امروز:
چهار شنبه 7 تير 1396
امنيت ملي
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الصلاة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين حبيب اله العالمين ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين.
همه به خوبي مي‎دانيم كه جهان در اين روزها در حساس‎ترين لحظات خود قرار گرفته و كشور ما نيز در منطقه‎ي خطر قرار دارد.
هيچ مسئله‎اي امروز براي ملت‎هاي منطقه و براي ما مهم‎تر از جنگ جاري وجود ندارد و آن چه امروز در افغانستان مي‎گذرد، روزهاي آغازين آن است كه پاياني براي آن پيش‎بيني نمي‎شود و گستردگي و عمق آن قابل پيش‎بيني نيست. در يك كلمه همان گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند، صلح جهاني در معرض خطر است. شايد هيچ وقت خطر تا اين اندازه مهم و نزديك نبوده است. نه فقط خطر براي ما بلكه براي همه‎ي بشر است. جهان بعد از انفجار نيويورك در يازدهم سپتامبر، دقيقاً وارد يك معركه‎اي شده كه همه چيز تحت تأثير قرار گرفته است. اقتصاد، فرهنگ، فن‎آوري، علم، ارتباطات همه چيز تحت تأثير اين حادثه‎ي بسيار مهم قرار گرفته است. از يك نظر مشاهده‎ي فرو ريختن آسمان‎خراش‎هاي امريكا تداعي كننده‎ي فروريختن اقتدار بي‎رقيب امريكا بود. مراكز اقتصاد و تجارت جهاني به عنوان مظهر و سمبل قدرت امريكا بود كه اقتصاد، فن‎آوري و همه چيز در آن جا جمع شده بود و مركز فرماندهي نظامي (پنتاگون) به عنوان مركز اداره و امنيت نظامي جهاني تلقي مي‎شد. اين دو مركز با ناباوري همه‎ي جهانيان و خود سردمداران امريكا فرو ريخت. اين نه تنها فرو ريختن ساختمان‎ها بلكه به منزله‎ي فرو ريختن اعتبار و اقتدار بي‎نظير امريكا تلقي شد؛ چون تا آن موقع امريكايي‎ها به همه تفهيم كرده بودند هيچ خطري امريكا را تهديد نمي‎كند.
ناوگان‎هاي امريكا همه در آن طرف زمين و دور از قلمرو حاكميت امريكا قرار داشتند؛ در خليج فارس، اقيانوس هند و مناطق بسيار دوردست؛ چرا كه امريكايي‎ها خطري براي خودشان احساس نمي‎كردند.
در گذشته در زمان جنگ سرد بزرگ‎ترين خطر امريكا اتحاد جماهير شوروي بود. پس از فروپاشي بزرگ‎ترين خطر، براي امريكا احياي مجدد فكر ديني بود كه خطري بزرگ‎تر از خطر كمونيسم تلقي مي‎شد.
تئورسيين‎هاي امريكايي مثل‎ هانتنيگتون‌ در كتاب «جنگ تمدن‎ها» پيش‎بيني كردند سرانجام بين تمدن غرب و اسلام تضاد و جنگ آغاز خواهد شد. امريكايي‎ها هميشه با خرج هزينه‎هاي كلان دشمن را در خارج از مرزهاي خود تعقيب مي‎كردند ولي با اين اتفاق اين باور از بين رفت و اين اقتدار شكست و اين قدرت منكوب شد. قدرت عظيم نظامي و اطلاعاتي و پليس امريكا به شدت آسيب ديد. شوك ناشي از اين ضربه به حدي بود كه سردمداران امريكا تا چند روز قادر نبودند خود را جمع كنند و در ساعت‎هاي اوليه نمي‎دانستند به كجا پناه ببرند. افكار عمومي مردم به شدت آسيب ديد. ترس و وحشت همه را در بر گرفته. سردمداران امريكا براي اين كه بحران را به خارج از كشورشان هدايت كنند، دست به كار شدند تا جنگ را به راه بياندازند.
اين جنگ در كوتاه مدت، دو هدف را و در درازمدت هدف ديگري را كه به صورت مختصر بدان خواهيم پرداخت تعقيب مي‎كند. در كوتاه مدت، امريكايي‎ها به دنبال انتقال بحران از داخل امريكا به خارج از كشورند و نيز به دنبال بازيابي حيثيت از بين رفته‎ي خود و اقتدار ضرب ديده‎ي خود هستند. و در دراز مدت به فكر استيلاي بر كشورهاي منطقه، حضور در آسياي ميانه و محاصره‎ي ايران، روسيه و چين مي‌باشد.
در جنگي كه امروز در افغانستان آغاز به آن شده، چه كسي شكست خواهد خورد و چه كسي پيروز خواهد شد. قبل از پرداختن به امر ديگري برگرديم؛ به آن چه امروز در امريكا مي‎گذرد. امروز در امريكا بدترين نوع وحشت و ترس و خوف وجود دارد. امروز مردم نه تنها فقط از آسمان‎خراش‎ها مي‎ترسند كه فرو بريزد و از ساختمان‎ها مي‎ترسند كه منفجر شود، بلكه از دست زدن به حتي يك نامه هم وحشت دارند. اين وحشت از انتقال بيماري‎هاي واگير است كه اخيراً چند نمونه در امريكا پيدا شده است.
هيچ كس نيست سؤال كند انبار ميكروب‎هاي واگير غير از امريكا و هم‎پيمانان آن‎ها دست كيست. اين بيماري‎هاي خطرناك كه امروزه ريشه‎كن شده و شما ميكروب‎هاي آن را انبار كرده‎ايد، از كجا درز پيدا كرده و كدام تروريست به آن‎ها دسترسي پيدا كرده و منتشر مي‎كند؟ آيا كشورهاي جهان سوم و بن‎لادن و طالبان دست‎رسي به اين ميكروب‎ها دارند؟ اين پرسشي است كه كسي به آن پاسخ نمي‎دهد، ولي هر چه هست يك وحشت عجيبي در امريكا ايجاد كرده است.
ديروز گفتند حتي به كنگره هم اين وحشت سرايت كرده. اين وحشت به شدت اقتصاد آمريكا را فلج كرده و امنيت ذهني مردم را از بين برد. هر جامعه‎اي كه دچار بي‎امنيتي ذهني شود فلج مي‎شود. اگر مردم بترسند، براي خودشان شايعه درست مي‎كنند كابوس درست مي‎كنند، و خودشان براي خودشان ترس توليد مي‎كنند، شايعه پشت شايعه به همراه بزرگ سازي آن و بالاخره اين چرخه‎ي متوالي شايعات هم چنان ادامه پيدا مي‎كند. تا كنون بيش از سيصد ميليارد دلار به امريكا ضرر وارد شده است. اين هزينه‎هاي مستقيم است و هزينه‎هاي غير مستقيم قطعاً خيلي بيشتر از اين است. آن استكبار و آن تفرعن جهاني در يك چرخه و گرداب خطرناك گرفتار شده و امكان رهايي ندارد.
امريكا براي خروج از اين بحران جنگي به راه انداخته است. در افغانستان چه كسي پيروز مي‎شود؟ چه كسي تا كنون در افغانستان پيروز شده است؟ شوروي؟ نيروي زميني عظيم شوروي در آن باتلاق شكست خورد. در افغانستان هيچ قدرتي نمي‎تواند حكومت كند. در خبر آمده كه كماندوهاي امريكا در حال ورود به افغانستان هستند. آن قدر هول شده‎اند كه واقعاً عقل و دورانديشي را از دست داده‎اند. مردم چه از دست مي‎دهند؟ آن‎ها چيزي ندارند كه از دست بدهند. آن جا كه دولتي حكومت نمي‎كند ولي امريكا به دليل تفرعن و اتكاي پيش از حد به ماشين و پول و علم حاضر نيست آينده‎ي خود را ببيند و بشنود. همه‎ي دنيا دارند تذكر مي‎دهند و او حاضر به شنيدن هم نيست. مطمئن باشيم سرآغاز فروپاشي اقتدار بين المللي امريكا در جنگ امريكا و افغانستان است. (تكبير حضار) همان طور كه فروپاشي شوروي در افغانستان آغاز شد.
به ياد فرمايش امام راحل مي‎افتيم كه اين قرن، قرن دفن ابرقدرت‎هاست. (تكبير حضار) امريكا در دامي كه خود انداخته گرفتار شده است. طالبان را امريكا براي ما درست كرد. ملاعمر را امريكا ملاعمر كرد. مثلث امريكا، عربستان، پاكستان را در درازمدت، اطلاعات آن‎ها و دلارها اين تشكيلات را ايجاد كرد. آن‎ها سازمان «القاعده» را در درازمدت براي مهار شوروي، در كوتاه مدت براي مهار انديشه‎هاي انساني امام خميني (قدس سره) راه انداختند. اسلام امريكايي توسط عناصر متعصب و خشك و ضد شيعه در منطقه صورت گرفت. براي آن‎ها خطر جدي افكار امام بود و براي آنها مهم نبود چه اتفاق ديگري مي‎افتد. عناصر لجوج، احمق و نادان و خشن و تند را عليه امام، شيعه و ايران راه انداختند. پول‎هاي زياد خرج كردند و اين اسلام امريكايي را راه انداختند و همان اسلام امريكايي الآن دامي شده براي امريكا. بزرگ‎ترين خطاي امريكا همين است.
امريكا اشتباه‎هاي زياد و بزرگي در حيات خود داشته است كه به بعضي از آن‎ها اشاره مي‎كنم:
انفجار نيويورك و واشنگتن به دليل اين بود كه امريكايي‎ها احساس كردند كه به سازمان اطلاعاتي ديگري نيازي نيست. در يك دوران امريكا سازمان جهنمي «سياه» را آزاد گذاشت، هر جنايتي در همه‎ي دنيا مرتكب شدند و چه كودتاهايي كردند. در ايران ما چه جنايت‎هايي مرتكب شدند! در سراسر دنيا، اين سازمان جهنمي، قتل‎ها، جنايت‎ها، كودتاها، آدم كشي‎ها راه انداختند. بعد از مدتي ديدند آبرويشان رفته اين تشكيلات اطلاعاتي براي آن‎ها هيچ حيثيتي نداشته، كم‎كم غرور علمي سبب شد كه بگويند ما ديگر هيچ احتياجي به اطلاعاتشان نداريم. به جاي اين كه اطلاعاتشان را اصلاح بكنند، آمدند اطلاعاتشان را بستند و گفتند ديگر به سازمان اطلاعاتي نيازي نيست. گفتند ما ماهواره داريم، علم داريم، اقتصاد داريم، اطلاعات آشكار داريم، خبرنگار داريم، عقل داريم، ديگر اطلاعات پنهاني وجود ندارد. شعار آقايان شد: همه چيز براي همه كس. گفتند ديگر اطلاعات طبقه‎بندي شده وجود ندارد. همه‎ي اطلاعات غير محرمانه است. همه‎ي اطلاعات براي همه. امروز اينترنت در اختيار همه‎ي مردم است. خيال مي‎كردند ماشين حرف آخر را مي‎زند.. خيال مي‎كردند دستگاه‎هاي فني همه چيز را درك مي‎كند. فكر نمي‎كردند چنين فاجعه‎اي برايشان اتفاق بيفتد. حالا متوجه شده‎اند كه چه خطاي بزرگي مرتكب شده‎اند.
خطاي دوم آمريكا اين است كه جنگ اطلاعاتي را با جنگ نظامي جبران مي‎كنند. اين خطا خيلي بزرگ‎تر از خطاي اول است. اين يك جنگ اطلاعاتي است. نه يك جنگ نظامي و كلاسيك. مبارزه با تروريسم يك عمليات نظامي و كلاسيك نيست، يك عمليات اطلاعاتي است. ساز و كار خاص خود را مي‎خواهد. ابزار خاص خود را مي‎خواهد. نه با موشك كروزو و... و اين خطاي دوم و بزرگ امريكاست. براي اين كه نگويد چه اشتباهي كردم، خطاي بزرگ‎تري را مرتكب مي‎شود. مبارزه با تروريسم، يك كار دقيقاً اطلاعاتي و امنيتي است. ما هم بعد از پيروزي انقلاب به دليل اين كه هنوز فاقد سيستم اطلاعاتي بوديم، ضربات شديدي خورديم و چه قدر شخصيت‎ها از دست داديم، شخصيت‎هايي مثل شهيد باهنر، شهيد بهشتي، شهيد مطهري، چه قدر شخصيت‎هاي بزرگ به دليل اين كه ما فاقد سيستم اطلاعاتي بوديم از دست داديم.@#@ قطعاً ما اگر سيستم اطلاعاتي داشتيم، آن فاجعه اتفاق نمي‎افتاد. همين طور كه دو سه سال پيش، يك ضعف عارض سيستم اطلاعاتي ما شد، شخصيت‎هايي مثل صياد شيرازي از دست داديم. منافقين احساس كردند كه سيستم اطلاعاتي ديگر از خاصيت افتاده، احساس آزادي كردند، جرأت كردند و خودشان را جمع كردند و به صدام هم وعده دادند كه ما شش ماهه كار جمهوري اسلامي را تمام مي‎كنيم. الآن ديگر جنگ قدرت در داخل شروع شده و سيستم‎هاي اطلاعاتي هم از كارايي افتادند. ما ظرف چند ماه كار ايران را تمام مي‎كنيم. در اين صورت جمهوري اسلامي بايد با اين پديده‎ي خطرناك مقابله كند، راه حل آن چه بود؟
راه حل آن حكومت نظامي بود؟ راه حل آن، اين بود كه ما ارتش و سپاه را به توي خيابان‎ها بريزيم و راه‎ها را ببنديم و اعلام جنگ كنيم؟
چنين چيزي اتفاق نيفتاد، بلكه با اقدامات اطلاعاتي سربازان گم‎نام امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، در قم و در شهرهاي مختلف در كمتر از شش ماه و به لطف خدا، شرارت منافقين، هم شناسايي شد و هم خنثا شد و هم نابود شد.
سركرده‎ي منافقين وعده داده بود كه مانع برگزاري انتخابات رياست جمهوري مي‎شود، انتخابات انجام نخواهد شد. انتخابات برگزار شد، بدون اين كه كوچك‎ترين عملياتي در سراسر كشور اتفاق بيفتد. نه فضاي نظامي ايجاد شد، نه حكومت نظامي، بلكه با كار اطلاعاتي و امنيتي كه بسيار كم هزينه، مفيد و بدون خطر بود. اين هم يك علم است. يك فن است. امريكايي‎ها گمان مي‎كنند وقتي ابزار علمي، فني در اختيار دارند، ديگر نيازي به نيروي انساني ندارند. و اين گمان نتيجه‎اش همين شد. از خودشان ضربه خوردند. جمهوري اسلامي به عنوان كشوري كه تا كنون بيش از هر كشوري از تروريسم آسيب ديده، به لطف خدا بالاترين و بهترين تجربه را در مبارزه با تروريسم در اختيار دارد. وزارت اطلاعات تا كنون ده‎ها سازمان تروريستي را كشف و خنثا كرده و امروزه همه‎ي تروريست‎ها را در هر كجايي كه باشند در نظر دارد و كنترل مي‎كند.
ما در گذشته هر چه به دنيا مي‎گفتيم تروريسم خطرناك است، هيچ كس قبول نمي‎كرد. حال همه‎ فهميده‎اند. خطر صدام را كه ما زودتر گفتيم. خطر طالبان را كه ما زودتر اعلام كرديم. خطر تروريست را كه ما زودتر گفتيم. حالا يكي، يكي مي‎‎آيند و مي‎گويند كه ما فهميده‎ايم و به حرف شما رسيديم.
اين روزها سازمان‎هاي اطلاعاتي كه با من ملاقات مي‎كنند، مي‎گويند كه ما فهميديم و به حرف شما رسيديم. ولي به چه قيمتي؟ امريكاييها در گذشته از اسلام به عنوان ابزار استفاده كردند و اين امر به مسلمان‎ها برخورد. اگر امروزه جهان اسلام عليه جنگ امريكا تظاهرات مي‎كند، به نفع طالبان و بن‎لادن نيست، بلكه عليه تجاوز و جنايت است. كسي از تروريسم و حكومت خشن طالبان حمايت نمي‎كند. ولي آن چه كه امروزه اتفاق مي‎افتد يك جنايت عظيم است كه همه‎ي بشر را تهديد مي‎كند. امريكا و غرب در سه چيز با اسلام دشمن هستند: 1ـ حمايت بي‎قيد و شرط از اسراييل؛ 2ـ بر تحميل ضد ارزش‎هاي خود بر اسلام به نام تهاجم فرهنگي؛ 3ـ دفاع از فروش ارزان نفت. اين استراتژي امريكا است و هيچ وقت هم كوتاه نيامده‎ است. ولي من و شما مي‎توانيم اميدوار باشيم كه اين شرايط از اين پس بر امريكا به راحتيسپري نخواهد شد. امريكا ديگر از اين پس نمي‎تواند بي‎قيد و شرط از اسراييل حمايت كند. مردم امريكا سؤال مي‎كنند ما در حال پرداخت تاوان چه چيزي هستيم و تا كي ما بايد در ترس و وحشت باشيم؟ چرا مسلمانان از ما بدشان مي‎آيد؟ چرا تروريست‎ها با ما مي‎جنگند؟ مگر ما چه كرديم؟ براي اولين بار كم‎كم مطرح مي‎كنند كه چه اشكالي دارد دولت فلسطين هم تشكيل شود و چه اشكالي دارد با مركزيت بيت المقدس دولت فلسطين تشكيل شود. براي اولين بار حرف‎هاي پشت پرده را علني مي‎كنند و مي‎گويند دليلي ندارد ما تا اين اندازه با مسلمانان ضد باشيم.
و اين فشار افكار عمومي مردم است. قطعاً يكي از پيآمدهاي مهم اين حوادث، تنگ شدن شرايط بر ضد اسراييل است. اسراييل مي‎خواست از اين فرصت به نفع خود استفاده كند و استفاده هم كرد. ولي شرايط به ضرر اسراييل پيش مي‎رود. آن طور كه امريكا مايل است كه افكار و انديشه‎هاي خودش را به زور به جهان اسلام تحميل بكند، الآن جهان اسلام در مقابل امريكا ايستاده. شما مصر و عربستان و اندونزي، مالزي، نيجريه، افريقا و آسيا را مي‎بينيد؛ فشار افكار عمومي مسلمين، دولت‎ها را وادار كرده كه موضع ضد امريكايي بگيرند. اين يك معجزه‎ي عظيم است كه با كمال تأسف، الآن در محور اين حركت افرادي حضور دارند كه به صلاح اسلام نيست. عناصر خشن و بي‎رحم و كودن و متعصب در مركزيت اين حركت قرار گرفتند كه ضد شيعه هم هستند. اين به صلاح ما نيست و ما حتماً بايد افكار جهان اسلام را به سمت اعتدال و عقلانيت و هوشياري پيش ببريم. موضع‎گيري جمهوري اسلامي در اين موقع، يك موضع‎گيري بسيار هوش‎مندانه، عاقلانه و دورانديشانه بوده است. ما نمي‎توانستيم از تروريسم حمايت بكنيم. دليلش هم روشن است؛ هر كشور مسئولي ضد تروريسم است. ما واقعاً ضد تروريسم هستيم. اما آمريكايي‎ها و اروپايي‎ها تبعيض قايل هستند. مثلاً اگر اسراييل ترور بكند عيبي ندارد. واقعاً روشن است كه جمهوري اسلامي ضد تروريسم است. ما نمي‎توانستيم از حكومت طالبان حمايت كنيم؛ ولي نمي‎توانيم از جهان اسلام حمايت نكنيم. ما نمي‎توانيم از مظلوميت مردم افغانستان حمايت نكنيم. هيچ دليلي هم براي ترس ندارد. افرادي هستند كه بي‎دليل و بي‎جا ترسيدند. عده‎اي هم خيلي هول شدند و مي‎گويند اين سفره افتاده و ما چرا از اين سفره استفاده نكنيم؟ بعضي از سياسيون مي‎گويند: كه چرا ما از اين سفره استفاده نكنيم؟ ولي مي‎گويند كه برويم و از اين فرصت استفاده كنيم. مشرّف همين طور طمع كرد، اگر اين آقا عقل سياسي داشت، هيچ وقت در اين دام نمي‎افتاد. بزرگ‎ترين زيان و ضرر را همين آقاي مشرّف كرد.
بن‎لادن، ملاعمر، بوش و مشرّف كساني هستند كه زيان ديدگانانند. بن‎لادن در اين بين بيش‎ترين سود را برده و ملاعمر، مشرّف و بوش بيشترين زيان را ديده‎اند. كشورهاي چين، روسيه و هند بيش‎ترين سود را برده‎اند. روسيه، سود كلاني برد. مشكل چچن را حل كرد و قول‎هاي زيادي از امريكا گرفت و امريكا از اين جهت در دامي افتاده كه بسيار خطرناك است. امريكا به وعده‎هاي چين و هند و روسيه دلگرم شد. معلوم است كه اين‎ها تا چند صباحي بيشتر با امريكا نيستند و بدبخت آقاي مشرّف كه مملكت خود را در اختيار امريكا گذاشت كه حالا امريكايي‎ها دايم دارند پول تزريق مي‎كنند كه كشور او را نجات دهند و هم چنين ازبكستان كه چه خطاي بزرگي مرتكب شد. جمهوري اسلامي در اين موضع، موضع عزت، هوشياري، اقتدار و دفاع از مسلمين را گرفت و اينها هيچ دليلي ندارد كه ما نگران باشيم. ما آينده را در منطقه به شدت به زيان امريكا پيش‎بيني مي‎كنيم. امريكا آمده كه كشورها را تجزيه بكند. اگر بتواند، افغانستان را تجزيه كند، عراق را تجزيه كند. اگر بتواند روسيه و چين و هند را تجزيه كند. براي تجزيه‎ي كشورها آمده. اين استراتژي دراز مدت امريكا است. و ما پيش‎بيني مي‎كنيم كه امريكا در اين جنگ خانمان‎سوز شكست خواهد خورد و با خفت و خواري همان طور كه در ويتنام شكست خورد و همان طور كه شوروي در افغانستان شكست خورد، در اين جا هم امريكا شكست خواهد خورد و قطعاً استقرار حكومت غير مسئولانه و خشن و متعصب مثل طالبان هم در افغانستان به نفع جهان اسلام و جمهوري اسلامي نيست. و در اين مدت ما بيش‎ترين زيان را از اين حكومت ديديم. فقط مواد مخدر و شرارت صادر شده و قطعاً در اين شرايط ما بايد با هوشياري بيش‎ترين منفعت را براي كشورمان به دست بياوريم. جهان اسلام بار ديگر اتحاد خودش را به دست آورده و موضع جمهوري اسلامي در داخل، اتحاد كلمه است و اتحاد كلمه بين همه‎ي مسئولان هست و هيچ اختلافي در اين موضع‎گيري بين مسئولان وجود ندارد. به طور كامل و صد در صد مطيع رهبري هستند.
اين روزها دبيرخانه‎ي شوراي امنيت هر روز جلسه دارد. همه‎ي مسائل را كاملاً زير نظر دارد و مو به مو مسايل را به مقام معظم رهبري تقديم مي‎كند و با صلاح‎ديد و نظارت ايشان مسائل پيش مي‎رود و من در هيچ مسئله‎اي به اين اندازه اتفاق نظر نديده بودم. همه‎ي ارگان‎ها در اين مسئله صد در صد متفق عمل مي‎كنند. و اين بزرگ‎ترين پيروزي جمهوري اسلامي و رمز بقا و وحدت ولايت فقيه است. اين نشان مي‎دهد نقش ولايت فقيه در مواقع خطرناك چه قدر مهم است. نقش ولايت فقيه در اين موقع روشن مي‎شود. اگر رهبر ما يك نظامي بود، مثل آقاي مشرّف معلوم نبود كه چه مي‎شد؟ اگر رهبر ما يك حزب بود، معلوم نبود چه مي‎شد؟ ولي مي‎بينيد با اين كه شرايط فوق العاده حساس است، اما ما در بهترين شرايط به سر مي‎بريم. اين از بركت رهبري و ولايت فقيه است. و خوشبختانه همه و مسئولان و كارشناسان در اين جهت صد در صد در خط رهبري حركت مي‎كنند و اين مهم‎ترين سلاحي است كه ما در اختيار داريم و دشمن بشنود و بداند و از غصه بميرد كه در كشور ما با وحدت كلمه، اقتدار ملي ما محفوظ است.
اما اين كه اين انفجار از كه بوده، بايد امريكايي‎ها جواب بدهند و شايد بعداً هم نتوانند مدرك محكمه پسندي ارايه دهند.@#@ آن چه امريكايي‎ها اعلام كردند، در حقيقت شمّ اطلاعاتي، سياسي است؛ يعني استنباط و استظهار تحليلشان اين است نه دليلشان. با اين‎ها كه نمي‎شود قضاوت كرد؛ ولي آن‎ها براساس شواهد چون اطلاعاتي ندارند، غرور و غفلت باعث شده كه از اطلاعات محروم شوند و فاقد اطلاعات لازم هستند و تروريست تا بيخ گوششان نفوذ كرده است.
چيزي كه معلوم است اين است كه هواپيما‎ها همه سوخته و چيزي از آن‎ها باقي نمانده است؛ از آن جايي كه هواپيما را دزديده و تا آن جا آمدند هفت ـ هشت دقيقه بيش‎تر نبوده است. حتي جعبه‎ي سياه هم سوخته و از بين رفته و هيچ اثري باقي نمانده است. آن چه كه اين‎ها مي‎گويند به تعبير خودمان استظهار است. اين استظهار كه دليل و حجتي نيست؛ اما امريكا به دليل اين كه خودش را قدرت غير مسئول مي‎داند؛ به خودش حق مي‎دهد كه به استظهار عمل كند. كه قدرت دارد و كسي هم جرأت ندارد با قدرتش مقابله كند. تصميم مي‎گيرد براساس استنباط خودش عمل كند.
سياست بنده اين است كه وزارت اطلاعات دقيقاً قانوني و اسلامي و اخلاقي عمل مي‎كند و تشكيلات بايد در خدمت اسلام و روحانيت باشد. براي من يكي از گناهان كبيره انتشار و اشاعه‎ي فحشا است و اين اشاعه‎ اگر توسط هر ارگاني، فردي يا شخصي صورت گيرد فرقي نمي‎كند. ما در تشكيلات خود را موظف مي‎دانيم كه اسرار مردم را حفظ كنيم و به هيچ وجه اين اطلاعات و اسرار به جايي درز پيدا نكند و عليه كسي از آن استفاده نشود. ما خودمان را امين مردم و روحانيت مي‎دانيم و هيچ وجه اجازه نمي‎دهيم كه از اين اطلاعات و اسناد عليه حرمت يك شخص يا يك شخصيت و يا يك نهاد استفاده شود. ما در تشكيلات خود را مفتخر مي‎دانيم كه هم طلبه هستيم و هم در اختيار اسلام و روحانيت و به هم‎كاري شما هم احتياج داريم. در اين جهت من به عنوان يك طلبه از شما درخواست مي‎كنم اگر انتقاد و اعتراض و پيشنهاد داريد، ما استقبال مي‎كنيم. تا آن جايي كه به من مربوط مي‎شود، رضايت روحانيت و بيوت و ائمه‎ي جمعه و شخصيت‎هاي محترم حاصل هست و اگر در جايي هم خطايي اتفاق افتاده باشد، ما حاضريم جبران كنيم. خدا نكند جبران يك خطا به آخرت موكول شود. ما آماده هستيم در اين دنيا از هر كسي كه ظلم شده عذرخواهي كنيم و جبران كنيم.
پيش‌درآمد[1]
در ميان حقوق اساسي، شايد حقي را به اهميت و ويژگي و شمول امنيت نتوان يافت. امنيت را بايد نياز مشترك مردم و حاكميت براي اداره‎ي امور جامعه دانست. به همين لحاظ ايجاد ضابطه و قانوني براي تامين اين امر مهم و تضمين پشتوانه‎هاي لازم براي پيش‎گيري و مجازات عوامل برهم زننده‎ي امنيت را بايد از مهم‎ترين وظايف قانون‎گذاران دانست. نگاهي كوتاه به قانون اساسي حاكي از جايگاه ويژه‎ي امنيت از ديدگاه قوه‎ي مؤسس نظام جمهوري اسلامي ايران است.
از آن‎جايي كه سخن از امنيت و مقوله‎هاي امنيت است. و امنيت حاكميت را تداعي مي‎كند، پرداختن به هريك از اين دو مقوله سهم به سزايي در تبيين ماهيت امنيت ملي دارد. اين دو مقوله نه در عرض هم و مقابل با يك‎ديگر بلكه در طول يك‎ديگر و مكمل هم بايد مورد توجه و عنايت قرار گيرد. در همين راستا اصول فراواني از قانون اساسي[2] در ارتباط با تامين نياز امنيتي انسان در هر دو بخش روحي‎رواني و مادي تدارك ديده شده است.
بر طبق قانون اساسي تأمين امنيت اشخاص نسبت به حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل آن‎ها از وظايف دولت اسلامي است. امنيت اعتقادي، امنيت بيان مطالب در نشريات و مطبوعات، امنيت ارتباطات، اجتماعات، و تشكل‎ها نيز از مواردي است كه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آن‎ها را به رسميت شناخته است. بديهي است از آن جا كه تامين امنيت شامل همه‎ي شهروندان مي‎گردد و براي برقراري امنيت گروهي نمي‎توان حريم امنيت ديگران را ناديده گرفت اين دسته از اصول قانون اساسي مقيد به قيد قانون است كه براساس آن چگونگي و شرايط تأمين امنيت افراد معين مي‎شود.
از سوي ديگر در راستاي تامين امنيت آحاد جامعه‎ي اسلامي، نبايد امنيت حاكميت ملت را از نظر دور داشت كه در قالب نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران تجلي يافته و مطابق قانون اساسي هيچ كس نمي‎تواند اين حق الهي را كه ملت آن را از طرق مقرر در قانون اساسي اعمال كرده در خدمت منافع فرد يا گروه خاصي قرار دهد. به اين ترتيب هرگونه اقدام خلاف قانون اساسي را مي‎توان در جهت تضعيف نظام جمهوري اسلامي و يك اقدام خلاف امنيت به حساب آورد.
وزارت اطلاعات به عنوان چشم بيناي نظام، هم چون سربازي است كه از سويي به پاسداري از حقوق آحاد ملت مي‎پردازد و از سوي ديگر هرگونه خطري را كه به موجوديت نظام و حاكميت بر آمده از خواست ملت متوجه باشد به مسئولان نظام نشان داده و زمينه‎ي رفع آن را فراهم مي‎سازد.
بيست و هشتمين نشست گفتمان ديني كه درباره‎ي موضوع امنيت ملي است در حالي برگزار مي‎گردد كه تأكيدهاي مكرر مقام معظم رهبري بر مسئله‎ي امنيت ملي به خودي خود گوياي ضرورت پرداختن به اين امر مهم است.
از سوي ديگر، اقدامات هم‎آهنگ دشمنان نظام براي برهم زدن امنيت ملي در سال‎هاي اخير و نيز وقايع بين المللي و منطقه‎اي كه ارتباط آن‎ها با امنيت ملي ما قابل انكار نيست، بر اهميت پرداختن به اين موضوع مي‎افزايد.
[1] ـ حجت الاسلام محمدرضا باقرزاده.
[2]ـ اصول 22، 23، 24، 25، 26، 27، 28، 29، 32، 34، 35، 36، 37، 38، 39، 40، و بند 14 اصل سوم قانون اساسي.
سوال: آيا اين صحيح است كه حريم هوايي ايران توسط هواپيماهاي امريكا نقض شده؟
پاسخ: نه، اين طور نيست. امريكايي‎ها از طريق شخص ثالث اعلام كرده‎اند كه ما حريم هوايي ايران را محترم مي‎شماريم و به آب‎هاي مرزي ايران نزديك نخواهيم شد. اگر خلباني در ايران افتاد و هواپيمايي ساقط شد، اجازه نخواهيم داد كه امريكايي‎ها براي جست و جو بيايند. ما خودمان اگر هواپيمايي افتاد و ساقط شد پيدا مي‎كنيم و تحويل مي‎دهيم اجازه نمي‎دهيم كه حتي در آن شرايط هم امريكايي‎ها به جست و جوي هواپيماي ساقط شده‎شان به مرزهاي ايران بيايند.
سوال: منافع جمهوري اسلامي ايران در افغانستان چيست؟
پاسخ: ما در كشور افغانستان منافع فراواني داريم: اولا،ً همه‎ي كشورهاي همسايه نسبت به هم منافعي دارند. همان طور كه شما در همسايگي‎تان، اگر مشكلي براي همسايه‎تان پيش آيد، به شما هم سرايت مي‎كند؛ حتي اگر مهمان هم زياد داشته باشد بچه‎هاي شلوغشان مزاحم شما مي‎شوند. همين طور هم وقتي يك مشكلي براي كشور پيش آيد، اين مشكل هم به كشور ما سرازير مي‎شود. امروز ما ميزبان دو ميليون آواره هستيم. امروز صدور مواد مخدر و شرارت، منافع ملي ما را تهديد كرده و به خطر انداخته است. از آن طرف مردم افغانستان هم مظلوم‎اند كه ما از مظلوم دفاع مي‎كنيم. يك اقليت شيعه در آن جا هست كه ما خود را موظف مي‎دانيم از اقليت شيعه دفاع كنيم كه متأسفانه هر حكومتي كه در آن جا روي كار آمده به آنها ظلم كرده است. اين هم يك منفعت بسيار بزرگ است.
از آن طرف اگر چنان چه يك حكومت غير مسئول مثل طالبان يا يك دولت مقتدر مثل امريكا در آن جا حاكم شود باز هم منافع ما در خطر است. تنها منافع ما در شرايطي تأمين است كه دولت در افغانستان يك دولت مسئولي باشد و مردم آن دولت را تعيين كرده باشند، نه يك حزب يا يك گروه يا يك اقليت يا يك اكثريت؛ بلكه همه‎ي مردم در آن جا مشاركت داشته باشند.
سوال: آيا حمله‎ي امريكا به جاهاي ديگر احتمال دارد؟
پاسخ: احتمال اين كه امريكايي‎ها بعداً به بعضي كشورها مثل عراق هم تجاوز كنند وجود دارد.
سوال: آيا اطلاعات، با حركات اوباش در شادي‎ها برخورد مي‎كند؟
پاسخ: بعد از هر پيروزي مردم شادي‎هايي مي‎كنند. در بين شادي‎ها افرادي هستند كه از اين فرصت سوء استفاده كردند و عليه اسلام شعار دادند. تعداد معدودي هستند در تهران كه اين‎ها دستگير شدند و مجازات خواهند شد و براي پيش‎گيري از سوء استفاده‎هاي افراد در پيروزي‎هاي بعدي ما همه‎ي اقدامات را انجام داده‎ايم.
ما مخالف شادي مردم نيستيم. ما مخالف منكرات، شعارهاي بد و تعرض به نواميس مردم هستيم. اين كه مردم شاد باشند همه‎ي ما شاديم. اگر ايران پيروز بشود و به جام جهاني راه پيدا كند، همه‎ي ما شاد مي‎شويم و روحانيت هم شاد مي‎شود؛ اما شادي هم بايد براساس اصول اخلاقي و نظم و قانون صورت بگيرد، نه آن گونه‎اي كه اراذل و اوباش انجام دادند و تعدادشان هم خوش‎بختانه كم است.
سوال: چرا از رفت و آمدهاي منافقين در مرز جلوگيري نمي‎شود؟
پاسخ: اين طور نيست كه منافقين به راحتي بيايند و بروند. ما شرارت منافقين را سدّ كرديم. از صد تيمي كه منافقين مي‎فرستند حداقل ما نود تيم را دست‎گير مي‎كنيم ما اعلام كرديم و خبرنگارها را دعوت كرديم كه بيايند و با منافقيني كه دست‎گير شدند مصاحبه كنند. شما مدت‎ها است كه خبر از شرارت منافقين نمي‎بينيد. به دليل تسلط و اشراف اطلاعات است كه به لطف خدا نصيب جمهوري اسلامي و وزارت اطلاعات شده است.
وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ.