امروز:
چهار شنبه 1 آذر 1396
جايگاه اسلام در جهان امروز
بسم الله الرحمن الرحيم
قال العظيم في كتابِهِ الكريم: قل هذه سبيلي أدعوا الي اللّه علي بصيرةٍ مِن أمري أنا و مَنْ اتّبَعْني، سبحان اللّه و ما أنا مِنَ المشركين.
خداوند متعال را سپاس مي‎گويم كه اين توفيق را عنايت فرمود تا در اين شب عزيز، در محضر شما سروران باشيم. تا زماني كه وقت داشته باشيم و در حوصله‎ي مجلس هم باشد، درباره‎ي موضوعي كه انتخاب شده است، صحبت خواهيم كرد. و هم‌چنين از مسئوليت و وظيفه‎‎اي كه به عهده دارم، اگر پرسشي داشته باشيد، در خدمت شما هستم.
موضوعي كه بسيار جالبِ توجه قرار گرفته است، «جايگاه اسلام در جهان امروز» است، كه از جهات گوناگون قابل بحث و گفت‎و‎گو است و اگر بخواهيم كامل و واقعي اين موضوع را درك بكنيم، بايد اعتراف كنيم كه، در اوضاع فعلي، دريافت حقيقت «جايگاه اسلام در جهان امروز» امكان‎پذير نيست. در دنيا، دشمني‎هاي فراوان و سياست‎هاي كلاني را بر ضد اسلام و حركت اسلامي در پيش گرفته‎اند، تا آنكه گسترش اسلام و حضور اسلام در جهان امروز، براي ديگران شناخته نشود؛ چون استكبار جهاني، به سركردگي آمريكا از گسترش اسلام در دنيا وحشت‎زده است و با بهترين امكاناتي كه در اختيار دارند، خاصه در زمينه‎هاي رسانه‎اي،‌ تلاش مي‎كنند كه همانند ابرهاي سياهي، اين حقيقت را بپوشانند تا مردم دنيا از اسلام آگاه نشوند. هم‌چنين تلاش مي‎كنند تا اين‎كه از پيشرفت اسلام در دنيا، جلوگيري كنند؛ از اين رو ما نمي‎توانيم يك تصوير روشن و واقعي (به تمام معنا) درباره‎ي پيشرفت اسلام ارائه بدهيم. با وجود اين، در دنياي امروز شايد براي بسياري؛ حتّي براي بسياري از مسلمانان و براي خودمان نيز پذيرفتني نباشد و يا به معناي ديگر،‌ باوركردني نباشد، كه اسلام اين‌قدر در دنيا پيشرفت كرده باشد! يعني گمان مي‎كنيم، مبالغه در كار است، و تصويري را كه امروز به ما نشان مي‎دهند، اين تصوير، يك تصوير واقعي نيست! براي روشن شدن اين موضوع، بنده مطالب كوتاهي را در چند محور خدمتتان عرض مي‎كنم:
نخست، ما بايد يك مروري به گذشته‎ي اسلام داشته باشيم. يعني اگر ما مي‎خواهيم اسلام را در جهان معاصر بشناسيم و به تصوير بكشيم، بايد بدانيم كه گذشته‎ي اسلام در اين دنيا چگونه بوده است و براي آنكه به گذشته‎ي خيلي دور نرويم و نخواهيم گذشته‎ي خيلي طولاني را مطالعه و مرور كنيم، به همين صد سال اخير كه بيش‌تر از آن آگاهي داريم و آن را مشاهده كرده‎ايم و يا شنيده‎ايم و يا اين‌كه براي ما نقل كرده‎اند،‌ تنها به آن‌مقدار اكتفا مي‎كنيم. بي‎شك اين مي‎تواند نماي گويايي از گذشته‎ي اسلام، در طول تاريخ 1400 سال گذشته تا به امروز باشد. و براي مطالعه و يافتن حقيقت، ما نياز داريم كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، نزديك به هفتاد هشتاد سال را مرور كنيم تا بدانيم اسلام كجا بوده است و چگونه در دنيا مطرح شده است. و در دنيا چه اندازه از اسلام شناخت وجود داشت. من، تنها يك نمونه خدمتتان عرض مي‎كنم،‌ كه اگر شما به همين مدتِ گسترش كمونيسم در دنيا برگرديد و بر هفتاد سال عمر فلاكت‎بار و فساد‎‎برانگيز كمونيسم در دنيا نگاه كنيم، مي‎بينيم كه دنياي اسلام به ويژه از اسلام و اسلام‎خواهي تهي شده بود. به گونه‎اي كه مسلمانان شيفته‎ي مكاتب ديگر شده بودند و يك مسلمان،‌ هم در كشور خودمان ايرن و هم در كشورهاي ديگر از مسلمان بودن خودش خجالت مي‎كشيد! و از اين‌كه بگويد، من مسلمانم، بسيار شرمگين و ناراحت بود. در سال‌هاي 30 تا 50 شمسي، در اين بيست سال، بسياري از كشورهاي اسلامي و كشورهاي عربي؛ البته كشورهاي اسلامي كه مي‌گوييم، در اصل، هيچ‌كدام كشورهاي اسلامي نبودند و نيستند. اين‌ها كشورهاي مسلمان هستند و امروز هم ما در دنيا كشور اسلامي ندارم. جز، كشور خودمان، هيچ كشور ديگري را نمي‌توانيم از نظر اصطلاح حكومتي و نظام سياسي، اسلامي بدانيم! تنها كشورهايي مسلمان هستند؛ نه اسلامي. همه‌ي كشورهاي مسلمان، يكي پس از ديگري سقوط مي‌كردند و در دامان كمونيسم گرفتار مي‌شدند. آن‌چنان اين بي‌هويتي شيوع پيدا كرده بود، كه نزديك به سال 40، روزهايي بود كه بنده و ديگر دوستان براي تحصيل به قم آمده بوديم. حتي در يك شهر مذهبي، يك طلبه و يك مسلمانِ واقعي، احساس امنيت و آرامش نمي‎كرد! در ميان مسلمانان مراكز علمي و دانشگاهي فاصله‎ي بسيار زيادي به وجود آمده بود. در ميان حوزه و دانشگاه و مراكز علمي ديگر، جدايي زيادي وجود داشت. اين جدايي در جاهاي ديگر هم همين‎طور بود. تنها در ايران،‌ آن هم به بركت حوزه‎ي علميه و وجود علما و اهل‎بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ اين جدايي كم‎تر ديده مي‎شد. و دركشورهاي ديگر، جدايي بسيار زيادي به چشم مي‎خورد. در همان سال‎ها براي روحانياني كه در كشورهاي ديگر زندگي مي‎كردند، يكي از مسائلي كه با آن مواجه مي‎شدند،‌ اين بود كه، اگر كسي حجاب مي‎داشت، او را مسخره مي‌كردند و مي‎گفتند: «ما نمي‎توانيم در دانشگاه در ميان مردم نماز بخوانيم، خجالت مي‎كشيم! و اگر نماز نخوانديم، چگونه بايد قضاي آن را به جاي بياوريم؟
ببينيد! براي نماز خواندن، كه يك فريضه‌ي عادي در اسلام است، يك مسلمان احساس شرمندگي مي‎كرد! يك مسلمان از اين‌كه بگويد من مسلمانم، احساس شرمندگي مي‎كرد! در بسياري از اين كشورها تعداد زيادي از جوانان را مي‎ديديم كه همه، به اين مكاتب الحادي و التقاطي پناه مي‏‌آوردند و براي آنكه (به اصطلاح) بتوانند هويت خودشان را حفظ كنند و خودي نشان بدهند؛ حتي در ميان روحانيان (كساني كه ملبس به لباس روحانيت بودند و درس‎خوانده هم بودند)، كساني بودند كه تلاش مي‎كردند، اسلام را در قالب‎هايي نو معرفي كنند تا (به اصطلاح)، ديگران آن را بپذيرند و (به معناي امروزي)، آن را تحمل كنند. قالب‎هايي برگرفته از مكتب‎هاي گوناگون و نمايي هم از اسلام و ايده‎هاي اسلامي را به هم آميخته بودند تا بتوانند از آن، قالبي نو به ‎وجود بياورند و هستند كساني كه در اين زمينه هم كتاب نوشته‎اند، سخنراني كرده‎اند. آنان تلاش مي‎‎كردند كه، اصلاً اين نظريه و تفكر را در ميان حوزه‎هاي علميه‎، علما،‌ جوانان و ديگر دانشمندان، در قالب‎هاي روشنفكري، غرب‎گرايي، گاهي نيز در قالب (به اصطلاح) طرفداري از نظام اقتصادي كمونيسم، در دنيا آن را مثبت نشان بدهند تا ما نظام اسلام را نيز به گونه‎اي معرفي كنيم كه، اين تفاوت وجود نداشته باشد و تا اين‌كه اسلام را هم بپذيرند! از اين نمونه‎ها بسيار زياد است، كه اگر شما اين‎ها را كنار هم بچينيد؛ و به آنها فكر كنيد، درمي‎يابيد كه اسلام رخت بر‎بسته بود و قرآن مطرح نبود. هم‎چنين، در ميان مسلمانان شريعتي به نام اسلام، رونق نداشت؛ در ميان غيرمسلمانان كه جاي خود داشت. اين گزارشي بود از اسلام در جهان اسلام، پيش از پيروزي انقلاب اسلامي.
آيا مي‎دانيد كه به بركت انقلاب اسلامي و با روي كار آمدن نظام جمهوري اسلامي، شناخت اسلام در جهان تا كجا پيش رفته است؟ نمونه‎هايي كه خدمت شما گفتم، مبالغه نبود. اغراق نبود؛ بلكه همه‎ي اين‎ها واقعيت داشتند. پس از يازده سپتامبر؛ (يعني 20 شهريور) كه آن حادثه‎ي انفجار در آمريكا اتفاق افتاد،‌ پرفروش‎ترين كتاب در اروپا و امريكا قرآن بوده است؛ يعني براي شناخت اسلام موجي در ميان دنيا به‎وجود آمد. اين موج، همه‎اش از براي خواستن اسلام نبود؛ يك مقدار از اين موج، بر اثر دشمني با اسلام بود. آنان دنبال اسلام رفتند و تلاش كردند اسلام را بشناسند تا بتوانند براي مبارزه و رويارويي با اسلام خود را آماده سازند؛ اما از سوي ديگر، اين موج توانست براي پيشرفت اسلام زمينه‎ي بسيار بزرگي را در دنيا به‎وجود بياورد تا اسلام رونق يابد و دنيا خواستار آن شود. براي روي آوردن به اسلام در جهان كنوني، ما مي‎توانيم بر حسب زمان خودمان (‌در 25 سال گذشته)، براي آن، دو حركت و جهش تصور كنيم:
يك حركت و جهش؛ پيروزي انقلاب اسلامي و روي كار آمدن نظام جمهوري اسلامي بود كه توانست، موج عظيمي را در دنيا به‎وجود آورد و دنيا را دگرگون سازد؛ هم در ميان مسلمانان و هم در ميان غير مسلمانان.
اما در ميان مسلمانان؛ مسلمانان دنيا احساس بي‎هويتي مي‎كردند و فكر مي‎كردند كه اسلام پاسخگوي نياز مردم نيست! مسلماناني كه فكر مي‎كردند، اسلام نمي‎تواند نيازمندي‎هاي جامعه‎ي مدرن و پيشرفته‌ي امروز را پاسخگو باشد؛ مسلماناني كه فكر مي‎كردند، اسلام تنها يك سلسله احكام عبادي، اخلاقي، شخصي، دروني بين انسان و خدا، چيز ديگري براي آن تصور نمي‎كردند! باز هم در اين باره خواهم گفت كه شما فكر نكنيد اين مسلمانان (‌به اصطلاح) روشنفكر بودند يا مسلماناني بودند كه از اسلام ناآگاه بودند.
آنچه امروز ما در دنيا شاهد آن هستيم، همه‎اش به بركت انفاس قدسي امام خميني (ره) و به بركت جهاد آن امام و تلاش‎هايي بود كه آن مرد خدا و آن شخصيت بزرگ اسلام، توانست در دنيا به‎وجود بياورد.
حضرت امام ـ رحمة الله عليه و قدس الله نفسه الزكيّه ـ بحث حكومت اسلامي را در ضمن مبحث ولايت در بيع (در نجف) شروع كردند و فرمودند:
حاكم و والي جزو اولياي عقد اند.
در نجف وقتي درس بيع حضرت امام (ره) به اين مبحث و مسئله رسيد، امام به اين بهانه، حكومت اسلامي را مطرح كرد و بحث حكومت اسلامي (در نجف)، آن روز و در آن حوزه‎ي سنتي و قديمي، با آن تفكّري كه (در نجف)، در آن روزگار حاكم بود، اين بحث، همانند يك بمبي در نجف و در همه‎‌ي حوزه‎هاي علميه و هم‎چنين در دنياي اسلام منفجر شد.@#@ به يكباره موجي ايجاد كرد و حركتي آغاز شد. علما و شخصيت‎هاي علمي (كه اگر نامشان گفته شود،‌ شايد بعضي را بشناسند)، در جلسات خصوصي و در نشست‎هاي طلبگي تلاش مي‎كردند كه اين مسئله را بيان كنند، كه اصلاً اسلام، احكام و دستورات حكومتي ندارد، كه ما بخواهيم از حكومت اسلامي صحبت كنيم. اينان افراد روشنفكر، آگاه، درس‎خوانده، فلسفه‎شناس و فلسفه‎دان و شخصيت‎هاي عجيبي بودند، كه آن وقت براي ما طلبه‎هاي (به اصطلاح) سطح پايين‎تر عجيب بود كه اين‎ها چگونه فكر مي‎كنند!
اگر انسان بخواهد به همين نهج‎البلاغه مراجعه كند و مطالعه‎اي اجمالي در خطبه‎هاي نهج‎البلاغه داشته باشد، درمي‎يابد كه حضرت اميرالمؤمنين- عليه السلام ـ دستورها و فرمان‎هاي حكومتي را صادر مي‎كردند. خاصه در عهدنامه‎ي مالك اشتر. هرچند شما از اين مسئله به خوبي آگاهي داريد؛ اما مي‎خواهم بگويم در ميان روحانيان كساني بودند كه براي مقابله با اين تفكر (حكومت اسلامي) تلاش مي‎كردند كه اصلاً اين را (به اصطلاح) غير‎معقول و غير‎مقبول جلوه بدهند و بگويند كه اسلام، اصلاً چنين چيزي نيست! اصلاً اسلام چنين نظامي ندارد؛ اما امام خميني (ره) حكومت اسلامي را بنيان نهادند. اين موج، مسلمانان را بيدار كرد و در ميان مسلمانان اميدي به وجود آمد. پيش از آنكه امام خميني (ره) مبحث حكومت اسلامي را طرح بكنند، از كشورهاي مصر، هند، پاكستان و ديگر كشورهاي اسلامي، علما و دانشمندان گوناگوني، درباره‎‌ي حكومت اسلامي كتاب نوشته بودند؛ اما اين‎كه چنين چيزي براي مسلمانان قابل تحقق است، مطرح نشده بود؛ اما وقتي نظام حكومت اسلامي برقرار شد، اين اميد در دل‎ها به‎وجود آمد؛ چون اكنون در دنياي اسلام همه‎ي كشورهاي مسلمان، براي برقراري نظام اسلامي، آماده‎اند؛ ولي آنچه مانع برقراري حكومت اسلامي در اين كشورها شده است، زور و سرنيزه‎ي سردمداران آن حكومت‎ها است، كه نمي‎گذارد اسلام در اين كشورها حاكميت يابد.
در تركيه شاهد آن بوديم كه، مسلمانان و (به اصطلاح) طرفداران مكتب اسلام، پيروز شدند؛ اما به زور سرنيزه، مجلس را منحل كردند؛ رئيس گروه اسلامي را گرفتند و به زندان انداختند و افراد را از موقعيت‎هايشان بر‎كنار كردند؛ براي اين‎كه نمي‎خواستند اسلام پيروز بشود.
الجزاير هم نمونه‎ي ديگري است. در الجزاير نيز همين‌گونه برخورد كردند. در حالي كه اسلام به خوبي پيروز شده بود؛ مسلمان‎ها همه‎ي كرسي‎هاي پارلمان را گرفته بودند؛ قرار بود، كه نخست‎وزير و رئيس‎جمهور معرفي كنند؛ اما دولت، ‎تانك‎ها را به خيابان‏ها آورد و با كشتن هزاران مسلمان از تشكيل حكومت اسلامي جلوگيري كردند. امروز تنها چيزي كه در مصر جلوِ مسلمانان را گرفته است، نيروهاي پليس (به اصطلاح) ترسناك مصر است كه فعاليت امنيتي بسيار شديدي دارد و كوچك‎ترين حركت را زير نظردارد و وقتي كه چند مسلمان از چند جا بخواهند حركتي را آغاز بكنند، به بهانه‎هاي گوناگوني فشار مي‎آوردند؛ آنان را زنداني مي‎كنند و از بين مي‎برند. اسلام در مصر آن ‎قدر گسترش يافت، كه وقتي يكي از نمازهاي عيد فطر (فكر مي‎كنم به دستِ مرحوم «كَش») در ميان خيابان‎هاي مصر برگزار شد، پانصد هزار نفر به او اقتدا كردند. و شما اين‌ گونه تجمع‎هاي اسلامي را در كشورهايي همچون پاكستان و ديگر كشورها مي‎بينيد.
اين موجي بود كه در دنياي اسلام به وجود آمد و امروز هم، همين‌طور در حال پيشرفت است و شما بارها از مقام معظم رهبري شنيده‎ايد كه فرمود:
يكي از انگيزه‎هاي آمريكا و غرب در ناكارآمد نشان‌دادن اسلام، اين است كه، مسلمانان را نااميد كند.
مسلماناني كه به فكر برقراري نظام حكومت اسلامي افتاده‎اند، را نااميدكند و آنان را از هدفشان باز بدارد و جلوي اين حركت را بگيرد؛ اما نخواهند توانست. هرچند براي به ثمر رساندن اهدافشان تلاش خواهند كرد.
در دنياي غير اسلام هم، شما به هر كجا برويد، مي‎بينيد كه در دورترين نقطه‎ي چين نيز امروزه اسلام در حال پيشرفت است و روز به روز مسلمانان در چين افزايش مي‎يابند. در كشورهايي همچون ژاپن، آمريكا و در بيش‌تر كشورهاي اروپايي، گرايش به اسلام رو به افزايش است. بي‎شك شنيده‎ايد، كه در اروپا هم‎اكنون اسلام به طور رسمي، دين دوم اروپا شناخته شده است و به تصويب رسيده است و به استناد همين ماده‎ي قانوني، اگر در هر مدرسه‎اي دو تا، سه تا بچه مسلمان به مدير مدرسه بگويند كه، ما در درس ديني (به اصطلاح مسيحيت) شركت نمي‎كنيم و كلاس دين براي ما تشكيل بدهيد و يك معلم مسلمان بياوريد: مدير مدرسه نيز مي‎آورد.
اما معلّمي كه بتواند در مدارس كشورهاي اروپايي براي بچه مسلمان‎ها درس دين و اسلام بدهد، اكنون ما نداريم.
در اروپايي كه (به اصطلاح) در‎هاي مدرسه را باز گذاشته است، براي اين‌كه معلم مسلمان در آنجا درس شريعت و دين بدهد؛ ولي ما اين‌چنين معلمي نداريم. اين يكي از نمونه‎هايي است كه، براي جايگاه اسلام، امروز مي‎توانيم در دنيا اسم ببريم. نمونه‎ي ديگر برقراري كُرسي‎هاي اسلام‎شناسي است.
دو گونه حركت براي اسلام‎شناسي در دنياي غرب، اروپا و امريكا اكنون وجود دارد؛ يكي برگزاري همايش‎ها و كنفرانس‎هاي بزرگِ اسلام‎شناسي است كه در برقراري اين كنفرانس‎ها دو هدف دنبال مي‎شود؛ بعضي‎ها واقعاً براي حقيقت‎يابي است؛ بعضي‎ها هم براي شناختن و مبارزه است؛ اما همايش‎ها يكي پس از ديگري در كشورهاي اروپايي، امريكايي از طرفِ دانشگاه‎ها، آكادمي‎هاي علمي، مؤسسات علمي مدرن در حال برگزاري است و روي اسلام و شناخت آن كار مي‎كنند؛ يكي هم كرسي‎هاي اسلام‎شناسي در دانشگاه‎ها است. اكنون من آمار دقيقي در اين زمينه ندارم؛ ولي بدانيد بيش از50 دانشگاه، امروزه در دنيا كُرسي اسلام‎شناسي دارند. و براي دانشجويان خودشان درس اسلام‎شناسي قرار داده‎اند. هم‌چنين براي استادان نيز درس اسلام‎شناسي برگزار مي‎كنند، كه اسلام را بشناسند. اين گوياي جايگاه دين اسلام است. اين ارزشي است كه امروز اسلام در دنيا پيدا كرده است. اسلام داراي يك مكتب؛ داراي يك نظام و داراي يك قانون مدرن است، كه مي‎تواند پاسخگوي همه‎ي نيازهاي مردم امروز (در دنيا) باشد. اكنون اسلام در دنيا مطرح شده است و مردم به اسلام علاقه دارند و به اسلام روي آورده‎اند و اين وضعيت امروز در دنيا در حال گسترش است. در يك سال نخست، پس از (20 شهريور) انفجارهاي امريكا، در اروپا و امريكا هرچه كتاب اسلامي كه در بازار عرضه شده بود،‌ به فروش رفته است؛ مثلاً دارالنشر انصاريان كه كتاب‎هاي اسلامي به زبان انگليسي را عرضه مي‎كند و همين‌طور مؤسسات ديگري كه كتاب‎هايي به زبان انگليسي و زبان‎هاي ديگر عرضه مي‎كنند، اين‎ها در آن سال هرچه كتاب در انبارهاي اروپا و امريكا داشته‎اند، آنها را عرضه كرده‎اند،‌ تا جايي كه در امريكا فروش قرآن را ممنوع كرده‎اند. و شروع به رويارويي با فروش كتاب‎هاي اسلامي كردند.
امروز اسلام در دنيا طرفداران بسيار فراواني دارد و استقبال بسيار گسترده‎اي نسبت به اسلام در دنيا به وجود آمده است. و اين نويد‎بخش آينده‎ي بسيار درخشان‎تر و اميد‎بخش‎تر نسبت به اسلام در دنيا است. بي‎شك اگر در ميان همين كشورهاي اروپايي، حكومتي سقوط كند؛ اگر در كشوري تغييري به وجود بيايد؛ بدانيد اسلام در اين كشورها پيروز خواهد شد. و اين يك حركت بسيار روشني است و اميدي است كه خداوند متعال به مسلمانان داده است وما امروز اين زمينه‎ي اميد را مي‎بينيم. نويدهاي اين حركت بزرگ اسلامي براي آينده‎ي اسلام را ما مشاهده مي‎كنيم؛ يعني شما به خوبي (با مطالعه‎ي امروز دنياي اسلام) اگر نگاه كنيد، مي‎بينيد كه زمينه‎ي (هو الّذي أرسل رَسوُلَهُ بالهُدي و دين الحق ليظهره علي الدين كلّه و لَوْ كره المشركون) در حال شكل‎گيري است و زمينه‎ي حكومت جهاني امام عصر -عجل الله تعالي فرجه الشريف- خود به خود در حال به وجود آمدن است. اين‌گونه نيست كه امام نياز داشته باشد كه با شمشير و با جنگ و خونريزي بخواهد اسلام را در دنيا حاكم كند! زمينه‎ي پيروزي و غلبه‎ي اسلام خود به خود در دنيا به وجود مي‎آيد و اين عظمت و افتخار براي اسلام در دنيا تحقق پيدا مي‎يابد. در آسياي ميانه؛ يعني همين كشورهايي كه بعضي‎هايشان در گذشته مسلمان بودند و سپس در دامان كمونيسم افتادند و بعضي از آنان كه اصلاً مسلمان نبودند؛ در همه‎ي كشورهاي آسياي ميانه، ما امروز خريدار اسلام داريم؛ درخواست عالِم داريم؛ درخواست ساخت مسجد داريم؛ درخواست ايجاد مركز اسلامي داريم؛ درخواست كتاب در اين كشورها داريم. در همه‎ي كشورهاي آسياي ميانه اكنون اسلام به خوبي رونق يافته است و طرفداران بسياري دارد. مثل آذربايجان و ديگر كشورها كه اصلاً اساس اين كشورها اسلام بوده است و مردمش مسلمان بوده‎اند؛ حتي برخي شيعه بوده‎اند و امروز آزادي‎هايي يافته‎اند كه به اسلام روي آورده‎اند و چه در كشورهاي ديگر كه اسلام كم‎تر نمود داشته است. اما امروز اسلام يك موج فراگير در همه‎ي آسياي ميانه، اروپاي شرقي و همه‎ي كشورهايي كه تحت سيطره‎ي استبداد وديكتاتوري كمونيسم در سال‎هاي متمادي بوده‎اند؛ نزديك به هفتاد سال؛ بعضي‎ها پنجاه سال؛ بعضي‎ها چهل سال؛ بعضي‎ها شصت سال و اين‎ها را امروز شما مي‎بينيد كه در آنجا اين خواست اسلامي در همه‎جا رونق دارد و مردم سراغ اسلام را مي‎گيرند.@#@ خُب، نكته‎اي را كه مي‎خواهم عرض كنم، اين است كه، اسلامي كه امروز اين‌همه در دنيا طرفدار دارد، اين اسلام امروز در دنيا مظلوم است. خود مسلمانان بيش از يك ميليارد و چهار صد ميليون نفر اند و اين آماري است كه تقريباً رسمي اعلام شده است؛ البته غير رسمي آن بيش‌تر است. در بسياري از اين كشورها، مثلاً مي‎گويند: «ده ميليون، بيست ميليون»؛ اما بي‌شك تعداد مسلمانان بيش‌تر از اين‎ها هستند؛ با اين‌همه موج اسلام‎خواهي در دنيا، اسلام مظلوم است. اسلام هم از طرفِ مسلمانان مظلوم واقع شده است؛ هم از طرف رهبران اسلامي و هم از طرف غيرمسلمانان. درباره‎ي غيرمسلمانان، همه شنيده‎ايد و مي‎دانيد و هر روز هم مي‎بينيد كه با انواع و اقسام حركت‎هاي رسانه‎اي؛ حركت‎هاي علمي؛ حركت‎هايي در قالب مجامع بين‎المللي؛ حركت‎هاي حقوق بشري و با ديگر حركت‎ها با اسلام مقابله مي‎كنند، كه اصلاً صداي اسلام به گوش كسي نرسد؛ و با تهمت زدن فراوان به اسلام، نگذارند كه اسلام در دنيا معرفي بشود و مردم بشناسند كه اسلام چه مي گويد. چرا اسلام! اسلام با كدام حقوق بشر مخالف بوده است؟ كدام مكتب و مليتي بيش از اسلام و قرآن به انسان شخصيت داده است و براي بشر حقوق و امتياز قائل شده است؟ كدام مكتب؟ آيا امروز زنده‎ترين مكاتب دنيا، زنده‎ترين نظام‎ها و (به اصطلاح) دموكراسي‎ترين حكومت‎هاي امروزي دنيا، بيش از همين اسلامي كه ما در كشور خودمان داريم، به زن شخصيت داده‎اند؟ حقوق ‎و امتياز داده‎ند؟ در كشور ما زن را در ميان جامعه جاي داده‎اند؛ به او مسئوليت داده‎اند و براي زن، آن شخصيت واقعي را كه اسلام برايش تعريف كرده است، در نظر گرفته‎اند. در دنياي غرب و استكبار اين تهمت‌ها از طرف صهيونيزم بين‎الملل، از طرف مسيحيت بين‎المللي و از طرف همه‎ي حركت‎هاي ديگر به اسلام نسبت داده مي‌شود.
با تعهد و پايبندي خودمان، عمل كردن به دستورات اسلام را خوب جلوه بدهيم؛ اسلام را خوب معرفي كنيم؛ آنچه كه مردم دنيا از مسلمان مي‎بينند، شما در كتاب‎ها مي‎خوانيد؛ در مقالات مي‎بينيد؛ در روزنامه‎ها و در جاهاي ديگر، بسياري از اين افراد مي‎آيند و مي‎گويند كه، اسلام خوب است؛ ولي ما اين مسلمانان را كه مي‎بينيم، اينان هيچ‌كدام، آن چيزي را كه اسلام مي‎گويد، ندارند؛ پس ما به اسلام ظلم مي‎كنيم و از نظر رهبر اسلامي، حوزه‎هاي علميه، دانشمندان، علماي اسلام، روحانيان و همه‎ي حوزه‎ها، خاصه حوزه‎ي علميه‎ي قم، كه در راس آنها است و حوزه‎هاي علميه‎ي ديگر.
برادران! همه‎ي ما مقصر هستيم؛ همه‎ي ما وظايف خودمان را انجام نمي‎دهيم. در سال‎هاي گذشته، ملاحظه فرموده‎ايد كه مقام معظم رهبري ـ دام ظلّه العالي ـ چقدر تلاش كردند؛ چقدر سفارش كردند؛ چقدر دستور دادند كه حوزه‎هاي علميه و مراكز علمي به ميدان بيايند؛ ميدان باز است؛ اما ما كسي را نداريم! بنده يك خدمتگزاري هستم كه با بسياري از مسلمانان در كشورهاي مسلمان ارتباط دارم. درخواست‎هايي در اين زمينه براي مقام معظم رهبري مي‎آيد. در بسياري از اين كشورهاي اروپايي، در آنجا مسلمانان تلاش مي‎كنند كه يك اتاق، دو تا اتاق، يك زيرزمين و يا يك گاراژ در جايي مي‎گيرند؛ براي اين‌كه در آنجا نماز بخوانند؛ از احكام اسلام سخن بگويند؛ شعائر اسلامي خودشان را به نمايش بگذارند؛ اما مي‎گويند كه ما روحاني مي‎خواهيم؛ ما روحاني نداريم. ما عالم نداريم كه براي آنان بفرستيم. وقتي به يك محقق، به يك مجتهد، به يك عالم و مدرس درس خارج از قم و در جاهاي ديگر گفته مي‎شود كه به وجود افرادي مثل شما در كشورهاي ديگر نياز است؛ ولي حوزه‎ي ما نمي‎تواند تأمين‎كننده باشد؛ من نمي‎توانم درس و كلاس خودم را تعطيل كنم و بروم اين وظيفه را انجام بدهم. ما امروز در امريكا به يك شخصيت علمي درجه يك زباندان، مجتهد و در حد رساله نياز داريم. مگر پيش از اين نبوده است! پيش از اين در ميان حوزه‎هاي علميه مجتهدان بزرگ صاحب رساله حركت مي‎كردند و مي‎رفتند در كشورهاي ديگر. در همين كشور خودمان (ايران) نگاه كنيد! هم گذشته‎اش و هم حالش؛ در بسياري از كشورها حوزه‎هاي علميه است و مراجع هستند. مراجع داراي مقلد و مراجع صاحب رساله، بسيار بودند كه فوت كردند و بسياري هم اكنون هستند و در جاهاي گوناگون، در كشورهاي ديگر هم همين طور بوده است؛ اما من به شما عرض كنم كه اكنون ما يك مجتهد جامع الشرايط؛ صاحب فتوا و صاحب رساله، در همه‎ي پاكستان نداريم. با اين‌كه چقدر ما روحاني پاكستاني داريم! در نجف، سوريه، لبنان، پاكستان و در اين‌جا حوزه‎هاي علميه‎ي گوناگوني وجود دارد؛ اما ما شخصيت در اين حد نداريم. در هند نزديك به بيست ميليون مسلمان داريم. خود شيعيان معتقدند كه در هند بيش از سي ميليون شيعه داريم. دولت هند به وجود نزديك به بيست ميليون شيعه قائل است؛ اما ما در هند يك مجتهد جامع الشرايط، صاحب رساله و صاحب فتوا نداريم! حتي حوزه نتوانسته است از هندي‎هاي مقيم ايران هم، چنين شخصي را تربيت بكند! گذشته‎ي ما از امروز ما بهتر بوده است. امروز ما كسي را در اين سطح نداريم و هم در اروپا و هم در امريكا ما به چنين افرادي نياز داريم. مي‎دانيد كه امريكا هم‎اكنون يك چهارراه بزرگ بين‌‎المللي است. سكوهاي پرش، امروز در امريكا است. اگر ما در آنجا يك پايگاهِ قوي و بزرگ داشته باشيم و يك عالم دانشمندي كه به ميدان نبرد با مكتب‎هايي كه در دانشگاه‎ها و در مراكز و مؤسسات علمي امريكا مطرح است، برود و بتواند اسلام را مطرح كند؛ بتواند ايده‎هاي قرآني را در آنجا روشن كند، اين حركت در آنجا موج ايجاد مي‎كند. خود امريكا امروز بيش از بيست تا سي ميليون مسلمان دارد و اگر چنين حركتي بشود مردم به اسلام روي مي‎آورند؛ چون در آنجا به اسلام بسيار علاقه‎مند ‎اند؛ اما ما چنين كسي را نداريم.
در كشورهاي اروپايي هم، همين طور است. ما هنوز از اين‌كه بتوانيم يك مؤسسه‎ي تبليغي داشته باشيم كه بتواند ابزاري براي تبليغ دين در امروز فراهم كند عاجزيم. مبلغي كه درس‎خوانده باشد؛ با‎سواد باشد؛ فلسفه‎دان باشد؛ مكاتب دين را شناخته باشد؛ زبان داشته باشد و بتواند با زبان قومش با مردم سخن بگويد، نداريم.
ادعوا الي سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتي هي احسن.
ابزار اين مجادله‎ي احسن در مرحله‎ي اول، زبان است و در مرحله‎ي دوم، علم و سوادي است كه بتواني در آن محيط و جامعه با آنان سخن بگويي. چون از نزديك شاهد هستم و شاهد بوده‎ام و تا آنجايي كه توانسته‎ام و توان داشته‎ام در كار تبليغ كار كرده‎ام، اكنون هم كار مي‎كنم؛ اما ما هم‎اكنون، شايد نزديك به بيست تا سي مسجد و (به اصطلاح)، جاي نماز در اروپا و در جاهاي ديگر داريم كه، درخواست دارند كه، ما براي آنان عالم بفرستيم؛ ولي ما هر كسي را مي‎فرستيم؛ آن‎قدر كه تنها مي‎توانيم به كسي اكتفا بكنيم كه، يك مقداري عربي بلد باشد، يا يك مقداري زبان تركي بلد باشد، كه حداقل به مسلمانان مهاجر در آنجاها بپردازد؛ اما به زبان آلماني، نروژي، ايتاليايي، فرانسوي، انگليسي كسي را نداريم و هم‎چنين ما به زبان اسپانيايي در دنيا نزديك به پانصد ميليون نفر داريم؛ به زبان ماليويي ما اكنون در دنيا نزديك به پانصد ميليون مسلمان داريم. پانصد ميليون مسلمان است كه، ما براي اين پانصد ميليون نفر، يك عالم مجتهد، مبلغ و دانشمند مطّلع، كه بتواند با آن زبان با آنان سخن بگويد، نداريم و هم‎چنين در جاهاي ديگر مي‎دانيد چقدر زمينه‎ها وجود دارد؛ اما در همين شيعيان خودمان اگر بررسي بكنيم، فرقه‌هاي گوناگون شيعه اكنون در دنيا طرفداران بسيار فراواني داريم؛ از جمله: زيديه، نور‎بخشيه و ديگر فرقه‎ها كه فراوان‎اند و ما مبلغاني نداريم كه اصلاً اين مكتب‎ها را بشناسند و بدانند چه مي‎گويند و بدانيم چه بايد به آنان بگوييم و با چه زباني با آنان سخن بگوييم؟ ما اين‌چنين مبلغاني مي‎خواهيم.
امروز مظلوميت دنياي اسلام اين است كه، كتاب نداريم. ترجمه شده هم نداريم. نوشته شده كه جاي خود دارد. مي‎دانيد احاديث ائمه‎ي اطهار ـ عليهم السلام ـ در دنيا چقدر بُرد دارند! همين كلمات قصار ائمه ـ عليهم السلام ـ روايت‎هاي اخلاقي، اجتماعي و عمومي كه ائمه‎ي اطهار ـ عليهم السلام ـ براي عامه‎ي مردم، دستور دادند؛ دستورهاي اخلاقي، اجتماعي و ديگر دستورها، اگر به زبان‎هاي گوناگون دنيا ترجمه شود، هيچ حاشيه نمي‎خواهد؛ هيچ تفسير نمي‎خواهد. در دنيا، همين چقدر مؤثر خواهد بود! ما همين‎ها را به زبان انگليسي روان و فرانسوي روان، در اختيار مردم قرار بدهيم، مي‎دانيد اين خودش چقدر بُرد خواهد داشت!
ما بيانات مقام معظم رهبري را ترجمه مي‎كنيم. اين همه تلاش مي‎كنيم كه ترجمه‎ي دقيق و خوبي باشد. اين ترجمه مي‎رود در دنيا پذيرفته مي‎شود. مي‎گويند اين ترجمه‎ها خوب نيست؛ يعني مترجمان ما ناقص‎اند. آناني كه خيلي به وجودشان افتخار مي‎كنيم و خيلي تلاش هم مي‎كنيم كه دقت داشته باشند و كار ترجمه را خوب انجام بدهند. باز هم نمي‎توانند؛ چون ترجمه كار تأليف را نمي‎كند. اين‌كه يك مبلغ بخواهد يك كسي كنارش باشد، حرف‎هايش را ترجمه كند، اين حرف‎ها را نمي‎شود به دنيا رساند و ما به اينان احتياج داريم.@#@
اين مظلوميت اسلام است. اسلام در دنيا در حال پيشرفت است. من به آسيا و اروپا و امريكا اشاره كردم، به افريقا هم اشاره كنم؛ در افريقا هم اسلام روشن‎تر و بهتر از اروپا و امريكا است. قسمت وسيعي از افريقا را امروز اسلام پوشانده است و قسمت بسيار زياد ديگري آماده‎ي پذيرش اسلام است. در قاره‎ي افريقا، قاره‎ي سياهي كه در دنيا معروف است، مردم اين قاره آن‌قدر عاطفي، مهربان، دوست‎‎داشتني و آن‌قدر مردمان ساده و بي آلايشي هستند! و قلب‎هايشان براي اسلام باز است. و بدانيم كه مسيحيت با همه‎ي امكانات خودش در همه‎ي دنيا تلاش مي‎كند؛ كم‎ترين بُرد و كم‎ترين پيشرفت را دارد؛ ولي بيش‎ترين تلاش را انجام مي‎دهد. اسلام كه بهترين زمينه و بيش‎ترين پيشرفت را دارد، كم‎ترين امكانات و سرمايه‎گذاري را دارد.
اميدواريم كه خداوند به ما عنايت كند، راهي را كه خدا و پيامبر براي ما مشخص كرده‎اند و وظيفه‎ي سنگين و مسئوليت بزرگي كه براي معرفي، پيشبُرد و خدمت به اسلام امروزه به عهده‎ي ما است، بتوانيم در دنيا وظيفه‎ي خودمان را به خوبي انجام بدهيم.
اميدواريم كه اين گفت‎‌وگوها، اين نشست‌وبرخاست‏‎ها و اين شنيدن‎ها، بتواند ما را براي احساس وظيفه‎ي بيش‎تر، مسئوليت بيش‎تر، و براي اقدام عملي بهتر و بيش‎تر، براي رسيدن به آمال و آرزوهاي خودمان، براي معرفي و خدمت به اسلام، آماده سازد و براي آنكه گروهي برخيزند؛ تصميم بگيرند كه از وطن و زادگاه خودشان مهاجرت كنند و براي برافراشتن پرچم اسلام و براي مبارزه با مكاتب ضد الهي و الحادي دنيا، بتوانند آماده بشوند و هجرت كنند و پيش بروند و اين وظيفه‎ي بزرگ را به خوبي انجام بدهند.
وعده‎ي خدا حق است. اسلام در حال گسترش است. ما امروز بيش از هر زمان ديگر، پيشرفت و ظهور و غلبه‎ي اسلام را مي‎بينيم.
باشد كه (إن شاءَ الله) بتوانيم به وظيفه‎ي خودمان بهتر و بيش‎تر عمل كنيم. و آنچه در توان داريم، در خدمت اسلام به كار بگيريم.
پيش درآمد[1]
بسم الله الرحمن الرحيم
توفيق يافتيم تا هفتاد و يكمين جلسه‎ي گفتمان ديني با موضوع «اسلام در جهان امروز» را در خدمت جناب حجةالسلام و المسلمين اختري باشيم‎.
پيش از اين‌كه ايشان براي سخنراني به جايگاه تشريف بياورند‎، چند جمله‎ خدمت عزيزان عرض مي‎كنم: «اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم، هو الذي أَرسَلَ رسُولَهُ بالهدي و دين الحق لِيُظهِرَهُ علي الدين كلّه و لَوْ كَرِهَ المشركون».
درباره‎ي «جايگاه اسلام در جهان امروز»، سخناني را از رهبر كبير انقلاب و مقام معظم رهبري و ديدگاه‎هايي چند از انديشه‎مندان و روشنفكران مسلمان و غيرمسلمان و مراجع اطلاع‌رساني خدمت شما عزيزان عرض مي‎كنم:
مقام معظم رهبري مي‎فرمايند:
امام بزرگوار با اين انقلاب‎، مسلمانان را نشاط بخشيد و اسلام را زنده كرد و امروز، اسلام آمال و آرزوي نسل‎هاي جوان و روشنفكران كاركشته است.
جمله‎اي بسيار معروف از رهبر كبير انقلاب است كه فرمودند:
امروز جهان تشنه‎ي فرهنگ اسلام ناب محمدي است.
همچنين خَلَف صالح ايشان (مقام معظّم رهبري) نيز به همين مضمون فرمودند:
دنياي امروز، خواستار اسلام حقيقي است.
در مقابل نظريه‎اي كه، به پايان نقش تاريخي اسلام معتقد است، امروزه شاهد تأكيد سياستمداران دنيا، بر نقش بنيادين و اساسي اسلام در جهان امروز ايم. يكي از سياستمداران معروف غرب، با تأييد رشدِ بسيار سريع اسلام در جهان امروز مي‎گويد:
هگل (فيلسوف آلماني) معتقد بود: نقش اسلام با گذشت زمان پايان يافته است؛ ولي اين قضاوت درباره‎ي اين دين جهاني، اشتباهي بيش نبود. و بسياري از اروپايي‎ها نيز دچار تصور ِ نادرست هِگِل، از اسلام شده‎اند.
حضرت امام (ره) در جايي ديگر فرموده‎اند:
بحمداللّه اسلام در همه‌ي دنيا يك جلوه‎اي كرده است؛ شما بدانيد! پرتوِ اسلام از مركز ايران، به همه‌ي دنيا رفته است. انقلاب ما صادر شده است و در همه‌جا اسم اسلام است و مستضعفان به اسلام چشم دوخته‎اند.
در جاي ديگر نيز تأكيد مي‎كنند:
معتقدان به اصول انقلاب اسلامي در سرتاسر جهان، رو به فزوني‎اند. به ملت دلاور ايران عرض مي‎كنم كه، خداوند آثار و بركات معنويت شما را به جهان رسانده است.
روزنامه‎ي (پرتيتراژ) سيدني مرنينگ هرالد، در يك جمله نوشت:
اسلام از مرزهاي جغرافيايي عبور مي‎كند، مكتب‎هاي سياسي و رژيم‎هاي ملي را پشت سر مي‎گذارد و كشورهاي گوناگون، شاهد تحرك سياسي و رشد پاينده‎ي اسلام خواهند بود.
گزارشگر شبكه‎ي تلويزيوني (پربيننده‎ي ( cnn امريكا در يك برنامه‎ي نيم ‎‎ساعته‎‎اي كه در سال 1374، پس از ماه مبارك رمضان اجرا كرد، اين جمله را بيان كرد:
ماه رمضان امسال، نشانگر رشد فزاينده‎ي اسلام و علاقه‎ي روزافزون دنيا به فراگيرترين دين جهان بوده است.
خبرگزاري ايتاليا «انسا»، اعلام كرد:
اسلام در همه‎ي جهان، از مرزها فراتر رفته است و براي دوباره برپا كردن زندگي، در دنياي بحران‎زده‎ي كنوني به سيستمي تبديل شده است .
راجر هاردي كه چندي پيش، براي شبكه‎ي تلويزيوني BBC ، برنامه‎اي به نام «فرزندان امام خميني» ساخته بود، گفته است:
اسلام، امروز بزرگ‎ترين مسئله‎ي غرب است؛ حتي يك مسئله‎‎ي جهاني است. اسلام، امروز نه تنها در خاورميانه؛ بلكه در همه جا، عالم‎گير شده است و مبارزه‎ي با آن بسيار مشكل.
كلاوس كينكل (وزير پيشين امور خارجه‎ي آلمان) در يك مقاله‎اي نوشته است:
در حالي كه اسلام، در سي سال پيش از اين، هيجده درصد جمعيت دنيا را داشت؛ اينك به يك چهارم جمعيت دنيا؛ يعني، يك ميليارد و چهارصد ميليون نفر رسيده است.
ولي‌امر مسلمين فرموده‎اند:
چشم‎انداز جهانِ امروز، گوياي آن است كه، قرن بيست و يكم،‌ قرن اسلام است.
سخن دكتر روبرت كِرين، مشاور وقت نيكسون، رئيس جمهور پيشين آمريكا (كه رئيس بنياد «تمدن نوين» كشور نيز بوده است)، شاهد بر اين سخن مقام معظم رهبري است. دكتر رُبرت كرين در مصاحبه با هفته‎نامه‎ي «المسلم»، چاپ لندن، اين جمله را مي‎گويد:
من مي‎گويم: قدرت اسلام، برترين قدرتِ قرن بيست‌و‌يكم خواهد بود.
و در پايان هم جمله‎اي از روزنامه‎ي ايتاليايي «ايل‌جرناله» بيان مي‎كنيم كه، از اسقف ماجوليني نقل كرده است. او مي‎گويد:
آينده از آنِ اسلام است.
[1] . حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا باقرزاده.
سئوال : درباره‎ي معاونت روابط امور بين‎الملل دفتر مقام معظم رهبري توضيح بفرماييد و فعاليت‎هاي آن را تشريح كنيد.
جواب : دفتر مقام معظم رهبري، معاونت‎هاي گوناگوني دارد، يكي از معاونت‎ها، معاونت بين‎الملل است كه، كارهاي اجرايي و امور ارتباطي با مقام معظم رهبري و دفتر مقام معظم رهبري به عهده‎‎ي اين دفتر است؛ البته يك مشاورت بين‎الملل وجود دارد كه، (به اصطلاح) مسئول و مشاور بين‎الملل مقام معظم رهبري، جناب آقاي دكتر ولايتي هستند و وظيفه‎ي آن مشاورت هم، دادن مشاوره است و كارهاي اجرايي را پيگيري نمي‎كنند. دفتر مشورتي است و ارتباطش هم با خود مقام معظم رهبري است؛ اما معاونت بين‎الملل؛ معاونت بين‎الملل دفتر است و امور دفتر مقام معظم رهبري و وظايف محوله از طرفِ مقام معظم رهبري را عهده‎دار است.
اين دفتر همه‎ي مراسلات مقام معظم رهبري به خارج و نامه‎هاي ورودي كه از كشورهاي گوناگون، از شخصيت‎ها، از جاهاي گوناگون كه مي‎آيد، به اين دفتر مي‎رسند و اين دفتر مسئول پيگيري نامه‎هاي رسيده و فرستاده شده است و هم‎چنين مقام معظم رهبري چندين نماينده در دنيا دارند و چند دفتر و مركز اسلامي در خارج از كشور داريم كه نمايندگان مقام معظم رهبري مسئوليت اداره‎ي آن مركز و مديريت آنجا را به عهده دارند.
يكي آلمان است كه در مركز اسلامي هامبورگ است و مقام معظم رهبري در آنجا نماينده دارند و ديگري در اتريش است و يكي هم لندن كه در اروپا است.
در آذربايجان هم نماينده‎ي مقام معظم رهبري و دفتري در آنجا وجود دارد. در امارات هم دفتر و نماينده‎اي از مقام معظم رهبري؛ در سوريه هم همين طور، نماينده‎ي مقام معظم رهبري و دفتر برقرار است. در پاكستان هم مقام معظم رهبري نماينده و دفتر دارند. در اين كشورها كه عرض كرديم، نمايندگان مقيم و مستقر از طرفِ مقام معظم رهبري هستند. چند نماينده هم مقام معظم رهبري دارند كه مقيم نيستند؛ اما آمد و رفت دارند. هم در امور دانشجويان آسيا و اقيانوسيه و هم در امور دانشجويان اروپا و امريكا كه آنجا هم مقام معظم رهبري نماينده دارند. در چند كشور ديگر نماينده‎ي مقام معظم رهبري نداريم؛ اما نماينده‎ي دفتر داريم.
در هند و اندونزي نماينده‎ي دفتر داريم و تقريباً اين‎ها جاهايي است كه ما نماينده‎ي دفتر داريم و باز يك نماينده هم به طور موقت و مقطعي در اروپا در اسكانديناوي داريم كه در سوئد متمركز است. و يكي هم در دانمارك داريم كه تابعه است؛ البته دفتر رسمي نيست. در بعضي جاهاي ديگر هم افرادي داريم كه آنان رابط ميان ما و علماي آنجا هستند.
اين تقريباً جاهايي است كه ما دفتر داريم و در آنجا از طرف مقام معظم رهبري نمايندگي داريم. اين كارهاي نمايندگي‎ها و نمايندگان، و كارهاي اين مراكز نيز، همه به عهده‎ي دفتر معاونت بين‎الملل است و هم‎چنين گروه‎هاي اسلامي و شخصيت‎هاي مسلمان در كشورهاي گوناگون از شيعه و سني، آناني كه مي‎خواهند ارتباط داشته باشند، ارتباطشان از طرفِ دفتر است. در كشورهاي گوناگون دنيا ما هم مسلمانان و هم غير ‎مسلمانان، كساني كه نامه مي‎نويسند، تلگراف مي‎فرستند و يا پيام مي‎فرستند، از طريق پست الكترونيكي و امثال اين‎ها هم به دفتر مقام معظم رهبري مربوط مي‎شود و هم‌چنين كارهايي كه خود مقام رهبري واگذار و يا تكليف كنند كه دفتر انجام بدهد، امور اجرايي خارجي؛ از پيام‎ها، نامه‎ها و شخصيت‎ها، آمد و رفت‎ها، همه‎ي اين‎ها به عهده‎ي اين دفتر است.
سئوال : جناب آقاي اختري! ببينيد؛ يكي از مسائلي كه، من فكر مي‎كنم حرف دل خيلي از طلاب و فضلاء در حوزه‎ها باشد، اين است كه، خيلي از مراكز در جنبه‎ها و زمينه‎هاي گوناگون به حوزه‎ها التماس دعا دارند و از حوزه درخواست مي‎كنند كه پاسخگوي نياز آنان باشد؛ از جمله نيروي انتظامي، ارتش، روابط بين‎الملل، وزارت خارجه و صدا و سيما، همه‎ي اين‎ها از حوزه درخواست دارند؛ ولي حرف دل خيلي‎ها هم اين است كه، درخواست خشك و خالي فايده‎اي ندارد و كافي نيست. اگر صدا و سيما نيرو مي‎خواهد، بايد بيايد در حوزه سرمايه‎گذاري كند و نيرويش را خودش تربيت كند و آن‌طور كه دلش مي‎خواهد بردارد و ببرد؛ اگر ارتش نيرو مي‎خواهد، همين طور؛ اگر وزارت خارجه نيرو مي‎خواهد، همين طور. پرسشي كه بارها در اين نامه‎ها و در اين برنامه‎ها خدمت شما فرستاده‎اند، اين است كه، آيا دفتر معظم رهبري براي تربيت نيروهايي كه فرموديد در هامبورگ آلمان و امريكا نياز است كه استانداردهايي كه آنجا دارد، ما اكنون مطابق با آنان نيرو نداريم. آيا برنامه‎ريزي‎اي كرده‎اند كه طلبه‎هاي مستعد را براي آنجا تربيت بكنند يا نه؟
جواب : مي‎توانم عرض كنم كه، تا اين لحظه اين وظيفه به عهده‎ي دفتر گذاشته نشده است و همان طوري كه مي‎بينيد، دفتر معظم رهبري، حتي نسبت به داخل هم در هيچ‌كدام از كارها دخالت نمي‎كند و كاري را به عهده ندارد. دفتر بين‎الملل هم در اين زمينه‎ها خودش كاري ندارد و تكليفي هم در اين قضيه به او واگذار نشده است. اين تكليف به عهده‎‎ي حوزه است و بايد مديريت حوزه اين كار را انجام بدهد؛ يعني بايد مديريت حوزه، دانشكده‎ي تحقيق راه‎اندازي كند. و مبلغان و مبلغاتي را تربيت كند و با در نظر گرفتن نيازهاي امروز دنيا و آشنايي با زبان‎هاي گوناگون در دنيا، نيروهاي خوب را گزينش كند و تربيت كنند. لزومي ندارد كه اگر ما پنجاه نفر را (فرض كنيد) به زبان آلماني آشنا كرديم، حتماً همه‎ي آنان به آلمان هم بروند. خودِ دانستن يك زبان و كار كردن روي يك زبان بسيار ارزشمند است. معروف است كه هر يك زبان، يك انسان است؛ يعني يك انساني كه دو تا زبان بداند، دو تا شخصيت انساني دارد؛ سه زبان بداند، سه شخصيت انساني دارد. خُب، اين خودش ارزش است. اگر كسي اين كار را انجام بدهد؛ پيش از اين هم مقام معظم رهبري روي زبان تأكيد كرده‎اند؛ ولي ما هنوز كسي را نداريم. شما ببينيد! اكنون در دانشگاه‎ها اين‌گونه است؛ يك نفر وارد دانشگاه مي‎شود؛ چهار، شش يا هشت سال درس مي‎خوانَد و در يك مقطع ليسانس مي‎گيرد؛ در يك مقطع فوق ليسانس مي‎گيرد؛ دكترا مي‎گيرد و در همان رشته‎ي خودش يا در دانشگاه يا در جاي ديگر، او را به كار مي‎گيرند. او هم به كار خودش آشنا است، كار خودش را انجام داده است؛ اما ما در حوزه اين طور نيست كه اگر منِ طلبه وارد حوزه شدم، ده سال درس خواندم، بدانم پس از ده سال به من اجازه‎ي اجتهاد مي‎دهند يا نه! در حال حاضر كه حوزه خوب است؛ به سببِ نياز جمهوري اسلامي، اجازه‎ي اجتهاد مي‎دهند؛ ولي پيش از اين مي‎گفتند كه، هيچ مجتهدي حاضر نيست، اجازه‎ي اجتهاد بدهد و هيچ‌كس اصلاً حاضر نبود كه اجازه‎ي اجتهاد بدهد؛ مگر براي يك كسي كه جامع الشرايط باشد و (به اصطلاح) مجتهد مطلق باشد و همه چيز داشته باشد و خودش ديگر شناخته شده باشد و افراد ديگر هم بپذيرند كه او مجتهد است؛ تازه شايد هم نمي‎گفتند! و اين‌طوري درست نيست؛ بلكه بايد ما يك مقطعي را درست كنيم، كه بدانيم اگر اين طلبه وارد اين‎جا شد و دوازده سال از اين مقطع گذشت، سرانجام (با معدل 12، 15 يا 20) به او اجازه‎ي اجتهاد مي‎دهند. مثل دانشگاه كه به او دكترا مي‎دهند؛ آن كسي كه در مقطع پايين‎تر است نيز همين طور. در زمينه‎ي تبليغ هم همين طور. اگر ما چنين كاري را انجام بدهيم، مي‎توانيم در طول چهار سال، هشت سال، ده سال دوره‎هاي ويژه و برنامه‎هايي ترتيب بدهيم كه پس از اين مدت، افرادي كارشناس و مبلغاني وارسته به جامعه تحويل بدهيم. حالا ممكن است كه ما پنجاه نفر تربيت كنيم، ده نفر از آنان، از نظر تبليغي مؤثر واقع نشوند، حالا مگر قرار است، اگر بنده يك جايي منبر مي‎روم، همه من را قبول كنند! يا همه منبري يا مبلغ بشوند! اين‌همه مبلغ كه تبليغ مي‎روند، مي‎بينيم در ميان صد نفر، دو نفر (به قول معروف) گُل مي‎كنند؛ اما بقيه گل نمي‎كنند. ممكن است كه هشتاد نفر هم خوب باشند، ده نفر هم اصلاً مدرك بگيرند؛ ولي از آنان كار تبليغي برنيايد. خُب مي‎شود در كار ديگر از آنان استفاده كرد.
سئوال : بله، بي‌شك همين طور است. منظور من نيز اين نبود، كه منكر رسالت حوزه در اين خصوص بشوم. بي‌شك حوزه هم رسالت دارد، طلبه‎ها بايد خودشان، روي خودشان سرمايه‎گذاري كنند؛ زبان بياموزند؛ هنر ياد بگيرند. اين مطلب مسلمي است؛ اما به هر حال، آن نيروهايي كه از حوزه كمك مي‎خواهند، بايد در اين زمينه سرمايه‎گذاري كنند؛ براي مثال عرض بكنم: شايد مثلاً ده سال پيش از اين، كه دانشكده‎‎ي صدا و سيما در قم نبود، خُب، مسئول صدا و سيما در قم مي‎آمدند:‌ (به اصطلاح)، علما بيايند و كمكمان كنند. يك نيرو از قم كه نمي‎تواند به صدا و سيماي تهران برود و بگويد كه من آمده‎ام كمكتان كنم؛ آنان بايد اين‌جا بيايند و دانشكده‎ي صدا و سيما بزنند، نيرويشان را بردارند و ببرند. من فكر مي‎كنم كه حالا افزون بر اين‌كه بايد خود طلبه‎ها و مديريت حوزه سَهم داشته باشند (كه قطعاً هم همين طور است)؛ اما به هر حال از يك جايي بايد اين كار شروع بشود. اكنون ما در حوزه، نيروهايي داريم كه متخصص‎اند؛ كلام را مي‎دانند و با مذاهب آشنا هستند. اينان گاهي وقت‎ها با يادگيري يك كار ضروري، مثل آموختن زبان، آماده براي اعزام خواهند بود.@#@
جواب : البته ما در فكر هستيم، نه اين‌كه، حالا در اين زمينه هيچ فكري نكنيم. من خودم طرفدار اين هستم كه اين كار انجام بگيرد و اكنون هم در صدد هستيم كه (انْ شاء الله) با همكاري حوزه و بعضي از نهادهايي كه در ارتباط با اين كار هستند، يك بناي خوبي را در اين زمينه بگذاريم.
سئوال : آنچه در اروپا يا امريكا، به اسم اسلام پيشرفت مي‎كند؛ اسلامي سني و وهابي است كه با دلارهاي حجازي حمايت مي‎شود. شايد در آينده اينان در برابر ما هم جبهه‎‌گيري كنند. شيعه در اين زمينه چه جايگاهي دارد و چه كار كرده است؟
جواب : اين پرسش، پرسش بسيار خوبي است و خوب است كه همه‎ي ما به اين توجه داشته باشيم. من به شما عرض كنم كه، قضيه عكسِ اين است. اصلاً اسلامي كه امروز در دنيا در حال رشد است، اسلام وهابي نيست. وهابي‎ها اكنون بيش‎ترين حضور و وجودشان در عربستان است و إلا با سرمايه‎گذاري زيادي كه در پاكستان، هند و كشورهاي ديگر و حتي در مصر مي‎كنند، اينان آن ظهور و بروزي كه در عربستان دارند، در آنجا ندارند. بيش‎تر مردم سني در دنيا، خاصه در اين دوره‎ي جديدي كه امروز ما داريم، در دنيا كه نگاه بكنيم، بيش‎ترين جمعيت سني طرفدار معنويت و (به اصطلاح) به گونه‎اي عرفان در قالب تصوف؛ حتي تصوف آنان با صوفي‎گري‎اي كه در ميان شيعيان هست، تفاوت دارد. بيش‎تر علماي بزرگشان همين طوري‎اند (به اصطلاح) جزو متصوفه‎ي خودشان هستند و گروه‎هاي عرفاني دارند. همه‎ي مسلماناني كه اكنون ما در اروپا و امريكا از علماي مردم سني هم كه در آنجا داريم، اينان همه طرفدار عرفان و معنويت هستند و با اين وهابي‎گري و (به اصطلاح) كارهاي وهابي مخالف هستند. ازطرفِ ديگر هم پس از يازده سپتامبر اينان نه تنها در امريكا، در اروپا؛ حتي در آسياي ميانه، در هند و در كشورهاي ديگر به محدوديت‎هاي زيادي دچار شده‎اند. و آن حركت آزادي‎ را كه پيش‎تر داشتند، اكنون ندارند؛ چون پيش از اين براي مقابله‎ي با ايران براي آنان يك آزادي‎هايي به عربستان و عربستاني‎ها مي‎دادند؛ از آن تاريخ به بعد، براي آنان محدوديت‎هاي زيادي به وجود آورده‎اند؛ از اين رو، اسلام وهابي‎گري در حال پيشرفت نيست و به معناي ديگر، اصلاً در بيش‎تر اين كشورها، وهابي‎ها هر مقدار سرمايه‎گذاري كنند، شكست مي‎خورند، نه به سببِ يازده سپتامبر؛ حتي پيش از اين هم در بيش‎تر اين كشورها آنان بسيار محدود بودند؛ نفراتشان كم بود و طرفدارهايشان هم زياد نبود، اكنون ما سني متعصب، آن طوري كه (به اصطلاح) پيش از اين بود يا در مكه و مدينه شماها ديده‎ايد يا شنيده‎ايد كه در عربستان اين طور سني بسيار كم داريم و اين قدر زياد نيستند. بيش‎تر سني‎هايي كه از كشورهاي ديگر اكنون به عربستان مي‎آيند، از آن وهابي‎هايي كه در آنجا هستند، تقيه مي‎كنند. در كنار اين، اساساً تشيع در حال پيشرفت است و يك پذيرش چشمگيري نسبت به شيعه و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در دنيا به وجود آمده است. ما اين را فراموش نكنيم كه اكنون زمينه‎هاي بسيار خوبي داريم؛ حتي ما در ميان سني‎ها، پيشروي‎هاي خيلي خوبي را داشته‎ايم و هنوز هم داريم.
سئوال : ما امروز در ايران خودمان شاهد خطرهايي هستيم كه اسلام را تهديد مي‎كند و در واقع رويگرداني از اسلام را شاهد هستيم. آن وقت چطور به دنبال جايگاه ايده‎آل اسلام در دنيا هستيم؟
جواب : من هم اين را عرض مي‎كنم كه، حتي نسبت به داخل نمي‎پذيرم كه اين‌چنين باشد و درباره‎ي خارج هم عرض خواهيم كرد. ببينيد! در داخل كشور، شما همين امروز قزوين را مشاهده كرديد! اين چيست؟ اين رويگرداني از اسلام است! شما پيش از ماه رمضان، زنجان را ديديد! اين رويگرداني از اسلام بود! شما روز قدس را در اين كشور ديديد! حالا ما خودمان كه در اين جمعيت‎ها هستيم (اين قدر كه مي‎دانيم) حتماً اين نيست كه راديو اسرائيل بيايد و بگويد كه چند هزار نفر بسيجي يا سپاهي را به تهران آوردند و تظاهرات كردند. يا فردا كه 22 بهمن مي‎آيد؛ آن شب‎هاي قدر؛ آن ايام عاشورا؛ اين رويگرداني از اسلام نيست. اگر ما مي‎بينيم كه بعضي جاها مشكلات و انتقاداتي وجود دارد و بعضي از مردم ملاحظاتي دارند، اين مسائل با اسلام‎خواهي و طرفداري از اسلام منافاتي ندارد و هم‌چنين اين مسائل انتقاد به اسلام نيست؛ حتي در ماه مبارك رمضان شما چقدر ديديد؛ چند درصد مردم را شما احساس مي‎كنيد كه روزه نگرفتند! در هر صورت مردم روزه مي‎گيرند؛ مردم نماز مي‎خوانند. اين رويگرداني از اسلام نيست. اگر من اعتراضي دارم؛ اگر شما يك اعتراضي داري؛ اگر آن آقا يك اعتراضي دارد؛ يك وقتي به منِ مسئول اعتراض دارند؛ يك وقتي به استاندار اعتراض دارند؛ يك وقتي به پاسدار اعتراض دارند؛ به نظامي اعتراض دارند؛ (فرقي نمي‎كند) به دادگاه، دانشگاه و مجلس‎ها، اگر به همه‎ي اين‎ها اعتراض است، اين اعتراض، همان حق آزادي‎ است، كه اسلام به افراد داده است و گفته است شما نظرتان را بگوييد. اين ابراز عقيده است. اسم اين‎ها رويگرداندن از اسلام نيست. وآن مجموعه‎هايي را كه مي‎بينيم و مي‎شنويم؛ قلم‎فرسايي مي‎كنند؛ مزدوري مي‎كنند؛ حركت‎هاي (به اصطلاح) ... از خودشان نشان مي‎دهند؛ اين‎ها را مطالعه كنيد؛ يعني با عقل (به اصطلاح مقارنه و مقايسه) بسنجيد. گاهي اوقات پانزده روز در همين دانشگاه تهران براي يك سخنراني يا يك جلسه، تبليغ مي‎كنند. وقتي جلسه بر پا مي‎شود، چهار صد نفر آدم هم نمي‎آيد. در همه‎ي اين دانشگاه و در اين چندين هزار دانشجويي كه در تهران هستند؛ وقتي «صداي اسرائيل» يا «فردا» را مي‎شنوي، احساس مي‎كنيد؛ فردا در تهران غوغايي خواهد شد؛ ولي فردا شما در تهران مي‎بينيد كه اينان اين‌همه كه كار كرده‎اند، تنها دويست و پنجاه نفر آمده‎اند، جمع شده‎اند. اين معنايش اين است كه، آنان چيزي ندارند. همه‎اش بوق و كَرنا است؛ همه‎اش سر و صدا است؛ ولي طرفداران اسلام خيلي زياداند. نيازي نيست كه اينان هر روز بيايند و بگويند كه به ميدان بيايند. بيايند چه كار كنند! اما در موقعيت‎هايي كه پيش مي‎آيد، آنان را مي‎بينيد كه جلو مي‎آيند. در دنيا هم همين طور است. در دنيا هم اكنون طرفداري از اسلام بسيار زياد است. نمونه‎هايي كه عرض كرديم، مبالغه نيست، اين خيلي كم‎تر است از آنچه اكنون در دنيا وجود دارد.
سئوال : با توجه به اين‌كه در حوزه‎هاي علميه، بودجه‎هاي بسياري از مراكز پژوهشي را مراجع تقليد و خصوصاً مقام معظم رهبري هم به عهده دارند و اين بودجه از سهم امام است. پرسش اين است كه، محصول اين پژوهش‎ها گاهي وقت‎ها، يك CD مي‎شود. آن وقت، CD كه مستهجن باشد، با قيمت‎هاي بسيار ارزان يا اصلاً به صورتِ رايگان در بازار موجود است؛ اما يك CD اسلامي را وقتي يك خانواده‎ي كارمند يا كارگرِ كم‌بضاعت مي‎‎خواهد تهيه بكند، فرض كنيد، بايد مثلاً از ده هزار تومان تا صد هزار تومان براي يك CD اسلامي پول بدهد. با توجه به اين‌كه داعيه‎ي ما گسترش اسلام در سراسر دنيا است؛ پس چرا بايد هزينه‎ي مطالعات اسلامي براي مردم ما اين‌قدر گران باشد؟
جواب : البته اين مسئله به من ارتباط ندارد، كه چگونه اين‎ها را عرضه مي‎كنند. علت اين‌كه قيمت آن را ارزان نمي‎كنند و شايد مصلحت هم نباشد كه آن را ارزان در اختيار افراد قرار بدهند؛ يكي از جهاتش اين است كه، اگر شما اين‎ها را به قيمت ارزان به بازار آورديد، مردم بي‎توجه مي‎شوند و ارزشي براي اين قائل نمي‎شوند و نمي‎دانند كه اين مطالعات (فرض كنيد) چندين ساله‎ي ده‎ها نفر است، و اين‎ها نتايج تحقيقاتي است كه، گروه‎هاي گوناگوني نشسته‎اند؛ روي اين كار كرده‎اند و از لا به لاي صدها كتاب اين را در آورده‎اند و به صورت يك لقمه و غذاي آماده در اختيارش گذاشته‎اند. اين را ما بايد حساب كنيم. غير از اين‌كه هزينه‎هاي زيادي صرف شده است تا اين‌كه نتيجه‎اش به اين‌جا رسيده است. اين را هم در نظر داشته باشيم كه اگر بخواهد به قيمت ارزان در اختيار افراد قرار بگيرد، بي‌شك تبعات منفي در بر خواهد داشت. (به اصطلاح) مي‎گويند كه، هر ارزاني بي‌ علت نيست و خيال مي‎كنند، علتي دارد كه ارزان فروخته مي‎شود.
سئوال : حاج آقا! مي‎توانند اهداء بكنند؛ ولي قيمتش هم بر روي آن نوشته شده باشد.
جواب : بله، البته اين كار ديگري است. در نمايشگاه يا در جاهاي ديگر مي‌شود به افراد خاصي اين‌گونه هديه داد و كارهاي ديگري است كه مي‎شود انجام داد؛ اما كلاً قيمت به اين صورت است.
سئوال : در سفرهاي خارجي كه مسئولان دارند، آيا جلسه‎ي پاسخ به پرسش‎هاي سياسي هم هست؟ تاكنون در يك سفر خارجي نديده‎ايم كه مسئولان در آنجا به پرسش‎هاي عقيدتي پاسخ داده باشند. آيا مي‎شود براي اين تدبيري انديشيد؟
جواب : بله، اين را هم عرض كنم كه، فكر نمي‎كنم چندان درست باشد؛ براي اين‌كه شما پاسخ به پرسش‎هاي كدام مسئول را در كجا ديده‎ايد؟ اگر مثلاً فرض مي‎كنيد كه آقاي رئيس‌جمهور وقتي در يك جايي تشريف مي‎برند يا وقتي كه در يك كنفرانسي شركت كرده‎اند و يا در يك محيطي، ايراني‎ها يا افراد ديگر، آنجا اطرافشان را گرفته‎اند، معمولاً پرسش‎ها همين است. ممكن است كه دو نفر هم يك پرسش ديني خاصي از ايشان داشته باشند؛ اما رسم نيست كه از رئيس‌جمهور پرسش‎هاي ديني بكنند يا امور ديني را از او بپرسند؛ اما ما خودمان هر كجا كه رفتيم، هر كس كه از ما پرسشي داشت، ما مي‌ديديم كه بيش‎تر پرسش‎ها درباره‎ي اسلام و دين و پيشرفت‎هاي ديني و حوزه‎هاي علميه است.@#@
سئوال : جهت به كار‎گيري فارغ التحصيلان مركز جهاني علوم اسلامي، خاصه از كشورهاي همسايه، با توجه به تعداد نسبتاً زياد آنان، چه تمهيداتي به كار گرفته شده است؟
جواب : اين مربوط به مركز جهاني است. مركز جهاني در حال مطالعه و بررسي اين كار است. و اخيراً كه حضرت آيت الله مصباح يك سفري به هندوستان داشتند، ايشان هم يك پيشنهاد خيلي خوبي را خدمت مقام معظم رهبري داده‎اند كه (إنْ شاءَ الله) از طريق مركز جهاني پيگيري خواهد شد. همان‌طوري كه عرض كردم، نخبگان و افراد شايسته، شخصيت‎هاي زحمتكش و با استعداد و قابل، از ميان ديگر افراد، گزينش شوند و براي آنان برنامه‎ريزي خاصي بشود. حالا يك عده در مراحل (به اصطلاح) تبليغ و در مراحل پايين‎تر و افراد ديگر، در مراحل بالاتر، روي آنان كار بشود كه (إنْ شاءَ الله) بتوان از آنان شخصيت‎هاي خوبي را بپرورانيم و به جهان عرضه كنيم.
«وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ»‌