي‎گوييد نه، العياذ بالله، مگر ما حاضريم آن‎ جا بيايند، بيايند آن جا هنرپيشه بشوند؟! مي‎گوييد نه. من هم نمي‎گويم بيايند؛ ولي آن‎هايي كه مي‎آيند با يك طبقه فاصله مي‎آيند، و اين‌ها محصولي كه توليد مي‎كنند طور ديگري است. ما نبايد از اين بترسيم. ما بايد اين رسانه را رسالت ديني بدانيم. ابايي هم نداريم. بله‎، آن‎ها سكولار هستند و قبول ندارند ولي ما قبول داريم. برايش هم نظريّه داريم و بايد هم ... چه كسي بايد اين كار را بكند؟! عالم ديني.
اگر منبر رفتن فنّ خطابه مي‎خواهد، راديو ـ تلويزيون هم يك فنّ است. بايد فنّش را شناخت. روحاني نمي‎تواند بگويد من چون روحاني‌ام مي‎توانم در تمام بخش‎هاي راديو ـ تلويزيون نظر بدهم. واقعاً بپذيريد كه كار تكنيكي است. بايد كار را شناخت. خوب اين مركز به وجود آمد و الآن چند دوره طلبه گرفته و آموزش مي‎دهد و فكر مي‎كنم كه امسال ديگر فارغ التحصيلانش، هم در راديو ـ تلويزيون كارآموزي مي‎بينند. به مرور بايد بخش‎هاي مختلف اصلي راديو ـ تلويزيون را بگيرند تا كار صحيح جلو برود. اگر يك شخصي سناريويي براي اصحاب كهف نوشته كه خوب بود، به خاطر اين كه آخوند بود و موضوع را مي‎شناخت. بقيّه‎ي بخش‎هايش هم همين‎طور است. من مثلاً بارها به دوستان خودمان در شبكه‎ها گفته‎ام كه برخي از اين مراثيه‎هايي كه شما پخش مي‎كنيد خوب نيست. اين‎ها شعارهاي واقعي ائمه‎ي ما نيست. ما بايد جلوي اين را بگيريم. اين‎ها مُمَهَّز هستند كه اين كار را بكنند. كسي كه آن پايين نشسته است اين سَره را از ناسَره تشخيص نمي‎دهد. بُغضي ندارد، تشخيص نمي‎دهد. چه كسي تشخيص مي‎دهد؟ يك آدم مُلّا. يك كسي كه بشناسد. به ايشان گفتم اين را كه ديگر از طلّاب مي‎توانيد استفاده كنيد. افراد باسواد را پيدا كنيد، اين جا بيايند و براي اين ايّام كار بكنند و نظر بدهند؛ به هر حال، همه‎ي بخش‎هايش اين مسئله را دارد. اين مركز براي آينده مي‎تواند پايه‎گذار همان نظريّه‎ي رسانه‎اي باشد.
يكي هم راجع به بحث جذب نيروي انساني بود؛ يعني ما تلاش كرديم كه نيروهاي انساني‎اي كه وارد راديو ـ تلويزيون مي‎شوند نيروهاي متديّني باشند. كساني باشند كه واقعاً به حكومت اسلامي اعتقاد داشته باشند. واقعاً خوشحاليم كه امروز وقتي بسيج راديو ـ تلويزيون جلسه مي‎گذارد، هفت هزار نفر در آن شركت مي‎كنند. حداقل به عنوان پايه خوب است.
مسئله‎ي بعدي مقدورات بودجه‎اي است؛ يعني من فكر مي‎كنم ظرفيّت‎سازي‎اي كه در راديو ـ تلويزيون شده است با اين مأموريت الآن مي‎تواند خيزهاي مهمّ بردارد، امّا مشكل دارد.@#@ ما در سخن‎راني و حرف زياد مي‌گوييم كه عصر عصر ارتباطات است؛ امّا سر بودجه كه مي‎رسد دستمان مي‎لنگد. من به ضِرس قاطع به شما مي‎گويم كه بحث كودكان براي كشور ما ضروري است؛ يعني بايد به آن رسيد. خوب الآن ظرفيّتِ بيش از پنج برابر اين توليد در كشور وجود دارد، پول و بودجه مي‎خواهد. اگر ما مي‎خواهيم دين را به زبانِ غير مستقيم بگوييم خرجش هم زياد است. بله اگر بياييم پشت ميكروفن بنشينيم و راجع به قيام امام حسين صحبت كنيم اصلاً بي‎هزينه است. يك دوربين و يك آقايي كه اين‎جا بنشيند و صحبت كند. امّا ممكن است تأثير كمي بگذراد. ممكن است پنج درصد مخاطب داشته باشيم؛ امّا اگر شما سريال شب دهم را ساختيد، نود درصد مخاطب دارد. آن وقت لابه‎لاي آن مي‎توانيد فكر عاشورايي را القا كنيد. فكر شهادت‎طلبي و فكر مبارزه با ستم را القا كنيد؛ ولي ممكن است حدود هشتصد ميليون خرج داشته باشد. فرقش اين است كه اين مجّاني است و آن فقط هشتصد ميليون خرج دارد. اگر به آن نرسيم همين است. ما اگر در نظاممان دستمان بلرزد كه براي رسانه خرج بكنيم، نمي‎توانيم خيلي از آن توقّع داشته باشيم. كشورهاي كوچك خليج فارس ده برابر ما سرمايه‎گذاري رسانه‎اي مي‎كنند و ما در ايران به اين بزرگي حرفش را مي‎زنيم و عمل نمي‎كنيم. يك شبكه در الجزيره راه انداخته‎اند، كه دويست و پنجاه ميليون دلار پول داده‎اند. ما يك شبكه‎ي جام جم با يك ميليون دلار راه مي‎اندازيم، آن‎ها با دويست و پنجاه ميليون دلار. عربستان چندي پيش تصميم گرفت يك شبكه‎ي خبري راه بيندازد، و چهارصد ميليون دلار سرمايه‎گذاري كرد. ما مي‎خواهيم شبكه‎ي العالَم راه بيندازيم، مرتّب بايد بال بال بزنيم تا پنج ميليون از اين جا بگيريم، دو ميليون از آن جا بگيريم و... معلوم است كه كار حرفه‎اي از آب در نيايد. در يك سطحي بايد شناخت كه اين تكنولوژي پر خرج است. راديو ـ تلويزيون مثل سازمان تبليغات و وزارت ارشاد نيست. حجم زياد راديو ـ تلويزيون سخت افزاري است. بايد برايش سرمايه‎گذاري سنگين كرد. اگر مي‎خواهيد رسانه‎ي شما سكولار نباشد و در همه‎ي بخش‎هايش فكر ديني باشد، بايد متناسب با‌ آن سرمايه‎گذاري كنيد. سريال امام رضا، يك ميليارد و چهارصد ميليون خرج برداشت. بله مي‎توانيم راجع به امام رضا، مجّاني هم صحبت كنيم.
ده ساعت صحبت مي‎كرديم، الحمدلله علمايي هم كه در راديو ـ تلويزيون صحبت مي‎كنند حتماً پاكتي، چيزي هم نمي‎گيرند، خوب آن مشكل ندارد؛ امّا اگر سريال ساختيم هزينه‎اش اين طوري است. بنده به ضِرس قاطع عرض مي‎كنم كه در زمينه‎ي رسانه‎اي، متناسب با اين ظرفيّتي كه ساخته شده است سرمايه‎ي مادّي نشده است. مسيري كه طي شد، به نظر من مسير حساب شده‎اي بود، ساعت‌ها روي آن فكر و تحقيق شده و ما با يك الگويي از نظر رسانه‎اي جلو رفته‎ايم. البته اين بدين معناي نيست كه ما اشتباه نداريم؛ به هر حال ما در كارمان با نيروي انساني با سلايق مختلف طرف هستيم و ممكن است اشتباهاتي داشته باشند. مرتّب بايد اشكالاتش را بفهميم و به آنها بگوييم. از مسائل جزئي، مثل آرايش كردن بايد مرتّب سخت بگيريم تا مسائل بزرگ‎تر و اشتباهات ديگر؛ ولي اين‎ها مرتّب دارد به نظم جديدي وارد مي‎شود، عرصه‎هاي جديدتري را مي‎فهمند و هكذا در موضوعات ديگر كه چون خيلي وقت شما را گرفتم، ديگر اجازه بدهيد عرايضم را خاتمه بدهم.
پيش درآمد[1]
در آستانه‎ي دهه‎ي مباركه‌ي فجر انقلاب اسلامي هستيم، اين ايام را به پيشگاه رهبر فرزانه انقلاب و شما حضار گرامي تبريك و تهنيت عرض مي‌كنم. مركز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه افتخار دارد پنجاه و هفتمين گفتمان ديني خود را تحت عنوان «صدا و سيما و ارزش‌هاي ديني» تقديم علاقمندان نمايد.
دين اولين، اساسي‌ترين و ضروري‌ترين نياز بشر است؛ لذا انسان در طول تاريخ بدون دين به سر نبرده است؛ هر چند احياناً در شناخت مصاديق راستين و حقيقي دين دچار اشتباه و حيرت گشته است؛ چرا كه روي‌كرد خداپرستي و دين باوري ويژگي فطري انسان است؛ لذا «درباره‌ي دين تعريف‌هاي زيادي ارائه كرده‌اند.... در بحث ذاتيات و عرضيات دين گفته‌اند كه حتي اعتقاد به خدا از ذاتيات دين نيست، بلكه از عرضيات است.»[2]
بي‌شك چنين تعريف‌ها و داوري‌هايي درباره‎ي دين نشان‌ دهنده‌ي عدم شناخت صحيح آنان از دين حق و يا اعوجاج و انحراف از حقيقت است. «و غالب نابهنجاري‌ها و نابساماني‌هايي كه در صحنه‌ي زندگي فردي و جمعي روي مي‌نمايند، نتيجه‌ي اعراض آدميان از پيام‌هاي آسماني، يا عدم التفات در خور اين پيام‌هاست.»[3]
لكن «تعريفي كه ما از دين داريم، تعريفي است كه بر دين اسلام منطبق مي‌شود، يعني مجموعه‎ي حقايق و ارزش‌ها و رفتارهايي كه انسان را به كمال نهايي مي‌رساند. و مصداق كمال نهايي در ديد ما و در فرهنگ اسلامي، نزديكي به خداست. مجموعه‌ي باورها و ارزش‌ها و رفتارهايي كه انسان را به سوي خدا و كمال نهايي و سعادت ابدي رهبري مي‌كند اسمش دين است.»[4] با نگاهي هر چند اجمالي به منابع و مآخذ ديني و سيره‌ي عملي پيشوايان دين، مي‌يابيم كه پاسداري از اساس دين و باورها و ارزش‌هاي ديني تا چه اندازه مورد عنايت آنان بوده است و در روزگار ما نيز رادمري همچون امام راحل (قدس سره) با رهبري هوشمندانه‎ي خود ارزش‌هاي ديني را احيا نمود.
به نوشته‎ي يك روزنامه‎ي آرژانتيني «اسلام تولد مجدد خود را از امام خميني دارد، و او بود كه با احياي ارزش‌هاي فراموش شده‌ي ميليون‌ها انسان، تعجب رهبران غرب و جهانيان را برانگيخت».[5] آري انقلاب اسلامي ايران با نام آن رهبر ژرف انديش و فرزانه به جهانيان معرفي شده است، كسي كه ارزش‌هاي ديني در نظر او آن چنان حياتي و مهم جلوه مي‎كند، كه در جمع مديران و معاونان صدا و سيماي جمهوري اسلامي مي‌فرمايد: «شما كه مسئوليت بسيار سنگيني به عهده‌تان مي‌باشد، مطمئن و استوار به كار خودتان ادامه دهيد، و هر روز برنامه‌هايتان را بيش‌تر و بهتر توسعه دهيد، و كوشش نماييد تا برنامه‌هاي اصولي و منطبق با موازين اسلام ارائه نماييد، و حيثيت ملت و مذهب خودتان را حفظ كنيد، و بايد برنامه‌ها بر اساس بينش و فرهنگ اسلام تنظيم شود.»[6] و بايد كاملاً توجه داشت كه به هيچ وجه نبايد مقلّد شرق و غرب باشيم؛ زيرا تقليد از شرق و غرب با راديو و تلويزيون اسلامي نمي‌سازد.»[7]
اينك از انديشمند فرزانه، جناب آقاي دكتر لاريجاني، رياست محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران دعوت مي‌كنيم، كه حضار گرامي را به فيض اكمل برسانند.
[1] . حجت‎الاسلام والمسلمين دادجو.
[2] . دين و آزادي، ص 13، استاد مصباح يزدي.
[3] . دين و نگرش نوين، ص 15.
[4] . دين و آزادي، ص 13.
[5] . مجله حوزه، شماره 58، ص 94.
[6] . كوثر (خلاصه بيانات امام خميني)، ص 582.
[7] . همان، ص 11.
سوال: تا چه اندازه‎اي توانسته‎ايد منويّات مقام معظّم رهبري را برآورده كنيد؟
جواب: در عرصه‎هاي مختلف متفاوت است. در برخي از زمينه‎ها قدم‎هاي‎ خوبي برداشته شده است كه برخي از شئونش را توضيح دادم. برخي از آن هم به اندازه‎ي نياز جلو نرفته است؛ مثلاً در مورد موسيقي ما بايد مي‎توانستيم كارهاي فاخرتري ارائه بدهيم. خوش‎بختانه در شش ماهه‎ي اخير، واحد موسيقي سازمان توانست موسيقي‎هاي بسيار خوب حماسي توليد كند؛ امّا بايد گام‎هاي بزرگ‎تري برداشت. در مورد فيلم و سريال و اين‎ها به نظرم گام‎ها خوب پيش رفته است و ديگر احتياج به پشتيباني دارد. در هر بخشي يك وزني دارد من نمي‎خواهم بگويم، واقعاً نظرات ايشان نظرات بسيار بالايي است و حدّ و توان ما محدود است. آن قدري كه توانستيم تلاش كرديم، فكر ايشان را مد نظر قرار دهيم، و با همين مجموعه نيروي انساني موجود تلاش كنيم كه به آن فعل نزديك بشويم و دنبال بكنيم.
سوال: براي مقابله با تهاجم فرهنگي چه تدابيري انديشيده‎ايد؟
جواب: شايد به اين سؤال در بين مسائلي كه من گفتم تا حدّي پاسخ داده شده باشد؛ در همين روي‎كرد رسانه‎اي كه انتخاب كرديم همين توجه است. شايد مثلاً هفت، هشت سال پيش بحث همين ماهواره كه مطرح مي‎شد ما همان موقع تصميم امروزي‎مان را گرفته بوديم، يعني مي‎دانستيم ما اگر بنشينيم حرف بزنيم كار انجام نمي‎شود؛ بايد حتماً كار ايجابي انجام بدهيم. با تنوع و تكثّر و جذّابيّت بتوانيم مقابله كنيم؛ چون به هر حال مرتب دست‎رسي به ماهواره تسهيل مي‎شود. اگر ما مرتب بنشينيم و ناله بزنيم، غلط است؛ آن طرفش را هم غلط مي‎دانيم كه بگوييم خوب، ماهواره‎ها هست پس يك طرحي بنويسيم و آزادش كنيم. هيچ وقت نظام اسلام نبايد اين طور تصميم بگيرد؛ چون يك چيزي كه در دست‎رس همه بود، دليل بر اين نمي‎شود كه نظام اسلامي روي آن صحه بگذارد. شما مي‎توانيد يك مقدار انگور هم بگيريد، در خانه فشار بدهيد، روي چراغ بگذاريد و از آن يك چيز ديگري بربيايد؛ اين دليل نمي‎شود كه بگوييم چون در هر خانه‎اي مي‎شود اين كار را كرد، پس حالا ديگر آزاد است.
اگر ماهواره اشكال دارد ما بايد آن قدر شجاعت داشته باشيم كه بگوييم اشكال دارد؛ و به نظر من خانمان برانداز است. اين كه بحث ماهواره مي‎شود مرتّب مي‎گويند آقا شبكه‎ي سي ان ان (cnn) آقاي فلان. به نظر من جنسش را نمي‎شناسد. در يكي از اين مراكز از مونيتورينگ صدا و سيما بيايند ببينند كه در آسمان تهران و ايران چه وجود دارد، بعد اين شعار را بدهند. اگر اين‎ها را ببينند به نظرم شب خوابشان نمي‎برد كه مردم اين‎ها را ببينند. اين كه ما پالايشش بكنيم هم به نظر من جواب نمي‎دهد. من تخصصاً به شما مي‎گويم كه اين جواب نمي‎دهد، چون شبكه‎ها را مي‎شناسم، پالايش آن طوري ندارند. ممكن است كه كشوري مثل مالزي اين كار را بتواند بكند، چون ظرايفي را كه در نظر مي‎گيرد از ما خيلي متفاوت است. ما به خاطر ساختار ديني جامعه‎ي‎مان خيلي چيزها را بايد محدودتر در نظر بگيريم. نمي‎توانيم آن كار را انجام دهيم. بهترين راهش همين بود كه ما با كار ايجابي اين كار را انجام بدهيم. يا در روي‎كردي كه نسبت به آمريكا در راديو ـ تلويزيون است، يعني افشاگري راجع به ماهيّت آمريكا اين روي‎كردي است كه در همه‎ي بخش‎ها وجود دارد و به آن توجّه مي‎كنند. از اين زمينه‎ها من نمونه‎هايش را عرض كردم.
سوال: آيا تهيّه‎ي شبكه‎ي معارف مانند راديو معارف را در دست اقدام داريد؟
جواب: نداريم. دروغ هم نمي‎گويم. اوّل در مورد راه‎اندازي راديو معارف خيلي مخالف بودند، ولي من موافق بودم؛ دنبال هم كردم؛ الآن هم خيلي راضي‌ام؛ چون به هر حال شبكه‎اي است كه همه‎ي مسائل ديني در آن وجود دارد. بحث‎هاي خانواده و خبر هم هست. خيلي موسيقي هم ندارد. حالا نداشتن موسيقي در يك شبكه ثلمه‎اي كه به عالم اسلام نيست. نباشد. بعضي‎ها مي‎گفتند اصلاً اين رسانه بدون موسيقي امكان پذير نيست؛ اين همان فكر بود كه ما حالا تست كرديم. اتّفاقاً شبكه‎ي خوبي هم هست. من خودم خيلي مشتري‎اش هستم و گوش مي‎دهم. هم موضوعات ديني‎اش خوب است و هم بحث‎هاي سياسي و اجتماعي دارد. در مورد تلويزيون مشكل داريم؛ يعني ما هنوز آن ظرفيّت كافي را براي به وجود آوردن يك شبكه‎ي كامل جذّاب نداريم.
يك قدري هم پرهيز مي‎كنم كه تلويزيون شبكه‎اي به نام معارف به وجود بياورد، اسم دين روي آن باشد، ولي جذّاب نباشد. ما هنوز به اين حد نرسيده‎ايم. به نظر من بايد كار در تلويزيون بارورتر بشود؛ واقعاً متفاوت از راديو است؛ كار راديو سهل‎تر است و تلويزيون خيلي پرهزينه‎تر و تكنيكي‎تر است؛ لذا نبايد عجله كرد.
سوال: آيا براي تشكيل گروه تلويزيوني حوزه كاري در دست اقدام داريد؟
جواب: گروه تلويزيوني حوزه يعني چه؟! من مي‎گويم كلّ راديو ـ تلويزيون بايد در اختيار حوزه باشد؛ يعني همه بايد ممهّز بشوند و جزء كادرهاي آن جا بشنود. آن جا اگر ابلاغ دين مي‎خواهد، در رشته‎هاي مختلفش هم آدم ملّا مي‎خواهد. راهش اين است. يك قسمت براي حوزه حلّال مشكل نيست. تا ما يك سري روحاني متخصص نداشته باشيم، در قسمت‌هاي مختلف راديو ـ تلويزيون نبايد انتظار آن چناني داشته باشيم. فرض كنيد كه يك گروه هم براي حوزه درست كرديم. خوب چه؟! الآن در بخش‌هاي مختلف گروه‎هايي براي معارف وجود دارد. اين از آن فكرهاي سكولاريستي است كه ما بگوييم يك گروه حوزه تشكيل دهيم كه متولّي دين باشد، بقيه هم كار خودشان را بكنند؛ همان تفكّري مي‎شود كه آن‎ها دارند. ما بايد بگوييم كه كار نگاه ديني هر بخشي را بايد افراد صاحب نظر انجام دهند. اين كار درستي است.
سوال: آيا با بحث آزاد با دگرانديشان و مخالفان موافق هستيد؟
جواب: بله، من موافقم؛ يعني آن جايي كه گفتم بايد كار اقناعي كرد همين بود. البته به ما خرده مي‎گرفتند كه مثلاً فلان آقا را آورده‎ايد، اين آقا مثلاً اين اشكالات سياسي يا فكري را دارد. ممكن است درست هم بوده باشد؛ امّا به هر حال اين موجوداتي كه صاحبِ نظراتِ اين طوري هستند، همين‎ها هستند. بايد در مقابلش يك افراد خبيري قرار مي‎داديم تا با هم بحث مي‎كردند. بحث‎هاي چالشي‎اي كه در شبكه‎ي چهار انجام مي‎شد با نظر من بود. همان مباحثي كه در زمينه‎هاي دين‎شناسي و... بود. حالا من از آن فكر دفاع مي‎كنم و نبايد از اين فكرها ترسيد. بايد فكر مطرح بشود و پاسخش را بشنوند،. و من فكر مي‎كنم در آن بحث‎ها حرف‎هاي خيلي خوبي از نهاد حوزه و دانشگاه و افراد فكور درآمد و مفيد هم بود.
سوال: در بعضي از موارد ترويج مصرف‎گرايي و تجمّلگرايي در فيلم‎ها مشاهده مي‎شود. در اين مورد توضيح بفرماييد.
جواب: البته گاهي وجود دارد و عرض كردم برخي از آسيب‎ها كه بايد به آنان تذكّر داد؛ ولي بايد يك وضع متوازني را به وجود آورد؛ ما بايد هم سريال‎هاي زندگي متوسط را داشته باشد، هم يك قدري سطح بالاتر. اگر شما فرض كنيد همه‎ي سريال‎هاي ما زندگي خيلي محقّر را نشان بدهد، كه همين الآن شبكه‎ي پنج يك سريالي دارد پخش مي‎كند كه بعضي از آسيب‎هاي اجتماعي را دنبال مي‎كند، هم كارتر متشخّصش يك خانم چادري است و هم زندگي‎هاي خيلي محقر را نشان مي‎دهد؛ امّا در كنارش بايد زندگي‎هاي متوسط‎تر را هم نشان بدهد؛ چون اگر سطح همه‎ي اين سريال‎ها سطح خيلي محقّر باشد، در كنار آن ما مجبوريم كه يك سري سريال‎هاي خارجي را هم پخش كنيم؛ يعني ما آن ظرفيّتي را كه آن‎ها را هضم كند نداريم؛ البته روي‎كرد ما مرتّب به كم كردن سريال‎ها و فيلم‎هاي خارجي است. الآن يك فيلم داستاني دارد؛ يعني ما در شبكه‎ي يك، پنج باكس سريال خارجي داشتيم، الآن يكي شده است. همه‎ي آن ايراني شد. اين را به مرور بايد كم كنيم، مرتّب توليد خودمان را كه افزايش مي‎دهيم، جاي آن‎ها بنشيند و كار درستي هم هست؛ چون به هر حال آن‎ها با فرهنگ ما سازگار نيستند؛ امّا هنوز ما اين ظرفيّت را نداريم؛ بايد حداقل دو برابر اين بشويم تا بتوانيم اين كار را بكنيم. اين سريال‎ها به هر حال براي اين كه غرب را خيلي قشنگ نشان بدهند زندگي خيلي قشنگي درست مي‎كنند. بايد متعادل عمل كرد. البته اين خودش اشكالاتي به وجود مي‎آورد، ولي ما در كل يك ضعفي را جبران مي‎كنيم. اين كه ما بايد يك زندگي ساده را حتماً در سريال‎ها داشته باشيم حرف درستي نيست. من هم تلاشم اين است كه اين كار را دنبال بكنيم. گاهي هم ممكن است اشكالاتي باشد كه بايد رفع كنيم.
سوال: گاهي در ماه مبارك رمضان ساعت‎هاي عبادت، مانند اوّل وقت افطار فيلم‎هاي جذّاب گذاشته مي‎شود كه مانع رفتن بعضي‎ها به مسجد مي‎شود. اين را يك تذكري بدهيد.
جواب: بله اين هم يك مشكلي است، اگر جذاب نگذاريم، مي‎گويند اسلام را در قالب جذّاب نگذاشتيد؛ بگذاريم هم اين مي‎شود. اتّفاقاً بعد از ماه مبارك رمضان آقاي تقوي از شوراي ائمه‎ي جمعه به من زنگ زد و گفت: همه‎ي ائمه‎ي جمعه خيلي تشكر مي‎كردند كه اين سريال‎ها جنبه‎ي ديني داشت و امسال مباحث ديني هم خيلي خوب بود؛ سحر خوب بود؛ فقط يك اشكال داشت كه شما كاري كرديد كه مردم كم‎تر به مسجد بروند. گفتم: حالا اين درست است، دو تا ملاحظه را اين جا در نظر بگيريد.@#@ يكي اين كه به هر حال حدّ افرادي كه به مسجد مي‎روند و به مسجد نمي‎روند در نظر بگيريم كه چگونه است؟ ما بايد همه‎ي آن‎ها را اشراب كنيم؛ اگر كسي هم مسجد نرفت، يك رشهاتي هم از دين به او از راديو ـ تلويزيون سرايت كند. اين اشكال امسال وارد بود؛ يعني ما درست بعد از افطار يك سريال داشتيم، بعدش يك سريال ديگر، بعدش يك سريال ديگر، آدم را پاي تلويزيون مي‎نشاند. مشكلي كه ما داشتيم اين است كه مساجد ما يك فرمول ندارند. در بسياري از كشورهاي اسلامي برنامه‎ي مساجدشان اين است كه اوّل غروب ماه رمضان فوري نمازشان را مي‎خوانند و در همان مساجد يك افطار نان و خرما با بضاعتشان تدارك مي‌بينند و گاهي هم سفره‎هاي قشنگي مي‎اندازند؛ مثلاً در مالزي و... افطاري‎هاي شيريني در مساجد دارند. نمازشان را مي‎خوانند، افطاري هم مي‎كنند، بعد به خانه‎ مي‎روند. در مساجد ما يكي اوّل نماز مي‎خواند، يكي آخر نماز مي‎خواند. يكي بعد از افطار، يكي قبل از افطار. يك فرمول ندارد. اگر ما با فاصله هم بگذاريم، باز هم مساجد خلوت مي‎شوند، چون يك عدّه بعد از افطار به مسجد مي‎روند. من با آقايان مساجد و ستاد ائمه‎ي جمعه صحبت كردم كه اگر سال آينده يك كار تبليغي شود كه همه‎ي روحانيّوتي كه مساجد را دارند، اوّل يك نمازي بخوانند، يك نان و خرمايي، چيزي افطار كنند. ما با بيست دقيقه تأخير شروع كنيم كه هم به نماز و مساجد لطمه نزند و هم يك فرمول پيدا كنيم. الآن در طيفي از بعد از اذان مغرب تا يك ساعت و نيم بعد از آن مسجد به راه است. اگر يك فرمول پيدا كنند آن را هم ما در خدمت هستيم.
سوال: بعضي از فيلم‎ها و سريال‎ها مروّج فرهنگ فمينيستي است و اگر اين فرهنگ رشد كند ارزش‎هاي ديني را تحت الشّعاع قرار مي‎دهد در اين مورد توضيح بفرماييد.
جواب: من فكر نمي‎كنم اين حرف دقيق باشد، چون فمينيسم را چه مي‎دانيم؟ يك وقت مثلاً مي‎گوييم اگر زني در مقابل ظلم شوهر ايستاد، زن سالاري و فمينيسم است. به اين فمينيسم نمي‎گويند. يا اگر يك زني در كار اجتماعي فعّال بود اين فمينيسم مي‎شود. فمينيسم تعريف دارد، يك مكتب است، او به بسياري از ارزش‎ها قايل نيست؛ يعني قايل به آزادي در حد سكس است. آزادي در اجتماع قايل است. به اين معنا كه شوهر هيچ حقّي بر زن ندارد. يك مكتب به وجود آورده‎اند. كجاي تلويزيون يك چنين چيزي هست؟
من هم به اين مباحث نظري خيلي حسّاسم. به اين فمينيسم نمي‎گويند. ممكن است از نظر زيست اجتماعي با سليقه‎ي ما جور در نيايد؛ مثلاً آخوندها ـ كه بنده هم از بيت آخوندي هستم ـ يك جنس زندگي مي‎كنيم، عده‎اي يك جنس ديگري زندگي مي‎كنند، آن را نمي‎شود گفت غير اسلام يا فمينيسم است. فمينيسم حتّي آزادي در سكس را نيز قايل است. ما يك چنين چيزي در راديو ـ تلويزيون نداريم. اين چيزهايي كه هست، مثلاً از حقّ خودش دفاع مي‎كند، يا... فمينيسم نيست. اين به هر حال حقوقي است كه بايد مراعات شود. من فكر مي‎كنم در جامعه‎ي ما واقعاً يك مقدار به زن‎ها ظلم مي‎شود. اين را بايد در نظر بگيريم؛ يعني شما به روحانيّت توجه نكنيد، چون آخوندها معمولاً مسائل اسلامي را كه مي‎شناسند حدود ارتباطات و حقّ زن را مي‎شناسند، امّا در جامعه‎ي ما كه اين طور نيست. يكي از مسائلي كه من فكر مي‎كردم خيلي در راديو ـ تلويزيون ضروري است، بحث خانواده است. ما در تلويزيون اصلاً بحث خانواده نداشتيم؛ الآن بيش از چهار ساعت در روز بحث خانواده گذاشته‎ايم؛ چون واقعاً خانواده يك ركن مهمّ در تفكر مدني ماست و چيزي كه صيانت مي‎كند و شخصيت مي‎سازد خانواده است و در اين بادي كه از تجدّد به ما خورد خانواده‎ي ما هم يك قدري متزلزل شد. خانواده در غرب متزلزل است و آفات خودش را هم دارد. در جامعه‎ي ما سنّت‎هاي ديني حاكم است. ما بايد به موضوع خانواده توجه خاصي مي‎كرديم. اصلاً بحث خانواده در تلويزيون جايگاهي نداشت. راديو يك ساعت در اين مورد برنامه داشت. ما برنامه‎ريزي كرديم كه به مسائل خانواده بپردازند. مثل بحث رفتار با زن كه واقعاً در بعضي جاها رفتار بسيار خشونت‎آميزي است. رفتار با بچه‎ها؛ چگونه بايد كانون گرم داشته باشيم؟ حتي راجع به اقتصاد خانه؛ راجع به بهداشت و مسائل اخلاقي در خانه، كه من فكر مي‎كنم كار خوبي را اين‎ها سامان دادند. كارشناس‎هاي بسياري از قسمت‌هاي آن هم روحاني هستند و در شبكه‎ي پنج، يكي از آنها آقاي سيّدي است؛ يعني خيلي پرمخاطب شده است. آقاي راشد در شبكه‎ي سه پخش مي‎كنند. ايشان هم شيرين صحبت مي‎كنند؛ بحث‎هاي خوبي را مطرح مي‎كنند. در شبكه‎هاي مختلف هم همين طور است.
«وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ»